به استقبال گام های شيرين


آقای عبــــدالکـريم لاهيــــجی، رئيس جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران، نايب رئيس فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر، در مقاله 14 آذر 1382 خود به مناسبت پنجاه و پنجمين سالگرد تصويب اعلاميه جهانی حقوق بشر با ما سخن مي گويد. با شادباش به ايشان و همه بشردوستان و کوشندگان برای حقوق و آزادی های آدميان و به ويژه بانوی صلح ايران خانم شيرين عبادی، بخش هايي از مقاله را برگزيده و مي آورم:
در همه اسناد بين المللی حقوق بشر و حتّی در منشور ملل متحّد، حقوق بشر فرامرزی است، فراملّی است، فرانژادی است، فرادينی است، فراجنسی است، فراطبقاتی است و تمامی انسان ها فارغ از «هر رنگ تعلّق» بايستی از همه حقوق مدنی، سياسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مندرج در آن اسناد بهره مند شوند.
متجاوزان به حقوق بشر فارغ از مليّت و عنوان و مقامشان، بايستی پاسخگوی اعمالشان باشند و اصول و موازين حقوق بشر از ضمانت اجرای بين المللی برخوردار شوند.
ما قائل به "فشارهای غيرسياسی بين المللی" نيستيم ولی در چارچوب منشور ملل متحّد جامعه بين المللی را مخاطب خود قرار داده و می دهيم.
منشور ملل متحد، منشور ملّت هاست و نه دولت ها و از اينرو با نام « ما مردم ملل متحّد » آغاز می شود که ايمان راسخ خود را به « حقوق اساسی بشر و کرامت و ارزش شخصيت انسانی و برابری حقوق زن و مرد و برابری حقوق همه ملّت ها از خرد و کلان » اعلام می دارند.
بدينسان اساس وبنيان منشور ملل متحّد و سازمان ملل بر شناسايی و رعايت و بسط و گسترش حقوق بشر و آزادی های اساسی و اصل برابری حقوقی تمامی انسان ها و همه ملّت ها، نهاده شده و دولت های عضو سازمان ملل رعايت و تحقّق اين اصول را تعهّد کرده اند.
کشور ايران نه تنها جزو نخستين امضاء کنندگان اعلاميه جهانی حقوق بشر به شمار می آيد که از سال 1354 متعاهد دو ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی و حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. کميته حقوق بشر ناظر بر اجرای اين دو ميثاق، همچنانکه گزارشگران موضوعی کميسيون حقوق بشر، طّی ساليان گذشته بارها وبارها به عدم انطباق قوانين ايران و در صدر آنها قانون اساسی جمهوری اسلامی با اصول و موازين جهان شمول حقوق بشر تذکار داده اند و از جمهوری اسلامی خواسته اند که به اصلاح قوانين ايران و سازگار نمودن آنها با دو ميثاق بين المللی حقوق بشر دست يازد.
حقوق بشر نه تنها هيچگونه تقابلی با دين و مذهب ندارد که يکی از اصول نخستين حقوق بشر، اصل آزادی مذهب و عقيده و وجدان است.
سلب حقوق خدا داده و تقويض و تخصيص آن به روحانيان و در صدر آنان ولی فقيه ... هيچگونه شباهت و قرابتی با اصول حقوق بشر و از جمله اصل حاکميت مردم به مثابه تنها مرجع و مبنای مشروعيت حکومت، ندارد.
امّا درخواست ها و تلاش ها و مبارزات ما مدافعان حقوق بشر تنها و تنها در چارچوب مقررات حقوق بين الملل عمومی و موازين حقوق بين المللی بشر تبلور می يابند.
ما با هردخالت و اقدامی اعّم از دخالت نظامی يا تحريم اقتصادی، درخارج از چارچوب منشور ملل متحّد و حقوق بين المللی بشر مخالفيم.
ما هرگز نمی خواهيم که فاجعه عراق در ايران تکرار شود و مخاطب ما در اين کلام هم جمهوری اسلامی است و هم جامعه بين المللی. ما در پی استقرار نظام و مناسباتی قانونمند، عادلانه و دموکراتيک در جامعه های انسانی اعّم از ملّی و بين المللی هستيم.
رابطه ما مدافعان حقوق بشر با حکومت و حاکميّت سياسی نه مبتنی بر قهر و دشمنی است ونه حتّی تقابل با حکومت زيرا که ما به قدرت سياسی چشم ندوخته ايم و در رقابت سياسی شرکت نداريم.
