بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۶ مرداد ۱۳۸۳

نشست‌ «قداست قلم، صداقت خبر، رسالت خبرنگار» در ایسنا 3

به گزارش خبرگزاری ایسنا اعضاي شوراي مركزي، هيات مديره‌ و بازرسان انجمن صنفي روزنامه‌نگاران از خبرگزاري ایسنا بازديد کرده و در نشستي با عنوان ”قداست قلم، صداقت خبر، رسالت خبرنگار” شركت كرده‌اند. در اين نشست بهروز گرانپايه، بدرالسادات مفيدي، مسعود هوشمند رضوي، رادنيا، مختاباد، اسماعيل آزادي و كريمي حضور داشتند. این گزارش را نسرين وزيري سراشك خبرنگار ايسنا از آن نشست فراهم آورده است.

بهروز گرانپايه عضو هيات مديره‌ي انجمن صنفي روزنامه‌نگاران: خودسانسوري را مي‌توان پذيرفت، ولي قلم‌فروشي را نه. قلم بايد در جهت روشنگري و اطلاع‌رساني بي‌طرف باشد. بايد ميان خودسانسوري و قلم‌فروشي مرز قائل شد؛ خودسانسوري ناشي از فشارها و تهديدهاي بيروني است ولي قلم‌فروشي ناشي از اراده‌هاي دروني، تمايلات شيطاني، نفساني و غيرانساني مي‌باشد كه بر فرد غلبه كرده و غيرقابل بخشش است.

به اعتقاد وي اگر خودسانسوري با رعايت اصول حرفه‌اي، ارزش‌ها و باورها باشد و بتواند در بستر سياسي به اطلاع‌رساني حداقلي بپردازد، به تدريج در غلبه‌ي آگاهي جمعي و اجتماعي بر جهالت‌ها و بي‌عدالتي‌ها موثر خواهد افتاد.

گرانپايه با اشاره به جمله‌اي از جلال آل احمد مبني بر اينكه «اگر مي‌فروشي، همان به كه بازوي خود را، ولي قلم را هرگز» ادامه داد: اگر روزنامه‌نگار در فضا و محيطي قرار گيرد كه عده‌اي از او بخواهند قلمش را بفروشد و در جهت منافع آنها بنويسد، بهتر است كه عرصه‌ي مطبوعات را رها كند و شرافتش را نفروشد. مثلا در مواقعي كه مديريت مجموعه تغيير كند و روزنامه‌نگار احساس كند كه منش مديريت جديد با اصول و ارزش‌هايش هماهنگ نيست و ادامه‌ي فعاليت در آن محيط او را دچار دوگانگي رفتاري يا رياكاري مي‌كند، بايد از اين كار اجتناب كند.

گرانپايه در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به اينكه طي 8 سال گذشته، بسياري از روزنامه‌نگاران حرفه‌اي به دليل برخوردهايي كه با آنها شده، ناگريز از ترك اين عرصه شده‌اند، اين عارضه را يك آسيب ملي دانست و افزود: برآورد خسارتي كه به اين ترتيب به نظام و جامعه تحميل مي‌شود را بايد به قضاوت عمومي و تاريخ موكول كرد. البته آنان كه مانع قلم زدن حداقلي افرادي مي‌شوند كه به اصول حرفه‌اي قايلند و مي‌كوشند تا در چارچوب قوانين ملي فعاليت كنند، بايد پاسخگوي بروز چنين خسراني باشند.

عضو هيات مديره‌ي انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران، با بيان اينكه قداست قلم از نگاه اعتقادي، ارزشي و ديني برمي‌خيزد، يادآور شد: دين، آيين و مذهب ما براي انديشه كه ابزارش قلم است و انتقال دهنده‌ي انديشه از نسلي به نسل ديگر است، احترام و ارزش قايل است كه بايد در نگرش و رفتار در عرصه‌هاي مختلف روزنامه‌نگاري، زمامداري مناسبات سياسي و اجتماعي و مديريت هر مجموعه‌اي، نقش محوري، تعيين كننده و جهت دهنده داشته باشد.

