بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 494

دیدگاه خوانندگان: 1302

تا روز: ۲۱ فروردین ۱۳۸۳

وطنیمدیر، وطنیمدیر، وطنیمدیر، وطنیم


 دریاچه  تخت سلیمان در تکاب
در کاوش هاي سال گذشته باستان شناسان
مهر موبد موبدان در تخت سليمان کشف شد.

گروه استان ها- ليلا مير کمالي ـدر طول کاوش های باستان شناسی در مجموعه" تخت سلیمان" در سال گذشته، مهر موبد موبدان همراه چندین مهر دیگر توسط گروه باستان شناسی کشف شد.
به گزارش میراث خبر، " ابراهیم حیدری" باستان شناس و سرپرست گروه باستان شناسی تخت سلیمان در این باره گفت: " در سال 82 تعداد قابل توجهی اسناد و مدارک معتبر از سر مهرهای گلی شخصیت های اجتماعی و مذهبی در محدوده دروازه شمالی تخت سلیمان به دست آمد. مهمترین این مهر ها، مهر مخصوص" موبد موبدان" است که روی آن نقوش اساطیری حک شده است و بیشتر در ستایش آب ( آناهیتا) و آتش است. همچینین مهر ارسال مراسلات که مربوط به نگهداری اسناد و مدارک در انبارها بوده است نیز در این مجموعه یافت شد."
دستیابی به این مهرها می تواند باستان شناسان را در تکمیل اطلاعات مربوط به تخت سلیمان و آتشکده آذرگشنسب بسیار یاری نماید.
 آتشکده آذرگشنسب -  تخت سلیمان  تکاب

مجموعه مهرهای به دست آمده در این قسمت از تخت سلیمان در طول سال های 81 و 82 به 1300 مهر می رسد که بخش اعظم این یافته ها توسط یک گروه باستان شناسی آلمانی که برای تحقیق و پژوهش به تخت سلیمان آمده بودند، کشف شد.
"حیدری" در باره کشف مهر های مربوط به آتشکده می افزاید:" مهرها، اسناد و مدارک بسیار مطمئن و دقیقی هستند که محل واقعی آتشکده آذرگشنسب را اثبات می کنند. در مجموعه تخت سلیمان، کتابخانه، موزه و محل نذورات وجود داشته که طی انجام مراحل اداری به خزانه و یا محل نگهداری اسناد و اعتبارات می رسیده است. مهر موبد موبدان در تشریفات مربوط به مراسم مذهبی استفاده می شده و در صورتی که دستوری به موبدان پایین تر در مجموعه مقدس و مذهبی آتشکده ابلاغ می شده ، موبد موبدان از این مهر استفاده می کرد."
نقوش اساطیری بر روی این مهرها، محققان را به سوی کشف اعتقادات و اسطوره شناسی عهد ساسانیان رهنمون می سازد و کشف مهر ها می تواند نقطه عطفی در تحقیقات باستان شناسی و شناخت مردم روزگار باشد.
مجموعه "تخت سلیمان" در شهرستان تکاب در آذربایجان غربی قرار گرفته است. این مجموعه بزرگترین آتشکده ساسانیان است و مهمترین مراسم معنوی و مذهبی ساسانیان در این آتشکده انجام می گرفته است.

* ليلا خانم خوش خبر باشید، همیشه.

دیدگاه خوانندگان (91)

داود اجلالی:

سلام.سلام به همه تکابيهای عزيز
من امروز با سايت شما اشنا شدم و از اينکه اسم تکاب را در اين سايت می بينم خيلی خوشحالم و در ضمن از اين که اسم دوستانم راهم در اين سايت ديدم خيلی شادمانم
درود بر همه اغول بيکی های عزيز پاينده باشيد.

---

گرامی داود!

