گفتگوی سميه مومني خبرنگار ايسنا با حسين موسويان دبير كميته سياست خارجی شورای عالی امنيت ملی - بخش 2
گفتگوی سميه مومني خبرنگار ايسنا با حسين موسويان دبير كميته سياست خارجی شورای عالی امنيت ملی - بخش 1
پرسش: گفتيد عليرغم اين كه اروپاييها خواهان توقف غنيسازي در ايران هستند؛ اما ما مذاكراتمان را با آنها ادامه ميدهيم تا شايد راهي براي توافق پيدا كنيم. اگر قرار است ما تضميني بدهيم به چه شكل خواهد بود؟
پاسخ: هر دو بايد انعطاف به خرج بدهيم، اروپا بايد در به رسميت شناختن حق قانوني ايران براي بهرهمندي از توانمندي چرخهي سوخت انعطاف به خرج بدهد و اين حق را به رسميت بشناسد. چون دقيقا در چارچوب كنوانسيون هستهيي و طبق مقررات بينالمللي است. ايران هم آماده است كه متقابلا براي رفع نگراني از اين كه مبادا فعاليتهاي چرخهي سوخت و غنيسازي ايران در آينده به سمت ساخت سلاح هستهيي منحرف بشود، اعتمادسازي كند. شكل آن را بايد در مذاكرات كارشناسي توافق كرد، اما سياست ما بر استمرار مذاكرات استوار است.
پرسش: آيا چنين امري بدان معناست كه ممكن است اروپا امتياز ديگري به دست آورد؟
پاسخ: اعتمادسازي امتيازدهي نيست، ما كه به دنبال بمب هستهيي نيستيم. ما اگر بخواهيم اين سياست را به دنيا اثبات و در اين جهت همكاري كنيم، اسمش امتيازدهي نيست، امتياز اصل چرخهي سوخت است كه اگر روزي ايران از آن منصرف شود، امتياز داده است. اما اگر تصميم و اجماع ملي فعلي با قدرت و قوت ادامه پيدا كند كه تصميم كشور نيز همين هست، امتياز ندادهايم. اگر نگراني در مورد آينده دارند، اطمينان سازي ميكنيم و اين امتيازدهي نيست.
پرسش: تضمينهايي كه ايران قرار است در مقابل عدم انحراف فعاليتهاي هستهيياش در آينده به جامعهي بينالمللي بدهد چيست؟
پاسخ: ما آمادهايم در مورد غني سازي كليهي اطمينانهاي لازم را بدهيم كه سطح غني سازي ما از چارچوب مقررات آژانس افزايش پيدا نميكند، يعني درصدد غني سازي در چارچوب مقررات آژانس باقي ميماند. كم و كيف اين اطمينان سازي هم بايد در مذاكرات آژانس و اروپا بحث شود. اما اينها امتياز دهي نيست؛ چون وظيفهي ما اين است كه در چارچوب مقررات آژانس غني سازي كنيم. اگر نگراني اين است كه ما در آينده به سمت ساخت بمب برويم حاضريم با آنها بحث و توافق كنيم؛ چون ما به دنبال بمب نيستيم.
پرسش: بعد از صدور قطعنامه، غلامرضا آقازاده، رييس سازمان انرژي اتمي اعلام كرد كه ايران آزمايش تسهيلات توليد مواد مورد نياز در دستگاههاي سانتريفيوژ را آغاز كرده است، اين مساله به چه معناست، ما بعد از صدور قطعنامه در مورد غنيسازي چه برنامهاي را در پيش گرفتيم؟
پاسخ: بعد از اين كه اروپاييها در اجلاس ژوئن به توافقشان در ماه فوريه عمل نكردند، قطعهسازي و مونتاژ را آغاز كرديم كه كماكان ادامه دارد و هيچ تغييري حاصل نشده است، گازدهي به دستگاههاي سانتريفيوژها تا به امروز متوقف است، در مورد ادامهي توقف يا عدم توقف هنوز تصميمي نگرفتهايم. فكر ميكنم تصميمات نهايي ايران ظرف يك هفتهي آينده مشخص ميشود. اصل مسالهي ما با آژانس، شوراي حكام، اروپا و گروه G8 در مورد اين قطعنامه به تعليق غنيسازي مربوط ميشود، مساله در همين مورد است كه دربارهاش تصميمگيري لازم را خواهيم كرد و گرنه در مورد بقيهي مسايل قطعنامه مشكلي وجود ندارد. پروژهي آب سنگين اراك از ابتدا متوقف نشده و به كارش ادامه داده است. پروژهي UCF اصفهان نيز متوقف نشده و در طول اين يك سال با قوت و قدرت كارش ادامه پيدا كرده است. در حال حاضر نيز مرحلهي نخست آزمايشاش را با موفقيت طي ميكند، بنابراين تاكنون مانع مهمي براي استمرار توانمنديهاي ايران در بخش چرخهي سوخت ايجاد نشده و در كارهاي تحقيقاتي و مطالعاتي هم هيچ توقفي حاصل نشده است.
