بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۲۹ شهریور ۱۳۸۲

کرامت انسان والاترين ارزش هاست

شرف سربازی و آلماني من، به من اجازه نمي دهد به چنين فرمانهايي گردن بگذارم، و زير چنين بخشنامه هايي را امضا کنم. اين جمله ها مضمون گفته های به نوشته درآمده يک افسر نازی است در جنگ جهاني دوم، پس از چيرگي در جبهه ای در کشوری ديگر. و بخشنامه از بالاترين ارگان ارتش نازی صادر شده بوده است، برای خودداری و جلوگيری از چپاول، پس از تسخير شهری در بيرون آلمان. به فرمان بالاترين مقام ارتش، همه افسران و فرماندهان بايستي زير آن بخشنامه امضا مي گذاشته اند. او مي گويد شرف سربازی و آلماني او به او اجازه چپاول و غارت نمي دهد. و وقتي چنين است چرا بايد زير آن بخشنامه امضا بگذارد. امضای بخشنامه به معني آن است که او اهل چپاول و غارت است و تنها فرمان بالادست جلوگير اوست. آيا زيبا استدلال نکرده است؟

پس حتي در اردوی نازی ها هم زيردست اگر چيزی را شايسته خود ندانسته است، ايستادگي کرده است، تا سرپيچي از فرمان فرماندهي نظامي. و آنچه که به مضمون گفته شد، بر سندی نظامي و در موزه ای امروزه در دسترس جويندگان رازهای تاريخ است. اما فردای آن روز به فرمانده يادشده از بدرفتاری مردم دهکده ای با سربازان نازی خبر مي رسد. به آنجا مي رود و در يک نيم روز دستور اعدام نزديک به سيصد انسان را که اسير سربازان او بوده اند، صادر کرده و خود نيز به اجرای دستور نظارت مي کند. و اين جنايت هولناک هم ثبت شده است و در دسترس پژوهشگران تاريخ است. در وجدان او، در شرف سربازی و ملي او، کشتن اين همه انسان مجاز بوده است.

اگر از فاجعه آن نيمروز خبر نداشتيم، چه آفرين ها که به وجدان و شرف ادعايي آن فرمانده نثار نمي کرديم! و به راستي مگر او آن چنان دليرانه از امضای آن بخشنامه سرپيچي نکرده بود! چرا به سادگي به آن جنايت هولناک دست زده است؟

علت را بايد در نظام ارزشي او جستجو کرد. چنين جنايت هايي که به سادگي با پس و پيش شدن ارزش ها و سنجه ها از انسان ها سر زده است، خردمندان انساندوست را بر آن داشته است که آزادي، عدالت و صلح را که ارزش های والای زندگاني آدميان بوده و هست، بر ارزشي والاتر استوار سازند که کرامت انسان نام گرفته است. آزادی که انسان همواره در جستجوی آن بوده است، و عدالت و صلح برای انسان ها ست. پس در انسان ارزشي نهفته است، که ارزش های والای ديگر برای آن است و در رابطه با آن معنا پيدا مي کند، و آن چيزی است که ميان همه انسان های کره خاکي ما مشترک است و در هستي آن ها معني پيدا مي کند. و اگر آن فرمانده آموخته بود که جان انسان والاتر از دارايي اوست، هرگز دست به چنان جنايتي نمي زد. او ارزش دارایي را مي دانسته است. و به شرف سربازی و ملي خود هم آگاه بوده است. جان انسان ها، زندگاني انسان ها، هستي آنها برایش آن اندازه ارزش نداشته است که شرف سربازی و ملي او را به جنباند.

کرامت انسان که با او زاده مي شود و ذاتي اوست، بالاترين ارزش هاست و پايه و اساس همه ارزش های ديگر فردی و اجتماعي اوست. کرامت انسان های اسير فراتر از همه ارزش هاي آموخته و اندوخته آن فرمانده نازی بوده است و او حق ستاندن جان آن ها را نداشته است. اگر در مضمون شرفي که او به آن قايل بوده است، کرامت انسان، همنوع او، والاترين ارزش ها مي بود، جنايتي چنان هولناک در پرونده سده سپری شده، ثبت نمي شد. کرامت انسان با او زاده مي شود و هيچکس، به هيچ بهانه ای مجاز نيست آن را ناديده انگارد، و يا ارزشي ديگر را بر بالای ارزش هستي انسان جای دهد. انسان ها آزاد و با حيثيت و کرامت و حقوق برابر زاده مي شوند. کرامت انسان همگاني و همه جايي است و استثنا پذير نيست، و با هيچ مرز و شرطي محدود و مشروط نمي شود، و والاترين ارزش جامعه متمدن امروزين است.