سپاسگزارم. اوغول‌بیگ دیگر آن اوغول‌بی قدیم نیست ها. برای خودش شهری شده و مستقل هم شده است. ما تکابی‌ها اگر کوچکترین خطایی بکنیم صدایشان بلند می‌شود.
من در انتشار آنچه به نام اوغول‌بیگ یا اوغول‌بیگی‌ها اینجا می‌آمده بسیار دست تنگ بوده‌ام. بسیار پیش آمده که منتشر نکرده‌ام.
سر بسته بگویم. من وقتی چیزی می‌نویسم که به ریش قبای کسی در آنسوی اقیانوس‌ها، یا در ری و اصفهان و کاشان، یا خراسان و دیلمان و سیستان برمی‌خورد، صاحب قبای گرامی آن می‌آید اینجا و به تکابی‌ها بد و بیراه می‌گوید و ناسزا می‌فرستد. و این هم سهم تکاب و تکابی‌های سرتاسر جهان از وجود نازنین من بوده است تا به امروز.
حالا تصورش را بکن که من بروم سانفراسیسکو، و سانفراسیسکویی گرامی هم بیاید به اوغول‌بی یا اوغول‌بیگی‌ها بگوید بالای چشمتان ابروست. و از دست من هم بگونه‌ای در برود و آن را منتشر کنم. چه شود! تصور کن حتی اگر تصور کردنش سخت باشد.
من که هوشنگ هستم، برابر با قانون تقسیمات کشوری و دیگر قوانین کشوری و جهانی، استقلال همه تازه استقلال یافتگان سرتاسر جهان را به رسمیت می‌شناسم و حاضر نیستم بدتر از گل یا زلالتر از گلاب به آنها بگویم.
یک پرسش هم دارم. چرا برای خودتان سایت یا وبلاگ درست نمی‌کنید؟ وبلاگ و سایت دیگر آن آن وبلاگ و سایت چند سال پیش نیست که ویژه از ما بدتران باشد. روان دست‌پروردگان محرمعلی خان نیز بگمانم به ناچار دیگر با آن خو گرفته است. وبلاگ و سایت هم دیگر شده است چیزی مانند دوچرخه‌ای که همواره گوشه انباری داشته‌ایم و گاه سوار می‌شده‌ایم و یا هفته‌ها به سراغش نمی‌رفته ایم. یا یخچالی که حتی در سوز و سرمای زمستان هم گوشه‌ای از آشپزخانه به برق بوده است. برای نوشتن آن هم نیاز نیست آدم دیگر بشود و می‌تواند خودش باشد و بنویسد، و بودن آن رابطه آدم را با خواندن و نوشتن زنده نگه می‌دارد. وبلاگ و سایت هم چیزی شده است مانند همه خرت و پرت‌های دیگری که داشته‌ایم.
اوغول‌بیگی‌ها از قدیم در علاقه به دانش و بویژه ادبیات شهره بوده‌اند. هرگز فراموش نمی‌کنم لحظه‌هایی را که آقای سیدی شعر کوچه زنده یاد فریدون مشیری را در فوق برنامه هفتگی دبیرستان سعدی می‌خواند. بیشتر هفته‌ها آقای سیدی مجری برنامه می‌شد. ذوق ادبی او زبانزد بود و با آوازه تاریخی اوغول‌بیگی‌ها سازگار. آموزگاران و دبیران و گاه دیگر بزرگان شهر هم در برنامه‌هایی که فوق برنامه نامیده می‌شد شرکت می‌کردند. آن روز آقای سیدی با شیوایی دلنشینی شعر کوچه را خواند. هنوز هم صدایش در گوشم می‌نشیند و لحظه‌های این نوشتنم را زیباتر می‌کند. پاسی از شب گذشته بود که برنامه پایان یافت. آقای سیدی هر روز پیاده از اوغول‌بی به دبیرستان می‌آمد و برمی‌گشت. او به آن شب با شعر کوچه رنگی دیگر زده و خود به اوغول‌بی برگشته بود.

در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید.

هوشنگ

احمد بدخشی اغولبيک :

هرگز چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گريان نکن . عشق کنار هم ايستادن زير باران نيست .عشق اين است که يکی برای ديگری چتر شود و ديگری هرگز نفهمد چرا خيس نشد.

سلام به همه همشهریا مخصوصا به اقای دودانی.
مرسی
یاعلی
بای

---

امیر جان!

سپاسگزارم. عجب کاری کرده‌ای. من با اجازه شما یکی از تصویرهای وبلاگت را برمی‌دارم و همین حالا در یک پست جداگانه منتشر می‌کنم. گمان می‌کنم هیچ مسوولیتی برای شما ندارد. و اگر همان تصویر را هم از وبلاگت برداشتی در آن پست جداگانه من می‌ماند.
در خبرها خوانده بودم که شمار بسیاری از یزدانشناسان مسلمان، با امضای جمعی و برای نخستین بار، جشن میلاد مسیح امسال را به مسیحیان جهان شادباش گفته‌اند.آرزو می‌کردم ای کاش آن پیام را با همه امضاهای آن به فارسی پیدا می‌کردم و همین جا منتشر می‌کردم. نمی‌دانم از یزدان‌شناسان ما هم در میان آنها هست یا نه و اگر هست چه کسی است. گویا علت اینکه جمعی نوشته‌اند و امضا کرده‌اند بی‌مرکزی مذهب‌های گوناگون اسلام است. و گویا دامنه امضاها نشانه‌‌هایی از چندگانگی مذهبی را هم در خود دارد.

تا نپنداری که بعد از چشم خواب‌آلود تو
تا برفتی، خوابم اندر چشم بیدار آمده است.

آن پری کز خلق پنهان بود چندین روزگار
باز می‌بینم که در عالم پدیدار آمده است.

هوشنگ

مهرانام:

سلاملار اوسون.

---

منن سنه سلام. نوشته شما را کوتاه کردم تا بتوانم منتشر بکنم.

هوشنگ

احمد بدخشی اغولبيگ:

سلام و درود. دلم برا تکابم تنگ شده.

---

گرامی احمد!

من نوشته شما را کوتاه کردم تا بتوانم آن را منتشر بکنم.

هوشنگ

هادي زارعي:

سلام به همه تكابيها

---

سلام من تکابی به شما.

هوشنگ

مرتضی عاج:

من چون دوستم تکابی است اين جمله را مينويسم؟

به جنگل سوخته خاطراتم سوگند

درخت يادت را باغبان خواهم بود تا ابد.