مبارزه ما در راستای استقرار نظامی برخاسته از رأی آزادانه اکثريت مردم ايران است که در آن حقوق بشر و آزادی های اساسی تامين شوند وملّت ايران مجموعه ای بشود از شهروندان دارای حقوق برابر فارغ از وابستگی های مذهبی، قومی، جنسی، طبقاتی، اجتماعی و سياسی آنان.
اين مبارزه از مسيری پيچيده، پر نشيب و فراز، طولانی و پر مخاطره گذر کرده و خواهد کرد. ولی ما نه از خشم وغيظ حکومت و عوامل آشکار و پنهان آن جا زده ايم و نه به خاطر خوش آيند حکومت به مماشات و عافيت طلبی روی آورده ايم و هرگز روی نخواهيم آورد. از رقبا و مخالفان حکومت هم هر چند توقع ترشرويی و درشت گويی نداريم، ولی حاضر نيستيم که تاييد و تشويق آنانرا به هر بهايی به دست آوريم.
توقع ما از رقبا و مخالفان حکومت هم اينستکه جايگاه و موقعيت سازمان های حقوق بشر را تشخيص دهند و از ما نخواهند که مواضعی همچون سازمان های سياسی اتخّاذ کنيم و به دنبال براندازی باشيم و يا موافق يا مخالف اصلاح طلبان و جز آن.
تنها در چنين زمينه ای است که سازمان های مدافع حقوق بشر، همچون ديگر نهادهای جامعه مدنی، جايگاه حقيقی خود را در جامعه کنونی و آينده ايران خواهند يافت و قادر خواهند بود که نقش خود را به عنوان ميانجی بين شهروند و حکومت ايفاء کنند.

دیدگاه خوانندگان (7)
برای آزادی و درک امنیت اجتماعی توصیه می کنم برین بدنسازی کنین که بتونین با گروه های فشار بجنگین !!!!!!!!
February 26, 2005 2:27 AM | نویسنده: حاج کاظم
سلام،
كاملا موافق!
راستي شوخي خرسندي رو با حقوق بشر خونده ايد؟
... همه انسان ها آزاد به دنيا ميايند و گرفتار از دنيا مي روند ...
December 8, 2003 8:56 PM | نویسنده: asad
بزرگوار سلام از اینکه قدم به چشمانم گذاشتيد سپاسگزارم.
امّا ايکاش مجالی بدهيد تا نوشته های بعدی.
ميپذيرم که بسيار تلخ است امّا زشت نيست از گفتار شما اینگونه عايدم شد
که نوشته مرا سرشار از زشتی کلام تصوّر رفته ایيد.عزيز هر آينه توانستيد ظلم را به زيبايی توصيف کنيد
من هم این ميکنم که گفتيد امّا چاره ای نيست گاهی بايد .ميتوان بيماری را با زبان
خاص و مرسومی که بين پزشکان رايج است شرح داد امّا گاه افاده نميکند گر چه
قياسم راه به جايی نميبرد امّا خوشحالم که نگاهی از سر کنجکاوی حتّی به
يافتن رابطه ای در معنا به این وبلاگ داشته ایيد چرا که خرسندم کسی از اهل خرد و
انديشه مخاطبم گردانيد به آموزش.
امّا در خصوص اشاره ای کوتاه به مفهوم پالايش حق:زمانه ای است که تصديق ميفرماييد هر کس
گمان خود را به يقين الصاق ميکند پس بی آنکه داعيه این را داشته باشم که
توان این پالايش را دارم يا خير بر این باورم که همگان بايد بر اساس خرد جمعی این کنند
پس این وبلاگ با این ديدگاه جلو آمده است هر چند که اینروز ها کمتر حوصله ای از جنس حوصله شما ميتوان يافت
از استادم شريعتی مينويسم:حرفها يی هست که اگر مخاطب را خويش را بيابد يافته است و اگر نه .....
مطوّل نميکنم خود در دل داريد.به اميد پاراف کردنهای بعدی شما هستم.راستی
اگر تلخی گفتار به چشم آمد کاری شده است که من آنچه بود در وبلاگ به این
نيت گفتم چرا که حجم پليدی بدتر از این است ...شايد در ادامه بيشتر با انديشه هايم آشنا شويد چرا که
بی آنکه بشناسيد حرمت قايل شديد .محبّت پس از معرفت دلچسب تر است.کسی ميگفت :با سلام شروع کن و با
خدانگهدار پايان ببر .از من مرنج هوشنگ.
