بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۴ مرداد ۱۳۸۳

نشست‌ «قداست قلم، صداقت خبر، رسالت خبرنگار» در ایسنا 1

به گزارش خبرگزاری ایسنا اعضاي شوراي مركزي و بازرسان انجمن دفاع از آزادي مطبوعات از خبرگزاري ایسنا بازديد کرده و در نشستي با عنوان ”قداست قلم، صداقت خبر، رسالت خبرنگار” شركت كرده‌اند. در اين نشست محسن كديور، علي حكمت، ماشاالله شمس‌الواعظين، عمادالدين باقي، عيسي سحرخيز، احمدزيدآبادي، محمد سيف زاده، محمدرضا زهدي، محمد جواد مظفر، مرتضي كاظميان و فريبا داوودي مهاجر حضور داشتند. این گزارش را نسرين وزيري سراشك خبرنگار ايسنا از آن نشست فراهم آورده است.

محسن كديور رييس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات در اين نشست با اشاره به مطالعاتي كه اخيرا پيرامون بيش از 20 دوره از روزنامه‌هاي دوره‌ي مشروطه داشته است، گفت: از اينكه صدسال پيش چنين روزنامه‌هاي قوي‌اي داشته و امروز از وجود چنين روزنامه‌هايي بي‌بهره‌ايم، حسرت بردم. به‌ويژه از اينكه امروز امكان انتشار تحليل‌هايي مشابه تحليل‌هاي آن زمان را نداريم.

به گفته‌ي وي بسياري از خطوط قرمزي كه به لحاظ ديني، عرفي و سياسي به روزنامه‌هاي امروز تحميل مي‌شود، در زمان مشروطه وجود نداشته و كمتر چيزي بود كه از معرض نقد مطبوعات در امان بماند.

كديور با بيان اينكه در اين دوره عمر مطبوعات و قوت آنان با يكديگر نسبت عكس دارند، اين امر را ويژگي مشتركي ميان مطبوعات امروز و مطبوعات زمان مشروطه دانست و افزود: در حاليكه عمر مطبوعات قوي‌اي كه حاوي انتقادات نافذ بوده‌اند، كوتاه بوده و هست؛ مطبوعاتي كه به لحاظ تئوريك و خبري عمق كمتري داشته و بر فضاي سياسي اثرگذار نبوده‌اند، ماندگارتر بوده‌اند. تنها روزنامه‌ي فارسي زبان موثري كه عمر 44 ساله يافت، “حبل‌المتين” بود كه آن هم خارج از ايران يعني در كلكته به چاپ مي‌رسيد.

وي كه كوتاه بودن عمر مطبوعات را از جمله مشكلات كنوني اين عرصه مي‌دانست به مطبوعات صدساله در ژاپن اشاره كرد و از كوتاه بودن عمر مطبوعات در ايران - به عنوان يكي از نخستين كشورهاي آسيايي كه آغازگر روزنامه‌نگاري بوده است - اظهار تاسف كرد.

رييس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات در مقايسه‌ي مطبوعات امروزي با مطبوعات دوران مشروطه به وفور شخصيت‌هاي موثر و شجاع در مطبوعات آن زمان و كمبود آنان در مطبوعات امروزي اشاره كرد و يادآور شد: اولين مواجهه‌ي استبداد با آزادي‌خواهان، بر سر دار كردن روزنامه‌نگاراني چون صوراسرافيل و ملك‌المتكلمين بوده است.

به اعتقاد وي يكي از مشكلات كنوني عرصه‌ي مطبوعات ايران آن است كه برخي با اعمال فشار به دنبال تقليل شخصيت‌هاي موثر در اين عرصه‌اند. حال آن كه از جمله مهمترين عناصر در عرصه‌ي روزنامه‌نگاري در كشورهاي در حال توسعه، حضور شخصيت‌هاي شجاع و مستقل است كه بر مواضع خود ايستادگي كرده، مرعوب و فريفته‌ي قدرت‌هاي سياسي و اقتصادي نمي‌شوند و اين در حالي است كه در هر جامعه‌اي قدرت‌هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي مي‌كوشند تا مطبوعات را در چارچوب مد نظر خود قرار دهند و از انتقادهاي نافذ آنان جلوگيري كنند.