پرسش: آيا بندي از توافقنامهي سعدآباد وجود دارد كه اروپاييها به آن عمل كرده باشند؟
پاسخ: بندهايي كه اجرا شده بندهايي است كه به وظايف ايران در چارچوب مقررات آژانس مربوط ميشود، از جمله اين كه ايران گزارش فعاليتهاي گذشته و فعلي هستهيي خود را در نوامبر 2003 در اظهارنامهاي هزار صفحهيي ارايه كرده است. از جمله اين كه ايران همكاري فعالي با آژانس داشته و دسترسيهاي كاملي به آژانس داده است. اينها علاوه بر اين كه در بيانيهي تهران هست، جز تعهدات قانوني ايران در چارچوب معاهدهي NPT نيز ميباشد، در واقع ايران، تنها به وظايف قانونياش عمل كرده است. پروتكل الحاقي اقدامي براي اعتمادسازي بود كه امضاي آن را در قالب بيانيهي تهران پذيرفتيم. آنهم به خاطر اين بود كه دنيا در مورد آيندهي غنيسازي اعتماد پيدا كند. چون دنيا در مورد سايت نطنز و غنيسازي وحشت زده شده بود، ما پروتكل را امضا كرديم تا به دنيا اطمينان بدهيم بازرسيهاي فشردهتر را نيز خواهيم پذيرفت. اينها اجرا شده است تعليق هم كه براي اعتمادسازي بود، به معرض اجرا در آمده است. اما ما به اروپاييها ميگوييم درست است كه شما تا به امروز نگذاشتيد آمريكا در اجلاسهاي قبلي شوراي حكام براي كشاندن مسالهي ايران به شوراي امنيت موفق شود، با اين حال شما بلافاصله بعد از اجلاس نوامبر بايد همت ميكرديد و در اجلاس ژوئن پروندهي ايران را ميبستيد، اين ضعف شما بوده و نشان ميدهد كه شما به طور جدي بيانيهي تهران را دنبال نميكنيد.
پرسش: بررسي آنچه كه در پروندهي هستهيي ايران رخ داد نشان از آن دارد كه مهرههاي دستگاه ديپلماسي ايران گاه و بيگاه عوض شدند، مجلس ششم شوراي اسلامي نيز به برخي مواردي كه آن را كماطلاعي از پروندهي هستهيي ايران ميدانست، اعتراض داشت؛ مجموع اين مسايل و همچنين برخي رخدادهاي ديگر باعث شد برخي ابهامات در داخل ايجاد شود، پاسخ شما به اين ابهامات چيست؟
پاسخ: تمام اين ابهامات تقريبا بياساس است و هيچ تغييري از ابتداي بحران هستهيي تاكنون ايجاد نشده، از همان ابتداي آغاز بحران به پيشنهاد وزير امور خارجه، مديريت بحران هستهيي از ابتدا و با تصميم اجماعي كل مسوولان كشور در سطح عالي، به عهدهي دكتر حسن روحاني گذاشته شد. طبق قانون اساسي، مسايلي كه به امنيت ملي مربوط ميشود در شوراي عالي امنيت ملي تصميمگيري ميشوند. بنابراين، موضوع هستهيي كه به طور قطع به امنيت ملي ايران مربوط ميشود، به صورت خودكار و براساس قانون اساسي در دستور كار شوراي عالي امنيت ملي قرار گرفت. از همان ابتداي بحران تمام سياستهاي هستهيي، بدون استثنا جزيي و كلي در شوراي عالي امنيت ملي، در محضر مقام معظم رهبري بررسي و در مورد آن تصميمگيري شده است. دكتر روحاني در واقع مديريت اجرايي و هماهنگيهاي كار را در داخل و خارج از كشور برعهده دارد، سياستگذاري و تصميمگيري در مورد سياستها بر عهدهي شوراي عالي امنيت ملي و مقام معظم رهبري بود. ماموريت دكتر علياكبر صالحي هم در سپتامبر 2003 تمام شده بود و ايشان در آستانهي بازگشت از ماموريتشان بودند، بنابراين تغييري در وضعيتي كه بر اساس برنامهي كاري ميبايست حاصل شود، صورت نگرفت. وظايف وي هم به پيروز حسيني محول شد نه بنده، هيات اعزامي ايران به اجلاس شوراي حكام نمايندگاني از دستگاههاي مختلف را شامل ميشوند كه هماهنگي اين هيات به عنوان نمايندهي دبيرخانهي شوراي عالي امنيت ملي، به عهدهي بنده بود.
