بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۴ مهر ۱۳۸۳

گفتگوی سميه مومني خبرنگار ايسنا با حسين موسويان دبير كميته‌ سياست خارجی شورای عالی امنيت ملی - بخش 1

پرسش: بعضي از رسانه‌هاي داخلي اين طور تحليل كردند كه هم شما و هم رييس هيات آمريكا از قطعنامه اخير شوراي حكام استقبال و اعلام رضايت كرديد. آيا قطعنامه واقعا مورد رضايت شما و آمريكايي‌هاست؟
پاسخ: در جريان برگزاري شوراي حكام رسما اعلام كردم كه از قطعنامه راضي نيستيم و آن را يك قطعنامه‌ي سياسي مي‌دانيم. اهداف آمريكايي‌ها هم پيش از اجلاس رسما اعلام شده بود، آنها تصريح كرده بودند كه به دنبال تعيين ضرب‌الاجل و ارجاع اتوماتيك مساله‌ي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل هستند. پيش‌نويس پيشنهادي قطعنامه‌ي آمريكايي‌ها هم كه حاوي سه مطلب بود، اول: تاكيد بر ادامه عدم همكاريهاي ايران، قصورات ايران و ... دوم، تعيين ضرب الاجل 31 اكتبر حدود يك ماه قبل از اجلاس بعدي؛ سوم، پيش بيني مكانيزم ارجاع اتوماتيك به شوراي امنيت.
قطعنامه‌اي كه به تصويب رسيد هيچكدام از آن سه مورد را ندارد و به همين دليل، بنده اعلام كردم كه آمريكايي‌ها به اهداف خود نرسيدند. آمريكايي‌ها سه روز قبل از شروع اجلاس روي قطعنامه خود به اروپاييها فشار آوردند. اجلاس دوشنبه 23 شهريور شروع شد و آخرين ساعات شب روز چهارم، متن اروپايي‌ها را نپذيرفتند و از متن خود منحرف شدند.
وزير خارجه آمريكا سه هفته قبل از اجلاس به طور رسمي اعلام كرد كه با تك تك اعضا شوراي حكام تماس خواهد گرفت كه آنها را براي ارجاع موضوع به شوراي امنيت قانع كنند و اين كار را هم كردند و موفق هم نشدند.

پرسش: چرا شما اعلام كرديد كه از قطعنامه راضي نيستيد؟
پاسخ: در همان مصاحبه دليلش را هم اعلام كردم. قطعنامه‌ها بايد در چارچوب گزارش مديركل آژانس باشد؛ به يافته‌هاي مثبت مديركل در قطعنامه ابدا توجهي نشده است. مواردي كه مديركل، حل و فصل آنها را اعلام كرده نيز در قطعنامه ابدا اشاره نشده است، اما ابهامات باقيمانده در گزارش البرادعي در قطعنامه قيد شده است. اين اولين ايراد ما به قطعنامه است. ايراد اساسي و حقوقی ديگر ما به قطعنامه، موضوع تعليق كليه فعاليت‌هاي غني سازي است. ما در شهريور 82 قطعنامه‌اي در مورد ايران داشتيم كه آن را نپذيرفتيم؛ تعليق را در چارچوب مذاكرات سياسي با سه كشور اروپايي و به عنوان اقدامي داوطلبانه و به منظور اعتماد سازي اعلام كرديم. اقدامات مربوط به اعتماد سازي را انجام داديم؛ پروتكل الحاقي را امضا و اجرا كرديم. پروتكل مهمترين ابزار اعتماد سازي در مورد صلح آميز بودن غني سازی است. اظهار نامه‌هاي پروتكل را در 1030 صفحه تحويل داديم. به آژانس امكانات بازرسي از تاسيسات هسته‌يي داديم؛ دسترسي‌هاي تكميلي به آژانس داريم. آژانس از مراكز نطنز و كالا الكتريك بازيدهاي لازم را انجام داد؛ لذا دليلي بر ادامه تعليق نمي‌بينيم. چون بر اساس معاهده‌ي NPT و موافقتنامه پادمان، اصل غني سازي و چرخه سوخت فعاليتي قانوني و مشروع است.

