بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۴ بهمن ۱۳۸۲

به جز از کشته ندرويم

اين روزها که فصل درو در کشتزار سياست ايران است، با بست نشيني بخشي از نمايندگان در مجلس مي توانست و مي تواند فصل کشت ديگری هم باشد. برای همين است که من کوشش مي کنم روندهای کشت و درو را توامان دنبال کنم. کارنامه کشت نمايندگان مجلس ششم برای فصل درو در انتخاباتي ديگر سياه بوده است. بسيار گفته اند و نوشته اند در اين چند روزه و من دوباره نويسي نمي کنم. بخشي از آن برای افشای سياهکاری های نمايندگان و بخشي در بيان ده ها باره ناتواني آن ها و بخشي هم راهکارهايي دلسوزانه برای برون رفت سرفرازانه نمايندگان از بن بست و فراروياندن ايستادگي آن ها به جنبشي برای نجات دموکراسي نمايندگي در کشور بوده است. کشوری که در آن ارزش سازمان های مدني و انجمن های شهروندی شناخته شده است، اما مردم آن سازمانيافته نيستند. کشوری که رسانه های گروهي يعني قوه چهارم دموکراسي در آن شناخته شده ولي فلج گشته است و بدون آن همه قوای ديگر بازيچه چانه زني های پشت پرده خودکامگي های ما خواهند بود، و اگر چنين بماند در آينده نيز روح آزاديخواهانه ما اسير امر و نهي های خودکامگان خواهد ماند.

هر جا که اين گونه توانايي ها و شناخت ها هست و به بند کشيده شده است همواره آبستن حادثه است. حادثه ای که در محاسبه های ديروز جای نداشته است. ايران ما چنين جايي است. و در درون حکومت هنوز ابتکار عمل با اقتدارگرايان است و آن ديگری ها واکنشي رفتار مي کنند و روحشان نيز پيشاپيش اسير محافظه کاران است. فرق است ميان آن که رييس جمهور خواست مدني و دموکراتيک مردم را ندا دهد و جنتي را وادار به سخنگويي نمايد تا آن که او بگويد و رييس جمهور دفاع کند و آن هم هنوز به گونه ای که مردم ندانند ميان آن ها چه گذشته است، تا به امروز، دوازده روز پس از بست نشيني.

ايستادگي نمايندگان چشم جهاني را به ايران دوخته است. گوهر پيشرفت در ستيزی که آغاز شده است با دموکراسي بيشتر و جمهوری بيشتر سنجيده خواهد شد. به همت راديکاليسم افسار گسيخته پادشاهي خواهان، ديگر مانند سال های دور حرکت و خيز راديکال در شکل مبارزه چشمان ما را کور نمي کند. خواست ها و پيام های بسياری از همان روز نخست بست نشيني روانه آدرس نمايندگان شده است. اما روح نمايندگان و رييس جمهور اسير چنبره خودکامگاني است که به ستيز با آن ها برخواسته اند. آيا نمايندگان بست نشين و ياران آن ها در قوه مجريه مي توانند دموکراسي نمايندگي را از بن بست مجلس ششم به در آورند؟

زهرا روزی در وبلاگش واژه InterAction را به کار برده بود. برايم جالب بود. فهم درست اين واژه برای دانشجويان دانش های طبيعي و فني از بايدهاست و دير يا زود بايستي آن را بفهمند. اما زبان فارسي ما هنوز واژه مناسبي برای آن نيافته است. و معلوم نيست دانش پژوهان و کوشندگان سياسي و اجتماعي ما آن را چگونه مي فهمند. اين واژه برای توضيح پديده هاي دو سويه ای به کار مي رود که در آن ها دو سوی پديده بستگي دروني به هم دارند و برهمديگر اثر مي گذارند. اگر چه در آن کنش هست و واکنش هم، اما با کنش و واکشي که مي شناسيم فرق دارد، آن جا که هر کنشي واکنشي پديد مي آورد و پايان مي يابد.

چشم در برابر چشم در سنت تنبيهي ما نمونه غيرانساني از آن کنش و واکنش است که در حقوق جزای ما هم راه يافته است و بنياد حقوقي ما را بر بربريت انتقامجويانه استوار ساخته است. و نه تنها ستمگر بلکه ستمديده را نيز در جايي مي نشاند که با منزلت و حيثيت و کرامت انسان بيگانه است. خانواده فردی که به دست آدمکشي کشته شده است، با انتقام گيری در وضعيتي غير انساني جای داده مي شود. نگاهي به پرونده کشته شدگان و پيگيری اجتماعي آن ها دردناک بودن شرايط را به خوبي آشکار مي سازد. اما نه تنها در حقوق جزا بلکه در دستگاه داوری اجتماعي ما هم اين گونه برخوردها ريشه دار است و نانوشته به کار گرفته مي شود. يکي بر طبل انتقام مي کوبد و آن ديگری بر لذت عفو مي نوازد و ما کماکان در چنبره باورهای سده ها گرفتار مي مانيم.

