شریعتی، روشنگر شیفته و سرگشته روزهای آتش و خون
مدير مسؤول نشريه دانشجویی «سُها» نوشته بود که میخواهد ويژهنامهای برای بزرگداشت دکتر علی شریعتی منتشر نمايد، و محبت کرده و خواسته بود در ويژهنامه مطلبي هم از من به چاپ برساند. این نوشته را برایشان فرستادم و در شماره چهارم نشريه دانشجویی سها چاپ شده است.
برای افسانه شدن و به افسانهها پیوستن نمیتوان به سادگی پیش خود تصمیم گرفت و بیرون از گنجایش زمانه و زمان آن را به کرسی کردار نشاند. و نیازی نیست چیزی فراتر از گنجایش اندیشه و بیرون از توان انسانها روی دهد تا افسانهای زاده شود.
چند سال پیش پیرزنی کهنسال در انگلستان دیده از جهان فروبست. خبرگزاریها غم و سوگ مردم انگلستان را به هر سو مخابره میکردند و مردم انگلیس وداع اندوهناک و پرشکوهی از او کردند. پیرزن شهبانو و مادر پادشاه امروزی انگلستان بود. او که در روزهای جنگ جهانی دوم جوانی آرزومند زندگانی بوده است، در روزها و شبهای جنگ و بمبارانهای ویرانگر و کشنده ارتش هیتلر همه توصیهها را برای رفتن به بیرون از کشور نادیده گرفته و همراه مردم در شهر و زیستگاه خود مانده بود. کاری بسیار عادی و در توان هرکس. و همین کار او و گره زدن سرنوشت خویش به سرنوشت مردم شهر و دیار خویش او را محبوب دلهای مردم انگلیس کرده بود. گذشت سالیان دراز از آن روزها از افسانه وفاداری او نکاسته و به آن افزوده بود، و محبوبیت او به خانواده شاهی آبرو میداد. انگلستان دارای جامعهای صنعتی و پیشرفته است و مانند ما درگیری سنت و مدرنیته و یا جامعه گذار و جستجوی هویت سرگرمی روزانه فرهیختگانش نیست، و وفاداری به مردم و میهن چنین پاداش افسانهای مییابد.
شریعتی شکوفایی پرشور خود را در زمانهای آغاز کرد که پادشاه کشور با دولتهای آمریکا و انگلیس همدست و بر علیه دولت قانونی و نخستوزیر محبوب کشور خود کودتا کرده بود. جانان من به جز از کشته ندروی. بیوفایی به پیمان و مردم و کشور چنان تخم نفرتی کاشته بود که حتی جیرهخواران شاه بیوفا و کودتاگر هم نمیتوانستند از او دفاع کنند. شاه و دولتهای کودتاگر همدست او همه کار کردند، اما هرگز نتوانستند دل مردم ایران را به دست بیاورند. شاه بیمار و اشگریز از کشور فراری شد و کسی پشتسر او اشگ نریخت. هلهله و شادی و پایکوبی اما کوی و برزن شهرها را به لرزه درآوردهبود.
چنین کسی خود را سایه خدا میخواند و از نمایندگان خودخوانده خداوند در زمین تایید میگرفت. خواب و خیال و بیخبری سدهها، درهمتنیدگی تاریخی مذهب و پادشاهی در کشور، با نیروی جادویی سخنوری و شور شاعرانه کویری دکتر شریعتی گسسته میشد و همه آن گروههای اجتماعی را هم با خود میبرد که مذهب را آیین زندگانی میپنداشتند. او برای گسترش دامنه این گسست حتی عالمان دینی، پاسداران تاریخی دین در سرزمین ما را هم به پرسش و نقد میگرفت تا پیوند تاریخی با پادشاهی را بگسلند، و در کار خویش کامیاب بود. ولی مگر خود شریعتی از کهکشانی دیگر آمده بود و از خواب و خیال و بیخبری سدهها سهمی نداشت؟ او خود هرگز چنین ادعایی نداشته است.
