بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۱۲ آذر ۱۳۷۹

دست از سر سيد بيچاره نبوي نويسنده برداريد.

مي خواستم در دوجمله کوتاه ازشما خواهش کنم که دست از سر سيد بيچاره نبوي نويسنده برداريد.

ميخواستم بگويم اين کاري که آغاز کرده ايد آزار دهنده است، پايان خوشي نخواهد داشت. ديدم صحبت کردن با شما بسيار سخت است.

شما کي هستيد؟ چرا بايد چشمداشت بي آزاري از شما سنجيده و پسنديده بشمار آيد؟ گيرم که به نام ايران آغاز کرديد و من نميتوانستم براي يک روز هم که شده تلاش شما را ناديده بگيرم. ولي شما مگر ازهمان روز آغاز پا را از سنت هاي سخت جان بيرون گذاشتيد ونگاهي به زندگاني پيشين و پيشينيان خويش انداختيد که امروز بتوانيد دريابيد بر سيد ييچاره ودوستان و دوستداران او چه ميگذرد.

از نخستين روز تلاش پر ارجتان خواننده آن بوده ام، امروز نمي دانم سپاسگزار که هستم و بدتر از آن مسووليت بيدادي که روزانه بر طنزپرداز خوش ذوق ما روا مي داريد به دوش کيست. همين دو پرسش کوتاه نشان مي دهد که شما را با کار و بار آقاي نبوي نکته پرداز کاري نيست و کار خود مي کنيد.

بسيار خوب. نگاهي به زندگاني بهنود روزنامه نگار در دو دهه گذشته بيندازيم که بسيار پند آموز است. پندآموز از اينرو که زماني در زندان هاي جمهوري اسلامي گوشه گير شد که سياستمداران هم اگر به زندان رفتند مي خواستند روزنامه نگار ناميده شوند.

به ياد داريد روزهايي را که دوم خرداد هنوز در سالنامه آزاديخواهي ايرانيان جاي نگرفته بود و آقاي بهنود کيسه بوکس کساني بود که تنها يک نيمروز کند و کاو در نام و نشانشان راه به رهبري اين يا آن سازمان سياسي مي برد. امروز او درگوشه زندان است. امروز وظيفه همگاني سياستمداران ميهندوست و آزاديخواه ايران آنست که او رابه سلامت برسر ميز کارش بر گردانند تا او با شيوايي و رواني هميشگيش بنويسد سگي مردي را گاز گرفت خبر نيست، روزانه هزاران بار در اين يا آنجاي جهان روي مي دهد، مردي سگي را گاز گرفت خبر است و بايد به گوش جهانيان رسانده شود.

در جمهوري اسلامي خبر چيست؟ بازوي خراشيده آقاي گنجي يا گفته هاي نبوي و قوچاني؟
نبوي و قوچاني سياستمدارنبودند، و به گمان من در تاراج درآمد نفت هم سهمي نداشتند، آنها امروز ازاين شانس بزرگ برخوردارند دريابند چرا گلشيري مي نوشت ما نويسنده ايم و دولت آبادي ـ اين عصاره زنده شرف و اعتبار نسلهايي از ايرانيان - زير آن امضا ميگذاشت. وچرا گلشيري هيچگاه نامزد نمايندگي مجلس نشد.

اگر در ايران پس از دادگاه برلين کساني پيدا شوند و سرافراز در برابر حجاريان و نوري ايستاده و بگويند ما روزنامه نگاريم. مي توان گفت درخت دوم خرداد به بر نشست. اين يک خبر است حتي اگر روزنامه کيهان آن را چاپ کند.

۱۳ آذر ۱۳۷۹