روزی برای نفي خشونت
اگر بخواهيم از فاجعههايي که در سالهای گذشته بر ايرانيان رفت نام ببريم، یکي هم همانا ترور سعيد حجاريان است. روز روشن، در ميان خيابان و با سادهترين رابطه انساني تير بر چهره او نشاندند، و تروريستها بيواهمه به پايگاه خود بازگشتند، و از پيگرد قانون و دستگاه دادگستری ايمن ماندند. خشونت با زشتترين چهرههايش از همه جای آن ميبارد، از آماج تا کردار و از آغاز تا انجام آن و نيز پيآمدهايش. خشونت عريان، خشونت سازمانيافته، خشونت بيپادافره و شايد هم با پاداش.
از هر سو به آن رويداد بنگريم فاجعهای را در آن خواهيم يافت. فاجعه اجتماعي تسليم رهبران جنبش اصلاحي سالهای اميد و لبخند و چرخش در کردار و رفتار آنها، فاجعه انساني دهشتناکي که تا پايان عمر حجاريان را به درد خواهد آزرد، دردی که نيشي تلخ بر وجدان و قلبم مينشاند آنگاه که مينويسم عمرش دراز باد. اما بي دغدغه مينويسم، زندگي زيباست، عمرش دراز باد و دردهايش اندک.
شايسته نيست فاجعه را تنها در داغ و دردهايش خلاصه کنيم و از بازآمدن آن برخود بلرزيم و يا عمر را با آه و حسرت به سرآوريم. خودآزمايي پس از هر فاجعه بهترين راه مبارزه با آن و با پيامدهای آن و پيشگيری از بازآمدن آن است. خودآزمايي و يافتن جايگاه خود در آن فاجعه. پرسش از خود که پيش از آن فاجعه، و همين امروز نيز، رابطه ما با آن فاجعه چگونه بوده است، در انديشه، در مرام، در وجدان، در سخن و نيز در کردار. و نيز آمادگي تغيير خود تا آنجا که بازآمدن و تکرار آن را دشوار سازد و ما را به جايي برساند که همه يک زبان بگوييم، نه، ديگر نه، هرگز. و برای بيرون راندن آن از زندگي اجتماعي و فردی خود تلاش کنيم.
و برای اين که ديگر نه، و هرگز نه، به واقعيت درآيد بايستي قاعده «چشم در برابر چشم» از فرهنگ فردی و اجتماعي ما رخت بربندد. بر پايه اين قاعده در فرهنگ ماست که خشونت آغاز شده چرخه ويرانگری را پيميگيرد. آنهايي که خشونت را آغاز ميکنند بر اين کاستي در فرهنگ ما آگاهند، و بر آن انگشت ميگذارند، و ميدانند که ما دستبسته و کورانه به دنبال آنها خواهيم رفت، و خشونت را با خشونتي بيشتر پاسخ خواهيم داد. نطفه خشونت در همان آغاز سوزاندن را نياموختهايم و خشونت خويش را با خشونت آنکه آگاهانه آغاز کرده است پاک ميشوييم، و در چرخه فاجعه چرخ آن را ميگردانيم.
آيا بهتر نيست سالي يک بار به آن فاجعه سر تا پا فاجعه باز گرديم و گرد هم آييم و به انديشه فرو رويم و به ياد آريم دردهايي را که در ماست، و بسنجيم رابطه خود را با آن. روزی برای نفي خشونت. برای خشونت زدايي از فرهنگ و سياست.
نفي خشونت مبارزه با ستمستيزی نيست. و خشونت ستم را با خشونتي ديگر پاسخ دادن گشودن راه ستم با بيراههای ديگر است. آنجا که کرامت ذاتي انسان شناخته شده نيست و حقوق بنيادی او پايمال ميشود، حکومت بر پايه قانون استوار نيست و دستگاه دادگستری در خدمت زور عريان است، شورش بر ضد بيداد و ستم واپسين چاره ناچار برای بستن راه های خشونت است. و انسانيتر از آن چيست که آدميان را از ناچاری رها سازد، با شناسايي حقوق بشر که با حاكميت قانون پشتيباني ميشود، و آزادی ستمستيزی به جامه قانون آراسته شده است.