در مورد مجلس هم بايد اضافه كنم از همان ابتدا رييس مجلس در تمام جلسات شوراي عالي امنيت ملي حضور داشته در جريان تمام تصميمگيريها بوده و خود جزو تصميمگيرندگان اصلي بوده است.
رييس شوراي عالي امنيت ملي، يعني رييس جمهور، سران سه قوه، رييس ستاد كل نيروهاي مسلح، فرماندهي كل سپاه، وزراي خارجه، اطلاعات و كشور هم در تصميمگيريها حضور دارند؛ با اين توضيح كه اين جلسات براي تصميمگيريهاي نهايي در محضر مقام معظم رهبري تشكيل ميشود.
پرسش: دستيابي ايران به چرخهي سوخت هستهيي مورد اجماع همهي گروهها و جناحهاي داخلي است، اما اين تحليل برخي كارشناسان مبني بر اين كه روش پيگيري پرونده توسط ديپلماتهاي ايران اهرمي تبليغاتي براي انتخابات رياست جمهوري در آمريكا و انتخابات رياست جمهوري در ايران بين جناحهاي داخلي شده است را چگونه ميبينيد؟
پاسخ: اگر بگويم پروندهي هستهيي ايران در هر دو انتخابات، چه انتخابات رياست جمهوري آمريكا و چه ايران، هيچ تاثيري ندارد خلاف واقع است. بعضي از مخالفتهايي كه از طريق برخي جناحهاي داخلي راجع به سياستهاي هستهيي ابراز ميشود، گاها يكي از علل پشت پردهاش مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري در آينده است. اما ما در مورد ايران نگراني نداريم، چرا كه اركان اصلي و عالي نظام در شوراي عالي امنيت ملي در محضر مقام معظم رهبري تصميمگيري ميكنند و تصميمات به طور كامل در عاليترين مرجع ملي كشور گرفته ميشود. اگر چند نفري هم مخالفت يا موافقت كنند براي مجريان سياستهاي هستهيي مهم نيست و تاثيري در اين روند نميگذارد، اما در آمريكا قاعدتا مهم است يعني اگر بوش، رييس جمهور آمريكا موفق ميشد كه در سپتامبر پروندهي ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل ببرد، يكي از موفقيتهاي انتخاباتياش بود.
پرسش: عليرغم همهي نقض تعهداتي كه اروپاييها داشتند و تمام اعتمادسازيهايي كه در مدت يك سال گذشته ايران داشت، روند كار به سمتي پيش رفت كه قطعنامهها از هر اجلاس بر اجلاس ديگر لحن سياسيتري داشت. چقدر در مذاكراتمان موفق بودهايم؟
پاسخ: سوال اصلي هم اين بوده كه دستاورد ما چه بوده است به اين كه ما امتياز دادهايم و چيزي عايدمان نشده دامن ميزنند. در سپتامبر 2002 مسالهي ايران اين بود كه مقررات آژانس و اساسنامه را زير پا گذاشته، موافقتنامهي پادمان را نقض كرده، پايبندي به NPT را نقض كرده و به سمت سلاح هستهيي انحراف پيدا كرده است. بايد به شوراي امنيت بروند، ما در طول يك ساله اين بخش را واقعا با موفقيت معجزه واري جلو برديم كه گزارش سپتامبر 2003 نشانگر اين است. دو گزارش از گزارش ديگر مثبتتر شده است. در حال حاضر نگراني بينالمللي در مورد گذشتهي فعاليتهاي ايران تا 90 درصد برطرف شده است. اين نتيجهي سياستهاي هستهيي نظام است. نگراني كنوني درمورد آيندهي غني سازي ايران است. اين يك مسالهي جديد است، ميگويند ما چون به ايران اعتماد نداريم تكليف اين مساله را با ما روشن كنيد.