حمیدنوید:

یادمان باشد اگرخاطرمان تنها شد
طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم

بارها توبه کردم که دگر می نخورم
یار اگر ساقی شود می بدهد من چه کنم

عشق یعنی تکاب فقط اینو میتونم بگم

دوستت دارم تکاب

علی سعیدی وعلی بحری و حبیب ولی زاده و حمید نوید:

سلام
چشم از اين به بعد از طرف خودمون مينویسم.
هر چهارتامون ارادت داريم به شما و همه تکابيای سر افراز.
در باره موضوعی که گفته بوديد در مورد خوی متاسفانه چيزی پيدا نکرديم.
در پايان اميدوارم در کاراتون موفق باشيد به اميد سرافرازی هر چه بيشتر مردم بخصوص جوانهای تکاب و رسيدن اين شهر به جايگاه واقعی خدا نگهدار...

/////

مگر بیانیه صادر می‌کنید که چهار نفری نشسته‌اید و این را نوشته‌اید! اگر حتی یکی از آن چهار نام بگوید ارادت ندارم این نوشته از اعتبار می‌افتد.

شاد و سرفراز باشید.

هوشنگ

/////

حبیب ولی زاده تکانتپه:

آنچه زیباست عزیز نیست آنچه عزیز است که زیباست وتو ای شهر پدرانمان عزیزترینی تا ابد دوستت دارم

علی سعیدی و علی بحری :

ما در کل حرفی نداريم فقط اينو ميتونيم بگيم که هيچ جا تکاب و مردمش نميشه و از صميم قلب دوستش داريم و خواهيم داشت در ضمن حميد نويد ميگه اسم منم بنويسيد یاشاسن تکاب از طرف دانشجویان واحد خوی .

---

خیال کردید. حتی اگر یک دانشجوی «واحد خوی» بگوید که شما از طرف او ننوشته‌اید نمایندگی «از طرف» آنها باطل می‌شود. پس هر چه می‌نویسید از طرف خودتان بنویسید نه دیگران و برای من درد سر درست نکنید. تازه، اگر در خوی درس می‌خوانید، بروید یک پایاننامه فوق لیسانس بنویسید ببینیم این شعر را چه کسی گفته است:

عمی اوغلو گلدی خویا،
خویلولارا قرار قویا،
یتیم‌لرین قارنی دویا،
یاشاسین گوزل عمواوغلو
یاشاسین گوزل عمواوغلو

اگر جوابتان درست بود، بایستی چند پایاننامه دکتری بنویسید ببینیم عمواوغلو که بود، و قرار به چه معنی است، و آن را چگونه می‌گذارند. یک راهنمایی هم می‌کنم. قرار یعنی قانون. بقیه را بایستی از استادان راهنمای خودتان بپرسید.

شاد و سرفراز باشید.

هوشنگ

عليرضا افشاری:

درود. من هم از ديدن اين وبسايت خوشحال شدم به ويژه از اين همه توجه ای که به آن شده و همچنین دقتی که شما برای آگاهی همه خوانندگان از نظرهای داده شده به خرج می دهید. البته این آخری ها را دیگر رسیدگی نکردید که امیدوارم مشکلی پیش نیامده باشد.
من تکابی نیستم ولی بسیار خوشحال می شوم که هر گوشه ای از این سرزمین اهورایی عاشقانی چون شما را داشته باشد که در عین توجه و نگاهبانی آن گوشه از ایران خود ایران را هم از یاد نبرند. پیروز و کامیاب باشی.
علیرضا افشاری - تهران

من تکابیم و افتخار میکنم و میگم تکاب نیمی از بهشته.

افشین فتحی:

سلام به همه ی همشهريان عزيز خودم.

---
افشین گرامی سپاسگزارم. خواهش می‌کنم از من نرنج که نوشته شما را کوتاه کردم.

هوشنگ

حسن حشمتی افشار:

کيمده واردير گوزليم سنده اولان جاذبه لر
سنه دونياده مگر عاشيق اولان دا غم ائيلر
آغلاما گوزياشيم آخساسنی گوردوکجه گولوم
گول آچيلدیقجا بهار فصلی بولود شبنم ائیلر

---

ترجمه ساده شعر بسیار زیبای گرامی حسن چنین است:

زیبای من! جاذبه‌های تو را کس ندارد
آن کس که عاشق توست غم ندارد
گل من! اشک مریز بادیدن سرشک من
بهاران با شکفتن گل‌ها ابر و شبنم نیز می‌آورد

هوشنگ

سونیا احمدی:

سلام عرض میکنم جدمت تکابیهای عزیز
هر جای دنیا که باشم نه تکاب رو فراموش میکنم و نه خاطراتش رو مخصوصا خاطرات قره ناز عزیز

مصطفی طاهری:

سلام آقا هوشنك من خوشحالم كه كسي هم هست كه به فكر تكابيها باشه.

---

مصطفی جان!