سعيد حجاريان در چهارمين سالروز فاجعهای که بر ما رفت در جمع يارانش گفت:
« بعد از ۴ سال، دوباره اينجا جمع شده ايد. راستي تا چند سال ديگر مي خواهيد اينجا جمع شويد؟ امسال ديگر تمامش كنيد. سال ديگر بهانه اي ديگر براي جمع شدن داريم واقعه قتل خانم زهرا كاظمي اتفاق افتاده است. سالضرب من ديگر بس است، سال ديگر به سالمرگ خانم كاظمي برويم.»
مسعود بهنود با هوشياری پاسخ مي دهد:
« بهتر ست روز ابراز نفرت از خشونت را با سالروز ترور سعيد حجاريان همراه کنيم و به حرف او گوش نکنيم که گفت بس است و فروتنانه سالمرگ خانم زهرا کاظمی را برای اين روز پيشنهاد کرد.
اگر کسی بپرسد چرا به آزادی دست نيافته ايم، من يکی می گويم چون خشونت را از فرهنگ خود پاک نکرده ايم و سهل است تا همين اواخر آن را مقدس هم شمارده ايم.
در تاريخ دويست ساله ايران ترور کم نبوده است از اميرکبير بگير تا داريوش فروهر. وقتی قدرت علنی و عريان بود، ترور ها اسم فصد و اعدام نام می يافت و وقتی غيرعلنی شد آن وقت ترور بود و در همه حال از جانب آن ها که قدرت را داشتند و می خواستند از کف ندهندش.
اما ترور حجاريان داغی بزرگ بود که در لحظه ای حساس بر دل جنبش دموکراسی خواهی و عدالت جوئی ملت ايران گذاشته شد.»
شنبه 23 اسفند 82

دیدگاه خوانندگان (4)
پيام مؤسسه جهانى آية الله العظمى شيرازى به مناسبت 25 نوامبر روز جهانى مبارزه با خشونت عليه زنان
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
بسم الله الرحمن الرحيم
طبق قطعنامه مورخ هفدهم دسامبر 1999م. مجمع عمومى سازمان ملل متحد، روز 25 نوامبر (پنج آذر ماه) به عنوان «روز جهانى مبارزه با خشونت عليه زنان» تعيين شد. اين مجمع، دولت ها و سازمان هاى دولتى و مردمى را به برگزارى تجمع ها و سخنرانى ها در اين روز با هدف افزايش آگاهى عمومى در زمينه برخورد و رفتار انسانى با زنان فراخوانده است.
«خشونت عليه زنان» كه در تبليغات جهانى «مبارزه با خشونت عليه زنان» مطرح مى شود، هر اقدام خشونت بارى را لحاظ مى دارد كه بر اساس جنسيت رخ مى دهد و آزار جسمى، جنسى و روانى متوجه زن مى كند يا احتمال چنين مواردى از آن برود. تهديد به اعمال ياد شده، واداشتن به كارى بر خلاف ميل زن يا سلب ظالمانه آزادى او - خواه در زندگى فردى اش باشد، خواه زندگى اجتماعى – نيز خشونت عليه زن به شمار مى رود.
بى ترديد، اعمال خشونت آميز عليه زنان شايع ترين پديده هاى دردناك اجتماعى در جهان، به ويژه در كشورهاى غربى است. بر اساس تحقيقات ميدانى شمارى از سازمان غير دولتى انسان دوست، از هر سه نفر زن يك نفر همه روزه و در تمام عمر خود مورد ضرب، اهانت و اجبار به كارهايى كه نمى خواهد، قرار مى گيرد.