كديور، در بخش ديگري از سخنان خود، خودسانسوري را زاييده‌ي آنچه شرايط ارعاب و فشار نسبت به مراكز خبري و روزنامه‌نگاران مي‌ناميد، دانست.

وي با اشاره به جمله‌اي از آيت‌الله سيدحسن مدرس مبني بر اينكه «اگر قرار است كشته شويم، چرا به دست خودمان»، ادامه داد: نبايد پيش از انتشار يك خبر با پيشداوري اينكه ممكن است انتشار آن منعي داشته باشد، از انتشارش جلوگيري كنيم، بلكه بايد خبر را منتشر كرد؛ اگر نهي‌ و يا منعي باشد، پس از انتشارش اعلام مي‌شود.

اين استاد دانشگاه با بيان اين كه شجاعت حرفه‌اي در عرصه‌ي مطبوعات تقليل يافته است، از اين امر اظهار تاسف كرده و اظهار عقيده كرد: عدم انتشار يك مطبوعه به مراتب بهتر از آن است كه خودسانسوري به صورت يك رويه درآيد.

به زعم وي برتر دانستن مباحث اجتماعي بر مباحث سياسي و طفره رفتن از نقد قدرت كه بالاترين وظيفه‌ي روزنامه نگاري مستقل است، ناشي از بالا بودن هزينه پرداختن به مباحث سياسي و نوعي توجيه تئوريك خودسانسوري است. اين در حالي است كه اگر تعداد روزنامه‌نگاران شجاع و روزنامه‌هاي مستقل به ميزاني برسد كه همگي حدي را نگه‌داشته و بر آن استقامت ورزند، سبب خواهد شد كه رويه‌هايي همچون خودسانسوري از ميان برود.

رييس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات، بر لزوم تدوين و تعريف استراتژي خبررساني از سوي روزنامه‌نگاران و مراكز اطلاع‌رساني تاكيد كرد و افزود: با استقامت برچنين استراتژي‌اي مي‌توان گام به گام آن را توسعه داد.

به اعتقاد وي حتي اگر مطالبات روزنامه‌نگاران كنترل شده، مقيد و محدود باشد ولي روي آنها پافشاري نامحدود شود، مقرون به صرفه خواهد بود. ولي چنانچه نسنجيده نكاتي در اين عرصه مطرح شود، عقب‌نشيني در مواجهه با قدرت، ناگزير خواهد بود. به اين ترتيب قدرت برهنه، ذره ذره پيش مي‌آيد و عرصه‌ي آزاد خبررساني را با محدوديت مواجه مي‌كند و به خودسانسوري دامن مي‌زند.

كديور در پاسخ به اينكه چه فرد، انجمن يا نهادي، موظف به تدوين چنين استراتژي است، تصريح كرد: خود روزنامه‌نگاران بايد براي تدوين چنين استراتژي‌اي اقدام كنند، چرا كه نهادي همچون انجمن صنفي روزنامه‌نگاران، تنها پيگير امور صنفي اين طيف است و انجمن دفاع از آزادي مطبوعات نيز نقش حمايتي و پشتيباني دارد. با اين وجود NGOهاي مطبوعاتي مي‌توانند در تدوين آن به روزنامه‌نگاران و خبرنگاران مدد رسانند. البته اين امر بايد با توجه به بازخواني مقاطع گذشته‌ي عرصه‌ي مطبوعات باشد تا با عبرت از كاستي‌هاي گذشته، بر قوت كار افزوده شود.

رييس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات، با تفكيك بحث حقوقي مطبوعات از وظايف روزنامه‌نگاري، گفت: به لحاظ حقوقي ما خود را موظف به دفاع از هر مطبوعه‌اي كه مورد ظلم يا فشار واقع شده باشد؛مي‌دانيم، ولي اينكه يك روزنامه چگونه باشد و يك خبرنگار چگونه بنويسد، يك بحث ارزشي است كه ملاك تاييد يا نفي آن عمل، جريان اصلي انديشه جامعه است.

