بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 494

دیدگاه خوانندگان: 1302

تا روز: ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳

بیزیمدیر بو وطن آناتورپاغ


 دریاچه  تخت سلیمان در تکاب

گولوموز آچیغدیر، اوزوموز آغ،
بیزیمدیر بو وطن، آنا تورپاغ،
شان سسی بیر اولوب،
نغمه‌سی بیر اولوب،
هوسی بیر اولوب ایللریمیزین.



دل‌هایمان باز و روشن است، رویمان سفید،
اینجا میهن ماست، سرزمین مادری،
آوای شکوهمندشان یکی شده است،
ترانه‌هایشان یگانه گشته است،
آرزوهای مردمان ما نیز همانند است.

...

تخت سليمان نبى (ع)

مجموعه آثار باستانى تخت سليمان كه در ۴۵ كيلومترى شمال شرقى شهرستان تكاب در استان آذربايجان غربى قرار گرفته، با وسعتى معادل ۵/۱۲ هكتار به عنوان يكى از محوطه هاى تاريخى مهم كشور محسوب مى شود. در اين منطقه نشانه ها و بقاياى استقرار از هزاره اول قبل از ميلاد تا قرن ۱۱ هجرى قمرى ملاحظه مى شود. اما اوج شكوه و آبادانى تخت سليمان مربوط به دوره ساسانى است كه ساختمان آتشكده آذر گشنسب در آنجا احداث و به عنوان مهمترين معبد مورد احترام حكومت مذكور بوده و آتش جاودان آن به مدت ۷ قرن نماد اقتدار آئين زرتشت محسوب مى شده و آتشكده ساسانى آذر گشنسب از زمان حكومت ايلخانيان به بعد «تخت سليمان» نام گرفت.وسيع ترين تاسيسات مذهبى و اجتماعى مجموعه مربوط به دوره ساسانى است كه تاكنون شناسايى و از زير خاك بيرون آورده شده است.

در مورد مشخصات معمارى و سابقه تاريخى اين مجموعه باستانى مطالب فراوانى در كتب مذهبى زرتشتيان، مورخين و جغرافى نويسان قرون اوليه اسلامى، شاهنامه فردوسى و بعدها در سفرنامه هاى مستشرقين وجود دارد. پروفسور نومان پژوهشگر اوليه مجموعه در كتاب خود راجع به اين مكان تاريخى چنين مى نويسد: محوطه باستانى تخت سليمان و آثار و بقاياى عظيم روى آن كه در شمال غربى ايران واقع شده، در سال ۱۸۱۹ توسط «سرروبرت كرپورتر» كشف شد و در سال ۱۸۳۸ نيز «سر هنرى راولينسون» پس از بازديد از محل، توصيف دقيقى از آنجا عرضه داشت. كشف و شناخت اين محوطه تاريخى بى ترديد در سير تكاملى باستان شناسى ايران تاثير فزاينده اى داشت. دسترسى به تخت سليمان به دليل واقع شدن در اراضى كوهستانى و صعب العبور چندان آسان نبوده و به همين خاطر بررسى اين محوطه با مشكلات بيشترى همراه بود و نياز به زمان طولانى ترى داشت.

عكس هاى هوايى دقيق و روشنى كه «اريك شميدت» از اين محل تهيه كرد و در كتاب (پرواز بر فراز شهرهاى باستانى ايران ۸۹ _۸۷) منتشر ساخت ما را در شناخت بيشتر از تخت سليمان كمك كرد. «آ. گدار» نيز در نوشته هاى خود تحت عنوان Les Monuments du feu آثار ايران _ شماره ۳، سال ۱۹۳۸، ص ۴۵ اين مجموعه مذهبى را مورد توجه و دقت قرار داده است. اما براى يك حفارى كامل در چنين تاسيسات بزرگ مذهبى كه در ميان آتشكده هاى ايرانى از اهميت ويژه اى برخوردار است، نياز به اطلاعات جامع و كامل ترى احساس مى شد. «د. ان. ويلبر» و «آ. او. پوپ» در سال ۱۹۳۷ اقدام به گمانه زنى هاى مختصرى در اين محل كردند. «ك. اردمن» هم در كتاب خود تحت عنوان آتشكده هاى ايرانى (لايپزيك ص ۲۷) تاكيد كرد كه بدون انجام يك حفارى منظم نمى توان تصوير درست و مناسبى از تخت سليمان ارائه داد.

