بایگانی ماهانه
July 2010
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آمار
  • یادداشت‌ها: 657
  • دیدگاه خوانندگان: 1344
  • بازتاب از خوانندگان: 49
July 21, 2004

پلي میان مردم و حاكميت

«از يك سو حكومتي بود كه در دهه‌ي پس از پايان جنگ و با توجه به ساختارهاي تماميت‌خواهي به ارث رسيده از نظام قبلي و شرايط و فضاي ناشي از جنگ، دامنه‌ي نفوذ خود را بر همه‌ي اركان جامعه گسترده بود و نه فقط در حفظ مناسبات موجود مي‌كوشيد، بلكه به بازتوليد روابط آمرانه و يكطرفه تمايل داشت، و از سوي ديگر جامعه‌ي جواني بود كه به لحاظ آرمانهاي آزادي‌خواهانه و عدالت‌طلبانه، نگرش به جهان و حقوق و كرامت انسان و حتي روشها و سبك زندگي، تحولي شگرف را تجربه مي‌كرد.»

اینها را دبیرکل حزب مشارکت در سخنرانی افتتاحی کنگره هفتم آن حزب گفته و افزوده است که «پروژه‌ي اصلي اصلاحات چيزي نبود جز اينكه جامعه‌ي ايراني اين دوران گذار را با كمترين هزينه پشت سر بگذارد».

کنگره آنها را دنبال می‌کنم و سندهایشان را اینجا هم می‌گذارم، تا ببینیم راهی را که در پیش گرفتند، چگونه می‌پیمایند.

پاسخی که حجاریان در انتخابات دوره ششم مجلس به رفسنجانی داد درست بود و با تلاش‌های دموکراسی‌خواهی در کشور ما سازگار. او روشن و آشکار اعلام کرد که راه حزبی شدن را پیش می‌گیرند و راه بر پشتیبانی از آقای رفسنجانی بسته نمی‌شد، اگر او از تلاش بر نشستن در دو لیست دست می‌کشید. آن پاسخ حجاریان به رفسنجانی درست بود و درست هم هست. آنچه ناپسند و با روح تلاش‌های دموکراسی‌خواهی ناسازگار بود، فشار به روزنامه‌نگاران، بویژه به شمس، برای مصاحبه نکردن با رفسنجانی بود، و نیز همواره در حکومت بودن و دسته و گروه خود را جدابافته دانستن و همه پلیدی‌ها را به چهره دیگری کوفتن.

حزب و تشکیلات چیزی، روزنامه و اطلاع‌رسانی چیز دیگر است. کسی که با روح همواره جانبدار و همواره مبلغ کارمندان و مسوولان حزبی کار می‌کند، روزنامه را به بن‌بست می‌رساند. و روزنامه‌نگاری یعنی زبان و چشم مردم بودن، و همه مردم را هرگز نمی‌توان در یک حزب جای داد. کسی که دارای مسوولیت حزبی است و مسوولیت دفاع از برنامه و سیاست آن را در جامعه بردوش می‌کشد، نمی‌تواند با اخلاق و وجدان روزنامه‌نگارانه به اطلاع‌رسانی و تحلیل رویدادها بپردازد. به تقسیم‌کار اجتماعی بایستی دیر یا زود تن داد و بدون آن شرکت در روندهای دموکراتیک دشوار و شاید هم ناممکن خواهد بود.

31 تیر 83

سخنان افتتاحي دبير كل حزب مشاركت در كنگره هفتم آن حزب

سخنراني مصطفي تاج‌زاده در كنگره هفتم حزب مشاركت

پ.ن:

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا):

محمدرضا خاتمي با 164 راي از بين 175 راي، بار ديگر در سمت دبير كل جبهه مشاركت ابقاء شد.

اعضاي شوراي مركزي جديد جبهه مشاركت ايران اسلامي، علي شكوري‌راد و محمدرضا خاتمي را به عنوان كانديداهاي دبير كلي اين حزب معرفي كرده بودند.

از ميان 65 تن كانديداي عضويت در شوراي مركزي جبهه‌ مشاركت ايران اسلامي، 30 نفر عضو اصلي و 5 نفر عضو علي‌البدل انتخاب شده‌اند.