شاه و دستگاه فرمانروایی او هیچ کوششی برای دیدن و پرکردن آن گسست از خود نشان نداد و همه کار کرد تا دادههای اجتماعی و اقتصادی را به سود جاودان کردن تاج و تخت شاهی در ایران بهبود بخشد. اما شریعتی مانند همه همروزگاران خویش از دادههای اجتماعی به باورهای آرمانی گریز میزد تا گسست را گسترش دهد و بر جداییها بیافزاید و بیوفایان را بتاراند، تا آرمان بزرگ حق حاکمیت ملی را زنده نگهدارد. کار به آنجا رسید که پایگاه اجتماعی سنتی شاهنشاهی هم به رفتن شاه تن داد، اما نقش و سازمان اجتماعی او را نگاه داشت تا بر آن جامهای دیگر بپوشاند. با نگاهی تاریخی این یک پیروزی بزرگ برای آرمان و آماج شریعتی بود.
اما او نیز مانند همه همروزگاران خویش تنها به هدف چشم دوخته بود و به نتیجه توجه چندانی نداشت. شاید در این جمله انتقادی بر شریعتی بیابید ولی همینکه همه همروزگاران او چنین بودند او را از آزمون زمانه سربلند بیرون میآورد. تاریخ را تازاندن نمیتوان. امروزه اما کمتر کسی است که با میراث شریعتی آشنا باشد و خود را از سنجش نتیجه گفتار و کردار خویش بینیاز بداند. اگر بر آن پیروزی سختیاب باور داشته باشیم بهتر خواهیم فهمید که این سنجشگری نیز خود برآمده از آن است، دغدغههای روزهای پس از پیروزی است. زمانه دیگر شده است و ایرانیان را به آماجها و اندیشههای دیگری فرامیخواند که در دستور پندار و کردار شریعتی نبود. شریعتی و همروزگاران او از میان آتش و خون گذشتند. دیکتاتوری خونریز کودتاگر، حکومت نظامی، جنگهای خیابانی و خواری دست بیگانه در گردش کار کشور دیدن، همه و همه با همه زشتی و تلخیش بایستی در زبان و گفتار شریعتی و همروزگارانش بازتاب مییافت، تا فرزند راستین زمانه خود و پاسخگوی صادق نیازهای آن باقی میماندند.
امروزه اما روزگار دیگری است، و نسلهای پس از او آن آزمونها را ندارند. سزاوار است که آگاهانه زبان آنها را به خودشان واگذارند و در جستجوی زبان روزآمد خود باشند. اگر آماج دیروز گسست و گسست قطعی و بازگشتناپذیر با دستگاه شاهی کودتاگر پیمانشکن بود، و زبان بایستی آن را بازتاب میداد. اگر تازاندن آرمانی زبان و سخن پاسخی به دادههای اجتماعی و اقتصادی فریبای دستگاه شاهی بود، امروز زبان اجتماعی و سیاسی در ایران ما دیگر چنان وظیفهای را به دوش نمیکشد. امروزه زبان ما بایستی به احساس همنوعی و همپیوندی میان انسانها یاری رساند و از هرگونه خطکشی میان انسانها دوری جوید، و کماکان در خدمت آگاهی مشترک برای خواستهای مشترک انسانها باشد.
هنوز هم اما بایستی به راه شریعتی رفت، اگر چه بایستی از دنبالهروی از او پرهیز کرد. راه او روشنگری دلاورانه در باره شرایط و امکانات تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روزگار خود است. شریعتی ستاینده پرشور آزادی بود و تنها کسی میتواند آزاد باشد که این شرایط و امکانات را شناخته و با آنها و در آنها بهسربرده و توانایی دگرگون کردن آنها را یافته باشد. زمان و زمانه شرایط و امکانات را دیگرگون میکند و براستی که پس از او تا امروز که ما به گفتگو نشستهایم زمان و زمانه دیگرگون شده است. امروزه زبان حال هر ایرانی آزادهای میتواند باشد که من از بیگانگان دیگر ننالم، که با من هر چه کرد آن آشنا کرد. آشنایی که ممکن است نه تنها در دیگری، بلکه در خود ما نیز لانه کرده باشد و انسانیت انسان را به تاراج برد.