پرسش: پوتين طي اظهارنظري گفته كه ما خواهان پيوستن ايران به باشگاه هستهيي نيستيم پاسخ ايران به كشورهايي كه علنا ميگويند ايران نبايد به چرخهي سوخت هستهيي دست پيدا كند چيست؟
پاسخ: اينكه پوتين امروز با قاطعيت و شهامت به دنيا اعلام ميكند كه ما اطمينان ميدهيم ايران به دنبال سلاح هستهيي نيست، به خاطر سياستهاي يك سالهي هستهيي ايران و از موفقيتهاي ايران است. اما پوتين در عين حال از ايران ميخواهد كه قطعنامه را اجرا كند، براي اينكه پوتين هم عضو G8 است و توافق G8 اين است كه ما را از دستيابي به چرخهي سوخت هستهيي منصرف كند؛ اين سياست G8 است. و روسيه هم عضو اين گروه است. اما در عاليترين سطوح رهبران بينالمللي اعلام كنند به دنيا اطمينان ميدهيم كه ايران به دنبال سلاح هستهيي نيست؛ و اين نشان از سياستهاي هستهيي ما در يكساله اخيراست. از نظر من ايران امروز به توانمندي كامل در چرخهي سوخت رسيده است و چه دنيا بخواهد چه نخواهد ايران عضو باشگاه هستهيي است.
پرسش: هم ايران، هم آمريكا هم قطعنامه ميگويند كه پرونده ايران بايد در نوامبر بسته شود. ما خواهان عادي شدن پرونده مان در نوامبر هستيم؛ اگر اتفاق ديگري جز اين پيش بيايد، اقدام ما چه خواهد بود؟
پاسخ: البته ارادهي شوراي حكام اين است كه پرونده در ماه نوامبر به جمع بندي نهايي برسد، اما جمله بندي قطعنامه طوري است كه حتي ضربالاجل نوامبر را هم ندارد. چون اين در دو اجلاسي خواست ما بوده كه پروندهمان در اجلاس بعدي بسته شود. قطعنامهي سپتامبر ميگويد مديركل يك گزارش نهايي در مورد تعهدات ايران در قالب پادمان، اقدامات اعتماد سازي ايران در زمينهي تعليق ميدهد كه شوراي حكام تصميم ميگيرد كه آيا قدمهاي بيشتري احتياج هست يا نه. جمله بندي قطعنامه حتي اين راه را باز گذاشته كه به اجلاس مارس هم كشيده شود. راه براي بسته شدن پرونده هم باز است و از طرف ديگر راه براي ارجاع پرونده به شوراي امنيت هم باز است. به خاطر غني سازي و نه به خاطر وظايف قانونيمان؛ چرا كه ما به اين وظايف كاملا عمل كردهايم و اگر موردي را بيان كنند ساختگي خواهد بود. البرادعي ميگويد وظايف آژانس فقط در چارچوب پادمان يعني معاهدهي NPT است.
غني سازي در چارچوب NPT و پادمان قانوني است؛ بنابراين آژانس نميتواند از عضوش درخواست غير قانوني بكند. اگر اعتماد سياسي بين ايران و جامعهي جهاني در مورد غني سازي وجود ندارد پس مسالهي تعليق سياسي است. ما، اروپا و آژانس ميدانيم كه تعليق سياسي است. براي همين، در چارچوب مذاكرات سياسي و بيانيهي تهران آن را پذيرفتهايم. ما در قالب قطعنامهها تعليق را نميپذيريم. چون خارج از اختيارات آژانس است. وظيفهي آژانس تشخيص صلح آميز يا غير صلح آميز بودن فعاليتهاي هستهيي يك كشور است. نميتواند بگويد كشوري غني سازي نداشته باشد.
