بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۳۰ آذر ۱۳۸۲

حجاب و بنيادگرايان در ايران و فرانسه

امروز يک شنبه 30 آذر 82 روزنامه «ياس نو» تيتر زد، در صفحه نخست، «قانون ممنوعيت حجاب در فرانسه». در فرانسه چه مي گذرد؟ هر چه هست بي شک از ممنوعيت حجاب در فرانسه خبری نيست. اگر چنين تيتری در روزنامه ارگان حزب هنوز حاکم ايران نمي بود، آن چه در فرانسه مي گذرد، مانند هميشه، برای من جز نگاه کنجکاوانه به چگونگي کار قانونگذاری در آزادی و دموکراسي نمي بود، و نيک مي دانم که خردمندان فرانسه بيش از من به سرنوشت ملت و ميهن خويش مي انديشند، و به تاريخ و روان مردم آن جا هم بهتر از من آشنايند و خود را درگير آن نمي کردم.

خوشبختانه من بسيار پيش از اين در نگاهي به پادشاهي خواهان ايراني نوشته ام که اصول آزادی و دموکراسي، دنبال کردن يک يک آدميان تا آن سوی دنيا و اصرار به قانع کردن همگان و بويژه تا آخرين نفر را بر نمي تابد. دموکراسي هم مبارزه ديدگاه ها و اصل اکثريت است. و از دموکراسي فرانسه هم بيش از اين چشمداشتي ندارم. يعني همواره بخشي از شهروندان مي توانند قانوني را نه پسندند، اما همگان بايستي به قانوني که پس از گفتگوی اجتماعي گسترده در رسانه ها، با رعايت اصول آزادی و دموکراسي به تصويب مي رسد، گردن بگذارند، تا نظام اجتماعي از هم نپاشد. و آرزوی من برای کشورم ايران هم همين است. همين امروز هم نيازی نيست همه ايرانيان در باره آن چه در فرانسه مي گذرد يکسان بيانديشند. اما آن جا چه مي گذرد؟

تا آن جا که من دريافته ام دولت و نظام آموزش دولتي در فرانسه نسبت به دين و مذهب بي طرف است. یعني دستگاه های دولتي و نهادهای آموزشي که با بودجه دولت اداره مي شود، نه در خدمت دين و مذهب است و نه بر عليه آن. در آموزشگاه های دولتي هم نه به سود دين و مذهبي ويژه تبليغ مي کنند و نه بر عليه آن. و سخن امروز در آن جا هم به آموزشگاه های دولتي برمي گردد که با بودجه عمومي اداره مي شود، و از همين جاست که تيتر روزنامه ياد شده خبر دهي و اطلاع رساني رها کرده و به هوچي گری پرداخته است. سخن از فرانسه و کوچه و خيابان و حتي مکان های عمومي آن جا هم نيست، سخن از نهادهای آموزشي دولتي و چگونگي حفظ بي طرفي آن در برابر دين ها و مذهب هاست که در فرانسه فراوان است، و مانند کشور ما نيست که سخن از دين بگويند و رياکارانه منظور يک مذهب و آن هم مذهب خودشان باشد. چندی است کساني پيدا شده اند و به زور حجاب اسلاميستي بر سر دختران مي کنند و آنها را به آموزشگاه ها مي فرستند و از آن برای تبليغ چيزی به نام اسلام سود مي جويند که بسياری از مسلمان ها نه تنها در فرانسه بلکه در کشورهايي با دين رسمي دولتي اسلامي هم آن را اسلامي نمي دانند. تبليغ آن چه که در فلسطين جان جوانان را بمب جنگجويانه کرده است، در افغانستان تير توپ بر مجسمه بودا افکند و در نيويورک هواپيما را افزار ترور کرد و به جان مسافران و آناني که در ساختمان بودند انديشه نکرد و خود را هم خداترس مي نامد.