به زعم وي بالاترين انتظار جامعه از مطبوعات صداقت و شرافت است، تا مبادا يك روزنامه‌نگار، شرافت مطبوعاتي را زير پا بگذارد و قلمش را بفروشد. اگر چه شايد از حقوق روزنامه‌نگاري كه چنين باشد - ضوابطي از قبيل شرافت قلم را ناديده بگيرد - در صورتي كه امنيت مطبوعه‌اش بر خلاف قانون مورد تعرض قرار گيرد، دفاع شود ولي عملش هرگز مورد تاييد قرار نمي‌گيرد. از همين‌رو است كه قداست قلم، صداقت خبر و رسالت خبرنگار در عرصه بايدها است و نه در عرصه حقوقي.

كديور با بيان اينكه بقا به هر قيمتي پسنديده نيست، افزود: اگر نتوان ارزش قلم و صداقت خبر را حفظ و رعايت كرد، ترك كردن عرصه بهتر از ادامه دادن است. اگر كسي به هر قيمتي ماند، از حقوقش دفاع مي‌شود ولي عملش در صورت عدول از ضوابطي هم چون صداقت قلم و شرافت روزنامه‌نگاري هرگز مورد تاييد قرار نمي‌گيرد.

كديور در ادامه به كتابي با عنوان «تاريخچه‌ي دادگاه‌هاي مطبوعات و هيات منصفه از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي» اشاره و ابراز عقيده كرد: احكام دادگاه مطبوعات طي 5 سال اخير ضعيف‌تر از احكامي است كه در آن برهه (در فواصل انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي)، صادر شده است.

وي در پايان گفت: اي كاش صادركنندگان اين احكام فرصت بازخواني اين احكام را داشتند تا با مقايسه‌ي آن با گذشته مي‌فهميدند كه چه كرده‌اند و حضيضي را كه روزنامه‌نگاران در آن به سر مي‌برند و فشارهايي كه متحمل مي‌شوند را درك مي‌كردند.

علي حكمت نايب رييس و عضو شوراي مركزي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات معتقد است: عليرغم اينكه وظيفه‌ي اصلي روزنامه‌نگار، نقد وضع موجود و انعكاس خوبي‌ها و بدي‌هاست متاسفانه طي اين چندسال اغلب كساني كه فرق بين نقد و مخالفت و خصومت را درك نمي‌كردند، با هر صداي منتقدي به عنوان مخالف با اصل نظام برخورد كردند.

علي حكمت با طرح اين سوال كه چرا بعد از گذشت صد سال از شروع روزنامه‌نگاري در ايران، همواره همان حرف‌ها و مطالب صدسال پيش تكرار مي‌شود؛ به سخنراني خود در يك كنفرانس خبري با عنوان “موانع توسعه‌ي مطبوعات در ايران“ اشاره كرد و يادآور شد: در آن سخنراني توجه نداشتم كه انقلاب مشروطه و همينطور انقلاب جمهوري اسلامي ايران انقلاب‌هاي راس هرمي بودند بدين معني كه اين انقلابها از راس هرم قدرت اتفاق افتادند؛ البته اين امر به اين معنا نيست كه دو انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامي ايران ويژگيهاي يك انقلاب را نداشتند اما نمي‌توان انكار كرد كه در اين دو انقلاب، راس هرم بيش از بدنه‌ي جامعه‌ و قاعده‌ي هرم دچار تغيير و تحول و دگرگوني شد.

به گفته وي در انقلاب مشروطه اين امر كاملا واضح بود و انقلابيون اصلي پرچم دار كه زجر و زحمت و مشقت اصلي را براي اين انقلاب بدوش كشيدند به سرعت قرباني؛ و دوله‌ها و سلطنه‌ها به عنوان چهره‌هاي مشروطه‌خواه، قدرت را بدست گرفتند.

نايب رييس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با تاكيد بر اينكه با جابجايي آدمها تنها بخشي از مشكلات حل مي‌شود اما آنچه كارساز است تغيير فرهنگ جامعه و نهادينه شدن ارزش‌هاي انقلابي است، افزود: متاسفانه احساس مي‌شود فاصله‌ي عميقي بين محتواي شعارهاي داده شده با آن چه در عمل اتفاق افتاده در ذهنيت جامعه وجود دارد كه در اين راستا بايد صراحتا متذكر شد روزنامه‌نگاري نيز در ايران بري از اين نوع مشكلات و گرفتاري‌ها نيست.