شریعتی آنقدر زنده ماند که داستان فرار زندانیان و تیرخوردن آنها و کشتهشدنشان را در روزنامهها بخواند، دروغ زبونانهای که شاه و دستگاه فرمانروایی او ساخت برای تیرباران شبانه و دزدانه زندانیان در تپههای اوین. اما روزی که شاه فرار کرد افسوس دیگر خود او نبود تا در خیابانها به شادی پردازد. دوستداران او، کسانی که با اندیشههای او پرورش یافته و خود را شاگرد شریعتی میدانستند، تا آنجا که من دیدم و شنیدم، نه از مبارزه با شاه و دولتهای همدست او بازماندند و نه از شادی و پایکوبی به هنگام فرار شاه و سرافکندگی پشتیبانان او. راز افسانهای شدن زندگی و مرگ شریعتی را هم در همینجا بایستی جستجو کرد. هم خود و هم شاگردانش به مردم و میهن وفادار ماندند و به خواست روزگار و زمانه خویش پاسخ مناسبی دادند.
برای من شریعتی اینگونه معنی میشود و اینگونه اعتبار و آبرو مییابد و اینگونه به تاریخ میپیوندد. از شریعتی یادگاران بسیاری برجا مانده است که گنجینه و گنج سرزمین ما هستند، و شایسته است که دانشمندان و پژوهشگران ما همچون شاهدی بر دورهای از سرگذشت مردم ما بر آنها نگاه کنند و چند و چون آنها را به کاوش بنشینند. شریعتی با خفت و زبونی زمانه خویش درافتاده بود و الفت با او روح ستیز با کژیهای زمانه را زنده نگاه میداشت. میتوان مانند او بود، زمانه و زمان خویش را به نقد کشید، خواست مردم و نیاز آنها را همچون او راهنمای خود کرد، آنچه را که زورمندان بدیهی وانمود میکنند به پرسش گرفت. اما نباید فراموش کرد روزی که دستگاه زورمدار دیگری در کشور پدید میآمد دیگر او در میان ما نبود. شریعتی به کسی فرمان وزیری و رییسی و فرماندهی نداد. گردانندگان انقلاب و رییس شورای انقلاب هم کسان دیگری بودند، و اگرچه از زمینی که او شخم زد و سیراب ساخت برآمدند، هرگز از شمار شاگردان و شیفتگان او نبودهاند. و هر کس مسوول نامه اعمال خویش است.
12 خرداد 83

دیدگاه خوانندگان (30)
از اینکه میتونم از این طریق با دکتر بیشتر آشنا بشم خوشحالم از دوستان میخواهم من را با افکاروعقاید وکتابهای ایشان آشنا کنند از همکاری شما متشکرم.
April 11, 2006 7:58 PM | نویسنده: مریم
در شریعت ما نیست جز آزار رساندن گناهی.................
از دوستان خواهش دارم (خویشتن شناسی) بخونند
ما مسلمان نیستیم: آری اینچنین است ای برادر
March 21, 2006 8:22 PM | نویسنده: محمد
درباره چگونگی شهادت دکتر شریعتی به من هم بگویید.
March 7, 2006 9:54 AM | نویسنده: مینا
سلام
از مطالب بسیار مفیدی که می نویسید خیلی ممنونم
لطفا سایتی رو معرفی کنید که کتاب های الکترونیکی دکتر رو بدون سانسور داشته باشه.
ضمنا تشکر می کنم اگه هر مطلبی راجع به عقاید و طرز تفکر دکتر به ایمیل من بفرستید
October 30, 2005 10:54 PM | نویسنده: مريم
سلام
یه پیشنهاد دارم برای اونائی که نفوذ بیشتری توی جوونا دارن که روز معلم و که سالروز شهادت شهید مطهری رو بین جوونا با تبلیغات توی ولباگها به نام شریعتی تغییر بدین کاری به رسانه هم نداشته باشین
فکر کنم اینطوری جوونایی که مغزشون توسط آقایون شستشو داده شده ازرشهای شریعتی توی سرنوشت کشور تاثیر اونو توی انقلاب بهتر بفهمن
با تشکر
September 28, 2005 10:30 PM | نویسنده: محمد امين
سلام خدمت تمامی دوستان . خیلی خوشحالم از اینکه میبینم همه شماهادوست دارید که با دکتر بیشتر آشنا بشید . امیدوارم فقط یکی از اخلاق های دکترو من بطور کامل داشته باشم . من برای دکتر بیش از هر کس احترام قائل ام. امیدوارم که از مطالب زیبای دکتر برام میل بزنید .