همچنين بنا به گزارش سازمان بهداشت جهانى، حدود 70 درصد از قربانيان جنايت، زن هستند كه به دست دوست پسر خود كشته مى شوند و زنان و كودكان حدود 80 درصد قربانيان با آلات قتاله و اسلحه هستند.
نيز در گزارش دبير كل سازمان ملل متحد آمده است: همه ساله ميليون ها زن و دختر توسط دوستان پسر، خويشاوندان، افراد بيگانه، كارفرمايان، همكلاسى ها، سربازان يا گروه هاى مسلح مورد تجاوز قرار مى گيرند.
در روزگاران گذشته و در قرون وسطا نيز زنان در امان نبوده، مورد تجاوز، خشونت و رفتار هاى غير انسانى قرار مى گرفتند، چرا كه همچون كالا داد و ستد مى شدند، شهروند درجه دو به شمار رفته، وظيفه اى جز زادن و پروراندن فرزندان روئين تن نداشتند. مكاتب فلسفى غربى و شرقى، زن را شيطانى مى خواندند كه مى بايست سوزانده شود يا اين كه سهم او را از اين دنيا چيزهاى پوچ و بى ارزشى مى دانستند.
در تاريخ آمده است: در يونان باستان، زن در حد كالاى تجارى به شمار مى رفت كه در بازار داد و ستد مى شد. زن پس از همسرش حق زيستن نداشت و پس از مرگ شوهر، زن را كشته، با وى به خاك مى سپردند.
زرتشتيان پس از كشتن پيامبر خود و سوزاندن كتاب او، دين شان دستخوش انحراف شد. پس از آن بود كه هر گاه پادشاه، فرمانروا يا بزرگى از ايشان مى مرد، همسرش را كشته، با جسد شوهر مى سوزاندند و زمانى نيز به جاى كشتن زن و سوزاندن پيكر آن دو، زن را زنده در كنار شوهر دفن مى كردند(1).
با اين توضيح، گذشته زن بد تر از وضع فعلى و حتى آينده او نبوده است، چرا كه امروز نيز به كالايى كم بها تبديل شده كه ميان مردان شهوت پرست دست به دست گشته، برنامه هاى منحط و غير انسانى آنان كه زنانگى زن را در هم كوبيده، شرافت و عفت او را كشته و اين روند همچنان ادامه دارد، سرنوشت او را بازيچه خود قرار داده است.
متأسفانه در كشورهاى با اكثريت مسلمان نيز پديده شوم و نكوهيد زن آزارى و رفتار غير انسانى با زن، از قبيل: زدن، زندانى كردن [در خانه] كشتن و تحميل ازدواج اجبارى بدون رضايت وى رواج دارد. اين نوع برخورد با زن در جوامع اسلامى بر اساس سنت هاى خشك و غلطى است كه در پى فاصله گرفتن مسلمانان از مفاهيم اسلام، به حاشيه راندن آن و تن دادن به قوانين غير الهى چهره نموده است.
نبايد از توجه به اين مسأله غافل بود كه قوانين اسلامى، خشونت فيزيكى، جنسى و روانى را در جوامع [كوچك و بزرگ] بشرى، مانند: خانواده، مدارس و آموزشگاه ها، كارگاه ها، معابر عمومى حرام نموده است. از نظر اسلام، كتك زدن دردناك و آسيب رساننده، تجاوز، قطع عضو، خريد و فروش زن، تن فروشى و حتى تحريك به آشوب و بد زبانى را - در زمان صلح باشد يا جنگ يا درگيرى مسلحانه - خشونت مى داند.
اسلام عاملان خشونت را به يك اندازه مسؤول مى داند و در اين مورد ميان زن و مرد، فرد عادى و صاحب منصب دولتى تفاوتى قائل نيست. در مقابل، دست زدن به خشونت عليه طبقات ضعيف اجتماعى، مانند: زنان، كودكان و افراد ناتوان، از نظر شريعت اسلام مسؤوليتى دوچندان دارد و از آن جا كه اسلام حق حيات را براى همگان محترم و محفوظ مى داند، كشتن جنين را - دختر باشد يا پسر - حرام كرده است.