پرسش: آقاي روحاني در كنفرانس مطبوعاتي كه روز بعد از صدور قطعنامه داشت بيان كرد كه ما در توافقاتمان تعليق را از يك روز تا يك سال تعيين كردهايم؛ يعني سقف آن يك سال است. اگر پروندهي ما از نوامبر به اجلاس ديگر كشيده شود، در مورد ادامهي تعليق چه تصميمي خواهيم گرفت؟
پاسخ: اصل منظور دكتر روحاني اين بود كه ما توقف را نميپذيريم؛ تعليق براي يك دورهي موقت را كه كوتاه است ميپذيريم. اگر از يك سال دو سه ماه بيشتر بود مهم نيست. به نظر من نكتهي كليدي 2، 3 ماه نيست. ما براي دو سه ماه چانه زني نميكنيم. موضوع اصلي به رسميت شناختن حق ايران در مورد چرخهي سوخت هستهيي است. اگر اصل مساله را به رسميت بشناسد؛ ما براي 2، 3 ماه تعليق بيشتر مشكلي نداريم. جنگ و دعواي ما در مورد اصل چرخهي سوخت است. ما در چند ماه آينده به مذاكرات ادامه ميدهيم كه ببينيم حاضرند اين حق را به رسميت بشناسند؟ اگر به رسميت بشناسند، در مورد اعتماد سازي منعطف خواهيم بود. به هر حال شرايط سياسي تعيين كننده است؛ ممكن است ما فردا غني سازي را شروع كنيم ما هيچ تضميني در مورد زمان تعليق به دنيا ندادهايم.
پرسش: براي تقويت كشورهاي عضو عدم تعهد در يكي دو ماه آينده چه برنامهاي داريد؟
پاسخ: مثل اجلاسهاي قبلي تماسهاي مستمر خودمان را در فاصلهي هر اجلاسي با غير متعهدها حفظ كردهايم. در فاصلهي اين دو اجلاس هم تماسهاي مستمرمان را با آنها خواهيم داشت. دكتر روحاني فردا به آفريقاي جنوبي سفري خواهد داشت كه يكي از مباحث ايشان با توجه به نقش برجستهي آفريقاي جنوبي در غير متعهدها و بمب هستهيي خواهد بود.
پرسش: آيا هنوز معتقد هستيد كه اروپا مهمترين و پاي اصلي مذاكرات ماست؟
پاسخ: همهي اعضاي شوراي حكام اين را ميگويند. خود روسيه هم به ما ميگويد كه سه كشور فوقالعاده مهمند. سعي كنيد با سه كشور به تفاهم برسيد. بقيهي اروپايي و غير متعهدها هم همين را ميگويند. كار انگليس از آلمان و فرانسه سختتر است. ترديد نداشته باشيد كه اروپاييها در مورد تفاهماتشان با ما بايد آمريكا را هم راضي كنند و اگر سه كشور با هم به توافقي برسند كه آمريكا آن را قبول نداشته باشد آنها نميتوانند بر آن توافق ادامه بدهند. سياست سه كشور اين است كه همزمان كه با ما رايزني و توافق ميكنند در مذاكرات سختي با آمريكاييها ميخواهند آنها را قانع كنند. بار اصلي قانع كردن آمريكاييها به دوش انگليس است. به خاطر روابط استراتژيك لندن با واشنگتن.
پرسش: احتمال ارجاع پرونده به شوراي امنيت در اجلاس نوامبر چقدر است؟
پاسخ: اين امر را منتفي نميدانم. اما مبناي حقوقي و قانوني نخواهد داشت. سعي خواهند كرد كه برايش مبناي حقوقي بسازند. يكي اينكه قصورات گذشته ايران را برجسته خواهند كرد؛ ديگر اينكه به آژانس اجازه نخواهند داد كه حل و فصل ابهامات باقيمانده را اعلام كند؛ يعني سعي ميكنند با حفظ ايران در چارچوب مسايل پادمان براي آن مبناي حقوقي بسازند. اما براي ما ترديدي نيست كه ابهامات آژانس مرتفع شده و كش داده شدن قضيه بعد از اجلاس ژوين توسط گروه G8 براي تعيين تكليف با ما در مورد غني سازي است.
پرسش: به رفراندوم گذاشتن بحث دستيابي ايران به چرخهي سوخت هستهيي به چه ميزان ايران را در چانهزنيهاي آينده قدرتمند ميكند؟
پاسخ: احتياجي به رفراندوم نداريم، اين براي ما مسلم است كه در شرايط فعلي اكثريت مردم ايران قاطعانه حفظ حقوق ايران در تكنولوژي صلح آميز هستهيي خواستار هستند. ما ترديدي نداريم آمارهاي افكار سنجيها را به طرفهاي مورد مذاكره دادهايم و آنها ميدانند خواست مردم ما اين است.