حكمت از سيد جمال‌الدين اسدآبادي و دهخدا، به عنوان دو تن از نخبه‌هاي عرصه‌ي مطبوعات طي صد سال گذشته نام برد و ابراز عقيده كرد: وظيفه‌ي اصلي روزنامه‌نگاران نقد وضع موجود است اما طي اين چند سال هر صداي انتقادي را به عنوان مخالفت با اساس نظام و اهداف والاي آن تلقي كرده و با آن برخورد مي‌كردند.

نايب رييس انجمن دفاع آزادي مطبوعات با بيان اينكه، اين امر موجب بروز اختلاف هميشگي بين اصحاب قلم و مطبوعات و حكومت‌مردان شده است، خاطرنشان كرد: اين نوع طرز تفكر و تلقي به خصوص در چند سال اخير موجب شده جواب يكسري انسان‌هاي با شعور تنها با زندان، بازداشت، ارعاب و تهديد داده شود.

به اعتقاد وي بخشي از حاكميت، حتي توانايي تشخيص الفباي منافع خود را ندارد و اين امر موجب شده روزنامه‌نگاران فهيم و منتقد كم كم از ماندن درعرصه‌ي مطبوعات پشيمان شده و از اين وادي كناره بگيرند.

اين فعال سياسي راه برون رفت از اين موقعيت را ترك عرصه ندانست و يادآور شد: بايد با توجه به همه‌ي خطرات و مخاطرات و بدون در غلتيدن در شيوه‌هاي افراط مآبانه و تفريطي فعاليت كرد چرا كه تنها راه برون رفت اطلاع رساني دقيق، به موقع و شفاف است.

حكمت در پايان بر نقش روشنگرانه‌ي مطبوعات اصلاح‌طلب طي چند سال اخير اشاره كرد و افزود: علي‌رغم همه‌ي اين مشكلات، مطبوعات اصلاح طلب توانستند در زمينه‌ي شفاف سازي و روشنگري و بينش دادن به جامعه نقش تاريخي خود را ايفا كنند كه خوشبختانه هنوز هم كمابيش اين نقش را ايفا مي‌كنند.

شمس الواعظين سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات: علي‌رغم محدوديت‌هاي بسياري كه در عرصه‌ي رسانه‌يي و مطبوعاتي كشور موجود است، من نااميد نيستم.

ماشاءالله شمس‌الواعظين يادآور شد: هرگاه در طول تاريخ معاصر، قدرت‌هاي سياسي، رسانه را محدود كرده‌اند، فشار براي كشف راه‌هاي ديگري جهت اعلام و ترويج ديدگاه‌هايش موفق بوده است. هم‌چنان كه در حال حاضر وب‌لاگ‌هاي ايرانيان به بيش از 18 هزار عنوان رسيده و سبب شده كه ايران در اين عرصه ركورد اولين كشور - از ميان 178 كشور عضو سازمان ملل - را از آن خود كند.

به اعتقاد وي اگر چه اين عمل [وبلاگ نويسي] از موضع نااميدي صورت گرفته ولي خود، نشانه‌ي اميد و گشايش افق‌هاي نوين به توانايي‌ها و استعدادهاي روزنامه‌نگاران است.

شمس الواعظين در بخشي از اين نشست در تبيين علل تحريف خبر، گفت: آخرين جمعبندي در دانش روزنامه‌نگاري در جهان اين است كه علي‌رغم همه‌ي دغدغه‌هاي خبرنگاران براي افزايش ميزان صحت خبر و انطباق آن با واقعيت، تنها 50 درصد متن اخبار با حقايق منطبق است. چرا كه عناصر خبر به روح، روان، احساس، عواطف، خشم و انفعال بستگي دارد كه هر يك از اين‌ها در ميزان صحت خبر موثر است.

وي با بيان اين كه در خبر انگيخته‌يابي مي‌شود و نه انگيزه‌يابي، مدعي شد: تاكنون در تمامي دادگاه‌هايي كه به جرايم مطبوعاتي در ايران رسيدگي كرده‌اند، از درك اين نكته‌ي ساده، غافل مانده‌اند كه براي خبرنگار هيچ ضرورتي وجود ندارد كه يك خبر صد در صد واقعي باشد.

سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات، در ادامه‌ي اين نشست ميزان تحريف خبر از سوي برخي مسولان را بيش از اين ميزان از سوي روزنامه‌نگاران دانست و تصريح كرد: تحريف خبر از سوي روزنامه‌نگاران ناشي از بدفهمي در حوزه‌ي خبر و محوطه‌ي وقوع خبر، بدفهمي از گزارش خبرنگار كمكي واقع در حوزه‌ي خبر و يا بدفهمي در ترجمه‌ي متون خبري است ولي اين كه علت يك مرگ به دستور يك مقام مسول سكته‌ي مغزي اعلام شود، آيا به منزله‌ي تحريف خبر از سوي اين قبيل مقامات، براي فرار از حقيقت نيست؟

وي در پايان تاكيد كرد: روزنامه‌نگاران بايد در برابر سانسور و خودسانسوري مقاومت كنند و به معادله‌ي تحريف خبر از سوي برخي دستگاه‌ها تن ندهند.

عيسي سحرخيز عضو شوراي مركزي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات معتقد است: عدم انتشار بسياري از اخبار به علت فقدان ارزش خبري آنها نيست، بلكه به علت خودسانسوري است.

عيسي سحرخيز روزنامه‌نگاري و خبرنگاري بدون پذيرفتن رسالت اين حرفه و در راستاي منافع شخصي را به منزله‌ي حفظ شغل و حفظ نشريه‌ي متبوع آن خبرنگار يا روزنامه‌نگار دانست و اظهار عقيده كرد: رسالت يك خبرنگار تبيين و ريشه‌يابي سر مگويي است كه مردم مي‌توانند در محافل عمومي‌اي همچون تاكسي، اتوبوس، كوچه و بازار بگويند ولي رسانه‌ها از انعكاس آن پرهيز دارند. در غيراين صورت مراكز قدرت، قدم به قدم جلو مي‌آيند و روزنامه‌نگاران مجبور به عقب‌نشيني مي‌شوند تا جايي كه خودمان تصميم مي‌گيريم كه مطبوعه‌مان را همينگونه بپذيريم.

وي با اشاره به اينكه برخي مطبوعات حتي حاضر به انعكاس بيانيه‌هاي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات كه حامي آنها محسوب مي‌شود، نيستند، خاطرنشان كرد: اينكه برخي اخبار منتشر نمي‌شود، به علت عدم ارزش خبري آنها نيست بلكه به علت جو خودسانسوري است كه بر روزنامه‌نگاران حاكم است، آن هم با توجيه بقاي نشريه و براي اينكه عده كثيري بيكار نشوند.

مدير مسوول ماهنامه‌ي توقيف‌شده‌ي آفتاب، مطبوعاتي را كه با چنين توجيهاتي تن به خودسانسوري مي‌دهند را بنگاه دانست و در اين باره گفت: آنچه كه يك روزنامه‌نگار مي‌نويسد، قداست دارد. اگر واقعا نمي‌توانيم بنويسيم، نبايد خودمان را محق بدانيم كه با سانسور و خودسانسوري اخبار مردم را به بيراهه بكشانيم.

اين عضو شوراي مركزي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با تاكيد بر اينكه يك روزنامه‌نگار بايد صداقت داشته باشد، افزود: بهتر است ترجيح بدهيم بيكار باشيم يا حرفه‌اي به جز روزنامه‌نگاري برگزينيم ولي تن به خودسانسوري ندهيم و نگاه مردم به خودمان را تغيير ندهيم. چرا كه مردم از هر يك از ما انتظار دارند كه به گونه‌اي بنويسيم و اگر خط‌مشي نگارشمان را تغيير دهيم، آنها ديگر نگاه گذشته را به ما نخواهند داشت.

سحرخيز در پايان ايجاد هرنوع محدوديت فراتر از آنچه كه در قانون اساسي و قانون مطبوعات آمده است را به ضرر مردم و فضاي گردش آزاد اطلاعات دانست.

محمد سيف‌زاده عضو شوراي مركزي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات گفت: برخي اتهامات مطرح شده در كيفرخواست‌ها عليه مطبوعات درقوانين وجود ندارد. وقتي بخش‌هايي ماده‌ي دوم قانون مجازات اسلامي درباره‌ي اصل قانوني بودن جرم و مجازات را به درستي نمي‌دانند، طبيعي است كه روزنامه‌ها هم چارچوب تحميل‌شده به خود را مي‌پذيرند و جهت ارتزاق بعضا دچار خودسانسوري مي‌شوند.

