بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۱ آذر ۱۳۸۲

اسب تروای زاهدان ريايي در ميان روشنفکران – بخش 1

اين روزها گفتگو در باره روشنفکری ديني بگونه ای پيش رفته است که برخي از مدعيان آن را به واکنشهايي وادار کرده است. به گمان من آن چه برای ما ايرانيان مهم است، عملکرد آنهاست. از آن جا که مباني انديشه ای آنها بر دين استوار است کار اندکي حساس مي شود. بايستي با دقت و وسواس دين اسلام را از اسلام ايدیولوژی شده جدا کرد. همانی که من در نوشته هايم برای سادگي فهم اسلاميسم مي نامم. اسلاميسم واژه ای رساست، دين نيست و با ايمان مردمان هم کاری ندارد، نيازی به فارسي سازی آن نيست، چرا که ماندگار نيست، و با آن بايستي مانند همه ايسم های ديگر رفتار کرد.

حاصل همه رنج و تلاش و زندان و صداقت مهندس بازرگان و خس شدن آل احمد در ميقات و شور شعارهای شاعرانه شريعتي، و ادعاهای سوسياليستي مجاهدين، که اعتباری اجتماعي پديد مي آورد، آنگاه که وقت خرمن کوبي آمد، شد ولايت فقيه در قانون اساسي با رياست آقای منتظری بر مجلس خبرگان و گردانندگي آقای بهشتي، و با مطلقه شدن ولايت شاگردان مدرسه حقاني و آقای مصباح. آقای مصباح آنگاه به سايه مي خزد که خود آقای خامنه ای در کردار دست کمي از او ندارد.

دين در ايران متولي تاريخي داشته است، و عالمان ديني ما همانند که روحاني نام گرفته اند و عمامه دارند و عبا مي پوشند. روشنفکران اگر هم به نام دين کاری بکنند، حرف آخر را آنها مي زنند. رويارويي به ياد ماندني روشنفکران ديني با قتل های زنجيره ای بدون دخالت هوشيارانه آقای اردبيلي و پيگيری جوانمردانه آقای کديور سر نگرفت.

شهردار امروزی تهران و مدير کيهان عبا و عمامه ندارند، اماآنها دست کم به عبا و عمامه ای پايبندند، کلاهي ها در اين 25 سال نشان دادند آنگاه که شور ديني مي گيرند، به هيچ چيز پايبندی ندارند، و آنگاه که هوس کشتار مي کنند، از هر دهي شده عمامه به سری مي يابند برای فرار از مسسوليت. و آنگاه که خود را عالم مي يابند، اختيار از کف مي دهند. آقای آقاجری در ميان عمامه داران همفکران بسيار دارد، اما هيچ یک کار او را نمي کنند. اين که زماني گفته مي شد عالمان ديني کلاهي بهتر از عمامه دارانند، از آزمون زمان سرفراز در نيامد. خود آخوندها کار دين و ايمان مردم را راه بياندازند بهتر است از مهندسين ساختمان و الکترونيک و دندانپزشکان، هزينه کمتری هم دارد.

آنهايي که خود را روشنفکران ديني مي نامند از عقبه حاج آقا مصباحي گسترده ای برخوردارند. در نقد مباني ادعايي آنها اگر کوچکترين خطايي رخ نمايد، خطای انساني که به سادگي از انسان ها سر مي زند، سر و کار گوينده با حاج آقا مصباح ها و عسگراولادی ها خواهد بود، که خود را روشنفکر نمي نامند و ضد روشنفکر هم هستند. هم آن نتيجه کار و هم اين عقبه بي اعتبار نشان مي دهد که روشنفکری با پسوند ديني استقلال ضرور برای روشنفکری را از دست مي دهد و اسب تروای ضد روشنفکران با نام و نشان در ميان روشنفکران مي گردد.

1 آذر 82

* اسب تروای زاهدان ريايي در ميان روشنفکران – بخش 1

دیدگاه خوانندگان (6)

elahe:

هم مصاحبه دکتر ضیمران را در گویانیوز خواندم وهم مقاته شما را هر دو
حرف نداشت
مر30

mehran:

dooste man vaghti dar bareh rovshanfekri harf mizanim bayad
elmitar harf bezanim va inghadr shoar nadahin

zemnan chera beh mosahebeh dr zeimaran link nadad
i

راستی هوشنگ جان فکر کردم توضيحی کوچولو بدم که يه وقت فکر نکنی ضد و نقيض حرف ميزنم. من با اينکه خط مشی از آخوند چه با عمامه و چه کلاه نميگيرم اما در عين حال موافق به رای دادن در انتخابات هستم به اين دليل که اعتقاد دارم بی وجود اصلاح طلبان اختناق موجب پيشرفت خواهد شد. من با اينکه مردم به جون اومده و يکهو قيام کنند مخالفم صد در صد چون از ديد من تنها منجر به جنگ داخلی و هرج و مرج خواهد شد. شاد باشی.

هوشنگ عزيز!
بسيار متن ساده و در عين حال درست و عميقي بود.
اگر فرصتي دست داد من هم در اين باره خواهم نوشت فعلا در وب‌لاگردی برای تمام فصول به ان لينک مي‌دهم.

salam. mokhalefam . farsi ne mishe badan minevisam

بازهم خيلی دقيق اشکال کار رو در آوردی هوشنگ جان. اگر قبول کنيم که مجموعه اضداد ميتواند وجود داشته باشد حرف ديگريست ولی من يکی حاضر نيستم از روحانی کلاه بسر مشی سياسی بگيرم و بگويم انشاالله که نر است. اتفاقا" اشکال بيشتر در همونه چون آخوند که حالش معلومه و مشخص. اسب تروژان دقيقا" مصداق درستی است.