سپاسگزارم. خوشحالی من بیشتر از شماست که زحمت کشیده و چنین چیزی نوشته‌ای. من اگر بگویم حتی یک روز در زندگیم نبوده که به یاد شماها نباشم باور کن دروغ نگفته‌ام. چون اگر بوده باشد هم یادم نمانده است. آنچه به یاد دارم یاد شماهاست. برایتان شادمانی و روزگاری خوش آرزو دارم.

هوشنگ

مهرداد بیرامی:

سلام
ایام سوگواری سالار شهیدان را به شما تسلیت عرض می نماییم و آروزوی موفقیت برای شما داریم.

مجتبی دیهیم:

سلام...امیدوارم هر کجا که هستین شاد و سر بلند باشین...راستش من هر موقع به سایت دانشگاه خودمون سر می زنم حتما باید به سایت شما هم بیام. خلاصه هر چی باشه باید اصالت و ریشه ی خودمون رو حفظ کنیم...الان می خوام شعری از استاد شاملو واستون تقدیم کنم:
...هرگز از مرگ نهراسیده ام...گرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود...باری هراس من همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد...

با آرزوی موفقیت برای همه ی تکابی های عزیز..مجتبی دیهیم...علوم پزشکی همدان

---

گرامی مجتبی!

سپاسگزارم. بی‌شک گفته شاملو درست بوده و برای همیشه هم درست می‌ماند. شادمانم از اینکه آزادزنان و آزادمردان ایرانی امروزه فرزندان خود را با تقدیس زندگانی انسان و برای جستجوی خوشبختی خود و همنوعان پرورش می‌دهند. اطمینان دارم سرزمینی که آنها را پرورده است، و شماها را در دامان آنها می‌پروراند، فصل درد و مرگ را پشت سر گذاشته است و دفتر شادی و زندگانی را می‌گشاید و شایسته زندگانی انسان است، اگرچه در همواره تاریخ شایستگی فداکاری برای ماندگاری و سربلندی را نیز داشته است. از زبان شاملو بهتر می‌توان فهمید:

به غیاب من منگر که هرگز حضوری به‌کمال نیز نبوده‌ام،
به طنین آوایی گوش دار که
تنها
به کوک زیر و بم موسیقایی نام توست.

تو را
تو را
تو را
همچنان تو را
می‌خواند.

هوشنگ

طاهر کتابی:

سلام به همه ی دوستان تکابی و مخصوصا اغولبکی های عزیز. امیدوارم
که بعداز تحصیل بتوانم در خدمت همشهریان عزیز باشم و همه با هم در رشد وآبادانی شهرمان بکوشیم.
ان شاءالله

---

طاهر جان!

من هم با آرزوهایت همراه هستم و برای تو در تحصیل و پس از آن و دیگر عرصه‌های زندگانی فردی و اجتماعی کامیابی آرزو دارم.

هوشنگ

از صمیم قلب موفقیت روز افزون برای شما خواستارم.....................

پارچالاندیق، سینمادیق!

داش آتان‌لار بیلمه‌دیلر پارچالانمیش آینادا
بیر آی‌دان مین آی چیخار
بیر گونش‌دن مین گونش
بیر اولدوزدان مین اولدوز

پارچالاندیق آینا کیمی
چوخالاریق
چوخالداریق ایشیغی

---

سعید گرامی نوشته است:

جدا گشتیم اما نشکستیم!

سنگ‌اندازان ندانستند که در آیینه گسسته
یک ماه هزاران ماه
یک خورشید هزاران آفتاب
یک ستاره هزاران ستاره می‌شود

مانند آینه گسستیم
بسیار و بسیار می‌شویم
بر روشنی‌ها می‌افزاییم

هوشنگ

برای آشنایی بیشتر با شهرستان تکاب ..........چند سخن از وضعیت اداری، اقتصادی و جمعیتی شهر تکاب.
در سالهای اخیر تعداد زیادی از جمعیت روستاهای اطراف به شهر تکاب مهاجرت کرده اند. یکی از علل عمده‌ مهاجرت که‌ بدان اشاره‌ می گردد همانا فقدان رفاه‌ اولیه‌ و همچنین بیکاری و کمبود تسهیلات می باشد. این شهرستان از نظر اداری به‌ دو بخش مرکزی و تخت سلیمان تقسیم شده‌ است. تکاب منطقه ای کشاورزی و دامپروری است که‌ در حوالی آن گندم، جو و حبوبات عمدتا به صورت دیم کشت می شوند، این در حالیست که‌ در اطراف شهر باغ و قلمستان نیز وجود دارد. با این وجود می توان ادعا کرد که‌ کار اصلی مردم در این محدوده‌ شهرستانی دامپروری و قالیبافی می باشد. از تولیدات این شهرستان می توان به ‌فرش معروف افشار، جاجیم، گلیم و سجاده اشاره‌ کرد. شایان ذکر است که‌ نقشه‌ افشار تکاب در هنر قالیبافی شهرت جهانی دارد. جا دارد که‌ اشاره‌ای نیز به‌ وجود دو معادن طلای آقدره‌ و زره‌شوران داشته‌ باشیم که در نوع خود جزو بزرگترین معادن در این می باشند. بر اساس آمار و ارقام بدست آمده‌ در سال 1382 مساحت شهرستان تکاب 2523 کیلومتر مربع می باشد که‌ 9100 خانوار را در خود اسکان می دهد. این شهرستان داراي 102 روستا و 6 دهستان می باشد که‌ در میان آنها 72 روستا دارای برق. 83 روستا دارای آب آشامیدنی و 85 روستا دارای راه‌ قابل استفاده‌ می باشند. لازم به‌ توضیح است که‌ از میان این روستاها 3 تای آن جزو روستاهای بهسازی شده‌ می باشند. مساحت حوزه آبخيز اين شهر 184600 عنوان شده‌ است.