پرسش: اين مطلب شما به اين معني است كه درخواست مجدد قطعنامه اجلاس اخير براي تعليق كامل را رد مي‌كنيد.
پاسخ: اگر ايران اين درخواست را رد كند، از لحاظ مقررات آژانس كاملا محق است؛ زيرا خواست قطعنامه در مورد ادامه تعليق و گسترش آن فراي مقررات آژانس است. شوراي حكام حق ندارد از اعضا معاهده NPT، خواسته‌اي فراتر از مقررات آژانس، معاهده NPT و پروتكل الحاقي بخواهد، اما اگر ايران ادامه تعليق را نپذيرد آن هم امري است كه داوطلبانه كه در چارچوب مذاكرات سياسي با طرفهاي عمده سياسي بين‌المللي در مساله‌ي هسته‌يي صورت خواهد گرفت و نه بر اساس خواسته قطعنامه.

پرسش: يكي از ايرادها به سياست‌هاي هسته‌يي اين است كه ايران مرتب امتياز داده و هيچ امتيازي نگرفته است. دستاور يكساله هسته‌يي چه بوده است؟
پاسخ: پس از بازديد مديركل آژانس حدود 5/1 سال قبل از سايت نطنز، جهان به يك بار شوكه شد. آمريكايي‌ها ميدان مناسبي براي ايجاد اجماع جهاني در مورد برنامه‌هاي هسته‌يي ايران پيدا كردند. طيف وسيعي از ابهامات و سوظن‌ها به وجود آمد؛ سوظن‌ها در مورد انحراف فعاليت‌هاي هسته‌يي به سمت ساخت سلاح اتمي بسيار جدي شد؛ چون آمريكايي‌ها بيش از دو دهه در افكار عمومي جهان تبليغات سو كرده بودند. گزارش آژانس از سايت غني سازي نطنز و پيشرفتهاي غير منتظره ايران در امر غني سازي، غرب را وحشت زده كرد؛ لذا براي مديريت بحران، سياست‌هاي هسته‌يي در عالي‌ترين سطوح كشور و با اجماع ملي اتخاذ شد؛ دستاورد يك يكساله اين سياستها اين است كه اولا تهديد آني ارجاع موضوع به شوراي امنيت را برطرف كرد؛ كسانيكه اين تهديد را بي‌مورد مي‌شمارند، از وضعيت پرونده‌ي هسته‌يي ايران اطلاع كافي ندارند و مقررات آژانس و واقعيت سياستهاي جهاني بدون هيچ ترديدي بدون اتخاذ سياست‌هاي هسته‌يي، پرونده هسته‌يي ايران به گونه‌اي بود كه بر اساس اساسنامه آژانس قابل ارجاع به شوراي امنيت بود و يقينا با تلاش آمريكاييها اين كار صورت مي‌گرفت. دوم اين كه با گذشت يك سال و با همكاريهاي كه با آژانس به عمل آمد، طيف گسترده ابهامات و سوالات آژانس امروز به سه چهار مورد تقليل يافته است. سوم اين كه همكاري‌هاي به عمل آمده با آژانس ثابت كرد كه ابهامات فني قابل حل هستند. در گزارش شهريور سال 83 مديركل آژانس دو موضوع از ابهامات مهم حل شده اعلام شد كه يكي غني سزاي ليزري و ديگر تبديل اورانيوم بود. در دو ابهام كليدي يعني آلودگي و سانتريفيوژها نيز پيشرفتهاي مثبت مهمي اعلام شد. آلودگي سطح بالا حل شد. آژانس تاييد كرد كه اين آلودگي منشاء خارجي دارد. در گزارش تصريح شده كه در مورد سانتريفيوژهاي P1 ‌و P2 پيشرفتهاي خوبي حاصل شده است. هر چه ابهامات و سوالات آژانس بيشتر حل شود، آمريكا بازي را بيشتر باخته و ايران برنده اصلي خواهد بود. چهارم اين كه با امضا پروتكل پيام مهمي به دنيا در مورد اهداف صلح آميز هسته‌يي در آينده داديم. مسير اعتماد سازي با جهان را شروع كرديم؛ به طوري كه امروزه يعني در شهريور 83 ادعاي ما در مورد صلح آميز بودن فعاليتهاي هسته‌يي و صحيح بودن ادعاها و اظهارات ايران اعتبار ويژه‌اي پيدا كرده و ابدا قابل مقايسه با شهريور 82 نيست. پنجم اين كه رضايت آژانس به عنوان سازمان مسوول بين‌المللي، حاصل شده است. آژانس در نيمه اول سال 82 به صراحت نارضايتي خود را از عملكرد همكاريهاي ايران اعلام كرد؛ در حالي كه اكنون آژانس مرتب دم از همكاري ايران و رضايت از عملكرد ايران مي‌زند. ششم اين كه، به دنيا نشان داديم با كنوانسيون‌هاي بين‌المللي سر جنگ و ستيز نداريم. كنوانسيون ستيز نيستيم. به مقررات بين‌المللي احترام مي‌گذاريم.