شريعت اسلام [با عنايت به زن به عنوان نيمه مكمل جامعه] ميان زن و مرد به عنوان انسان، تساوى قائل شده، اجازه نمى دهد نسبت به زنان بى حرمتى شود، حقوق شان پايمال گردد و مورد خشونت قرار گيرند. خداى متعال با اشاره به همين تساوى مى فرمايد: «يا أيها الناس اتقوا ربكم الذي خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبث منهما رجالاً كثيراً ونساءا...؛(2) اى مردم، از پروردگارتان كه شما را از «نفس واحدى» آفريد و جفتش را [نيز] از او آفريد، و از آن دو، مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد، پروا كنيد».
مرجع فقيد حضرت آية الله العظمى حاج سيد محمد حسينى شيرازى بر اين است كه:«تأكيد بر پرهيز از برخورد خشن در كانون خانواده و نسبت به همسران، فرزندان، پدر و مادر يا ديگر بستگان و خويشاوندان، از اصول مهم نفى خشونت اجتماعى در اسلام است. در دوران جاهليت و پيش از ظهور اسلام، كانون هاى خانوادگى از خشونت افسار گسيخته و پيامدهاى آن كه برخى مردان نسبت به افراد خانواده خود اعمال مى كردند، سخت در رنج بودند، اما اسلام با آمدنش خشونت را نفى كرده، به لطف و مهر ورزى در تعامل ميان افراد خانواده فرا خواند و با ارائه شيوه الهى و آسمانى سامان دهى خانواده، كانون خانواده را _ كه در مرداب فساد و پستى غرق و در دامگه خشونت گرفتار شده بود_ رهايى بخشيده، به سوى تكامل و استوارى بنيان و مهرورزى و رأفت رهنمون شد.»
در اين جا و به مناسبت روز جهانى مبارزه با خشونت عليه زنان به توجه راهكارهايى در اين زمينه فرا مى خوانيم:
- تشويق و حمايت مؤسسه ها و سازمان هاى بانوان براى مشاركت آن ها در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى تا از حقوق خويش دفاع كرده، جايگاه خود را بازيابد؛
- حمايت از شركت زنان در مراكز تصميم گيرى، قدرت و حكومت به عنوان شريكى فعال در رشد عمليات سياسى؛
- جايگزين كردن وترويج فرهنگ نفى خشونت به جاى فرهنگ خشونت طلبى، زيرا عواملى كه در پس پرده خشونت عليه زنان قرار دارد، بر اصول [غلط] فرهنگى اجتماعى كه منش افراد جامعه را مى سازد نهفته است. شايان توجه است كه زنِ جوامع غربى، بيش از همگن خود در جوامع اسلامى مورد تعرض و تجاوز قرار مى گيرد و محدود بودن اين پديده در جامعه اسلامى از آن روست كه ارزش هاى اسلامى پايه گذار مفهوم «عفت زن» بوده و همين فرهنگ و مفهوم از او در برابر تعرض و خشونت حفاظت مى كند؛
- برگزارى نشست هايى براى ترويج فرهنگ «زن، يعنى تمام جامعه» چه اين كه زن اساس و مام جامعه است.
- نسبت به زن مهرورزى، اشتباهات او ناديده گرفته و با بهترين شيوه با وى تعامل شود، چرا كه بر اساس آموزه هاى دين و شريعت اسلام «زن چون گلى [لطيف و حساس] است و نه قهرمان»(3).
- زن بايد هماره مورد نيكى قرار گرفته، از پايمال كردن حقوقش پرهيز شود.
پيامبر گرامى اسلام درباره زن سفارش كرده، مى فرمايد: «خيركم، خيركم لأهله وأنا خيركم لأهلي؛(4) بهترين شما كسى است كه با خانواده اش بهترين [رفتارها را داشته] باشد و من بهترين ها براى خانواده ام هستم».
