هوشنگ دودانی
یادداشتهای نه چندان روزانه
Houshang Dowdani
دفتر یادبود
نامه
فهرست به ترتيب نگارش
روزهای پیش
اسپانیا قهرمان و آفریقای جنوبی روسفید شد
روزانه با جام جهانی فوتبال
من و جام جهانی فوتبال
به پیشواز جام جهانی فوتبال
بازیها و گروههای جام جهانی فوتبال 2010
برنامه بازیهای نهایی جام جهانی فوتبال 2010
بازگشت به قانون در روز انتخابات
منزل: جمهوری بر پایه قانون
مشق جهانی نوروزی
نوروزتان شاد و سال نو خجسته باد
بایگانی ماهانه
July 2010
Sun
Mon
Tue
Wed
Thu
Fri
Sat
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
گزینش ماه
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
January 2003
September 2002
July 2002
December 2000
دستهبندی
ورزش
کرامت و حقوق انسان
فاجعه آقاجری
انتخابات
مجلس هفتم
آری يا نه
مجلس هشتم
ریاستجمهوری
از تو و میهنم
رفراندوم
بيانيه 565 نفر
دیدگاهها
روزنامهنگاری
زلزله بم
سیاست
فرهنگ سیاسی
ایران و جهان
صلح و سیاست
آبونه
با اتم آبونه شوید
با آر اس اس آبونه شوید
آمار
یادداشتها: 657
دیدگاه خوانندگان: 1344
بازتاب از خوانندگان: 49
February 3, 2004
««
|
آغاز
|
»»
قدرت کجا و دست کيست؟
دستهبندی
:
مجلس هفتم
پیوند
|
چاپ
|
February 3, 2004 7:10 PM Tuesday
رهبر چرا باید دارای بینش سیاسی،تدبیر،قدرت ابراز عقیده و قدرت اداره ی کشور را داشته باشد؟
سلام .مدتها بود كه سعي داشتم چنين طرحي را رسم كنم . دست مريزد .چشم در اولين فرصت روزنه را روزانه خواهم كرد .فعلا
عجب تعبير جالبي ..چه خوشگل كشيدي وضعيت ِ خفن ِما رو در ايران
ّّّّّبه نام خداوند دانا وتوانا
جناب قهوه چی سلام,ببخشید که جواب سوالتان را دیر نوشتم. راستش را بخواهید چند روزی دنبال جوابش بودم و همچنین فرصت پیش نمی امد تا جوابتان را بنویسم.
اما فلسفه انتخاب غیر مستقیم رهبر این است که:ازآنجا که رهبر کشورمان صفات و شرایط خاص باید داشته باشند وهمچنین رهبر در جمهوری اسلامی ایران بعد از انقلاب بزرگ 25 سال پیش نه تنها رهبری کشور ایران,بلکه به جرات می توان گفت جامعه مسلمانان را بر عهده دارند,لذا انتخاب ایشان به طور مستقیم از جانب مردم به دلیل بالا نبودن سطح آکاهی عامه مردم از شرایط و صفات رهبر و همچنین کاندیداهاومتاثر بودن مردم از تبلیغات سوء,امکان پذیر نمی باشد.
بنابراین عقل سلیم حکم می کند که ابتدا افرادی که در امر شناخت وانتخاب رهبر خبره هستند از سوی مردم انتخاب شوند سپس آنها با دقت و ظرافت بیشتری رهبر را انتخاب کنند. که مطمئنا انتخاب چند نفر خبره(اعضای مجلس خبرگان)از عامه مردم در سطح بالاتری معتبر می باشد.
واما مردم با حضور خود در صحنه های مختلف از جمله راهپیمایی و انتخابات ومواردی که از جانب رهبری دغوت می شوند,موافقت خود را با رهبری ایشان اعلام می کنند. والسلام
شما کجائید؟:)
salam doste khobam . alli bood
Hallo,
Es war eine sehr klare und plausibel Äußerung und Zeichnung.
Es ist heutzutage gar nicht einfach zu wissen wer, wem in Mollahs Kreise kontrolliert.
Na ja, die sollen auch irgendwie einen Job haben. Aber wie man sieht die kommen nur mit einem Job nicht zu recht, deshalb haben auch jeweils Viele Belastungen, damit sie auch ihre Familie ernähren können......
Die arme Schüler un Studenten/innen müssen leider alles in Geschichte lernen. Ob die irgendwie zu recht kommen wer, wem konrolliert, ist fraglich..... Hossein-D,dorf
در پاسخ به پریسا میخواستم بگم به فرض که قبول کنیم در شرایط فعلی هم مردم سرنوشت خود را در دست دارند چرا رهبر مانند رییس جمهور با رای مستقیم مردم انتخاب نشود؟
نمودار خيلی گويايی است. اين که قدرت کجاست پاسخ ساده ای ندارد. ولی شايد از صدقه سر همين عدم تمرکز قدرت بوده که امثال ما در اين سال ها نيم نفسی در اين کشور کشيده اند.