خرده بر حرف درشت من آزرده مگير حرف آزرده درشتانه بود خرده مگير
نه آزاری بود و نه درشتی مزاحی ميکنم جنگ پيش از صلح بود.خدا نگهدار
December 8, 2003 2:33 PM | نویسنده: دلنويس
حرفهایش فوق العاده است. و همه آنچیزهایی است که نیاز مبرم ماست. اما من مانده ام چه کسی باید این کارها را بکند. خاتمی که نمی خواهد قهرمان باشد یا شیرین عبادی که جایزه صلحش را تقدیم مصلحت اندیشی های مرسوم روزگارش خواهد کرد؟ شاید هم منتظریم مردی از خویش برون آید وکاری بکند؟ فکر می کنم اول باید خیال خودمان را از این سئوال یک سره کنیم که این نظام را با تمام هست و نیست هاش قبول داریم یا نه ؟ من که قبولش ندارم و هر تاوانی را حاضرم بپردازم از تجزیه ایران گرفته تا هر چه که باشد. از 40 سال قبل اینها فریاد برآورده اند اسلام در خطر است . حالا هم می ترسیم ایران در خطر باشد. این ترسهای بیهوده را باید دور ریخت و باید ایده ای انقلابی را پیش آورد . تا وقتی نخبگان نما ها در مصدر مصلحت اندیشی هستند در بر همین پاشنه خواهد چرخید. باید تلاش کنیم از میان دوگزینه قهر و مشارکت فعال که در تریبون ها تبلیغ می کنند فر رویم و گزینه تحریم فعال را روشن سازیم . اگر هنوز نخبگان معنا دارند این مبرم ترین کارهاست.
December 8, 2003 1:57 PM | نویسنده: یوسف
عذر می خوام این همه غلط داشت (ما نمی توانیم سنت را دور بزنیم ولی برای عبور از ان باید سنت ذا بشناسیم و برای اینکار به روشنفکری ذینی نیازداریم
December 8, 2003 1:39 PM | نویسنده: خرس مهربان
باسلام خذمت دوست عزیز. در کافی نت هستم و من تونم فارسی بنویسم . عبدالکریم لاهیجی همراه ناصر کاتوزیان از ارزنذه ترین حقوقدانانی هستنذ که از اوایا انقلاب نامشان ویادشان با من هست . به درستی به نکته مهمی ذست نهاذیذ . حقوق بشر همجنان از اولویت اول برخوردار است و لزوم ÷زداختن به ان هم در عرصه نظری و هم عملی از واجبات . اخیرا چیزی از اقای منتظری دیدم که جالب بوذ و ان اینکه خقوق بشر و کرامت انسانی ذاتی است بدون بقیه مسائل مذهبی و ...و اخیرا مشابه این کار را محسن کذیور انجام داده است . قبلا می خواستم براتون بنویسم نشد . حتی اگر روشنفکری دینی در ذات خود دارای تناقض باشد و مربوط به دوره گدار . ( البته من معتقدم از سنت تاریخی دینی و فرهنگی ما حقوق بشر و دموکراسی بیرون نمی اد و باید ان را تاسیس کنیم . )باز ما به وجود روشنفکری دینی نیازمندیم برای شناخت بهتر سنت . ما نمی توانیم از سنت را دور بزنیم ولی برای عبور از ان بایذ ام را بشناسیم . ممنون
December 8, 2003 1:35 PM | نویسنده: خرس مهربان
سلام،جسته و گريخته به شما سر مي زدم ،اما اگر مجبور باشي از شهرستان و با گرفتن كد و بعضا انتظار نيم ساعته براي باز شدن يك صفحه مواجه باشي كمي از معرفتت را بايد گرو بگذاري !به هر حال موفق باشيد و در ضمن آن بروت پر جبروت نيز حكايتي پر هيبت است يراي كاربران ساده دل ولي حقا كه هوش و فرهنگ را با اقتدار و تيپ آشتي داده است.در مورد شهر محل سكونت خويش اگر علاقه داشتيد توضيح دهيد.
December 7, 2003 1:29 AM | نویسنده: پورنگ