بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۳۰ تیر ۱۳۸۱

نخست کشور پس از آن حزب و دسته و صنف

براي مردمسالاري و شرکت مردم در گردش کار کشور خويش هيچ چيز خطرناکتر از دشمن خارجي نيست

از جنبش تنباکو تا دوم خرداد ۱۳۷۶ تلاش ايرانيان در راه آرمان هاي خويش هر ناکامي يا کاميابي به همراه داشته باشد يک دستاورد مشترک داشته است و آن اينکه کشور برجا مانده است؛ و هر نسلي آن را همانگونه که گرفته است بدون دگرگوني در مرزهايش با سربلندي به آيندگان سپرده است.

در همه اين سالها هيچ نسلي از کوشش فداکارانه براي نوسازي و آباداني ايران دريغ نکرده است و هر بار زخمي از داغ و درفش، تلخکام از ويراني ها چشم اميد به آيندگان دوخته است.

همينكه ايران هنوز پا برجاست گوياي توانايي سياستمداران سنتي در نگهداري آنست. و اينكه هنوز ويران است هم نشانه اي از ناتواني آنهاست. و اين ناتواني بيش از هر چيز در هنگامه سپردن کار آباداني کشور به دست ساکنان آن خودنمايي کرده است. و ايران براي آباداني ثروتي کاراتر از مردمان دست و دهان بسته اش نداشته است.

در همه اين سال ها داغ و درفش همواره براي جلوگيري از رخنه شيوه هاي نوين در چگونگي کشورداري ايرانيان به کار رفته است و اداره کشور با همان راه و رسم نياکاني در دست سياستمداران سنتي بوده است.

ارزيابي ما در باره پيدايش و پويش و سرنوشت جنبش اصلاحي کنوني کشورمان هر چه باشد، مي توان پذيرفت که مردم سالاري يکي از آماج هاي آن و نيز يکي از راهکارهاي مبارزه براي دستيابي به آن در اين سال ها بوده است. و اين به معني آن است که جنبش مردم يک بار ديگر چشم اسفنديار سياستمداران سنتي کشور را نشانه رفته است.

براي مردمسالاري و شرکت مردم در گردش کار کشور خويش هيچ چيز خطرناکتر از دشمن خارجي نيست. نه به نقل از اين يا آن فرزانه بزرگوار بلکه به گواهي گوشت و پوست يک يک ايرانيان در سالهاي ايستادگي و رزم دلاورانه در برابر هجوم ارتش صدام. براي همچو مني که آزادي خرمشهر را روزنامه کيهان به دست در خيابان ها به پايکوبي پرداخته است زندگي زيسته در سالهاي پس از آن گواه اين مدعاست.

«محور شرارت» رييس جمهور آمريکا براي ايرانيان به راستي خفتبار بود و چه نيکوست که اين احساس به وسيله کسي نمايندگي شد که برگزيده مردم است. نمي توان به سادگي پذيرفت که تهديدهاي رييس جمهور آمريکا بر باد بنا شده است. و شرارتي به نام کشور ما از کسي سر نزده است. ولي آنچه که بوده دور از چشم مردم ايران انجام گرفته است و مي توان به جهانيان فهماند ايرانيان در برابر آنچه كه نميدانند مسووليتي نمي پذيرند. بر همه گوشه هاي پنهان كنش هاي آقايان بايد فروغ روشنايي افكنده شود. چه در گستره ايران و چه در سرتاسر جهان.

اما به راستي بدون کوشش برخي نمايندگان مجلس و سياستمداراني که در ماههاي گذشته آبروي خويش و آينده سياسي خود و سازمان هاي سياسي شان را در گرو آبروي ايران نهادند؛ کوشش هاي ايرانيان بيرون مرزهاي ايران به تنهايي نمي توانست به بيانيه شورانگيز چند روز پيش رييس جمهوري آمريکادر باره ايران و ايرانيان بينجامد. به مردم و کشوري که اينگونه غرورآفرين وصف شده است نمي توان به سادگي لشگر کشيد. آيا سياستمداران ما اين حقيقت ساده را هضم خواهند کرد؟

اسفناك اين نيست که برخي از سياستمداران كشور ما هستي خود را تنها در نابودي ديگري معنا مي كنند. چه در گستره ايران و چه در بيرون مرزهاي آن. براي بيماري آنها من يکي هنوز نسخه اي نيافته ام. بلکه تاسف در آن است که ناتواني سياستمداران سنتي در همراهي با جنبش مردمسالاري کشورمان چگونگي رفتار با مردم و فرمانروايان آمريکا را به بخشي از سياست داخلي ايران تبديل کرده است. با حکم حکومتي آزادي زبان مردم و نمايندگان آنها در رابطه با آمريکا پايمال شده است. ناسزاگويي چارواداري بر سر هر کوي و برزني جاي سياست را گرفته است. بدون توجه به احساس خفتي که در آن سوي اقيانوس ها پديد مي آيد. خودسري ها دامن زده مي شود بدون کوچکترين نگراني از آزمون هاي دهها بار آزموده شده که اين خودسري ها همواره با گردش پرگار پديدآورندگانش نخواهد چرخيد. بلکه اين نيز عروس هزار داماد است.

ناتواني در همراهي با جنبش مردم سالاري به دشمن تراشي خيره سرانه براي کشور راه برده است و تدبير سنتي سياستمداري ايراني در آستانه آزموني سرنوشت ساز جاي گرفته است. آيا احساس غرور ايرانيان نيز همانند احساس خفتشان نمايندگي خواهد شد؟ آيادر تدبير سياستمداران ما مصلحت کشور بر سود حزب ها و فشار دسته ها و صنف هايشان پيشي خواهد گرفت؟

۳۰ تير ۱۳۸۱