آقای ابطحي آخوندی از دولتمردان ايران که جمهوريش پسوند اسلامي هم دارد و خود او معاون رييس جمهور است روز 29 آذر 82 در سايتش زير عنوان « جنگ تندروهای اديان » نوشته است « دين مشکل دنيا نبوده است. يک دليل فلسفي دارد و آن اينست که دين از طرف خدايي آمده است که خالق همه بشر است و نمي تواند بخشي را به خون ريزي بخش ديگري از مردم تشويق کند.». افسوس دولتمداری آخوند ايراني را بدنام کرد، اما نوشته او گفته بسياری از دينداران در ايران و جهان است و از جمله در فرانسه. او همانجا نوشته است « متوليان دکاندار نماينده خدا فرصتي يافته اند که خواستها و آمال خود را بنام دين بر جوامع عرضه کنند و بدتر از آن بنام دين بشريت مخلوق خدا را به جان يکديگر بيندازند. اگر نيک به واقعيتهاي اين جهان بنگريم، در اين وادي درگيري ديني، اين تندروهاي اديان هستند که متدينان را به جان يکديگر انداخته اند. تندروهايي که هرگز هيچ ديني به آنها نمايندگي نداده است ولي همواره اديان و متدينان را به دنبال خود کشيده اند.» اين نوشته آقای ابطحي درست است، چه در ايران ما و چه در همه جهان. اما آقای ابطحي معاون آقای خاتمي است و پرسش اين است که با کساني که چنين مي کنند چه بايد کرد؟

يکي رفتار خاتمي وار است که آقای ابطحي هم معاون اوست. آقای خاتمي ادعای آزادی داشته و در برابر خزعلي ها و جنتي ها که آشکارا با اندک آزادی های موجود هم دشمني دارند و کشور را به تنگناهای بي پايان دچار مي سازند، بسيار افتادگي داشته و دارد، اما آنگاه که به آزاديخواهان مي رسد، پرده دری مي کند و لب به ناسزا هم مي گشايد. حتي آن هايي را که جز بيان ديدگاه خود در باره تنگناهای قانون اساسي کنوني کاری نکرده بودند، به خيانت متهم کرد. اين نوعي از رفتار است. او در باره آزادی و حقوق مردم سخن مي گويد، اما آنگاه که مردم به گفته او روی آورده و آزاديخواهي پيشه مي کنند نه تنها به پشتيباني او پشتگرم نيستند، بلکه آن مي بينند که ديده ايم. او در دفاع از آزادی ها و حقوق مردم قاطعيت نداشته و ندارد، نه در وزارت ارشادش در آن سال ها و نه در رياست جمهوريش در اين سال ها. در هر دو هم آزادی هايي که با خون دل به دست آمده بود از دست رفت و يا مي رود. اما کساني هم هستند مانند من که مي گويند آزادی اگر نتواند از خودش دفاع بکند به زودی به زانو در مي آيد. در فرانسه اين حجاب نيست که ممنوع مي شود، روزنامه «ياس نو» آشکارا دروغ نوشت، بلکه از حجاب برای تبليغ بنيادگرايي اسلامي که هيچ ربطي به دين اسلام ندارد، در آموزشگاه ها سود مي برند، و بي طرفي نظام آموزشي را پايمال مي کنند. بسياری از خردمندان فرانسه هم مي گويند از هوچي گری نبايد ترسيد، قانون بايستي جلو قانون شکني آن ها را بگيرد. تا کنون هم رييس جمهور فرانسه را قانع کرده اند که از آزادی دفاع کند، تا به بينيم پس از آن چه خواهد شد.

من با هر گونه اجبار و از جمله اجبار شيعه کردن همگان و ديني کردن همه چيز در کشورم مخالفم، و سعي مي کنم به فهمم در فرانسه چه مي گذرد، و کار و وظيفه دولتمردان را دفاع از آزادی و حقوق مردم مي دانم، در کردار سياسي و نه در فلسفه بافي های بي عملي. چراغ راهنمای من اصلی است که همواره برای انسان متمدن امروزی مهم بوده است. از آزادی برای نابودی آزادی، و از حقوق بشر برای زير پا گذاشتن حقوق بشر نبايد استفاده شود، و قانون مي تواند برای پاسداری از آزادی و حقوق بشر از آن جلوگيری نمايد. بنيادگرايان را با دين داران نبايد یکي گرفت. و دينداران نبايد بگذارند که بنيادگرايان دشمن انسان پشت اعتقاد و ايمان آن ها پنهان شوند، نه در فرانسه و نه در ايران.