لذا سفر تحقيقاتى «و. ايلرز»، «ك. اردمن»، «ا. كونل» كه توسط «ا.بورينگر» رئيس وقت موسسه باستان شناسى فراهم آمده بود و هدف آن جمع آورى اطلاعات بيشتر در محل بود به خاطر شرايط آب و هوايى اواخر پاييز (سپتامبر ۱۹۵۷) و مشكل دستيابى به تخت سليمان در ارتفاعات بلند ناموفق ماند، تا اينكه در اكتبر ۱۹۵۸ «هانس هنينگ فون در اوستن» همراه همسرش خانم «هته فون در اوستن» و «برتيل آلم گرن» از اوپسالا، از طرف موسسه باستان شناسى بررسى هاى مقدماتى را به منظور حفارى در ويرانه هاى تخت سليمان انجام دادند. اين بررسى نتايج خوبى به همراه داشت و مقدمات اولين فصل حفارى را با همكارى كارشناسان ايرانى، آلمانى و سوئدى در سال ۱۹۵۹ فراهم ساخت. در سال ۱۹۵۹ «هانس هنينگ فون در اوستن» همراه با «سرردلف ناومان» حفريات موسسه باستان شناسى آلمانى را در تخت سليمان سرپرستى و هدايت كردند.

ادامه اين حفارى بزرگ توسط «فون در اوستن» براى سال هاى بعد نيز برنامه ريزى شده بود. حفريات او در آناتولى و سوريه از يك طرف و دانش همه جانبه اش در باستان شناسى شرق كهن و ايران از سوى ديگر شايستگى او را براى اين منظور كاملاً نشان مى داد.علاوه بر اين، استعداد فوق العاده، حسن تدبير، صميميت و اراده راسخى كه در او وجود داشت، وى را براى سرپرستى يك هيات حفارى بزرگ از هر جهت مناسب مى ساخت. «فون در اوستن» در ژوئيه سال ۱۹۶۰ درگذشت و به اين ترتيب دوستان او مرد بزرگى را از دست دادند. حفارى تخت سليمان آخرين كار بااهميتى بود كه او سرپرستى كرد. اين حفارى طبق برنامه ادامه خواهد يافت.

• سفال تخت سليمان

كاوش هاى تخت سليمان در سال ۱۳۳۷ شمسى توسط هيات باستان شناسى آلمانى به سرپرستى پروفسور نومان آغاز شد و در سال هاى ۱۳۵۳و ۱۳۵۴ مجدداًً توسط گروه فوق و با همكارى اداره كل باستان شناسى ايران كار حفارى، تعميرات و بازسازى در اين محل از سرگرفته شد.تعداد بسيارى كوره و اجاق هايى كه گوياى استفاده مكرر براى سفال سازى، در زمان ساسانيان و ايلخانيان بوده، نيز كشف شده است. از اين منطقه تعدادى ظروف سفالين لعابدار و بدون لعاب ظروفى با تزئين زرين فام به دست آمده است.

سفال هاى دوره ساسانى تخت سليمان عموماً به صورت ظروف آشپزخانه اى، كوزه هاى آب، خمره براى نگهدارى مواد غذايى و تنگ هاى گردن بلند و كوتاه به تقليد از ظروف فلزى اين دوره و نوعى ظرف باريك كشيده شبيه بطرى هاى كنونى است. بعضى از ظروف سفالين كه بيشتر سفال هاى دوره ساسانى از اين قسم است ساده بوده و اگر سفالگر نقشى بر آنها نهاده باشد به شيوه قالبى يا مهرى بوده است.از جمله سفال هايى كه در تخت سليمان به دست آمده است سفال هاى معروف به گردش و سامره نيز است. حدود اواخر قرن هفتم هجرى قمرى و يا آغاز حمله مغول كه ساختن ظروف مينايى متوقف شد، توليد ظروف لاجوردى رونق يافت، زيرا تزئينات ظروف لاجوردى از نوع مينايى ساده تر و رنگ هاى مورد استفاده در نقوش محدودتر بوده است.