وي با اعتقاد به اين كه ميان ارزش‌هاي اساسي و اعتقادي اسلام با واقعيات جامعه، فاصله وجود دارد، گفت: ميان اعتقاد به ارزش قلم، انديشه و انديشه‌مند و آنچه كه در جامعه‌ي ما محقق شده است، نيز فاصله‌اي مشهود است و قدر و منزلت آنها پاس داشته نمي‌شود.

گرانپايه با بيان اين كه خبرنگار نيز هم‌چون نبي، «خبرآور» است و مي‌تواند و بايد رسالت انبيايي داشته باشد؛ از اينكه صرفا بايد به لحاظ آرماني و ايدئولوژيك معتقد به چنين امري بود و با حسرت به آن نگريست، ولي عملا توان تحقق آن وجود ندارد؛ اظهار تاسف كرد.

وي در تبيين نظر خود از "صداقت قلم"، به تعريفي از خبر، مبني بر "گزارش، تفسير، بازسازي يك رويداد كه وابسته به ذهن و انديشه‌ي خبرنگار است"؛ اشاره كرد و يادآور شد: بر اساس اين تعريف، خبر همواره در معرض آفت نوعي ايده‌آليسم از جانب روايت‌گر خبر است و از آنجا كه از هر حادثه‌اي كه روي مي‌دهد، به تعداد افراد ناظر آن، مي‌توان رواياتي داشت، دستيابي به درك مشترك از آن واقعه كار سهل و ساده‌اي نيست.

اين روزنامه‌نگار ميزان تطبيق يك گزارش با واقعيت و فاصله‌ي آن از آفاتي چون تحريف و دروغ را به سنجش آن گزارش با پاره‌اي از معيارها منوط كرد. از جمله اينكه اعتماد و رابطه‌ي (خودآگاه و ناخودآگاه) عاطفي فرد با راوي مي‌تواند سبب تاييد صداقت خبر باشد. مضاف بر اينكه بر اساس آناليز عناصر خبر و مقايسه‌ي آن با يافته‌هاي پيشين و اجماع نظر آنان از تفسير يك واقعه نيز مي‌توان پي به اين امر برد.

وي با اشاره به مسووليت اجتماعي خبرنگار، بر اينكه او بايد راوي صادق اخبار باشد و نه موجب انحراف افكار عمومي تاكيد و خاطر نشان كرد: چه در عرصه‌ي مطبوعات داخلي و چه در عرصه‌ي بين‌المللي معدودند كساني كه به شرافت حرفه‌ي روزنامه‌نگاري قايل نباشند و قلم‌شان را در خدمت منافع خاص و شخصي به كار گيرند. حال آنكه هرگاه شرافت قلم از سوي كسي خدشه‌دار شود و قلم را در خدمت قدرت غير عادلانه و در جهت تحريف افكار عمومي، به كار بندد مطمئنا از سوي جامعه‌ي حرفه‌اي و مردم طرد شده دچار انزواي حرفه‌اي و اجتماعي مي‌شود.

گرانپايه تاكيد كرد: قلم بايد در جهت روشنگري، آگاهي بخشي و اطلاع‌رساني بي‌طرفانه باشد.

مسعود هوشمند رضوي دبير انجمن صنفي روزنامه‌نگاران: متاسفانه در ايران انتظار از رسانه با انتظار از خبرنگار با هم پيوند خورده بدين معني كه اگر انتقادي متوجه يك رسانه شود يا اگر يك خبر دروغ در جامعه انتشار يابد، چون مردم با ساختار و مديريت كلي رسانه آشنا نيستند؛ بزرگترين انتقادات را مستقيما به خبرنگار برمي‌گردانند.

مسعود هوشمند رضوي خبر را به عنوان يك گزارش عيني از رويدادهايي كه داراي ارزش‌هاي خبري و تحت عوامل درون‌سازماني و برون‌سازماني شكل مي‌گيرد، تعريف كرد و افزود: در چارچوب اين تعريف به راحتي مي‌توان وظايف حقيقي يك خبرنگار، بايد و نبايدهاي حرفه‌ي خبرنگاري و قدرت و حيطه‌ي اختيارات يك خبرنگار را مورد توجه قرار داد.