اشاره‌ای کوتاه‌ به‌ موقعیت طبیعی و تاریخی شهرستان تکاب
موقعیت طبیعی و تاریخی شهر تکاب را باید از زاویه‌های مختلفی مورد نظر قرار داد. این شهر در دوران پیش از اسلام بر سر بزرگراههای مهمی میان همدان، ارمنستان و آسیای صغیر قرار داشته‌ است. تکاب محل وجود چشمه ها، قنات ها و همچنین شاخه مهم رود سارق می باشد. تکاب به معنای آب باریک و زیرزمینی است که این خود اشاره‌ به‌ آب کم و باریکی است که‌ در آنجا جاری باشد. همزمان تکاب به صورت اسم مرکب به معنای دره و زیرزمینی است که در بعضی جاها آب را در درون خود فرو برده‌ و در جاهای دیگر آنرا به‌ بیرون فوران داده‌ است. اینجا را شهر شیز، تیکان تپه و پیکان تپه هم گفته اند که ممکن است به علت وجود خارهای اطراف شهر باشد.
شهرستان تکاب دارای دهها اثر تاریخی مربوط به قبل و بعد از اسلام است. یکی از این آثارهای مهم تخت سلیمان می باشد که در 42 کیلومتری شمال شرقی تکاب واقع شده است. این بنای تاریخی مرکز آتشکده بزرگ ساسانیها به نام آذرگشسب، یکی از سه آتشکده بزرگ و معروف آن دوران بوده‌ است که به صورت تپه‌ای با 20 متر ارتفاع از سطح زمین و قاعده‌ای بیضی شکل مشهود می باشد. تخت سلیمان از نظر موجودیت آبهای معدنی نیز که‌ در آن جاری است دارای اهمیت می باشد. این آب در طی هزاران سال در دل زمین می جوشیده و املاح خود را رسوب داده است. در وسط این تپه استخری نسبتا بزرگی قرار دارد. مقدار آبی که از طرفین آن سرازیر می گردد بیش از 40 لیتر در ثانیه می باشد. خرابه های متعددی بر روی این تپه باقی مانده است که برخی از مورخین آنها به‌ دوران پیش از اسلام و برخی آنها را به‌ دوران بعد از اسلام نسبت می دهند. شهر تاریخی شیز نیز در اینجا واقع بوده واحتمالاً به علت فعالیتهای آتشفشانی کوه زندان که‌ در فاصله 5/1 کیلومتری تخت سلیمان فعلی قرار دارد، ویران شده و آثاری نیز از آن به جای مانده است. در دوره اسلام و مغول نیز توجه زیادی به آبادانی این ناحیه شده است و مورخانی چون طبر ابن الفقیه، ابن خردادبه، یاقوت حموی وحمدالله مستوفی در کتابهای خویش به این ناحیه اشاره کرده اند. غار باستانی کرفتو در جنوب غربی تکاب و دژ ساروقورغان و دهها آثار دیگر در این منطقه به چشم می خورند.

سعيد برزگر یولقون آغاج:

mer30

---

خواهش می‌کنم. سعید جان! از من نرنجی سر به سرت گذاشتم هاااا. روز و روزگارت خوش و به کام. من هم برم سراغ کارهام.

هوشنگ

سعيد برزگر یولقون آغاج:

سعید و مصطفی برزگر یولقون آغاج
باز می نویسم روی گلبرگ های قرمز.
دودانی عزیز هر کجا باشی بی تو هرگز.
خیلی دوست دارم با شما حرف بزنم چکار کنم عزیز؟
راستی من 17ساله هستم و عاشق شما.........................

---

آی سعید، آی سعید!

پسر، نمی‌گی ممکنه گذار نامزد من به اینجا بیفته و بخوانه شما چه نوشته‌ای! همین دیگه، به سرت نیامده نمی‌دانی. خواهش می‌کنم شما هم به جای من عاشق دوست دخترت بشو و گفتگوی ما بماند برای روز عروسی شما. روز عروسی شما با هم می‌خوانیم:

بو گوروکن خانیمانیم اولایدی
یارا قربان شیرین جانیم اولایدی
یارین قوینو زمستانیم اولایدی
یاغایدی اوستومه قار شیرین، شیرین.
بال شیرین، نار شیرین، بله یار شیرین.

و اما آنچه که روز عروسی سعید با هم خواهیم خواند:

ای کاش آنچه در چشم‌انداز دیده می‌شود شهر و دیار من می‌بود
ای کاش جان شیرین من فدای یار نازنینم می‌شد
ای کاش آغوش یارم زمستانگاه من می‌شد
و برف می‌بارید بر روی من آهسته، آهسته.
عسل شیرین است، انار شیرین است، یار نیز شیرین است.

