بایگانی ماهانه
July 2010
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آمار
  • یادداشت‌ها: 657
  • دیدگاه خوانندگان: 1344
  • بازتاب از خوانندگان: 49
January 17, 2004

کار جنون ما ز تماشا گذشته است

يکي از خوانندگان اين وبلاگ پيشنهادی کرده است که من بدون کم و کاست در اين جا مي گذارم. اما به گمان من ارتباط با نام و نشان ارزش بيشتری دارد. خود دانيد.


به نمايندگان نامه بنويسيد!
(یک پيشنهاد)

اگر چه بسياردير، اما بالاخره نمايندگان در اقدامي شجاعانه در خانه ملت تحصن کردند و هفتمين روزتحصن با روزه سياسي نيز همراه شده است. اين واقعيت را از ياد نبريم که نمايندگان به هر حال انسان هستند و از بيم و اميد و خطاهاي انساني برکنار نيستند. بويژه پس از انتخابات شوراها نمايندگان اصلاح طلب مي دانند که مردم نوميدانه از آنها رويگردان شده اند و اين مي تواند حسابي توي دل آنها را خالي کند و اعتماد به نفس، جسارت و انگيزه آنها را کاهش دهد. از طرفي حاکميت براي شکستن تحصن براحتي حاضر است به يکايک اين نمايندگان امتياز دهد و توصيه رهبر براي تاييد صلاحيت نمايندگان فعلي مجلس از آشکارترين نشانه هاي تطميع به شمار مي آيد. در اين احوال کاملا ضروري است که شهروندان با هر وسيله ممکن، تماس حضوري، تلفني، نوشتن نامه يا ارسال ايميل ضمن طرح مجدد مطالبات مردم، نمايندگان را به ادامه مقاومت دلگرم نمايند. من شخصا در اين چند روزه با تعدادي از نمايندگان در تماس بوده ام و به اثربخش بودن اين دلگرمي باور کامل دارم.
شايد يکي از آسانترين روشها، نوشتن نامه باشد. اسامي نمايندگان متحصن قبلا اعلام شده (روی شبکه نيز موجود است) و آدرس مجلس هم که سر راست است: تهران مجلس شوراي اسلامي! متن نامه هم کاملا به اختيار شماست بدون آنکه مجبور به نوشتن اسم و آدرس خود باشيد. از اميدها و سرخوردگيها، از فرصتهاي از دست رفته، از هر چيزي مي توان نوشت. فقط مهم اين است که نمايندگان باز حرف شما را بخوانند و بدانند که شما همچنان با آنها سخن مي گوييد.

ليست بست نشينان در مجلس
نام و آدرس نمايندگان

*****


و اين هم بخشي از نوشته آقای خداياری در باره رد صلاحيت خويش:

اعضاي محترم هيأت نظارت مركزي!

نامه ردصلاحيت من، كه آن را هميشه به عنوان كارنامه افتخار خود حفظ خواهم كرد و بدين خاطر هميشه ممنون شما خواهم بود، روز دوشنبه ظهر به دستم رسيد. طبق نظر شما، كه در آن نامه آمده است، بنده متهم هستم به:

1. عدم اعتقاد و التزام عملي به اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران.
2. عدم تابعيت كشور جمهوري اسلامي ايران.
3. وابسته تشكيلاتي و هوادار احزاب، سازمان‌ها و گروه‌هايي كه غيرقانوني بودن آنها از طرف مقامات صالحه قضايي اعلام شده است.
4. محكوم به ارتداد به حكم محاكم صالحه قضايي.

به زبان ساده‌تر از نظر آن هيأت، بنده فردي بي‌دين، بي‌وطن، ضدانقلاب و مرتد هستم.

ايران من كشوري است كه بنيانگذار آرمان گفتار نيك، پندار نيك، كردار نيك در جهان بوده است. ميهن من سرزمين عشق، عرفان، ادب، انسانيت، رواداري، فرهيختگي و اشراق است. خاستگاه مولوي،‌ حافظ، ... و سعدي است. فرياد انساني:

بني‌آدم اعضاي يكديگرند / كه در آفرينش زيك گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
تو كز محنت ديگران بي‌غمي / نشايد كه نامت نهند آدمي

از اين سرزمين برخاسته است.

چه بسيار اقوام مهاجمي كه به اين سرزمين يورش آورده‌اند و پس از اندك زماني در عمق فرزانگي اين ملت استحاله شده‌اند.

اگر كشور شما مشخصات و تعريف ديگري دارد، من از تابعيت آن برائت مي‌جويم!

همه نوشته ايشان در رويداد

دسته‌بندی

پیوند چاپ January 17, 2004 2:42 AM Saturday