وي نظام‌هاي سياسي را به انواع دموكراتيك قدرتمند، دموكراتيك غيرقدرتمند، غيردموكراتيك قدرتمند و غيردموكراتيك و غيرقدرتمند تقسيم كرد و خاطرنشان كرد: نقش يك خبرنگار به طور مستقيم از نظام سياسي آن جامعه تبعيت مي‌كند. بدين معني كه رژيم مطبوعاتي هر كشوري بر اساس نظام حاكم تعريف مي‌شود. در نظام‌هاي دموكراتيك قدرتمند، خبرنگار علاوه بر ناظر و كنترل‌كننده‌ي قدرت ،افشاگري مي‌كند ولو اينكه به قدرت نيز وابسته باشد، اما در نظام‌هاي دموكراتيك غيرقدرتمند همان نقشه‌اي كه يك خبرنگار در نظام‌هاي دموكراتيك قدرتمند دارد، وجود دارد اما در كنترل قدرت ناچارند دست با عصاتر راه روند.

دبير انجمن صنفي روزنامه‌نگاران با بيان اينكه در نظام‌هاي غيردموكراتيك قدرتمند خبرنگار عامل دولت و نقش فيلتر را دارد، اضافه كرد: خبرنگار در اين نوع نظام‌ها حكم ميرزابنويس را دارد و دولت از او مي‌خواهد كه خبرها را فيلتر كند اما در نظام‌هاي غيردموكراتيك و غيرقدرتمند، خبرنگار هيچ اختياري از خود ندارد چرا كه در اين نظام‌ها هم عوامل برون‌سازماني زياد است و هم عوامل درون‌سازماني كه خبرنگار را مهار مي‌كند.

هوشمند رضوي ادامه داد: در حالت طبيعي يك خبرنگار بايد معيار گزينش خبر را بر اساس ارزش‌هاي واقعي نهفته در خبر لحاظ كند و از برجسته‌سازي‌هاي بيهوده بپرهيزد. همچنين يك خبرنگار بايد به هيچ عنوان مجيزگو نباشد و نقش نظارتي خود را به عنوان نماينده‌ي افكار عمومي به خوبي انجام دهد و مرز خبر و تبليغ را از يكديگر تفكيك كرده و اجازه ندهد اين دو مرز مخدوش شود.

وي نفوذناپذيري و شجاعت را از ديگر مشخصات يك خبرنگار معرفي كرد.

دبير انجمن صنفي روزنامه‌نگاران با بيان اينكه قداست قلم به عنوان يك بحث ارزشي و ايدئولوژيك بايد از تعريف ارزش‌ها و هنجارهاي هر جامعه تبعيت كند، يادآور شد: هر جامعه‌اي تعريفي خاص از قداست دارد.

به گفته‌ي اين روزنامه‌نگار قلم ابتدا به ساكن يك ابزار بيش نيست كه يك فكر خاص را بيان، تشريح و تبيين مي‌كند اما تا لحظه‌اي كه فكري را تبيين نكرده يك ابزار است اما وقتي فكري را كتابت و به رشته‌ي تحرير درآورد، ديگر تنها يك ابزار نيست و از آنجا به بعد نتيجه‌ي توليد اين قلم يك رسانه است و قلم تبديل به يك رسانه مي‌شود كه مي‌تواند افكار عمومي را بسازد.

وي با اعتقاد بر اينكه قلم به دليل اينكه مي‌تواند با توليدات خود افكار عمومي را شكل دهد و فرهنگ‌سازي كند قداست دارد، افزود: اگر قلم يك نويسنده، فرهنگ غلطي را در يك جامعه نهادينه كند، خيانت بزرگي به مخاطبان خود كرده است.

هوشمند رضوي در خصوص انتظاراتي كه در يك جامعه از خبرنگار وجود دارد، يادآور شد: متاسفانه در ايران انتظار از رسانه با انتظار از خبرنگار با هم پيوند خورده بدين معني كه اگر انتقادي متوجه يك رسانه شود، مردم چون با ساختار و مديريت كلي رسانه آشنا نيستند؛ اگر يك خبر دروغ در جامعه انتشار يابد، بزرگترين انتقادات را مستقيما به خبرنگار برمي‌گردانند. در صورتي‌كه به هيچ عنوان بر نقش عوامل درون‌سازماني و برون‌سازماني توجه نمي‌كنند و متوجه نيستند كه پشت پرده‌ي عوامل محدودكننده خبرنگار وجود دارد و آن چيزي كه بعضا به عنوان خبر منتشر مي‌شود، الزاما آن چيزي نيست كه خواست خبرنگار است.