هوشنگ

سعيد برزگر یولقون آغاج:

آقای دودانی عزیز در حین نوشتن متن گریه ام گرفت با تمام وجود دوستت دارم و دوست دارم متن مرا در سایت خود قرار دهی.
داشتن محبت برای هم صفای سینه میخواهد.
به یاد یکدیگر بودن دلی بی کینه میخواهد.

مصطفی:

سلام خدمت همه همشهریان عزیز
امیدوارو در هر کجای ایران هستید همیشه شاد و خرم باشید

مصطفی از ارومیه

راحیمی:

با سلا م خدمت همه تکابیهای عزیز
از خواندن پیام شما همشهریان بسیار خوشحال شدم امید که این وب سایت و وب سایتهای مشابه روز به روز گسترش پیدا کنند.

صمد راحیمی از ارومیه

صمد راحيمي:

با سلام حدمت خمه تكابيهاي عزيز

هر یئردن اوجا عومری قوجا دیر مغانیم
شسلی تکابیم اوز وطنیم تاب وتوانیم

از اروميه

سلام به همه ی تکابی های عزیز ودوست داشتنی

شباهنگام کاین فیروز گلشن
زانوار کواکب گشت روشن

غزال روز پنهان گشت از بیم
پلنگ شب برون آمد ز مکمن

به امید روز های سربلندی تکاب و تکابی ها

مجتبی دیهیم:

سلام. این دو بیت شعر را با تمام وجودم به شما تقدیم می کنم:

جدایی تا نیفتد دوست کی داند قدر دوست
شکسته استخوان داند بهای مومیایی را
اگر در خواب می دیدم غم تلخ جدایی را
به دل هرگز نمی بستم طریق آشنایی را

در هر کجای ایران که هستسد موفق و سر بلند باشین.

سولماز رنجی از زنجان:

سلام به همه تکابیهای عزیز بخصوص مدیریت هتل رنجی.

---

من هم همراه سولماز.

هوشنگ

مجتبی دیهیم:

سلامی به وسعت وطن. امیدوارم در هر کجای ایران که هستید شاد و سربلند باشید. به همه ی دوستان خودم در تکاب، تهران، تبریز، ارومیه، اردبیل و جای جای ایران خسته نباشید می‌گویم و درود می فرستم.

---

گرامی مجتبی!

نوشته زیبای شما را اندکی کوتاه کردم تا چیز شخصی در آن نباشد. امیدوارم از من نرنجی.

هوشنگ

سلام حال احوال
تکابتون مبارک

موسوی:

برای کسی که ایمان دارد
غیر ممکن وجود ندارد
موسوی
کبودراهنگ (همدان)

مجتبی دیهیم:

سلام به همه ی تکابی های عزیز و دوستان بهتر از برگ درخت خودم.از اینکه به اسم مقدس وطن بها دادین خیلی خوشحالم.سلام من را از همدان پذیرا باشین...با آرزوی موفقیت روز افزون برای همه ی تکابی های عزیز.

مجتبی دیهیم از علوم پزشکی همدان

ميثم انعامي:

تكاب سرزمين مادري به يادگار مانده از پدرانمان.
اجازه بده در ابادانيت من نيز سهيم باشم.
و تخت سليمان افتخار هر تكاب.

ميثم

---

چوخ گیجیکدیرمه، گولوم، هر نه بیلیرسن تیز ایله
آتش عشقه یانان آذریمیز ایوده قالیب.

فارسی هم ندارد میثم جان.

هوشنگ

رحمان غفوری:

خدمت عزیزان سلام دارم .
امید وارم در هرحالی که هستین خوب و سرافراز باشید . من هم به نوبه خودم عید فطر را به همه تبریک میگم امیدوارم یک روزی بشه که دوباره بتوانم در کوههای شیکاران و یا در گولان دره گشتی با دوستان صمیمی خودم بزنم و دوباره خاطراتم را زنده کنم . هرچی باشه وطنم تکاب هست و افتخارم هم .

---

بو بیردانه حق!

هی باخیرام بو دوزلره
آلا گوزلی گوندوزلره
قارا خاللی آغ اوزلره
کونول ایستر شعر یازا
گنجله‌شیرم یازا، یازا

گولان‌دره که رحمان گرامی نوشته است پهن‌دشتی حاصل‌خیز است. من هم برایش نوشتم این یکی را راست گفتی.

دیده می‌دوزم به این دشت‌ها
به روزگاران سیه‌چشمان
به چهره‌های خالدار سفید
دل می‌خواهد شعری سراید
با هر سرودنی جوانتر می‌شوم

هوشنگ

هادی داداشی اغولبيک:

سلام به همه تکا بی ها سلام بر اغولبیک
سلام به همه کسانی که برای پیشرفت و سر افرازی وطنشان تلاش میکنند.