خوش باشید .
September 25, 2005 10:06 AM | نویسنده: rose
نوشته های آقای دکتر شریعتی و همچنین معرفی کتابهای ایشان.
September 24, 2005 3:13 PM | نویسنده: م
سلام من کتاب الکترنیکی علی (ع ) شریعتی رو لازم دارم از دوستان خواهش میکنم این کتاب رو واسم بفرستن باتشکر
September 17, 2005 2:25 AM | نویسنده: حسین
لطفا سایتی معرفی کنید که اکثر کتابهای الکترونیکی دکتر شریعتی بدون سانسور داشته باشد .
September 2, 2005 3:52 PM | نویسنده: علیرضا
سلام اگر کسی از کویر دکتر چیزی داره لطفا بفرسته.
September 2, 2005 12:50 AM | نویسنده: شهرام
سخنرانی استاد علی شریعتی 14 اسفند ماه 1349 چاپ اول:1/3/57
"بینش تاریخی شیعه"
چون یکی از دوستان به من تذکر داد که بیشتر از یک ساعت وقت ندارم ناچارم که حرفهایم رافشده و حتی فشرده تر از آنچه که قبلا فکر می کردم و بلکه فهرست وار عرض کنم و این تذکر به خاطر سابقه سویی است که من دارم در پرحرفی و بسیار تذکر بجایی است اما من در تمام مدت عمرم غیر از همین یک دو سال اخیر سخنرانی نکرده ام و معتقد هم نبودم که آدمی مثل من می تواند در جامعه از طریق سخنرانی حرفی بزند و کاری بکند و مفید باشد و در عین حال الان هم معتقد هستم که نه سخنران هستم و نه سخنرانیهای من تاثیری دارد و نتیجه واقعی دارد در جامعه . ولی در عین حال سخن می گویم .سخن می گویم نه به خاطر این است که این است که سخنرانی کنم و از این طریق خدمتی به جامعه ویا به مذهب کنم بلکه به خاطر این است که نمی توانم خاموش باشم...........
مطلب بالا را بدون کم وکاست از منبعی که ذکرشده برای دوستان علاقمند به اندیشه های استاد نوشته ام و اگر دوستان بخواهند آنرا ادامه خواهم داد.
email:salman_50_ghj@yahoo.com
September 1, 2005 12:16 AM | نویسنده: سلمان
سلام برهمه دوستان عزیز
خلاصه ای از آثار ارزشمند استاد علی شریعتی و همچنین سخنرانیهای ایشان را می توانید در سایت زیر ببینید.حتما به این سایت سری بزنید.
www.shariati.com
دوستان عزیزم حتما کتاب کویر - بینش تاریخی شیعه و اسلام شناسی استاد رابخوانید.
خدانگهدارتان باشد و هر لحظه بر معرفتهایتان بیافزاید.
August 28, 2005 1:23 AM | نویسنده: سلمان
باید از استاد شریعتی درس گرفت.باید برای برقراری عدالت و اسلام واقعی در ایران کوشید.باید این اسلام دروغین را که تنها پوستهای از اسلام است و یا به قول استاد مخروط وارونه ای از اسلام است را محکوم کرد.همه اندیشه استاد این است که نباید یک مسلمان بی مسئولیت و بی جهت بود.