لعاب هاى آبى لاجوردى و فيروزه اى در قرن هفتم و نيمه اول قرن ششم هجرى قمرى دوستداران بسيار داشته و نقوش رايج آن زمان شامل نيلوفر چينى، سيمرغ و اژدها است كه اين سبك در سفال هاى دوره ايلخانى تخت سليمان كاملاً مشهود است.از لحاظ فلزكارى نيز اشياى به دست آمده چندان چشم گير نبوده و فقط شامل قطعه هاى اشياى زيستى مانند النگو در بعضى موارد و قطعه هايى از ظروف فلزى است.در كاوش هاى تخت سليمان اشياى شيشه اى نيز از دوره هاى ساسانى و ايلخانى به دست آمده كه متاسفانه به علت شكننده بودن آنها ظرف سالمى به دست نيامده است. ظروف شيشه اى تخت سليمان در دوره ساسانى از لحاظ شكل و فرم از سفال دوره ساسانى تبعيت كرده است.

* برگرفته از رزونامه شرق - 16 اردیبهشت 83

دیدگاه خوانندگان (21)

سجاد اصغری:

سلام آقا هوشنگ من اهل تکابم.

---

سلام از من است. سجاد گرامی، نوشته شما را ناچار شدم کوتاه بکنم. خوش باشی.

هوشنگ

رسول کاوسی:

سرخ

قبل ترها
که عشق را می پنداشتم
صدای خدا را می شنیدم
شده بودم
برکه ای کوچک
سایه ی درختان و ابرهای بی مانند را
منعکس می کردم
اما نمی دانستم چگونه
راه خود را به دریا بیابم
رسیده بودم
به جایی
بلندتر از سقف آسمان
و ژرف تر از اعماق دریاها
من دچار شده بودم
دچار
اینک که از آن احساس
جز صدایی
دیگر چیزی باقی نمانده است
در چند قدمی دریا ایستاده ام
و صدای آسمان را می شنوم
در عجبم از این چرخش روزگار
دیروز و امروز
دردم تو بودی
دیروز
بلبلی بر شاخسار کوهستان
و امروز
خاری در سینه ی بلبل .

---

رسول گرامی!

سپاسگزارم از زحمتی که کشیده‌ای و این شعر را نوشته‌ای. ساختار زیبایی که برای آن چیده بودی پس از انتشار ساده خواهد شد. با سپاس از شما جمله‌های محبت‌آمیز زیر آن را برداشتم.
اگر باز هم گذارت به اینجا افتاد و از ساختار ساده شعرت دلگیر شدی و زحمت خود را هدر رفته یافتی، می‌توانی اعتراض بکنی. می‌توانم آن را با همان ساختاری که نوشته‌ای در یک پست جداگانه منتشر بکنم، به نام خودت، تا دلگیر نمانی. اگر هم دلگیر نشدی و گذشت کردی، چه بهتر. انتخاب با شما.

به گفته شاعر در زبان و فرهنگ ما:

سن زلفونی آچ توک اوزونه، شانه‌سی مندن،
زنجیری نشان ویر منه، دیوانه‌سی مندن.

تو زلفانت را بگشا و بر رخساره ریز. شانه کردنش با من،
تو زنجیر را نشان من بده، دیوانگیش با من.

هوشنگ

نيما ساداتی:

اللهيم بير تك ديلگيم وار...
دونياني ييخماق ايستدين ييخ اما بير تك تيكابي قورو
***ياشاسين آنا يوردوم تيكاب***
**ياشاسين آتا يوردوم آذربايجان**

---

آنچه نیما نوشته است آرزویی انسانی برای پایندگی زادبوم خویش است. می‌گوید:
پروردگارا! هر چه خواهی کن، اما تکاب ما را نیز نگهبان باش.