30 آذر 82

دیدگاه خوانندگان (10)

امين:

يك روحاني برجسته در منطقه: حجاب علامتي از علائم اسلام نيست، حسن هاشميان
دكتر يوسف قرضاوي روحاني بزرگ اسلامي در نماز جمعه اين هفته در مسجد معروف شهر دوحه قطر گفت، حجاب هرگز علامتي از علائم دين اسلام محسوب نميگردد بلكه وسيله اي براي پوشش است كه برخي زنان مايل هستند از آن استفاده كنند و برخي ديگر ترجيح ميدهند آنرا به كار نبرند. اين عالم برجسته اسلامي كه با ارائه تفسيري مناسب از دين اسلام در عصر حاضر در طي سالهاي اخير، طرفداران فراواني يافته است، تأكيد كرد هرگز نبايد اينرا بعنوان معيار در نظر گرفت كه زني كه از حجاب استفاده ميكند متدين تر است و يا زناني كه اين وسيله را به كار نميگيرند اعتقاد ديني كمتري دارند. او كه در انتقاد از تصميم رئيس جمهور فرانسه مبني بر تعريف حجاب بعنوان علامت دين اسلام سخن ميگفت، اضافه كرد در سرتاسر تاريخ اسلام دليل قاطعي بدست نيامده است كه نشان دهد، حجاب علامت و سمبل دين اسلام به شمار رفته است.
گفته ميشود بنا بر برآوردهاي مطالعاتي، انديشه رئيس جمهور فرانسه در تعريف حجاب بعنوان علامت اسلامي و به دنبال آن پيشنهاد منع ورود دختران محجبه به مدارس فرانسه، موجب تقويت گروه هاي بنيادگرا و مخالف فرهنگ غربي در جهان اسلام شده است بطوري كه گروه هاي زيادي از اين طيف با وسيله قرار دادن اين موضوع و استفاده تبليغاتي و عاطفي از آن به تحكيم جايگاه سياسي خود در معادلات قدرت پرداختند. سخن قرضاوي اگرچه در نگاه نخست پاسخي به انديشه ژاك شيراك محسوب ميگردد ولي در درجه دوم به دفاع از زناني برخاسته است كه در پوشش خود از اين وسيله استفاده نميكنند.

امين:

حجاب «خديجه» ابزار جديد جماعت اخوان المسلمين در تلويزيون الجزيره

خديجه بن قنه يكي از قديمترين گوينده هاي زن تلويزيون الجزيره محسوب ميگردد كه از سال 1998 تاكنون گرداننده بخشهاي اصلي خبر در اين شبكه بوده است. او در كشور الجزائر متولد شده است و قبل از اينكه به تلويزيون الجزيره در قطر بپيوندد، در كشور سويس و در بخش عربي راديوي آن كشور فعاليت ميكرد. خديجه متأهل است اما از يك زندگي زناشوئي كامل برخوردار نيست زيرا همسر وي كه يك الجزائري است در رياض پايتخت عربستان زندگي ميكند و يك فاصله 700 كيلومتري اين دو نفر را از يكديگر جدا ميكند.

با وجود اينكه خديجه در طي پنج سال گذشته خدمت خود در تلويزيون الجزيره «بدون حجاب» بر روي صفحه تلويزيون ظاهر ميشد اما از نخستين روزهاي عيد فطر امسال با اختيار حجاب كامل ، ببينندگان خود را به تأني و تعجب فرو برد. او در اين زمينه ميگويد: من سالهاست كه بر سر اين موضوع با خود كلنجار ميرفتم، به دنبال آن با چند نفر از روحانيون منطقه مشورت نمودم و آنها مرا تشويق نمودند كه حجاب اختيار كنم ، اما زماني كه نظر جاسم العلي ( مدير سابق الجزيره ) را جويا شدم، او اظهار داشت پوشش لباس يك « مسأله شخصي » است و شما كاملاً آزاد هستيد درباره نوع آن تصميم گيري كنيد. خديجه در نهايت ميگويد، بالاخره « شيطان را شكست دادم » و حجاب را انتخاب كردم.

در نخستين روز ظاهر شدن خديجه محجبه در تلويزيون الجزيره 1400 نامه الكترونيكي به او رسيد كه از اين رويكرد جديد وي حمايت ميكرد. تندروهاي اسلامي كار وي را ستودند و اميدوار شدند بقيه كاركنان زن در تلويزيونهاي منطقه راه و روش وي را برگزينند. يكي از مبلغين اسلامي، اين عمل وي را پيروزي بزرگي براي اسلام توصيف كرد. گروه هاي اسلامي در مالزي و اندونزي به كار خديجه از زاويه يك تحول در جهان اسلام نگريستند كه با وجود تبليغات گسترده غربيها براي رواج مدهاي پوشش غربي ، او راهي منافي با آنها انتخاب كرده است.