سيف‌زاده در سخن از وضعيت عالم مطبوعات و راههاي رسيدن به وضعيت مطلوب در اين عرصه، از عرصه‌ي مطبوعات زمان مشروطه، زمان دكتر مصدق و مطبوعات ابتداي انقلاب اسلامي به عنوان سه برهه‌ي بهار مطبوعات ياد و خاطرنشان كرد: اگر عرصه‌ي مطبوعات به لحاظ آزادي‌هاي موجود در آن مقاطع، قوانين موجود، دستگاه قضايي، نخبگان عالم مطبوعات و ميزان آزادي قلم آنها در آن سه برهه‌ي زماني مورد سنجش قرار دهيم، كاملا مشخص مي‌شود كه وضعيت مطبوعات در آن مقاطع با فضاي كنوني مطبوعات قابل مقايسه نيست.

وي معتقد است: از بعد آزادي پايين‌ترين نماينده‌ي مجلس اول در آن زمان آنچنان مسلط به مباني حقوق؛ از آزادي مردم دفاع مي‌كرد و به متحجرين كه آزاديها را برنمي‌تابيد حمله‌ور مي‌شد كه سفير انگليس در گزارش خود به كشورش از اين امر حيرت خود را بيان مي‌كند و يا در همان زمان كه نظميه، اقداماتي عليه آزادي انجام مي‌دهد و روزنامه‌نگاران را دستگير مي‌كند كه آن روزنامه‌نگار به راحتي دادگاه را غيرصالح مي‌نامد و از نبود قانون مطبوعات شكايت مي‌كنند كه در همين راستا ابتدا قانون مطبوعات نوشته مي‌شود و بعد از آن هم، همه‌ي روزنامه‌نگاران دستگيرشده آزاد مي‌شوند. بدون آنكه با قانون منسوخه‌ي مخصوص ولگردان با آن روزنامه‌نگار و يا مطبوعه برخورد شود.

اين عضو كانون مدافعان حقوق بشر، ادامه داد: بعد از به حكومت رسيدن مصدق، وي طي نامه‌اي به نظميه، به شدت هشدار مي‌دهد كه به هيچ‌وجه افرادي كه به من توهين مي‌كنند نبايد مورد تعرض قرار گيرند عليرغم اينكه همان روز پشت قلم‌هاي هتاك نسبت به مصدق هم انگليس و هم آمريكا وجود داشت اما تا به اين اندازه تسامح و تساهل وجود داشت كه اجازه نمي‌داد با آنها برخورد بدي شود.

سيف‌زاده با تاكيد بر اينكه طي سالهاي 58 و 59 كه قانون شوراي انقلاب و قوانين مجلس اول به تصويب رسيده بود؛ قوانين بسيار مترقي و فضا بسيار باز و اختناق رژيم سابق شكسته شده بود، يادآور شد: متاسفانه در اواسط سال 59 و به مقتضاي شرايط آن دوران برخي قوانين به تدريج به طرف محدود كردن پيش رفت كه البته حتي در زمان جنگ هم موجب محدود شدن مطبوعات نشد.

اين عضو شوراي مركزي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات به كيفرخواست‌هاي رسمي كه بعضا عليه مطبوعات صادر مي‌شود اشاره كرد و در پايان افزود: در اين كيفرخواست‌ها اتهاماتي از جمله سياه‌نمايي مطرح مي‌شود كه متاسفانه بايد گفت اگر همه قوانين مورد تورق قرار گيرد چنين عنوان اتهامي ديده نمي‌شود و حتي يك دانشجوي حقوقدان آماتور چنين حرفي را به زبان نمي‌آورد.

فريبا داوودي مهاجر بازرس انجمن دفاع ازآزادي مطبوعات گفت: قدرت‌هاي اقتصادي و سياسي همواره از مطبوعات آزاد و مستقل در هراس هستند. روزنامه‌نگاراني كه مي‌مانند و توجيه مي‌كنند به مراتب شرايط سخت‌تري را تحمل مي‌كنند تا ديگراني كه خداحافظي مي‌كنند و قلم را زمين مي‌گذارند. رسالت خبرنگار معنا پيدا نمي‌كند، مگر اينكه مجموعه‌اي از صفات در كار حرفه‌اي بودن قرار بگيرد.