برای آن دسته از دوستانی که می خواهند آثار شریعتی را بدون سانسور بخوانند توصیه می کنم کتابهای استاد را از کتابفروشی هایی که کتابهای دسته دوم می فروشند کتابها را تهیه کنند و اگر نتوانستند می توانند با ایمیل من تماس گرفته تا هر بار قسمت هایی را برایشان بنویسم.یا از طریق سایت شما این آثار را برای دوستان بفرستم.استاد شریعتی هنوز هم به ما می گوید که چه باید کرد؟
August 24, 2005 8:59 AM | نویسنده: سلمان
سلام ،خسته نباشید
من از کسانی هستم که بسیار بسیار به دکترعلاقه مند هستم وخیلی دوست دارم در مورد ایشان وافکار شان وعقایدشان بدانم بنابراین از هر گونه کمک وراهنمایی شما شدیدا استقبال می کنم
با تشکر ّ
August 19, 2005 11:28 PM | نویسنده: راضیه
سلام و خسته نباشید
اگر سایتی وجود دارد که نوشته های دکتر را بدون سانسور ارایه میدهد و
اگر شما اونو واسم معرفی کنید خیلی ممنون میشم
پیشاپیش پذیرای تشکرات صمیمانه اینجانب باشید
با تشکر از زحمات شما
July 5, 2005 9:52 AM | نویسنده: محمود
با سلام
دکتر در سفر به مصر نامه ای به بردگان خفته در کنار اهرام مصر نوشت و یاد آور شد که چه بر سر برادرانت اومد
ایکاش دکتر میبود و میدید بنام دین چه بر سرمون آوردن
چه ستمها که بر ما روا داشتن چه قلمها شکستن و چه قلبها شکستند و چه حرمتها که شکستند
اری برادر تو رفتی و قاسطین و مارقین و ناکثین با متد جدید چه بر سر ما آوردند خدایا روا ندار به نام تو این همه ظلمو
May 20, 2005 3:34 PM | نویسنده: ژويا
من و رویا علاقه بسیاری به دکتر داریم و می خواییم که نظر نویسندگان دیگر را درباره دکتر بدانیم
May 15, 2005 11:50 AM | نویسنده: حامد
با تشکر از تمامی دوست داران معلم شهید.
از شما هم تشکر می کنم رزیتا جون
اگر برای تحقیقت مطالب جدیدی لازم داری میتوانی ایمیلت را برایم ارسال کنی شاید بتوانم برایت کاری انجام بدهم.
ایمیل من آدرس مقابل است.
راستی داشت یادم می رفت تحقیقت برای چی است لطفاًذکر کن .
با تشکر دوستار همیشگی تو حامد
Artist_Torbat@Noavar.Com
May 11, 2005 12:47 AM | نویسنده: حامد هستم از مشهد
سلام
لطف کنید از چگونگی قتل دکتر ما را مطلع کنید
متشکرم
April 10, 2005 1:28 PM | نویسنده: حمید
اولین بار بود مطالبت را می خواندم بسیار عالی بود خیلی دوست دارم در باره دیدگاه دکتر شریعتی در مورد مدرنیته برایم بگویی و برایم بفرستی ممنون
April 6, 2005 10:59 AM | نویسنده: هاله
از دیدگاه شریعتی بگو
March 28, 2005 1:13 PM | نویسنده: زهرا
سلام
فقط اومدم بگم
شریعتی امام منه
March 28, 2005 2:12 AM | نویسنده: حامد
لطفاً در مورد فشرده از نظریات داکتر شریعتی و امام علی (ع) برایم معلومات بدهید
مرارشریف افغانستان
March 8, 2005 6:17 PM | نویسنده: حمید
برای من مطالب این سایت خیلی جالب بود
فقط اگر امکان دارد آثار دکتر شریعتی را معرفی کنید
December 9, 2004 12:04 PM | نویسنده: روح الله غلاميان
First time reading this blog, just wanted to say hi.
November 6, 2004 1:49 PM | نویسنده: Sara Strling
tahghigh dar rabete ba ravan shenasi mamnon
October 29, 2004 7:46 AM | نویسنده: جابر
salam matalebe in site kheili jalebo bahale
man daram raje be doctor shari ati ye tahghigh errae midam
lotfan matalebe jadidetooono be emailam befrestid mer30
October 13, 2004 6:13 PM | نویسنده: رزیتا
لطفا درباره نقش شریعتی در انقلاب بنویسید . در صورت امکان به mail من بفرستید . متشکرم .
October 4, 2004 8:45 AM | نویسنده: امین
سلام خسته نباشید اگه لطف کنید و در مورد تفکرات دکتر مطالب بیشتری را بنویسید ممنون میشم
July 24, 2004 12:25 PM | نویسنده: سارا
هوشنگ جان، سلام. در مورد مطلبت نظری ندارم. فقط اومدم بگم دلم برات تنگ شده بود. دلم برای یه جو صفا و محبت تنگ شده. دلم برای مهر و خوبی تنگ شده. خسته ام. خیلی خسته ام.
June 19, 2004 5:58 PM | نویسنده: هاله