در حکومت های تماميتگرا که نمونه ای از آن در رفتار آن فرمانده نازی به تاريخ پيوسته است، کرامت انسان دارای والاترين ارزش ها نيست. و در برابر آن حکومت مردمسالار و دموکرات بايستي کرامت انسان و خدشه ناپذيری و سلب ناشدني بودن آن را اصل راهنماي همه ارزش ها و حقوق انسان ها اعلام نموده و پاسداری از آن را تضمين نمايد.

اگر کرامت انسان والاترين ارزش هاست، پس جايگاه اجتماعي و اقتصادی، موقعيت اداری و دولتي او نيز نبايد بر آن پيشي گيرد. عقيده و مرام او نبايد بر کرامت او پيشي گيرد. و کرامت انساني هيچ کس نبايد به خاطر داشتن و يا نداشتن مرام یا مسلکي پايمال گردد. و نا گفته پيداست که جنسيت نه از ارزش انسان مي کاهد و نه به او ارزش ويژه ای مي دهد. زنان و مردان همه انسان هايند و از کرامت انساني يکسان برخوردار. و به خاطر کرامت ذاتي خود، بايستي آزاد باشند، شخصيت خود را آنگونه که مي خواهند، پرورش بدهند. دولت و حکومت بايستي رشد آزادانه شخصيت آنها را تضمين نمايند. و اين تضمين به معني آن است که حکومت به هيچ بهانه ای حق تعرض به کرامت انسان را ندارد، و قوای او بايستي در خدمت پاسداری از کرامت انسان به کار گرفته شود.

29 شهريور 82

دیدگاه خوانندگان (9)

ايليا:

خسته نباشي
خوبه

ايليا:

سلام
خوب ميشه

سلام ، بي خوابي و كار شبانه روزي و كودني هم سلولي هاي ايوان دليسوويچ و نقل و انتقال به جايي كه فعلا بايد با سيستم هاي بدوي و گرفتن كد شهرستان به شبكه متصل شد مرا از گفتگو با دوستان دور كرده ،ولي چنانچه نظري ابراز شود حتما مورد دقت قرار خواهد گرفت . موفق و بدور از احساسات در امور حساس باشيد .

بسیار عالی بود دستت درد نکند .کرامت انسانی مهمترین رکن ارزش گذاری.

دوست خوبم سلام . خرس مهربان هم تازه شد. باتشکر

هوشنگ عزيز!
به راستی که هيچچيز به اندازه‌ی کرامت انسانی ارزشمند نيست و در اين سال‌ها هيچ‌چيز بيشتر از کرامت انسانی‌مان لطمه نديده است.

سلام دوست عزیز خوبین . کامیپیوتر خونه ام فارسی نمیشه به خاطر همین الان که تو یه کافی نتم براتون می تونم بنویسم . دوست عزیز مقاله امروزتان هم والا و ارزشمند بود این مرحله همان اخرین مرحله (هرم مازلو ) می باشد رسیدن به شکوفایی شخصیت و کرامت انسانی هست. الان اون قذر بچه ها در پیچ و خم زندگی گم می کنند که اصل مسئله یعنی شخصیت انسانی انها از یاد می ره همه اش هم . حالا مقصر دولت هست یک طرف قضیه ولی خود انسان در بدترین شرایط می تواند از کرامت انسانی خود محافظت کند . کافی است کمی از خواسته های خود بگذرد کمی از فزون طلبی دست بکشد الان تو این کشوذ ده هزار مهندس و جراح و طبیب و تحصیلکرده و فن سالار وجود دارد که در امد متوسط به بالایی ذارن . ولی همه فکر و ذکرشان متراز زمین قیمت خونه و دلار هست اگر همین طبقه کمی از انرزی خود را صرف مسائل فرهنگی اجتماعی می کردند . خیلی کار ها میشد کرد .خرس مهربان / ممنون که سر می زنین و از کانت هاتون استفاده می کنم . اون بحث هم در وبلاک اقای نگاهی خوب شروع شده بود که متاسفانه گیر یه عده ادم هتاک و مریض احوال افتاده ایم که هر موقعیتی را به سر عت تخریب می کنند . سر افراز باشین

برگ:

سلام
خوشحالم وب لاگتونو دیدم
مطلب جالب و مفیدی بود

بله. کرامت انسانی. خیلیها ولی نمی فهمن چیه. اتفاقا با این خیلیها ما داریم زندگی می کنیم و خیلیها از او خیلیها دارن به ما حکومت می کنن یا حداقل طرز فکرشون حاکمه.
ممنون از این مطلب خوب.