همشهری:

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواران کویش را چو جان خویشتن دارم

علی رضا رنجبر:

این شعر تقدیم به همه ی تکابیها

به آذربایجان از غرب تا شرق * زمن نام است و خود آذربجانم
نشان بر قدمتم تخت سلیمان * ویا شیز است با آتش فشانم
ز فخرالعارفین ایوب انصار * همیشه سربلند و جاودانم

---

گرامی علی رضا!

سپاسگزارم. امیدوارم از من نرنجی که نوشته ات را یک کم دستکاری کرده ام اما شعر دست نخورده مانده است.

هوشنگ

ناصر:

وطنم

نام تو بر نگين دلم نقش بسته است
اين خاتم وجود من ارزاني تو باد
دانم اگرچه پيشکشي سخت بي بهاست
شعرم به پاس لطف تو قرباني تو باد

سلیمان:

من از یادت نمی کاهم.

---

گرامی سلیمان!

سپاسگزارم.

آبیار از قم:

باسلام از اینکه کسی پیداشده وبفکر وطن ما تکاب افتاده متشکریم.

---

گرامی آبیار!

سپاسگزارم.

اولایدی کاش ائله بیر اهل حال دنیاده،
بوتون بو سوگیمیزی سویلوییدی یاره بیزیم.

ای کاش چنان اهل حالی در جهان می‌بود،
که می‌توانست این همه عشق ما را به یار بر زبان می‌راند.

هوشنگ

سعيد سعيد پور:

Salam olsün aziz hamşehirlara
Enşallah kı haliz yaxçıdı
Çox sövündüm bı saytı gordum
Tikab bir böl yerdı va bir gün ola biz onun bomeyni gürak.
Xoş olaz
said said pur.... Tehranin amir kabir daneşgasının öyrancısi

---

سعید جان!
اوره‌گیمده او قدر سه‌وگی واریمدیر وطنه،
نیجه‌که، بلبل شیدا اولور عاشق چمنه.

سعید جان بو سایت همشهری‌لرین دییل‌کی، منیم‌کی‌دیر، شخصی‌دیر. آی سعید! چوخ چتین یازیبسان، گوروم اوخویا بیله‌جیم. سعید یازیب:

سلام اولسون عزیز همشهری‌لره
انشالا کی حالیز یاخچیدیر
چوخ سویندیم بو سایتی گوردوم
تکاب بیر بول یردی و بیر گون اولا بیز اونون بویلانماغینی گورک.
خوش اولاز

سعید سعید‌پور ... امیر‌کبیر دانشگاهی‌نین اورنجی‌سی

---

سعید جان!
عشقی که من در دل به وطن دارم
آنچنان است که بلبل شیدا عاشق چمن است.

سعید جان! این سایت مال همشهری‌ها نیست که، مال من است، شخصی است. ای سعید! خیلی دشوار نوشته‌ای، ببینم می‌توانم بخوانم. سعید نوشته:

سلام به همشهریان عزیز!
امیدوارم حال شما خوب باشد
بسیار از دیدن این سایت شاد شدم
تکاب جای با صفایی است به امید آنکه شاهد رشد آن باشیم
خوش باشید
سعید سعید‌پور ... تهران، دانشجوی دانشگاه امیر‌کبیر

هوشنگ

yashar:

یاشاسین تکان‌تپه،
بو یورد توروکونده و تورک قالاجاق،
یاشاسین آذربایجان.

yashasin tikantepe.
bu yurd turkondo turkon qalacaq.
yashasin azerbaycan.

علی:

با سلام خدمت تمام فرهیختگان تکاب
ضمن تشکر از جناب آقای دودانی عزیز
به اطلاع تمام جوامان برومند و دانشمند تکابی می رساند به زودی (بهار 85 )در این شهر سمیناری تحت عنوان تکاب و توسعه برگزار و انجمن فارغ اتحصیلان دوره های تحصیلات تکمیلی تشکیل خواهد شد.

محمد علی مرادی علم کندی از قم:

اگر انسان حکیم اولسا اسیر روز گار اولماز
بو بش گونلوک عمره خاطر نفس شومه رستگار اولماز
سلیمانلار گدوبلر دست خالی قبره دونیادن
نقدری اولسا انسانون جلالی پایدار اولماز
با سلام خدمت همه تکابیهای عزیز و محترم
با آرزوی موفقیت برای همه شما در تمامی عرصه ها
محمد علی مرادی علم کندی از قم

---

محمد علی گرامی!

سپاسگزارم از زحمتی که کشیدی. شعر حکیمانه شما را به فارسی هم برمی‌گردانم.

آدمی اگر دانا بود اسیر روزگار نخواهد بود
در این سه پنج روزه زندگانی، درگیر نفس خود نخواهد نبود
سلیمان‌ها دست‌خالی به گور رفته‌اند
آدمی هر چه هم ارجمند باشد، شکوهش پایدار نخواهد بود

پریسا:


salam be hame
sale no mobarak

سعید:

باسلام

پیشاپیش فرا رسیدن عید رو به همه همشهریای عزیزم و همچنین شما آقای دودانی تبریک میگم امیدوارم که سال خوبی داشته باشین.