به اعتقاد دبير انجمن صنفي روزنامه‌نگاران، خبرنگار در جامعه‌ي ما نقش يك سرباز پياده را دارد؛‌ بدين معني كه در مواقع شكست تمام نظرها رو به سربازان است، اما وقتي پيروزي به بار مي‌آيد ژنرالها تبليغ رسانه را مي‌كنند.

هوشمند رضوي با بيان اينكه وظايف خبرنگار دستخوش تغييرات شده است، ادامه داد: خبرنگار به عنوان شخصي كه وظيفه دارد يك گزارش عيني از رويدادها ارايه دهد متاسفانه در بسياري از رسانه‌ها تبديل به دروازه‌بان شده است بدين معني كه در فرآيند توليد، پردازش و توزيع خبر كاملا دخالت كرده و به خبر همانطور كه مي‌خواهد، جهت مي‌دهد.

وي خودسانسوري موجود در مطبوعات را نتيجه‌ي اعمال فشار و عوامل درون‌سازماني و برون‌سازماني دانست و افزود: اين نوع خودسانسوري‌ها نتيجه‌ي فشار عوامل برون‌سازماني بر روي خبرنگار است.

دبير انجمن صنفي روزنامه‌نگاران، مطبوعات را به چند دوره‌ي قبل از دوم خرداد، بعد از دوم خرداد تا توقيف گسترده‌ي مطبوعات، بعد از آن تا پالايش نهادهاي انتخاباتي تقسيم كرد و گفت: در دوره‌ي اول طيفي از مطبوعات به شدت محافظه‌كار و يك عده محافظه‌كار بودند، در آن دوران نقش رسانه‌ها نقش آماده‌سازي افكار عمومي و فرهنگ‌سازي بود، اما در دوره‌ي دوم مطبوعات نقش هشداردهنده و افشاگري را داشتند و در دوره‌ي سوم نقش مطبوعات بيشتر توجيه‌گري بود.

دبير انجمن صنفي روزنامه‌نگاران در پايان با بيان اينكه امروز در دوره‌ي چهارم قرار داريم، افزود: در اين دوره مطبوعات تبديل به يك منتقد خاموش شده‌اند به اين ترتيب كه تنها سعي مي‌كنند دستاوردها را تثبيت كنند كه اين امر يك حسن بزرگ دارد و آن اين است كه وقتبي مطبوعات وارد ساخت اجتماعي مي‌شوند، بيشتر به سمت استقلال پيش مي‌روند و به مخاطبان واقعي خود كه مردم و لايه‌هاي اجتماعي هستند، بيشتر توجه مي‌كنند.

بدرالسادات مفيدي عضو هيات مديره‌ي انجمن صنفي روزنامه‌نگاران: خودسانسوري با هدف ادامه‌ي فعاليت روزنامه‌نگاري فاجعه است. ما هم‌اكنون دچار پديده‌ي خودسانسوري توسط خود خبرنگار و روزنامه‌نگار با هدف حفظ صداقت خبر و يا با هدف ادامه‌ي فعاليت روزنامه‌نگاري هستيم و اين يك فاجعه است.

بدرالسادات مفيدي با بيان اين كه اصولا رسانه‌ها مستقل محسوب نمي‌شوند گفت: بر همين اساس در حال حاضر نمي‌توان رسانه‌ي مستقلي را معرفي كرد.

وي هم‌چنين با بيان اينكه اصولا بايد نگاه ارزشي را تعديل كرد، اظهار داشت: عملا آنچه كه مطلوب و آرماني است حتي در صداقت خبر نيز وجود ندارد. خبرها اعم از فرهنگي، سياسي، ورزشي، اجتماعي در فضاي كشور متاثر از فضاي سياسي هستند و به واقع هر يك از رسانه‌ها به نحوي تريبون يك جريان فكري است و هر يك خبر را به گونه‌اي منعكس مي‌كنند كه منافع آن جريان فكري را تامين كند.

وي اين امر را كه يك رسانه منعكس‌كننده‌ي نظرات جريان وابسته‌ي خود باشد، را امري طبيعي دانست و گفت: رسالت خبرنگار نيز با اين امر، گره خورده است.