30 نفر عضو اصلي شوراي مركزي جبهه‌ مشاركت به ترتيب آرا:

1- محمدرضا خاتمي
2- سعيد حجاريان
3- الهه كولايي
4- مصطفي تاج‌زاده
5- هادي خانيكي
6- محسن ميردامادي
7- عبدالله رمضان زاده
8- حميدرضا جلايي‌پور
9- محمد نعيمي‌پور
10- سيدصفدر حسيني
11- رجبعلي مزروعي
12- علي شكوري‌راد
13- محمود حجتي
14- جلال جلالي‌زاده
15- احمد شيرزاد
16- محمدعلي سعدايي
17- ناصر خالقي
18- فاطمه راكعي
19- حجت‌الاسلام هادي قابل
20- حسين كاشفي
21- حسين محمودزاده
22- داوود سليماني
23- محمد شريف‌زادگان
24- علي‌اصغر خداياري
25- كريم ارغنده‌پور
26- مجيد فراهاني
27- زهره آقاجري
28- سعيد شريعتي
29- سعيد شيركوند
30- اكرم مصوري‌منش

پنج نفر عضو علي‌البدل شوراي مركزي جبهه‌ مشاركت:

1- كيانوش‌راد
2- حسين نصيري
3- كريم عابدي
4- فخرالسادات محتشمي‌پور
5- مجتبي بديعي

پنج عضو اصلي هيات داوري جديد حزب مشاركت:

1- فاطمه جلايي‌پور
2- فريبا بشيري
3- آرتا فرهودي
4- فرج كميجاني
5- علي قنبري

دو عضو علي‌البدل هيات داوري جديد حزب مشاركت:

1- حسين رفعتي
2- مژگان اثباتي.

محمدجواد روح در روزنامه شرق روز شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۳ نوشته است:

چهار تن از اعضاى شوراى مركزى قبلى از كانديداتورى در اين انتخابات خوددارى كرده بودند. سه تن از اين چهار نفر فعالان سابق دفتر تحكيم وحدت بودند كه در دوره پيش به شوراى مركزى جبهه مشاركت راه يافته بودند: «ميثم سعيدى»، «على تاجرنيا» و «داود كرمى». در كنار اين سه تن «فاطمه حقيقت جو» و «رضا يوسفيان» دو عضو ديگر فراكسيون دانشجويى مجلس ششم و اعضاى سابق دفتر تحكيم وحدت نيز كه هوادارانى براى نامزدى آنها در انتخابات شوراى مركزى وجود داشت، پاى به اين ميدان نگذاشتند كه يكى از همين پنج نفر در حاشيه كنگره به خبرنگار «شرق» گفت كه دليل خوددارى آنها از كانديدا تورى در انتخابات شوراى مركزى جبهه مشاركت، اعتراض به عملكرد حزب يا سرخوردگى از فعاليت سياسى نيست. بلكه تحليل آنها اين است كه چهره هاى جوان تر و در عين حال شناخته شده بايد در كميته هاى حزبى فعاليت كنند و شوراى مركزى را به چهره هاى باسابقه تر و نيز مقامات دولتى و نمايندگان سابق واگذارند. چرا كه آنان وقت كمترى براى حضور در حزب و فعاليت تشكيلاتى دارند. چهارمين عضو شوراى مركزى قبلى كه در اين دوره كانديدا نشد، شيخ «عباسعلى روحانى» رئيس جبهه مشاركت منطقه اصفهان بود. دليل مشخصى در اين مورد اعلام نشده اما ظاهراً شوراى منطقه اصفهان، صلاح ديده تا «احمد شيرزاد» نماينده اين شهر در مجلس ششم و از اعضاى دفتر سياسى جبهه مشاركت را كانديداى شوراى مركزى كند. در كنار اينها «حسين مجاهد»رئيس شوراى منطقه همدان نيز بود كه با وجود كانديداتورى، نتوانست براى دومين بار پياپى به شوراى مركزى جبهه مشاركت راه يابد.

دسته‌بندی

پیوند چاپ July 21, 2004 5:41 PM Wednesday