پرسش: اگر اين طور است پس چرا مساله هسته‌يي ايران حل نمي‌شود و پرونده بسته نمي‌شود؟
پاسخ: بدون ترديد بعد از قضيه‌ي جنگ تحميلي بحران هسته‌يي پيچيده‌ترين و حساس‌ترين بحران سياسي بين‌المللي ايران هم از انقلاب است. همه ما به خاطر داريم كه بعد از آتش بس ايران و عراق، سه سال مذاكرات سياسي با حضور عالي‌ترين سطوح سازمان ملل بين ايران و عراق انجام شد و در مورد اجراي قطعنامه 598 نه ايران و نه عراق دستاوردي نداشتند و نتوانستند قطعنامه سازمان ملل را به مرحله اجرا در آورند. از عمر بحران هسته‌يي يكسال بيشتر نمي‌گذرد و دستاوردهاي ما غير قابل انكار است. منتهي بايد صبر و حوصله داشت. 24 سال بي‌اعتمادي در امر هسته‌يي و تهديدات بين‌المللي در اين مورد را اگر با دو سال سياست اعتماد سازي و تلاش‌، مرتفع كنيم؛ يك معجزه سياسي در كار بين‌المللي است. عده‌اي كنار گود نشسته‌اند و مرتب طبل بي‌صبري و مخالفت را با سياست‌هاي نظام را به صدا در مي‌آورند. آنها به خوبي مي‌دانند كه تمام سياست‌ها‌ي هسته‌يي در عالي‌ترين سطوح نظام و با حضور همه اركان مسوول كشور تصميم‌گيري مي‌شود. شهامت مخالفت و جرات گستاخي عليه سطوح‌ عالي نظام را ندارند و چوب را بر سر تعدادي ديپلمات كه در صف مقدم جبهه اين بحران، سينه سپر كرده و سياستهاي نظام را به پيش مي‌برند، مي‌كوبند و مرتب به آنها اهانت مي‌كنند؛ در حاليكه غيرت ملي ايجاب مي‌كند كه از مديريت بحران كه بار بسيار سنگيني بر دوش گرفته و از سربازان صف مقدم جبهه در مقابل خارجي دفاع كنند اينها به خوبي مي‌دانند كه ديپلمات‌هاي مذاكره كننده، ‌صرفا و صرفا سياست‌هاي نظام را مذاكره مي‌كنند.

پرسش: در جريان بحران هسته‌يي مواردي بوده كه نظرات كارشناسان مسوول فعلي با نظر مقامات ارشد متفاوت باشد؟
پاسخ: بله اما كارشناسان مذاكره كننده در نهايت و در صحنه عمل، تابع و سياست‌هاي نظام را مذاكره و پيگيري مي‌كنند.

پرسش: با وجودي كه پيشرفت‌هاي زيادي در حل و فصل مساله هسته‌يي به وجود آمده پس چرا هنوز لحن قطعنامه اخير عليه ايران است؟
پاسخ: در ابتداي بحران مساله اصلي موضوع تخلف ايران از مقررات آژانس (معاهده‌ي NPT و موافقتنامه پادمان) بود. آمريكايي‌ها به دنبال ارجاع ايران شوراي امنيت به بهانه نقض اين مقررات بودند. مديريت بحران هسته‌يي در طول يك سال گذشته، موجب شده كه نه تنها پرونده ايران به اتهام نقض مقررات و اساسنامه آژانس به شوراي امنيت ارجاع نشود، بلكه بخش قابل توجهي از ابهامات حل شود و پرونده را در مسير بسته شدن قرار دهند، اما آمريكايي‌ها با مشاهده اين حقيقت از چند ماه قبل تلاش‌هاي خود را بسيار گسترش داده‌اند كه تا قبل از بسته شدن پرونده ايران در مورد پاي‌بندي به مقررات آژانس و عدم انحراف از مسير صلح آميز، آن را به شوراي امنيت ارجاع دهند.