وي در توضيح گفته‌ي خود به عنوان مثال به فضاي مطبوعاتي پس از دوم خرداد اشاره و ابراز عقيده كرد: توقيف مطبوعات به ويژه روزنامه‌هايي كه منتسب به جريان 2 خرداد بوده‌اند، زمينه را براي خودسانسوري فراهم كرده است. وجود اين فضا باعث مي‌شود كه خبرنگاران و نيز صاحبان روزنامه‌ها براي حفظ موجوديت و بقاي روزنامه، به سانسور مبادرت ورزند و خبرنگار پيش از سانسور شدن خبرش توسط صاحبان و حافظان منافع روزنامه و با هدف ايجاد كمترين تغيير در شكل يا ماهيت خبر، خود دست به سانسور زند.

عضو هيات مديره‌ي انجمن صنفي روزنامه‌نگاران خاطرنشان كرد: ما هم‌اكنون دچار پديده‌ي خودسانسوري توسط خود خبرنگار و روزنامه‌نگار با هدف حفظ صداقت خبر و يا با هدف ادامه‌ي فعاليت روزنامه‌نگاري هستيم و اين يك فاجعه است.

وي با تقسيم فضاي مطبوعاتي كشور طي چند سال اخير به دو قسمت پيش از دوم خرداد و پس از آن، گفت: پيش از دوم خرداد، يك سري محدوديت‌ها و خطوط قرمز وجود داشت، البته برخي روزنامه‌ها، به نحوي شجاعت بيشتري از خود نشان مي‌دادند و سعي مي‌كردند در آن فضا حرف خود را بزنند. عملكرد اين روزنامه‌ها از سوي دولت و يا حاكميت تحمل مي‌شد و برخورد سختي با آنها صورت نمي‌گرفت.

مفيدي در همين راستا از روزنامه‌ي "سلام" نام برد و با اشاره به طرح بحث توسعه‌ي سياسي در فضاي پس از دوم خرداد، اظهار داشت: پس از دوم خرداد، فضا كمي بازتر شد و ما شاهد نوعي زايش در روزنامه‌ها و فضاي مطبوعاتي بوديم. در اين فضا، روزنامه‌هاي متعددي متولد شدند كه رويكرد اصلاحي داشتند، اين روزنامه‌ها در فضاي باز پس از دوم خرداد، تقريبا خطوط قرمز را شكستند.

به اعتقاد اين عضو انجمن صنفي روزنامه‌نگاران جريان مقابل اصلاحات پس از شكست در انتخابات رياست جمهوري، شوراهاي شهر و مجلس ششم، احساس كرد كه همين چند روزنامه توانست كرسي‌هاي مختلف قدرت را براي اصلاح‌طلبان به ارمغان آورد، در نتيجه احساس خطر كرده و مقاومت كردند. تعطيلي و توقيف روزنامه‌ها در سال 79 نشانه و تجلي همين احساس خطر بود. در چنين فضايي بود كه بقيه‌ي روزنامه‌ها نيز به اصطلاح حساب كار خود را كردند و در واقع عمل جريان مقابل، نتيجه داد.

مفيدي كه به گفته‌ي خودش كار در 10 نشريه‌ي توقيف‌شده را در كارنامه‌ي فعاليت مطبوعاتي‌اش دارد، معتقد است كه اين فضا، خبرنگار و مديرمسوول روزنامه‌ها را محتاط‌تر مي‌كند.

وي در عين‌حال كه معتقد است يكي از نتايج چنين فضايي خارج شدن برخي روزنامه‌نگاران از اين حرفه است، در ادامه سخنانش گفت: من به آينده اميدوارم و معتقدم اين چند سال حداقل اين فايده را داشت كه فضا را براي مدتي شفاف كرد.

مفيدي، فضاي مطبوعاتي پس از انتخابات مجلس هفتم را براي روزنامه‌نگاران مايوس‌كننده دانست.

رامين رادنيا بازرس انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران: شايد بتوان از صراحت قلم روزنامه‌نگاران كاست ولي نمي‌توان مردم را مجبور به خواندن آن خبر كرد. شايد بتوان روزنامه‌نگاران را مجبور كرد كه ننويسند يا از صراحت قلمشان كاست و يا به زندان افكندشان، اما نمي‌توان مردم را مجبور به خريدن روزنامه و خواندن آن كرد.

