بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۱۹ آذر ۱۳۸۲

من ايراني هستم، نواده کوروش

زن ايراني با موسيقي ايراني بر بلندای انسانيت انسان: صلح، حقوق بشر.

من ايراني هستم، نواده کوروش، از کشوری که بيشتر مردمان آن مسلمانند و با تار و غزل دست افشاني و پايکوبي مي توانند.

با شرمساری از مسلماني حاکمان کشورم و دستاويز کردن ايمان و آيين مردمان برای کشورداری، از رنج و تلاش زنان و مرداني که شيرين عبادی را پروردند و زيستن در ميان آنها سرافرازم.

در 22 بهمن سال 1357 ايران و ايراني پيروزمندانه مانعي را از سر راه پيشرفت خويش برداشت و به دور افکند. همه نيروی سياهي و تباهي سده ها و ساليان، در ايران و جهان دست به دست دادند تا پيروزی را از او بربايند و او را به زانو درآورند.

زن و موسيقي، يعني مادر و روح شعر و شراب ايراني را نشانه گرفتند. خوار داشتند، ناسزا گفتند، ربودند، به بند کشيدند، اما نتوانستند از پا درآورند. زن ايراني با موسيقي ايراني زنده ماند و پيروز شد. همراه با شيرين عبادی موسيقي ايراني، با سازنوازی و ترانه خواني زنان و همراهي مردان بر بام جهان طنين افکند.

پژوهش های علمي در فيزيک، شيمي و حتي نوشتن رمان هم فردی است و در انزوا پيش مي رود، حتي اگر تیوری نسبيت باشد که رابطه انسان و جهان را دگرگون کرد. و يا کليدر باشد که روان دوراني از زندگاني انسان ها و جامعه را بازتاب داده باشد. برقراری و حفظ صلح، روان کردن شهد آزادی و قاعده های حقوق بشر بر رگهای زندگي اجتماعي اما هرگز کاری فردی نبوده و نخواهد بود، بلکه کار گروههای بزرگ زنان و مردان همراه و به هم پيوسته است.

شيرين امروز ملتي صلح دوست را نمايندگي کرد که در تاريخ معاصرش به ملت و يا کشوری نتاخته است. و با دفاع سرفرازانه در برابر متجاوز، نيروی زندگاني از خود نشان داده است. و آن نيروی زندگي را امروزه برای آزادی و حقوق مردمان، و نه تنها مردمان ايران به کار مي برد.

صلح و حقوق بشر مرز نمي شناسد. انسان ايراني خدمتگزار صلح و آزادی و حقوق مردمان را هم که راه سرفراز زيستن را يافته است، نمي توان با مرزها به بند کشيد، نه با ديوار زندان ها و نه با مرزهای کشورها و نه با فرهنگ ها و تمدن ها که خود بي مرزند. نه در خانه خود ايران، که با فردوسي و حافظ ساخته شد، و نه در هيچ کجای جهان، که نيمای بزرگ و بنيانگذار همان بني آدم اعضای يکديگرند سعدی را به زباني نو سرود در زيباترين شعرش:

دنيا خانه من است.

چهار شنبه 19 آذر 82
همزمان با سخنراني شيرين در جشن نوبل نوشته شد.

بازتاب (1)

» از نواده كوروش هستم
شيرين با شيرينى جايزه اش همه چيز را دو چندان كرد ، اومهربانانه گفت ، مهربانانه خنديد و مهربانانه غرور يك زن ايرانى را به نمايش گذاشت . او به ... دنباله

دیدگاه خوانندگان (7)

با عرض سلام و خسته نباشيد

سلام

حسين:

.........eival.........

shahrokh:

yyyyyyyyyyyyyyy


yyyyyyyyyyyyyyt5656

nader norozi:

doorod bar iranian ghahraman

ایراندخت:

az inkeh har etefaghi baraye barkhi afrad forsati baraye oghdeh goshaei ast moteasefam. zan irani va hata geire irani yek ensan ast va ensaniat be musighi va kheili chizhaye dighar nist.

احساس غرور میکنم... هوشنگ جان.