جشن نرماندی، جنتی و خدایش
روز ششم ژوئن سال 1944 را د-دی نام نهادهاند. د، حرف نخست واژه انگلیسی تصمیم (decision) است. و دی به معنی روز، روز تصمیم بزرگ و تعیین کننده برای آزادی، آزادی اروپا از چنگال فاشیسم. روزی که فرود نیروهای چترباز آمریکایی و متحدینشان در خاک فرانسه اشغالی در نرماندی آغاز شد و با پیاده شدن دیگر نیروها سرنوشت جنگ رقم خورد. فرانسه در اشغال آلمان نازی بود و ما نمیدانیم که آنروز هیتلر و دستیارانش به چه میاندیشدند، اما هستند آلمانیهایی که هنوز هم آن روز را روز اشغال مینامند و نه روز رهایی.
آمریکاییها و متحدینشان نه تنها توانسته بودند نقشه خود را از دسترس نازیها نهان دارند، بلکه با نقشههای ساختگی آنها را فریب داده و به جای دیگر کشانده بودند.
اندکی پس از نیمه شب هفده هزار چترباز آمریکایی و انگلیسی پشت خط جبهه نازیها فرود آمدند و ساعتی چند پس از آن بزرگترین جابهجایی نیروهای نظامی تاریخ در اندک زمانی انجام گرفت. تا پایان ماه هشتصدوپنجاههزار سرباز در کنارههای اقیانوس در نرماندی پیاده شدند. بیشتر آنها آمریکایی، انگلیسی و کانادایی بودند. و اینگونه بود که جبهه دیگری در برابر فاشیسم باز شد در کنار جبههای که نیروهای شوروی با فاشیستها در جنگ بودند. در همان روز نخست دههزار سرباز متحدین کشته و زخمی و یا گم شده بودند و هزاران سرباز نازی نیز کشته شدند. نزدیک به یک سال پس از آن روز، ارتش نازی به روز نهم مه 1945 تسلیم شد و جنگ جهانی دوم به پایان آمد.
امروز شصتمین سال آن روز سرنوشتساز در نرماندی جشن گرفته میشود. و در میان کسانی که در مراسم جشن و سرور شرکت دارند برای نخستین بار صدراعظم آلمان هم دیده خواهد شد. و این از اهمیتی بیمانند برخوردار است. هم برای جهانیان و هم برای ما ایرانیان. برای جهانیان از آن رو که نشان میدهد چگونه با همه رقابتهای متمدنانه، جهان به هم نزدیک میشود. و برای ما که بدانیم این نزدیکی چه نیروهایی را از گردونه زمان بیرون میاندازد. صدراعظم آلمان و رییس جمهور فرانسه دوشادوش هم در کنار جرج بوش خواهند ایستاد. اختلاف بر سر جنگ علیه صدام هرگز نتوانست آنها را رویاروی هم بگذارد. جهان به چیز مشترکی دست یافته است که پیش از جنگ جهانی دوم نادیده گرفته میشد. انسان و حقوق او، همانی که پس از جنگ جهانی دوم در بیانیه حقوق بشر نیز اعلام شد، و همانی که رییس جمهور آمریکا را واداشت تا به خاطر خطای پایینترین ردهها در میان سربازان نیز خود را شرمسار و پوزشخواه بیابد.
و اما دو روز پیش در کشور ما هم چیزی گذشت که برای ما مردم ایران د-دی دیگری است. نه به یک سان برای همه. همچنان که برای رییس حکومت آلمان و اندکی دلبسته تاریخ و کردار نازیها یکسان نیست و آزادانه و برخوردار از حقوق انسانی خویش در نظام اجتماعی برآمده از آوار فاشیسم با او مخالفت میکنند.
جناب جنتی در نماز جمعه دو روز پیش فرموده است «مسلمانان و غيرمسلمانان غيور وظيفه دارند که عليه منافع آمريکايیها، بريتانيايیها و اسرائيلیها موضع بگيرند». و سپس افزوده افرادی که "با خدا وارد جنگ می شوند"، نبايد امنيت داشته باشند.