به اعتقاد وي يك خبرنگار مجموعه‌اي است از شجاعت، دانش، آزادي، استقلال، حقيقت‌طلبي، امانت‌داري و مهم‌تر از همه نوعي شيدايي و عشق به كاري كه همواره به دلايل مختلف توام با خطر است. حتي گاهي اوقات به نظر مي‌رسد به دليل همين حقيقت‌جويي و حقيقت‌طلبي و انعكاس واقعيت‌هاست كه هيچ حاشيه‌ي امنيتي نمي‌توان براي اين شغل قايل شد.

وي معتقد است: همواره چنين خبرنگاراني سينه به سينه‌ي افرادي ايستاده‌اند كه در پناه قدرت به دنبال رانت‌هاي سياسي و اقتصادي هستند. نوري كه اين روزنامه‌نگاران به هزار توي پيچيده‌ي اين رانت‌ها و باندبازي‌ها مي‌تابانند و تاريكخانه‌ها را افشا مي‌كنند، موجب مي‌شود كه مورد حذف، زندان و ترور و يا حتي در شيوه‌هاي جديد، مورد تكفير هم قرار گيرند.

بازرس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات، با اشاره به تاثير مستقيمي كه رسانه‌ها بر افكار عمومي دارند و شكل‌دهي افكار عمومي از سوي آن‌ها، افزود: قدرت‌هاي اقتصادي و سياسي انحصاري همواره از مطبوعات آزاد و مستقل در هراس هستند و به همين دليل خواهان مطبوعات وابسته مي‌باشند.

وي نقش روزنامه‌نگار را قسمتي از آن چيزي دانست كه اتفاق مي‌افتد؛ زيرا به هر حال همواره مديران مسوول، نقش تعيين كننده‌اي در دادن محدوده فعاليت به روزنامه‌نگاران براي آگاهي بخشي عمومي دارند و به همين دليل است كه دولت‌ها همواره بر روي صدور مجوز انگشت مي‌گذارند و معين مي‌كنند كه چه كساني بايد روزنامه و يا نشريه داشته باشند و چه كساني حق داشتن نشريه را ندارند و روزنامه‌نگار گاهي در فضاي نشرياتي كه حق تحرك به او نمي‌دهند، يا بايد خفه شود و از خود متنفر شود يا بايد محيط را ترك كند و در شرايط سخت اقتصادي بدون هيچ امنيت شغلي و حرفه‌اي انواع مشكلات را تحمل كند.

داوودي مهاجر روزنامه‌هاي پس از دوم خرداد را به دو دسته‌ي كلي تقسيم كرد: دوره‌ي اول از دوم خرداد 76 تا توقيف مطبوعات كه ويژگي بارز مطبوعات اين دوره، شكل جديدي از قدرت بود و شكل جديدي از قدرت را در ايران پس از سال‌ها ارايه دادند. روزنامه‌ها در اين دوران توانايي داشتند تا ساختار را با جسارت نقد كنند حتي توانستند در دستگاه قضايي و يا شوراها جابجايي در قدرت ايجاد كنند و موجب تحولات اساسي شوند و بخشي از كاركرد احزاب را بر عهده گرفتند.

اين روزنامه‌نگار، دور دوم مطبوعات پس از دوم خرداد را دوره‌اي دانست كه روزنامه‌ها اكثرا به وسيله‌ي احزاب منتشر مي‌شدند و ادامه داد: البته به معناي واقعي مستقل هم نبودند. بسياري از روزنامه‌نگاران روزنامه‌هايي را كه بيشتر به خط و ربط آنها نزديك بود، انتخاب مي‌كردند. اما به هر حال يك روزنامه‌ي حزبي در چارچوب تعاريف تعيين شده درون تشكيلاتي و منافع حزبي‌اش كار مي‌كند و اغلب آنها و حتي مديران مسوول آنها از جسارت مديران مسوول دوره‌ي اول برخوردار نبودند و يا تشكيلات به آنها اجازه‌ي ورود به مسايل مختلف را نمي‌داد.

