بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۱۷ تیر ۱۳۸۱

زبان مردم آزاد است

در يکي از افسانه هاي مردم آلمان شاهزاده خانمي زيبا گرفتار جادو مي گردد و در سياهچالي به بند کشيده مي شود. خدمتکار او رنج هاي بسيار مي برد و از سدهاي فراوان مي گذرد تا اين که جادو را مي شکند و شاهزاده خانم را آزاد مي سازد. او را بر گاري مي نشاند و به راه مي افتند. چندي که مي روند صداي ترکش هايي شاهزاده خانم را هراسناک مي کند. خدمتکار مي گويد بانوي من نهراسيد. از روزي که شما گرفتار شديد هفت زنجير دور قلب من حلقه زد. آن زنجيرهاست که پاره مي شود.

از مرداد ماه ۱۳۵۸ تا خرداد ۱۳۷۶ من حال و روز آن خدمتکار را داشته ام. پس از دوم خرداد يکي از هفتاد زنجير دور قلب من ترکيد. و از آن روز دستاوردها و سرنوشت دوم خرداد دغدغه روزانه من و «ايران امروز» شما هم يکي از افزارهاي آن بوده است.

اين روزها ماجراي آقاجري و درگيري ماموران نيروي انتظامي با دو عضو سرشناس هيات رئيسه مجلس فرصت نداد کسي در باره دستاوردهاي دوم خرداد با من به چون و چرا بپردازد. افسوس. من سند بي مانندي براي گفتگو در دست داشتم: «ايران امروز» شما.

در «ايران امروز» گردانندگان و همکاران شناسانده شده اند. پس از ۵ سال. ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است. شناسايي يک روز ديرتر بار پوزش از خوانندگان را باز هم سنگين تر مي کرد. در روزهايي که جوانمرگي برخي و دنباله روي و روزمرگي و بي ابتکاري برخي ديگر از روزنامه ها از دغدغه هاي روزانه ايرانيان روزنامه خوان است. گردانندگان «ايران امروز» به ماندگاري آن اميدوارتر شده اند و چهره شناسانده اند. خوش است. بهترين آرزوهاي نيک خواهانه من همراشان.

به ياد دارم پاييز سال ۱۳۷۹ را که من هم مانند بسياري از ايرانيان نگران زندگي و کار و آبروي روزنامه نگاران کشور بودم و آن را در چند جمله به روي کاغذ آورده بودم و شما آن را در «ايران امروز» گذاشتيد. سپاسگزاري از شما ماند به امروز که چهره نموديد. همانجا پرسيده بودم: شما کي هستيد؟ شما امروزه اين پرسش را بر پيشاني پرسش هاي ديگري گذاشته ايد که در اين چندين و چند سال با آنها روياروي بوده ايد. و در «ايران امروز» به آنها پاسخ داده ايد.

من سر آن ندارم که به نقد پرسش ها و پاسخ هاي شما به پردازم و تنها مي گويم که دست مريزاد. يک سند بي مانند از اصلاح طلبي اين روزها ارائه داده ايد.

اجازه بدهيد به اطلاع خوانندگان شما برسانم پرسش آن روز من از شما داراي نام و نشاني آشکار و روشن بوده است. اما نام و نشان پرسشگران ديگر در پس پرده مي ماند. و به جاست بگويم که پرسش آن روز من اگر چه با پرسش هاي آن دو نماينده مجلس از ماموران انتظامي هم خانواده است ولي با پرسش هاي ديگري که در کنارش جاي گرفته است هيچ خويشاوندي ندارد. شما کي هستيد؟ روزنامه نگار؟ ما را به مرام ، مسلک ، وابستگي سازماني و حزبي ، چگونگي نگاه کج و يا راست يک يک شما به اين يا آن نهاد اجتماعي و همچنين فعاليت شما در آن ها کاري نيست.

تا اين جاي کار چندان پيچيده نيست. پيچيدگي از زماني آغاز مي شود که ما اين پرسش را در برابر آقاي آقاجري بگذاريم. آقاي آقاجري شما کي هستيد؟ شهروند ايران؟ بي چون و چرا زبان مردم آزاد است. استاد دانشگاه؟ بسيار خوب از ويژگي هاي آن مانند همه همکارانتان بهره گيريد. سياستمدار؟ نشد. نشد آقا. بگذاريد اين جنجال فرو خوابانده شود. جاي چون و چراي بسيار است. نباشد هيچ کار سخت کان را در نيابد فکر آسان ساز.

به گمان من در اين پنج سال شما بسيار به خود سخت گرفته ايد. واژه مستقل بر پيشاني روزنامه ها نه يک تعارف خشک وخالي و نه آنگونه که جارميزنند فرار از جانبداري هاي اجتماعي است ، بلکه اعلام رسمي نوع رابطه و چگونگي پيمان اجتماعي ميان خوانندگان و گردانندگان روزنامه است. اعلام علني نام و چگونگي دسترسي به دارندگان مسووليت هاي گزينش و انتشار، بيان کننده مسووليت پذيري و پاسخگويي آنها نه تنها در برابر قراردادهاي اجتماعي بلکه در برابر يک يک خوانندگان است.

در ايران ما پس از آنکه درفش آزادي ومردم سالاري با نام مشروطه برافراشته شد روزنامه نگاري را قوه چهارم در کنار سه قوه ديگردستگاه کشورداري اعلام مي کردند. يعني که مي دانستند اينجا هم قدرتي اجتماعي نهفته است. و دارنده اش اگر شناخته شده و مسووليت پذير و پاسخگو در چارچوبه اي قانونمند نباشد، چماقي خواهد بود دردست کامجويان قدرت. اين در سرشت پديده نهفته است نه در خوش خيالي ها و خوش باشي هاي بازيگران بازي فريباي قدرت.

۱۷ تير ۱۳۸۱

بازتاب (1)

» دکتر آقاجری عزيز! زبان مردم آزاد است
دکتر عزيز! هر گونه تقسيم شهروندان نطفه فاشيسم را در خود مي پروراند. و تا وقتي که آيين و ايمان مردم بازيچه بازی های سياسي قرار مي گيرد، بازيگر... دنباله