اسراییلیها در همه چیز قافیهساز جنگافروزان و کوردلان در کشور ما هستند و میتوان با آرامش آن را از گفتههای جنتی کنار گذاشت. تا آنجا که ما میدانیم و همه جهانیان میدانند آمریکاییها و بريتانيايیها با صدام جنگ میکردند. و جنتی با این سخن خدای خود را همردیف صدام کرده است و فاجعه به بار آورده است. با این کاری که کرد حتی با معیارهای خود حکومت ماندنی نیست و باید برود. خدایی که همردیف صدام باشد و به جنگ با کسانی برود که چنین با شکوه دوشادوش هم در نرماندی به جشن و سرور پرداختهاند، شاید هم وجود داشته باشد، ولی با آن خدا بیگانه است که مردمان بسیار در سرزمین ایران هزاران سال پرستیدهاند و امروز نیز. جنتی با این سخن خود و خدایش را دچار فاجعه کرد و اگر کوچکترین نشانه شرمی از مردم و سرزمین و تاریخ ایران در او یافت شود بایستی کنار بکشد، و همچون شهروندی آزاد هرگونه که خواست با خود و خدایش قمار کند. و اگر نه، هر آنکس که او را بر پستهای حکومتی نشانده است بایستی بداند مسوولیت با اوست و هر چه زودتر بایستی او را کنار گذارد. او حق قمار کردن با مردم و سرزمین ایران را ندارد.
سیاست صدامی کردن حکومت ایران با دقت و وسواس پیش میرود. چه در داخل و چه در خارج. همه دیدیم که گروههای گوناگون مخالف جنگ کوچکترین نزدیکی با صدام نشان ندادند و هرگز قطره اشگی بر او نریختند. اگر جنتی به جز خود خدایی داشته است بهتر است دستکم شایسته قطره اشگی باقی بماند.
17 خرداد 83
پ.ن:
دوست عزیزی نکتههای زیر در باره د-دی فرستاده که اینجا هم میگذارم. با سپاس از ایشان.
D-Day را در زبان فارسي و مکاتبات ارتش ايران (روز ـ ر ) مي نامند. و در واقع اشاره به روز موعود، روز حمله، و روز عمليات، بطورکلي ست. علت اين امر هم بيشتر ناشي از دقت به حد وسواس در حفظ اسرار نظامي است مخصوصاً نکتهي پر اهميتي چون روز و ساعت عمليات. چون بهر صورت در مکاتبات نظامي و انجام آمادگي هاي مقدماتي ناگزير از بکاربردن آن بوده اند و در واقع در تمام طول مدت آمادگي هاي اوليه (چند روز يا چند هفته يا چند ماه...)، روز و ساعت مشخص انجام هر عملياتي با (روز ـ ر) (ساعت ـ س) مورد اشاره قرار مي گرفت تا در هنگام مقتضي، غالباً زمان کوتاهي پيش از حمله، تاريخ واقعي و ساعت آن به واحدهاي مربوطه ابلاغ مي شد. به اين ترتيب احتمال درز اسرار و اطلاع دشمن را کاهش مي دادند.

دیدگاه خوانندگان (3)
salam
mikhastam zemne khaste nabashid va tashakoor bedanam aya
ketabe farsi dar morede jange jahani 2
mojood ast moarefi konid ya na
man alaghe vaferi be etelaate jange jahani daram
age mishe lotf konid moarefi konid
mersi
---
رضی گرامی!
سپاسگزارم. نوشته شما را اینجا میگذارم شاید خوانندگان نوشتههای من بتوانند به شما کمک بکنند. برای کسانی که حوصله نمیکنند خط لاتین را بخوانند مینویسم که کتاب فارسی در باره جنگ جهانی دوم خواستهاند.
هوشنگ
November 23, 2005 5:58 PM | نویسنده: رضی
او ان قدر تندرو که اسمشو نبرهم نمي تونه از ترسش بهش ايراد بگيره .وتوجيه مي کنن که ايشون سيف الاسلامن.
June 6, 2004 7:42 PM | نویسنده: بينش
يارا سخن از زبان ما ميگويي!
چه خوب گفتي هوشنگ عزيز! حرف دل خيليها را به بهترين شيوه بيان كردي.
موفق باشي و قلمت پرتوان باد.
June 6, 2004 7:13 PM | نویسنده: سينا هدا