اما در جهتي ديگر ، همكاران زن وي در تلويزيون الجزيره از اين گرايش جديد وي زياد راضي به نظر نميرسند. آنها از اين بيم دارند كه ممكن است اين رويه به شكل قانون يا تحميل پوشش حجاب بر آنها درآيد ، در آن صورت بايد ميان كار خود يا وداع با آزادي در پوشش يكي را انتخاب كنند. علاوه بر اين برخي از كارشناسان ارتباطات در خود تلويزيون الجزيره معتقد هستند چنين چيزي ممكن است در دراز مدت بر فايده رساني تبليغي شبكه تأثير منفي بگذارد، زيرا به اعتقاد آنها با وجود چنين مسأله اي ممكن است برخي افراد تبليغ كنند كه تلويزيون الجزيره بيطرفي خود را از دست داده و در رقابت با ديگر شبكه هاي خبري مانند العربيه ، ببينندگان خود را از دست بدهد.

اما مخالفان تلويزيون الجزيره نظري ديگر دارند. آنها استدلال ميكنند كه اين شبكه خبري در چاچورب كلي تفكر «اخوان المسلمين» كار ميكند و در زماني كه رئيس جمهور فرانسه يكي از كشورهاي غربي، ورود دختران محجبه مسلمان را به مدارس ممنوع ميسازد، اخوان المسلمين بر روياروئي فرهنگي و جنگ همه جانبه تبليغي با اين رويكرد جديد غرب تأكيد ميكند. خديجه حجاب را برميگزيند تا در اين جهت گام بردارد و مخاطبين مسلمان بنيادگرا را تحت تأثير خود قرار دهد.

در هر حال و در ميان مخالف و موافق خود، اين گوينده معروف جهان عرب به حجاب روي آورد، مسأله اي كه خود وي تأكيد ميكند انتخاب او كاملاً شخصي بوده است اما مخالفان او آنرا عملي سياسي در نظر ميگيرند، كه موقعيت رو به رشد اسلامگرايان در تلويزيون الجزيره را نشان ميدهد. بنابراين نتيجه ميگيرند اين شبكه خبري كه يك زمان پيام صدام حسين را پخش ميكند و در زمان ديگر سخنان بن لادن را به پيروان او ميرساند، رسالت يك جانبه رسانه اي دارد، رسالتي كه با حرفه اطلاع رساني سالم و بيطرف در تضاد قرار گرفته است و از همه مهمتر صداقت آن در وجدان حقيقت ياب مخاطبين شبكه هاي خبري گم گشته است.

حسن هاشميان – روزنامه‌نگار مستقل

اختصاصی ايران امروز

جا نا سخن از زبان ما مي‌گويي.
اين جمله‌ات به‌خصوص خيلي به دل نشست. از آزادی و حقو‌ق بشر نبايد برای نابودی آزادی و حقوق بشر استفاده شود.

مهشيد عزيز!
بي شک من قصد دفاع از نوشته ام را ندارم تا حق انتقاد و هم چنين نگاه و نظری ديگر برای خواننده باقي بماند.
خيال مي کنم نگاه شما دلسوزانه تر است و بايستي همواره کنجکاوانه باقي بماند، تا قانون همواره بهتر گردد. چند نکته دارم که بيرون از دفاع از نوشته جای مي گيرد و با آرامش در ميان مي گذارم.
نخست اين که هدف من آگاهي کامل ما ايراني ها از آن چه در فرانسه مي گذرد مي باشد. نمونه «ياس نو» را آوردم، و بدتر از آن کار نمايندگان مجلس بود که خود را تا حد ميسيونرهای مذهبي پايين آوردند و بيانيه دادند، و روزنامه نگار هايمان را در آن خطا سهيم مي دانم.
دو ديگر اين که هرگز هيچ قانوني نمي توان يافت که همگان را راضي کند، و حجابداران هم بايستي از اين قاعده پيروی کنند و خواهان حق ويژه نباشند.
و اما مهمتر از همه آن است که آنها به حجاب قانع نيستند و نخواهند شد. آنها رفتار مذهبي با نگاه ويژه خودشان مي خواهند. اگر حق حجاب در سر کلاس به دليل های ديني به آن ها داده شد، خواهان دخالت در درس و خوراک و بازی و رفتار ديگر با پسرها خواهند شد. برای آنها برخي از علوم طبيعي با دين سازگار نيست، برخي خوراک ها را نمي خورند و خواهان خوراک جداگانه مي شوند، در شنا و بازی های ديگر کودکان حق ويژه خواهند خواست که منجر به جدايي جنسي مي شود. همه بايستي به اين بيانديشند که اگر حجاب با نام دين وارد کلاس شود که خود دينداران هم در باره آن بسيار اختلاف نظر دارند. ديگر رفتار ها را که هم نظر هم هستند خيلي ساده به دنبال خواهد آورد. همه آن چه که شما گفتيد در آموزشگاه دولتي هم پيگيری خواهد شد، و جامعه هم با پذيرفتن نگاه ديني در برابر آن ها بي دفاع خواهد شد. اگر حجاب با استدلال ديني پذيرفته شود، ديگر هرگز هيچ استدلال قانع کننده ای برای جلوگيری از ديگر رفتارها پيدا نخواهد شد. مهم همان نگاه ديني است که به جدايي جنسي مي انديشد. در ايران ما هم با پذيرش نخستين گام ها بود که جامعه از نظر رواني تسليم شد و آن ها پيش رفتند و همين چندی پيش تلفن های همگاني خيابان ها را جدا کردند. جامعه ديگر قدرت استدلال را از دست داده است. اگر بايستي در اتوبوس باشد چرا در خيابان نه.
برتری نگاه من در آن است که از کليت موضوع دفاع مي کند و قدرت استدلال را هم در حجاب، هم در علوم، هم در خوراک و هم در ورزش و تفريح کودکان حفظ مي کند، و قانونش الهي نيست که جامعه را بي دفاع بکند، بلکه قانوني است که هر لحظه با ديدن پيامدهای منفي آن مي توان بهترش کرد و يا تغييرش داد. ابتکار دست قانونگذار باقي مي ماند و با توجيه ديني به دست نمايندگان خودخوانده خدا در زمين نمي افتد.