وي افزود: مطبوعات در اين دوره بنا را بر حفظ روزنامه، گذاشتند.آمده بودند كه بمانند. بنابراين دست به خودسانسوري زدند و به همين دليل نتوانستند به اطلاع‌رساني شفاف دست بزنند و لطمه‌اي جدي به تاثير و اعتمادسازي ميان مردم و مطبوعات وارد شد. تيراژ روزنامه‌ها پايين آمد، حتي بعضي روزنامه‌ها راضي نبودند كه روزنامه‌نگاران فعال و شجاع دوره‌ي اول را به كار گيرند و آنهايي كه به كار گرفته شدند، كم كم ياد گرفتند كه چگونه در چارچوب قلم بزنند.

بازرس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات، با بيان اين كه مطبوعات اين دوره نتوانستند در انتخابات شورا و يا مجلس بر روي افكار عمومي تاثير بگذارند و مردم راه خودشان را رفتند، ادامه داد: بسياري از روزنامه‌ها حتي اخبار مربوط به برخي روزنامه‌نگاران را كار نمي‌كردند.

به گفته‌ي وي، مديران مسوول اين روزنامه‌ها به تبعيت از احزاب خود معتقدند كه حداقلي حرف زدن بهتر از حرف نزدن است. اما مردم در دوره‌ي اينترنت و ماهواره حاضر به شنيدن سخنان حداقلي و يا شعار نيستند.

داوودي مهاجر دوره‌ي كنوني را دوره‌ي سختي دانست و افزود: از حالا بسياري از افراد كه بوي تغيير در ساختار دولت را حس كرده‌اند، چرخش‌ ايده را نيز شروع كرده‌اند. «به قول حاج داوود كريمي از فرماندهان‌ سابق دوران جنگ و جانباز شيميايي؛ ما امروز در زمستان به سر مي‌بريم. در زمستان برگي سبز نمي‌شود. اما اين به معناي انفعال و نااميدي نيست. زيرا مي‌توان در همين زمستان ريشه‌ها را تقويت كرد و مواظب بود كه ريشه‌ها را كرم‌ها نخورند.»

مرتضي كاظميان بازرس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات گفت: تعهد به خبر و واقعيت آن، مفهوم رسالت حرفه‌اي خبرنگاري است، روزنامه‌نگار و خبرنگار بايد متعهد به خبر و واقعيت آن باشند و اين همان مفهوم رسالت حرفه‌اي خبرنگاري است.

مرتضي كاظميان افزود: به ميزاني كه آگاهي خبرنگار افزايش مي‌يابد، ميزان درك احراز واقعيت عميق‌تر مي‌شود، در نتيجه به همان ميزان به انعكاس آن خبر، متعهد خواهد بود.

وي معتقداست كه اگر نمي‌توان حقيقت و واقعيت را به تمامي منعكس كرد، اما حداقل بايد 51 درصد آن را منتشر كرد.

وي با اشاره به سخن دكتر شريعتي مبني بر اين‌كه روشنفكر كسي است كه داراي بينش انتقادي باشد، گفت: يك روزنامه‌نگار و خبرنگار، خود به خود يك روشنفكر است؛ زيرا او متعهد به داشتن يك رويكرد انتقادي و مستلزم به انعكاس واقعيت مي‌باشد.

بازرس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات در ادامه با اشاره به سه اصل تخصص، آگاهي و التزام اظهار داشت: اگر يك خبرنگار و روزنامه‌نگار، اين سه وجه را رعايت كند، شاهد يك فضاي مطبوعاتي حرفه‌اي خواهيم بود كه در آن بعد روشنفكري نيز رعايت شده است.

كاظميان كه معتقد به افزايش خودسانسوري در فضاي مطبوعاتي ايران است اين امر را موجب افت و كاهش شديد كيفيت كار روزنامه‌ها ميداند.

4 مرداد 83

دیدگاه خوانندگان (1)

من نظر خاصي در مورد مقاله ي بالا ندارم، و فقط از شما خواهش مي كنم كه اگه مقاله اي در باره ي ماهواره در جامعه ي ايران داريد به ايميلم بفرستيد
دوستدار شما
هديه