- بايد با زن مدارا كرد، زيرا اين اصل تأثير بسزايى در حفظ و پايايى كانون خانواده دارد و خانواده اى كه زير چتر مدارا قرار گيرد غالباً مشكلات و چالش ها را به راحتى پشت سر مى گذارد.
- بايد با روح گذشت با زن برخورد كرد، هر چند بد اخلاق باشد، زيرا دورى از خشونت و نرمى در برخورد با وى، سرانجام او را به خوبى و مهرورزى مى كشاند؛
- بايد مى گسارى و مصرف نوشيدنى هاى الكلى ممنوع شود، چه اين كه اين فرآورده، خردمندى و خردورزى را از انسان سلب كرده، او را به اِعمال خشونت عليه افراد ضعيف واداشته، انگيزه اى ددمنشانه براى انتقام گيرى از افراد ناتوان در فرد مست به وجود مى آورد.
- بايد خريد و فروش زن به هر انگيزه اى ممنوع و تجاوز به زنان با تشديد مجازات روبه رو شود و نقش [مثبت] خانواده، جامعه و دولت قدرتمندتر و فعال تر گردد.
در پايان تأكيد مى كنيم كه زن خود مسؤول استيفاى حقوق خود است و هموست كه با تلاش، دانش و فرهنگ و احترام به ذات خود خواهد توانست به اهداف و آرمان هايش دست يابد؛ اهدافى با مسؤوليتش به عنوان پرورش دهنده و مربى نسل آينده سازگارى داشته باشد.
مؤسسه جهانى آية الله العظمى شيرازى – واشنگتن
سيد مرتضى شيرازى
--------------------------------------------------------------------------------
1) نك: آية الله العظمى شيرازى (ره) عدم خشونت در اسلام.
2) نساء (4)، آيه 1.
3) مكارم الاخلاق، ص218.
4) همان، ص216.
December 4, 2004 5:22 AM | نویسنده: شیخ محمد تقي ذاكري
امروز فرصتی دست داد. با آقای رمضان زاده صحبتی کردم و ان را در وبلاگ هم آورده ام.نمی دانستم چه طور به اطلاع دیگران هم برسانم.گفتم به شما بگویم.به هر حال .خدا حافتان.
http://www.30morgh.net/?id=-1554417334
March 15, 2004 4:29 PM | نویسنده: بهروز فردوسی
اين چرخههای ويرانگر را در خيلی از مسائل میتوان يافت. مانعی برای پيش رفتن. کافيست فکر کنيم به اینکه وقتی وارد چرخه میشويم مهم نيست که از کجاو به چه عنوان وارد شديم مهم اينست که به پابرجا ماندنش کمک میکنيم.
March 15, 2004 2:49 PM | نویسنده: آيدا
سلام
جالب بود و شجاعانه و منطقي.ولي چه بايد كرد ؟چگونه بايد قوانين وبه نوعي سنتهاي دوران جاهليت را اصلاح كرد تا بتوان روزي چشم در برابر چشم را اصلاح نمود و به قول هم سن و سالهاي ما ديگر جواب موشك را با موشك نداد .
سالهاي نه چندان دور را به ياد دارم كه در مدرسه يكي از معلمان مرتب به گوشمان مي خواند كه جواب موشك را با موشك ميدهيم و ما هم بايد با مشت هاي گره كرده مرگ بر... مرگ بر.... مي گفتيم و از همين معلم ياد گرفتيم كه اگر هر كسي به گوشمان زد ما بايد محكمتر بزنيم و....
كه از اين موارد فراوان است چه در اموزه هاي ديني وچه در تعليم و تربيت امروز و چه در جامعه و هنوز شاهديم كه حكم اعدام براي افسانه صادر مي شود و هنوز شلاق مي زنند وسنگسار مي كنند و ....
كه متاسفانه قانون اساسي ما هم به نوعي راه را باز گذاشته است
حالا چه بايد كرد ؟اين مهم است
March 14, 2004 3:18 PM | نویسنده: سامان