رامين رادنيا افزود: روزنامه هم‌چون كالاست، اگر آنچه را كه مردم مي‌خواهند در آن نباشد، روزنامه را نخواهند خريد. گسترش جو سانسور و خودسانسوري و توقيف مكرر مطبوعات به كاهش اقبال عمومي نسبت به روزنامه‌ها منجر مي‌شود.

به اعتقاد وي جوان بودن روزنامه‌نگاري در ايران، مواجهه‌ي مكرر با اين طيف، تجربه‌هاي كوتاه مدت روزنامه‌نگاري و جوان مرگي روزنامه‌ها از جمله مواردي هستند كه در كاهش اقبال مردم به مطبوعات موثر بوده است.

وي با بيان اين كه روزنامه‌نگاري، شغلي كم درآمد، آسيب‌پذير، خطرناك، نامطمئن و فاقد ايمني است، خاطرنشان كرد: از همين رو كساني كه به اين حرفه روي مي‌آورند، يا پس از مدت كوتاهي از آن دست مي‌كشند و يا اينكه روزنامه‌نگاري را شغل دوم خود به شمار مي‌آورند.

رادنيا عرصه‌ي روزنامه‌نگاري كشور را متاثر از تحولات اجتماعي ايران در تمامي ابعاد دانست و افزود: با نگاهي به تاريخ شكل‌گيري مطبوعات در ايران، فراز و فرودهايي ناشي از اين تحولات مشهود است. گرچه اين تحولات تحت تاثير تحولات جهاني است و كمتر در اختيار خودمان بوده است. به عبارت ديگر تحولات جهاني، سهم تحولات مثبت در ايران را بيشتر كرده و سبب گشودگي فضاي مطبوعاتي شده است. هم‌چنانكه در حال حاضر جامعه‌ي بين‌المللي به رعايت حقوق بشر و آزادي روزنامه‌نگاران در ايران توجه دارد و به تدريج ديگران چه بخواهد و چه نخواهد، بايد به اين خواست عمومي تن در دهد.

اين بازرس انجمن صنفي روزنامه‌نگاران، با اشاره به بحران‌هاي مختلف اجتماعي در ايران، آن را در گذار جامعه‌ي ايران از سنت به مدرنتيته ريشه‌يابي و خاطرنشان كرد: در چنين شرايطي ممكن است جامعه به نگاه ايده‌آليستي، تصور كند كه به زودي به اهدافش خواهد رسيد، تحت تاثير چنين حس عمومي‌اي، عرصه‌ي روزنامه‌نگاري هم به چنين تصوري دست مي‌يابد و به همين تناسب زماني كه جامعه از دستيابي به اهدافش سرخورده مي‌شود، عرصه‌ي روزنامه‌نگاري نيز دچار عوارض ناشي از سرخوردگي خواهد شد. از همين رو چون زمينه‌هاي واقعي تغيير وجود ندارد- حتي اگر تحول ريشه‌اي هم اتفاق بيفتد- باز همان روند گذشته تكرار مي‌شود، چرا كه در ابعاد مختلف چيزي تغيير نكرده است.

رادنيا در پايان با تاكيد بر اينكه دوره‌ي كنوني نيز چندان پايدار نخواهد بود، نشانه‌هاي دگرگوني جديد در جامعه و عرصه‌ي روزنامه‌نگاري را يادآوري كرد.

اسماعيل آزادي بازرس انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران: با شفافيت در رسانه‌ها مي‌توان از افكار عمومي بهره برد. جامعه از مطبوعات سياسي خسته شده ولي هم‌چنان رويكرد مثبتي نسبت به مطبوعات اجتماعي دارد.

اسماعيل آزادي به عباراتي كه در عنوان اين نشست مطرح شده است اشاره كرد و حصول آن‌ها را به فضاي سياسي و اجتماعي هر جامعه وابسته دانست و اظهار داشت: نسبت به فضاي آينده‌ي عرصه‌ي رسانه‌اي ايران، نااميد نيستم.

وي با اشاره به گذار سياسي، فلسفي و رسانه‌اي جامعه‌ي ايران، افزود: با دقت در فضاي رسانه‌اي كشور متوجه عنصر جديد اينترنت مي‌شويم كه عرصه‌ي قلم را متكثر كرده و ديدگاه‌هاي متفاوتي را در عرصه‌ي افكار عمومي مطرح مي‌كند.