پاینده باد زادگاهم تکاب
پایدار باد سرزمینم آذربایجان

هوشنگ

حبیب :

زندگی زیباست ای زیبا پسند
زیبه اندیشان به زیبائی رسند

آنچنان زیباست این بی بازگشت
کز برایش میتوان از جان گذشت

حاج قدرت طاهری:

هوشنگ جان سلام اميديم وار هميشه ساق وسلامت اولان.

---

حاج آقا سلام منندی. زحمت چکمیسن. وار اولاسان.

هوشنگ

شهرام صديقی:

اوجا اولسون تكاب آدي.

مهران کاوسی:

شراب اولا من اولام بیرده نازلي دلبر اولا
عجيب صفاسي اولار اگر ميسر اولا

---

گرامی مهران نوشته است:

شراب باشد و من باشم و نازنین دلبرم باشد
بسیار صفا خواهد داشت اگر میسر باشد

هوشنگ

تكابن بيمارستان محله سنه دارخرام. عشقم تكاب.

---

با پوزش از همه کسانی که گذارشان به اینجا می‌افتد، و با زبان و گویش یا فرهنگ یا شهر و محله آمده در این نوشته آشنایی ندارند، این نوشته را به فارسی بر نمی‌گردانم. این نوشته فارسی ندارد. اما شما می‌توانید شهر و محله دلخواه خود و دلبستگی‌های خود با آنها را دریک جمله گذاشته و با زبان آشنای دل خود برای خود بنویسید، همانی خواهد شد که رسول گرامی نوشته است. گفته‌اند شعر، یا بهتر بگویم برخی شعرها، ترجمه‌پذیر نیست. آنچه در این نوشته کوتاه هست شعر است و از آنگونه شعرها. شعر رابطه انسان با پیرامون طبیعی و انسانی خود. و اگر آنگونه که شاعر گفته است ماه هم بر عشق تو خندیده باشد! نه. نه. فارسی ندارد، یعنی نوشته و ابتکار نهفته در لینک آن ترجمه‌پدیر نیست. ترجمه نمی‌کنم.
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم

هوشنگ

عطااله نجف زاده:

ياشاسين تكاب شهريم
از موسيقي داخل سايت هم متشكريم
به اميد پيشرفت هاي فراوان

سلام به تمام همشهریان تکابی.
سلام به سرزمین ساسان به مهد تمدن آریا.

محمد امين مرسلي:

عشق تمام عاشقان وطن تكاب است. اميدوارم اين شهر زيبا و با صفا با دلسوزي مسئولانش به شهري آباد تبديل گردد.
ا زشهر تهران به همه همشهريها سلام دارم.
خاطرات بچه گيم در آنجا ست و هميشه برايم نشاط آور است.

هادی فاضلی:

یاشا تکاب ادوی گوردم چوخ سوندم
باشین اوجالیقه منم بویوک آرزومده
یا شا یاشا اوز وطنم

موفق باشين واقعا از كارتون خوشم اومد خيلي خوشحال شدم تكاب هم بايد پيشرفت كنه و مي كنه فعلا يا علي

مهران احمدی:

آنا يوردو تكاب
ياشاسين آذربايجان

عطا دخت حسينی:

از آن به دير مغا نم عزيز مي دارند كه آتشي كه نميرد هميشه در دل ماست هوشنگ عزيز اميدوارم همچنان پرنشاط و پرتوان به راه خود ادامه دهي .

سلام
از شما به خاطر این سایت ممنونم.

بهنام ارجمند:

ياشاسين تكاب

خوشي:

اميدوارم تكاب با مديريت درست مئسولين بومي و حمايت اهالي شهرستان به جايگاه اصلي خود برسد

سينا قاسملوی:

ياشاسن تكاب به اميد پيشرفت براي تكاب

هوشنگ صفایی:

با سلام

امیدوارم که تکاب بتواند تبعیضات قومی را در عصر فناوری
کنار بگذارد .
به امید موفقیت برای تکاب

اسکندری:

زنده باشی بابت موسيقي خلقی عاشيقلار. عاقبت يادی از وطن کرديد!