برداشتی امروزی از «نامهای برای فردا»

آقای خاتمی گرامی!
«نامهای برای فردا»ی شما را هماکنون یکبار شتابزده خواندم. به شما و همه یارانتان که در این سالها دلسورانه شما را همراهی کردند شادباش میگویم. شما در نامه به خویش وفادار ماندهاید.
برای من که در دامنه کوههای سر به فلک کشیده با قلههای پربرف دیده به جهان گشوده و با خوی مردمان مرغزارهای سرسبز دامنههای کوهساران پرورش یافتهام، برای رسیدن به قله همواره بیش از یک راه وجود داشته است، و این برای هرکسی آشناست که تنها یک بار از بالای کوهی دشتهای سرسبز کرانه کوهپایهها را زیر پای خویش دیده باشد. به جز آن، که در خوی اجتماعی و سیاسی من نیز راه یافته و سخن گفتن از «تنها راه» را در جامعه و سیاست آب در شورهزار افکندن ساخته است، در دیگر سخنانی که در نامه هست شما را با روان و خواست مردم از دوم خرداد تا به امروز سازگار یافتم. یعنی نامه به گمان من موفق است و با خاتمی که من میشناسم سازگار.
خوشبختانه من با روان انسان ایرانی کنارههای کویر آشنایم و چه شبهای بسیار که ستارگان کویر را به آغوش کشیدهام. خوب میدانم که چرا انسان کویری از به زبان راندن سترونی کویر هراس دارد. با سرسختی کویر سترون که انسانهای سرسخت پدید میآورد نیز آشنایم و دلهره گم کردن راه، تنها راه، که جان هر رهرو کویری را در هراس از سرگردانی بیبازگشت میآزارد نیز برایم آشناست. نامه موفق است، تنها راه کویر سترون برای انسان سختسر کویری در آن هست، و آزردگیهای روحگزا و لاف و گزاف سیاستپیشگان مسوولیت ناشناس به آن راه نیافته است. جای گفتگو در آن باز است. و راه گفتگو نیز باز. آرزو میکنم ایرانیان آن را به فال نیک بگیرند و از گفتگو برای جستجوی حقیقت، هم در این نامه شما و هم در نامه کردار شما سود برند.
هوشنگ
14 اردیبهشت 83
پ.ن: از روزنامه وقایع اتفاقیه 15 اردبهشت 83
حكم اعدام آقاجري بار ديگر از سوي قاضي شعبه 14 دادگاه عمومي همدان تأييد شد. ذكرالله احمدي، رئيسكل دادگستري استان همدان گفت: «با ايراد نقص از سوي قضات ديوان عالي كشور، پرونده به شعبه 14 دادگاه عمومي همدان ارجاع داده شد و قاضي دادگاه با رفع نقص از پرونده بار ديگر بر حكم بدوي اصرار كرده است».
سيدمحمد خاتمي رئيسجمهور ديروز در بخشي از نامه خود به ملت ايران آورده بود:
«هنوز اين درد و مصيبت را داريم كه انساني دانشمند كه شايد سابقه حضورش در انقلاب و جبهه، بيش از سابقه تصدي فلان قاضي بيتجربهاي باشد كه گشاد دستانه حكم ارتداد صادر ميكند و مبارزي كه پا و سلامت خود را براي انقلاب داده و همواره از موضع دين خواستار اعتلاي آزادي بوده است- ولو در برداشت و نر خود دچار خطا شده باشد – به ناحق به ارتداد متهم و براساس آن محكوم ميشود، ولي اين نيز دستاورد كمي بر جامعه ما نيست كه جز معدودي افراد، هيچكس از حوزههاي علميه گرفته تا دانشگاهها و تا سطح مسؤولان، اين برخورد و حكم را پذيرا نميشوند».
رئيسكل دادگستري استان همدان متذكر شد: آن فراز از نامه كه مربوط به پرونده آقاجري بود، ما و خيليهاي ديگر را ناراحت كرد و اين حق رابه خود ميدهيم كه آن را نپذيريم، همچنان كه ايشان برخورد قاضي ما را نسپنديده است.

دیدگاه خوانندگان (3)
آقای هوشنگ اگر مقاله هايتان را کوچکتر(خلاصه تر) بنويسيد بهتر خواهد شد! همچنين خود را متمرکز ايران نکنيد از کشورهای همسايه و دنيا و مسائل داغ روز نیز بنویسید.موفق باشید!
May 4, 2004 7:53 PM | نویسنده: simin
هوشنگ جان من کوچکترین زمانی صرف خاتمی حاضر نیستم بکنم - لحظه ای حتی. اینکه برای آغاجری، روزنامه نگاران و ملت بیگناه در بند دلسوزی میکنه اهانتیست به انسانیت.
او میتونست همون وقت که آغاجری و دانشجوهای بیگناه رو کردن تو بیدادگاههای جمهوری اسلامی استعفا بده و پاشم بایسته. امروز تنها اشکی از یک تمساح پیر و بی همیت میبینم. ببخش که مهر بی حد، بخشش بی اندازه و صبر ايوب ترو ندارم هوشنگ جان.
May 4, 2004 6:41 PM | نویسنده: هاله
هوشنگ گرامی خواسته زیادیه که از شما بخوام متن منو بخونین؟ شاید در بعضی از موارد شما هم نظر من رو داشتین. شاید ما قبلا در موردش حرف زده باشم. شاید مفید باشه...
http://www.lafemmefini.blogspot.com/
2004_05_01_lafemmefini_archive.html#108360307072045912
May 3, 2004 9:53 PM | نویسنده: بانوی دوشنبه