حسام:

سلام بر تمام ایرانیها در سراسر گیتی
سال نو را پیشا پیش به شما تبریک می گویم
خصوصا به قشقایی های قهرمان در استان فارس و اصفهان

سعید:

با سلام
از اینکه این وب سایت رو دیدم خیلی خوشحال شدم
اولین بار هستش که یه سایت در مورد تکاب میبینم
کار جالب و خوبیه که انجام دادین . ازتون به نوبه خودم تشکر میکنم.

مهدی ازدانشگاه تهران:

با سلام خدمت تمامی همشهریان عزیزم در تمامی نقاط ایران
و با سلام مخصوص خدمت شما آقای د ودا نی. شاید یکی از افرادی باشم که هر روز به سایت شما سر می زنم . و الان دو متن از مطالب بالا نوشته من می باشد .
سایت شما یک سایت بسیار خوب در جهت شناساندن شهر عزیزمان به تمامی ایرانیان و حتی جهانیان می باشد. که شایسته قدردانی از توجه شما و دوستانتان می باشد و ادامه دادن آن و توجه به مسایل خاص شهری مثل محرومیت بی کاری ازدواج جوانان و... می تواند سایت شما را در ردیف بهترین ها قرار دهد.
از لحاظ سیاسی مواضع شما را اصلا قبول ندارم. صراحت لهجه بسیار خوب است تا جایی که موجب کم احترامی به سایر افکار و عقاید نشود.
پیشنها من این است که در صورت امکان سرویس چت سایت خود را برقرار نمایید(مثل سایر سایت ها)تا افرادی که به سایت شما مراجعه می کنند امکان برقراری ارتباط با هم را داشته باشند.

---

مهدی گرامی!

سپاسگزارم از مهربانی‌های شما.
همچنان که می‌بینید من آن بخش از نوشته شما را که به دیگر خوانندگان برمی‌گشت منتشر نکرده‌ام.
اجازه بدهید اینجا مانند گذشته همان جای یادداشت‌های نه چندان روزانه من بماند. آنچه شما فرموده‌اید اگرچه جالب است، اما در برنامه زندگانی من نیست. امیدوار می‌مانم که جوانان خوش‌ذوق و دردآشنای ما در آینده بتوانند به اینگونه خواست‌ها پاسخ‌های مناسب بیابند.
آیا در نوشته‌های من کم احترامی به سایر افکار و عقاید دیده شده است؟ خواهش می‌کنم کوتاه نیایید و تذکر بدهید، چون پرورش، مرام و رویاهای من با کم احترامی به سایر افکار و عقاید بیگانه بوده است. جدا از اینکه هر انسانی خطا می‌کند، و من هیچ از خطا کردن هراس ندارم، اما اطمینان داشته باشید هرگز دانسته خطا نمی‌کنم. من شرمنده پرورش، مرام و رویاهای خود خواهم شد اگر دانسته راه کم احترامی به سایر افکار و عقاید را در پیش بگیرم. خواهش می‌کنم کوتاه نیایید و اگر چنان چیزی در نوشته‌های من دیدید تذکر بدهید. اگر نیاز باشد در بخش‌هایی جداگانه در باره همه تذکرها گفتگو می‌کنیم.

سرفراز و کامیاب باشید.
هوشنگ

همشهری:

سلام بر همه عزیزان تکابی
همشهری
دانشگاه صنعتی سهند تبریز

مهدی از دانشگاه تهران:

با سلام مجدد خدمت شما جناب آقای دودانی
می خواستم یه پیشنها به شما بکنم و اون اینه که:یه کمی به سایتتون تنوع بدید یعنی از عکس و نقشه و آهنگ و غیره استفاده کنید. بی ترد ید شهرستان تاریخی چون تکاب سرشار از حقایق و آثار فرهنگی خاصی است که ممکن است تا الآن به آنها پرداخته نشده(مثلا جزو اموال شخصی افراد می باشد)
ممنونم

---

مهدی گرامی!

سپاسگزارم از توجه و راهنمایی شما. پیشنهاد شما بسیار جالب است و امیدوارم کارشناسان و کاردانان ما به آن توجه فرمایند.

هوشنگ

اسحاق:

سلام بر همشهری های خوب
پیروز مندانه صبح صادق را به شما
با تمام صلابت تکابی بود نم

به تمام تکاب عرض می کنم

اسحاق انصاری ------- دانشگاه تهران

مصطفی:

مصطفی از کوی فرهنگیان تکاب که الان دانشگاه بین الملل قزوینم.
بابا دم همه تکابیا گرم اینجا من سرمو بالا میگیرم و میگم من اهل تکابم.
تکابم مهد با نام ونشانم گران سنگی ز عهد باستانم
این از آقای ثادری(آتش دل ) که اگه اشتباهه من رو ببخشید از همین جا به دوستام سلام میرسونم
حسین هاتف میثم فرزاد و........

صمد و سجاد از ارومیه:

با سلام خدمت همشهریان غیرتی

به امید روزی که دولتمردان ایران قدر این اثر باستانی را بدانند وبا بی توجهی نسبت به آن باعث ویرانی آن نشوند

ولی صوفی:

سلام بر همه تکابیهای عزیز شهری که تمدنی کهن دارد
دوستتان دارم امید وارم هر کجا که هستید موفق باشید