دست ها را يکي کنيم
![]()
ديديد ديروز اشگ ريختيم
ديديد چشم هايمان يکي شد
همه چشم ها تر شد

ديديد او تنها ماند
ديديد اشگ هايمان خشک شد
همان چشم ها
به دست هايمان نگاه مي کنند
شايد کمکي باشد
دست ها را يکي کنيم
کمک به زلزله زده های بم
http://zelzelehebam.persianblog.com
زلــزلـــه و اندوه بزرگ
http://zelzel.persianblog.com
کمکهاي نقدي خود را به حساب شيرين عبادي واريز کنيد
گروه امداد به زلزله زدگان بم به سرپرستي شيرين عبادي
فاجعه زلزله بم هزاران تن از هموطنان ما را هلاک کرد ؛ نيمی از شهر با خاک يکسان شد ؛ هزاران تن مجروح و بی خانمان و بی سرپرست باقی گذارد ؛ شهر فاقد برق, آب آشاميدنی, بيمارستان و درمانگاه است و مردمی که از زلزله جان بدر برده اند در معرض سرما, بيماری و گرسنگی هستند.
وظيفه انسانی و ملّی همه ما ايرانيان است که به ياری هموطنان زلزله زده مان بشتابيم و با کمک های مالی بی دريغ خود به نهضتی که طّی روزهای آينده به سرپرستی شيرين عبادی برای کمک به زلزله زدگان و نوسازی بم برپا خواهد شد, بيپيونديم.
جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران از همه ايرانيان استمداد می کند که با جمع آوری کمک های نقدی به نام «گروه امداد به زلزله زدگان بم» که در شهرهای اروپا, امريکا, کانادا و ديگر کشورها تأسيس خواهند کرد, موجبات واريز وجوه جمع آوری شده را به حسابی که فردا در تهران به نام شيرين عبادی افتتاح خواهد شد فراهم آورند. شماره و مشخصات اين حساب در فراخوان بعدی اعلام خواهد شد.
عبدالکريم لاهيجي
رئيس جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران
نايب رئيس فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر

دیدگاه خوانندگان (7)
سلام دوست من.به همفكريت نياز داريم..
December 30, 2003 11:51 AM | نویسنده: ني لبك
درود بر شما امید که ماندگان زیر خاک همچنان طاقت ناله کردن داشته باشند و به یاد عزیز هنر مندمان ایرج بسطامی و یاد مادر شهید حمید منتظری که زیر خاک مدفون شدند..
December 28, 2003 12:04 PM | نویسنده: بلک مک
بياييم اين بار كاري كنيم غير از سوگواري . عادت كرده اند و عادتشان داده ايم به عزاداري .بياييم وجدان مهندسين تصويب نقشه ساختمان هاي شهر را بيدار كنيم و بهشان بقبولانيم كه هركس نقشه اي را تصويب كند كه در ان مقاومت در مقابل زلزله رعايت نشده باشد قابل مردگان زير اوار مانده است .اين كار كه سياسي نيست تا بتوانند به زندان محكوممان كنند .
December 28, 2003 8:27 AM | نویسنده: اذر
سلام همشهري عزيز.خواهش مي كنم از غم و گزيه نگوييد نه شما و نه دوستانتان.بگذاريد بگريند آناني كه زلزله زندگي شان را بر باد داده است.شان كمك ، گريه نيست.خردورزي ست و ياريگري تا كه بتوان تكيه گاهي براي بي پناهي آسيب ديدگان و شانه اي براي گريه آنان شد دوست عزيز.
December 27, 2003 7:53 PM | نویسنده: ني لبك
اي خدا ..با توام ..چرا اشك هاي من تموم نمي شه ...بگو كه اينا همش خواب بود ...بگو بيدار شد ..تا بيدار شم
December 27, 2003 12:07 PM | نویسنده: سارا
هوشنگ عزیز!
من هم چشم امیدم به همبستگی خود مردم است. به رغم همهیِ آنچه که بر سر این مردم آوردهاند، هنوز آن خمیرهی اصیل خود را حفظ کردهاند و در لحظههای سختی به یاری هم می شتابند.
به امید روزی که کمی آرامش سهم مردم رجردیدهی ما باشد.
December 27, 2003 3:43 AM | نویسنده: رهگذر ثانی
واقعا هم همیشه این خود مردم هستن که زودتر از دولت به یاری هموطنانشون می شتابن..
December 27, 2003 3:30 AM | نویسنده: زیتون