هوشنگ جان..متاسفانه کمی دیر نوشته ات را خواندم.
با نظرت موافقم. تنها مشکلی که با برخورد دولت فرانسه با مسئله مذهب در محیط آموزشی دارم این است که آیا این مسئله به تاسیس مدارس خصوصی دامن نمی زند ؟ مدارس خصوصی مخصوص مسلمانان و دیگر مذاهب. آیا به این شکل یک شیوه جدید حاشیه نشینی در اجتماعات اروپایی دامن زده نمی شود. در سوئد مدارس اسلامی داریم و وحشتناک هستند. کیفیت تدریس پایین ، کنترل وجود ندارد. بچه ها حتی تنبیه بدنی می شوند. بیشتر از هر جای دیگری در مورد نقش های زنانه و مردانه در مذهب سخنپراکنی می شود. بچه ها حتی کنار هم نمی نشینند و پسر و دختر با هم تماس ندارند. پسرها جلو می نشنیند و دخترها پشتشان..مثل نماز. همه اینها آیا بازتولید فرهنگ مذهبی نیست؟ من فکر می کنم که بچه های مذهبی ، مسلمان با حضور در مدارس عادی میتوانند آلترناتیوی برای زندگی فردایشان بیابند. با از دست دادن این حق و جمع شدن در محیطی کاملا اسلامی آیا این شانس را از دست نمی دهند ؟
رهگذر جان..این سوال را از تو هم دارم..اگر می شود رویش فکر کنیم.

رهگذر ثانی:

هوشنگ عزیز
مطلب بسیار خوبی در باره‌یِ قانون منع تظاهر مذهبی در دستگاه آموزش دولتی در فرانسه نوشته‌ای. ای کاش همگی مسئله را به روشنی تو می‌دیدند و بین آن‌کس که دغدغه‌یِ دین دارد و آن‌کس که با هوچی‌گری از دین ابزاری برای پیش‌برد منافع خودش می‌سازد فرق می‌گذاشتند.

آقای دودانی عزیز
نمی دونم چطور ای کارت کریسمس زیبایی که فرستادین تشکر کنم..خیلی قشنگه..با همون آدرس خواستم جواب بدم نشد:)

این مسئله حجاب در فرانسه هم معضلی شده ها...

جناب دوداني عزيز
مقاله شما را قبلاً در ايران امروز خوانده بودم.از پيامتان هم ممنونم. سعي مي کنم با همه ي کم سوادي و بي بضاعتي ، پاسخي در قبال پرسش هايتان پيدا کنم و بنويسم.
شاد باشيد

سلام آقای دودانی عزیز
امیدوارم شب یلدا به شما هم خوش گذشته باشه..
در دو مطلب پیشتون هر کاری کردم کامنت بذارم نشد..نمی دونم اشکال از کجا بود؟ خدا کنه این ارور نده:)
1-2-3 ازمایش می کنم!