نمیدونم چرا همیشه فکر میکنم همه چیز وصله به پول و سیاست انگلیس... شاید دایی جان ناپلئون شده ام!
به نام خداوند عالم
دایی هوشنگ عزیز سلام
چارت انتخاباتی جالبی ترسیم نموده اید که تامل برانگیز است.اما نکات ریزی در قانون اساسی کشور عزیزمان وجود دارد که دور مطرح شده از طرف شما را پاسخ میدهد که جهت اطلاع شما وسایر عزیزان انها را برایتان جسارتا مینویسم.
اول اینکه طبق اصل یکصد وهفتم قانون اساسی تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است.
وطبق اصل یکصدوهشتم قانون اساسی قانون مربوط به تعداد و شرایط خبرگان وکیفیت انتخاب آنها و آیین نامه داخلی جلسات آنان برای "نخستین "دوره باید به وسیله فقهای "اولین "شورای نگهبان تهیه و با اکثریت آرا ء آنان تصویب شود و به تصویب نهایی رهبر انقلاب برسد."از آن پس هر گونه تغییر وتجدید نظر در این قانون در صلاحیت مجلس خبرگان است.
{که اعضای مجلس خبرگان مستقیما از سوی مردم انتخاب می شوند.}
و همچنین طبق اصل یکصد ویازدهم قانون اساسی هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شودو یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصل پنجم ویکصد ونهم گردد و یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است از مقام خود بر کنار خواهد شد.تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم میباشد.
{پس مادام العمر نیست.عدم عزل به معنی شایستگی ایشان است.}
واما اصل پنجم: در زمان غیبت حضرت ولی عصر -عجل الله تعالی فرجه- در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر وامامت امت بر عهده فقیه "عادل - با تقوی -آگاه به زمان - شجاع - مدیر و مدبر است . که اکثریت مردم اورا به رهبری شناخته و پذیرفته باشند.
واصل یکصد و نهم :شرایط و صفات رهبری
1-صلاحیت علمی و تقوایی لازم برای افتاء ومرجعیت.
2-بینش سیاسی و اجتماعی و شجاعت وقدرت ومدیریت کافی برای رهبری.
{اما یک امر مهم که لازم میدانم تذکر دهم این است که در هر دوره ای ریاست جمهوری هر 4 سال یکبار عوض میشود و به دنبال آ چه بسا قانون جامعه نیز عوض شود که وجود مقام رهبری به عنوان یک عنصر مقتدر برای ثبات سیاست های کلان هر کشوری بسیار حایز اهمیت است.اینکه در دایره بسته ترسیم شده شما چه کسی چه کسی را کنترل میکند لازمه کنترل توسط کسی وجود دیکتاتور است . کهدر کشور غزیزمان وجود ندارد واصلی ترین وظیفه رهبری نظارت است نه کنترل و اگر کمی بیشتر تامل کنیم خواهیم دید که این مردم هستند که کنترل می کنند نه کسی.}
هوشنگ عزيزم!
تا روح ديكتاتوري و پدرسالاري بيمارگونه دركالبد جوامع جهان سومي اينچنيني موجود است با تكيه بر توجيه صغير بودن مردم و قيم مآبي تماميت طلبان وضع بهتر از اين نميشود. بنظر من مدار بسته و بن بست قانون اساسي به نوعي يك كلاهبرداري بزرگ غير اخلاقي و غير انساني است. آنان كه به خود اجازه ميدهند با اين سفسطه اختيار مردم را در قالب انتصابات موسوم به شبهه انتخابات رنگ و لعاب بزنند خود بهتر ميدانند كه چه جنايتي را در حق اختيار و اراده ي آزاد مردم مرتكب ميشوند، منتها برخي شان سر خود را زير برف كرده اند و به روي مبارك نمي آورند.با عشق و دقت هميشگي ات به موضوعات مختلف در ترسيم اين نمودار جالب زحمت قابل تقديري كشيده اي. خسته نباشي عزيز نديده.موفق . كامروا باشي.
جالب بود!فقیه و مادام العمر- فرمانده کل قوا!عجب! همین برای نتیجه گیری از نمودار کافیست!!
واقعا جالب بود! خصوصا بن بست وزرا ، مجلس و عدم حضور مردم!
سلام هوشنگ جان.. این شاخه هایی که کشیدی برای من نصفه اومد... تا اینجایی که می بینم، فتوی می دم که ایناش اضافی هستن:
1-مجلس خفتگان
2-شورای نگهبان
3- رئیس صدا و سیما
4- رهبر
5- بقیه ش هم که نمی بینم:)