وي خاطرنشان كرد: كاهش اقبال عمومي به مطبوعات به معني كاهش اين اقبال از رسانه‌ها نيست، بلكه ناشي از تغيير نگرش در نوع رسانه است. به عبارت ديگر غالب مردم از رسانه‌هاي مكتوب به رسانه‌هاي الكترونيك روي آورده‌اند.

اين روزنامه‌نگار با اعتقاد بر اينكه مردم از مطبوعات سياسي خسته شده، ولي هم‌چنان رويكرد مثبتي به مطبوعات اجتماعي دارند؛ افزود: اين به معناي سرخوردگي مردم از رسانه‌ها نيست، بلكه آنها از گزينه‌ها و مفاهيم سياسي كه جنبه‌ي تثبيتي و ايجابي در جامعه دارند، رويگردان شده‌اند.

آزادي با بيان اينكه دوران ركود مطبوعات سياسي را نيز پشت سرخواهيم گذاشت، به مواجهه چالش و در نهايت تعامل مطبوعات با اينترنت اشاره كرد.

به گفته‌ي وي جامعه همواره نيازمند خبر و اطلاعات است كه اگر كانال سالم و بي‌طرفي براي اغناي خود در ميان رسانه‌هاي ملي نيابد، به رسانه‌هاي ديگر رجوع خواهد كرد. چرا كه امروزه دوران حصر اطلاعات گذشته و با وجود شفافيت اطلاعات در جهان امروز، ديگر نمي‌توان خبري را پنهان كرد.

اين بازرس انجمن صنفي روزنامه‌نگاران، افزود: امروزه نظام‌هايي بيشتر از افكار عمومي استفاده خواهند برد كه در رسانه‌هايشان شفافيت بيشتري وجود داشته باشد.

وي با اشاره به عدم حضور بسياري از روزنامه‌نگاران دهه‌ي هفتاد در عرصه‌ي روزنامه‌نگاري امروز؛ گفت: اين عرصه، عرصه‌ي آسيب‌پذيري است و دغدغه‌ي معاش و عدم حس امنيت در اين عرصه، سبب خروج آنها از عالم روزنامه‌نگاري شده است.

آزادي كه مدعي است از سال 76 تاكنون در 30 نشريه‌ي توقيفي قلم زده است، آغاز به كار در هر روزنامه‌ي جديد را تكرار يك تجربه‌ي جديد و تكرار يك آزمون و خطا مي‌داند.

وي در بخش ديگري از سخنان خود، ظهور و بروز برخي خبرگزاري‌ها را به رويش قارچ تشبيه كرد و متذكر شد: به نظر مي‌رسد برخي خبرگزاري‌ها براي محروم كردن مخاطبان از خبرهاي واقعي است تا خبرنگاران غير وابسته و مستقل را به محيط خبري راه ندهند و فضاي خبري را تبليغاتي كنند. از اين رو بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است كه تعريف دقيقي از خبرگزاري ارايه دهد و از بروز چنين فجايايي جلوگيري كند.

سيد ابوالحسن مختاباد بازرس انجمن صنفي روزنامه‌نگاران:روزنامه‌نگار نبايد خود و ديگران را بفريبد.

سيد ابوالحسن مختاباد با بيان اين اعتقاد كه سوء ظن نسبت به تمام سطوح رسانه‌اي ما وجود دارد، آن را علت بي‌اعتمادي يا كاهش اعتماد دانست.

وي تاكيد كرد: روزنامه‌نگار بايد در كار خود صادق و جدي بوده و خود و ديگران را نفريبد.

وي به قرائت حاكمان و از سوي ديگر قرائت روزنامه‌نگاران درباره‌ي قداست قلم در جامعه اشاره كرد و گفت: جميع رفتارهاي اجتماعي، پيشينه‌ي تاريخي، ديني و تمدني ايران قرائت روزنامه‌نگاران را نسبت به قداست قلم شكل داده است.

بازرس انجمن صنفي روزنامه‌نگاران با بيان اينكه جامعه در داوري در اين زمينه خطا نكرده است؛ راي جامعه را به نفع خبرنگاران و روزنامه‌نگاران دانست.

6 مرداد 83