نه، واژه InterAction چيز ديگری است. در آن دو سوی پديده به هم پيوسته اند و اگرچه هر کنشي را واکنشي است، اما هر واکنش خود به کنشي ديگر فرامي رويد و دگرباره تاثير مي گذارد و واکنشي ديگر را در سويي که کنش نخست از آن بوده است پديد مي آورد. و بدينگونه پيوستگي ها برجا مي ماند اما کنش ها و واکنش های توامان و برگردان آن ها پديده را و اندام های آن را دگرگون مي کند.

جامعه از اندام های جداگانه و بيگانه از هم پديد نيامده است. اندام های آن چه در فرد فرد انسان ها و چه در گروه های اجتماعي آن ها به هم پيوسته است، و چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار. تلاش اجتماعي بايستي در خدمت همبستگي اجتماعي آن ها باشد و رابطه دو سويه InterAction را از خود نشان دهد. رابطه نمايندگان مردم و خود مردم هم اين گونه فهميدني مي شود، نه آن گونه که مردم تنها وظيفه واکنشي پشتيباني دارند و نمايندگان هم جدا از پيوندهای نمايندگي هر چه خواستند مي توانند بکنند. و پس از آن که مردم را افسردند و اميدها را پژمردند، آن گاه که کارد به استخوان خودشان رسيد فرياد برآورند و مردم نيز چهار نغل به سوی آن ها بتازند و پشتيباني نمايند.

کنش مردم که با گزينش چهار سال پيش نمايندگان را به مجلس فرستاد با چه واکنشي از سوی آن ها رو به رو شد؟

زبوني و خاکساری نمايندگان مردم در تسليم به دست نوشته ای در نخستين هفته های آغاز نمايندگي، قوه چهارم دموکراسي را که زبان مردم، حسابرس مردم، آينه دار و آينه افروز مردم است، فلج کرد. و مجلس خود نيز از مجلس نمايندگان بودنش افتاد.

اين نمايندگان سه کار جانانه کردند که در تاريخ مجلس های نمايندگان خواهد ماند. تسليم بي تلاش به اقتدارگرايان و فلج کردن قوه چهارم دموکراسي. بي خاصيت کردن پايه قانون گذار دموکراسي نمايندگي یعني خود مجلس. و جانان من به جز از کشته ندروی. رويگرداني مردم از آن ها. کساني که با دو قوه دموکراسي در کشور چنين کردند از مردم هشدارباش اسفند ماه گذشته را در انتخابات شوراها دريافت کردند و هوشيار نشدند. و اين رويگرداني نشان از هوشياری و آگاهي مردم است، نه بي تفاوتي آن ها به سرنوشت خويش و کشور. از خانه مهندس سحابي تا مجلسي که نمايندگانش بست نشسته اند ده روز راه بود. آيا راه دراز بود و يا مهندس پير شده بود؟ آن هم مهندسي که نيمي ملي است و بي شک دلبستگي ويژه ای به بست نشيني دارد که در تاريخ ملي ما خوش آوازه است، و نيمه اسلامي او نيز برهمگان آشکار است.

آيا بهتر نبود با InterAction خود به پرورش نمايندگان و سياستمداران بپردازيم که در خود رهبراني ديده اند که فراخوان مي دهند و از مردم پشتيباني مي خواهند و پس از آن به خواست خود سرگرم مي شوند. آيا بهتر نبود آن ها را به جايگاه نمايندگي بنشانيم و نمايندگي و پايبندی به پيمان ها و پيمان نامه ها را از آن ها بخواهيم. آيا بهتر نبود سنجه دموکراسي و حقوق مردم را به دست بگيريم و نمايندگان را به وفاداری فرابخوانيم.

اما مجلس ششم دادرسي های اصل نود و افشاگری های سخنراني های پيش از دستور را هم داشته است. در دادرسي ها اگر به جای روشن بيني و استواری انصاری راد ريش گرو گذاشتن های کروبي را داشتيم چه مي شد؟ هنوز نمي دانم آيا بدون انصاری راد از دادرسي های اصل نود مي توان سخن گفت يا نه. و اگر آری، پس چرا هيچ يک از کميسيون ها به اندازه کميسيون او کارکرد نداشت و خوش نامي به بار نياورد؟

از روز آغاز بست نشيني، من فراخوان به پشتيباني يک سويه و چشم بسته به دلاوری نمايندگان را نپسنديدم و آن را در چند جمله در پاسخ فراخوان روزنامه نگاران نشان دادم. InterAction ميان نمايندگان و مردم به جای گاو شيرده برای روزهای گرسنگي سيران فراموشکار. در نوشته های آقای بهنود تا سرانجام بست نشيني آن جدايي روز نخست را دنبال مي کنم. دوازده روز پس از بست نشيني در مجلس آقای بهنود نوشته است « چرا بايد از تحصن نمايندگان حمايت کرد » و من هم نوشته کوتاه زير را به آن افزوده ام. و در آن روش و منش و گفتگوی دلسوزانه دو نسل از ايراندوستان آزاديخواه را مي بينم در جستجوی دموکراسي:

صراحتي که شما در باره رفراندوم داريد مبارک است و ميمون. اما کدام رفراندوم؟ مضمون رفراندوم اگر روش نشود همان بلا سرش خواهد آمد که سر قانون خواهي بدون تکيه به حقوق بنيادی مردم و اصول دموکراسي آمد. چرا که رييس جمهور نمي گفت کدام قانون. من مي گويم قانوني که ضد حقوق بشر و اصول دموکراسي است ستمگرانه است و بايستي تغيير کند. ميان قانون برپايه کرامت انسان و حقوق بنيادی او و قانوني که با يک نامه حاکمي تصويب و يا رد مي شود هيچ نزديکي نيست. و رفراندومي که بخواهد دستاورد تاريخي مردم در سال 57 را ناديده بگيرد، به تلاش تاريخي ملت ايران پشت پا مي زند و شايسته ايرانيان نيست. رفراندوم از همين امروز بايستي بر پايه جمهوری بيشتر و دموکراسي بيشتر باشد تا دستاويز خودکامگان ريز و درشت نگردد.

اين که پس از انتخابات شوراها سياستمداران مردم را نقد کردند و نه خود و شرايط تصميم گيری مردم را، تنها نشانه کژفهمي آن ها بود. اگر بزرگان ما نياز پيدا کرده اند که آزادی خواهي ما را بسنجند، با اصول و شرايط آزادی به ميدان بيايند و نه با دعوت به دنباله روی کورکورانه از خود. شيوه برخورد شما به بست نشيني نمايندگان، اصالت دادن به سياستمدار است و نه نمايندگي مردم. هماني که همواره در تاريخ ما بوده است و شما هم تقصيری نداريد ولي نتوانسته ايد از چنبره ميراث خود را رها کنيد. نماينده برای مدتي معلوم و با پيمان هايي مشخص برای کارهايي معين نمايندگي داشته است. و اين مردم نيستند که بايستي سنجيده بشوند. قرار بود اين روزها عملکرد چهار ساله آن ها سنجيده شود که اگر شايستگي داشتند چه بهتر. و گر نه کنار گذاشته شوند.

چرا با چشم بستن به چهار سال عملکرد آن ها، اکنون قضيه وارون شده و مردم سنجيده مي شوند و نه آنها. اين همان اصالت دادن تاريخي ما به سياستمدار است و نه اصالت دادن به مردم و سالاری آن ها. داغ ننگ مطيع کردن نمايندگان مردم و مجلس آن ها به دست نوشته ای از حاکمي، چه شما بنويسيد و چه ننويسيد به نام همين نمايندگان ثبت شد. برای ستردن آن داغ ننگ راه باز است ولي من تا اين لحظه کوششي برای آن نديده ام. پس از دوازده روز خوشبختانه با هم هم قسم شدند ولي هنوز به وفاداری به مردم که در آغاز کار پشت پا زده شد، سوگندی دگرباره بايد و وفاداری در عمل بايستي نشان داده شود. شما نمايندگان را به نمايندگي آنها محدود و مشروط نمي کنيد و به رهبرکيشي های خودکامانه که بسيار هم خوشايند سياستمداران ماست ميدان مي دهيد. وفاداری به هوشياری مردم و ايجاد پيوند ميان خواست های مردم و دلاوری نمايندگان نياز ما بود و هست نه چک سفيد دادن به کساني که با شکل راديکال مضمون پيش پا افتاده را دنبال مي کنند.

4 بهمن 82

بازتاب (1)

» يك حدس انتخاباتي !
فكر ميكنم تا چند روز آينده مسئله انتخابات و مشكلات صوري كه براي آن طراحي شده بود به كلي مرتفع گردد. طي روزهاي قبل تقريبا اكثر خبرگزاري هاي د... دنباله

دیدگاه خوانندگان (7)

ايرانی:

با درود. ما در پارسي براي اينتراكشن واژه برهمكنش را داريم كه در بيشتر كتابهاي دانشي پارسي بكار ميرود. حكومتيها هم مانند هميشه عرب گرايي را ترجيح ميدهند و براي آن تعامل را بكار ميبرند.

سلام

جناب دواني از اينكه از نما يندگان دفاع كردي تشكر..
من چند وقت يك بار به شما سر مي زنم..

سلام . دوست خوبم . هرچند با اکثر مطالب شما موافقم باز امیدوارم با حمایت از تحصن و تا ثیر گذاری بر ان انرا به سنگری برای حقوق مردم تبدیل کنیم . با حمایت از بخش های ÷یشرو نمایندگان و ان بخش که کمترین وابستگی را به حاکمیت دارند این تحصن را به جنبشی فراتر برای دموکراسی و ازادی و حقوق بشر تبدیل کنیم .ممنون

هوشنگ عزیز جالب بود هر چند بسیاری از مطالبی که عموان کردید جای بحث دارد...

فكر مي كنم با واژه «راديكاليزم افسار گسيخته» تصوير خيلي خوبي از جنبش چپ ما داديد.

Bita:

mozakhraf bood enghad say nakon az hossein kachal (hoder)taghlid koni shodi mesl emeymoon!