پرسش: علت اين استراتژي آمريكا چيست؟
پاسخ: قصد اصلي آمريكايي‌ها در وهله‌ي اول جلوگيري از چرخه سوخت و در مرحله بعد كل توان هسته‌يي ايران است. اگر پرونده ايران در مورد مسايل مربوط به معاهده‌ي NPT و موافقتنامه پادمان بسته شود كه علايم جدي آن آشكار شده است، كار آمريكايي‌ها براي توقف غني سازي ايران بسيار مشكل خواهد شد؛ زيرا در چارچوب مقررات آژانس، غني سازي حق مشروع ايران است. مخالفت با حق غني سازي ايران، كار آساني نيست؛ زيرا مبناي حقوقي ندارد. در شرايط فعلي كه هنوز پرونده ابهامات بسته نشده آمريكايي‌ها عجله دارند كه به بهانه تخلفات گذشته ايران، باقي ماندن ابهامات و عدم اجراي مقررات آژانس و نقض قطعنامه‌هاي شوراي حكام، مساله را به شوراي امنيت بكشانند تا در آنجا با محمل تهديد صلح و امنيت جهاني، ايران را از چرخه سوخت محروم كنند. اروپايي‌ها هم در مورد چرخه سوخت با آمريكا هم نظرند. روسيه هم همين نظر را دارد؛ بنابراين هر چه مسايل ايران در مورد رعايت مقررات آژانس به حل نهايي نزديكتر مي‌شود، آنها در مورد غني سازي فشار بيشتري مي‌آورند.

پرسش: آيا شما از ابتداي بحران هسته‌يي استراتژي آمريكا و اروپا را مي‌دانستيد چه بود؟
پاسخ: بله، استراتژي اروپا اين بود كه با فرض تخلفات گذشت ايران از مقررات آژانس، يك امتياز اساسي از ايران بگيرد يك امتياز اساسي بدهد. ايران از چرخه سوخت منصرف شود و در مقابل پرونده ايران در داخل آژانس حل و فصل شود و به شوراي امنيت ارجاع نشود. با معامله اين دو امتياز، روابط ايران و اروپا نيز توسعه يافته و از انزواي ايران جلوگيري كند. استراتژي آمريكا اين بود كه به بهانه‌ي تخلفات گذشته در ايران از مقررات آژانس مساله را به شوراي امنيت كشانده و نه تنها ايران را از چرخه سوخت محروم كرده بلكه ايران را از كل تكنولوژي و توان هسته‌يي محروم كند و البته ساير تبعات تصميمات شوراي امنيت نيز بتواند ايران را از پاي درآورد. استراتژي ايران نيز اين بود كه با سياستهاي جديد هسته‌يي، شبهات و مشكلات گذشته را با آژانس حل و فصل كرده، امكانات و توانمندي‌هاي هسته‌يي كشور شامل چرخه سوخت را حفظ كرده، تهديد ارجاع به شوراي امنيت را منتفي ساخته و زمينه بهبود روابط ايران و اروپا را فراهم كند.

پرسش: كداميك در استراتژي خود موفقيت داشته‌اند؟
پاسخ: ايران و اروپا تاكنون موفقيت داشته‌اند، اما آمريكاييها تاكنون به هيچيك از اهداف اصلي خود نرسيده‌اند.

پرسش: آينده را چطور مي‌بينيد؟
پاسخ: اروپا متوجه شده‌ كه پرونده ابهامات و قصورات گذشته ايران در چارچوب مقررات آژانس در حال حل شدن است و ايران قصد انصراف از چرخه سوخت را ندارد. ما در قالب بيانيه تهران هم زير بار خواسته آنها براي انصراف از چرخه سوخت نرفتيم، بلكه تعليق آنهم داوطلبانه را پذيرفتيم كه براي مدتي موقت و براي اعتماد سازي، فعاليت‌هاي غني سازي را معلق كنيم. اما آمريكا، اروپا، روسيه و ژاپن در اجلاسهاي هشت كشور صنعتي غرب در مورد منصرف كردن ايران از چرخه سوخت به اجماع رسيده‌اند و لذا از دو ماه پيش بنده اعلام كردم كه چالش جديد ما در مورد غني سازي آغاز مي‌شود.
بنابراين ما از چالش اوليه در مورد رعايت مقررات آژانس و پادمان كه مربوط به گذشته فعاليت‌هاي هسته‌يي كشور است در حال عبور هستيم، اما در مورد چالش جديد كه غني سازي است در آغاز كار هستيم. سياست كشور در مورد حفظ چرخه سوخت مشخص است. اجماع ملي در اين مورد وجود دارد و ايران مصمم است از حقوق مشروع و قانوني خود بهره‌مند باشد. اما تعليق كامل كه خواسته قطعنامه‌ي اجلاس قبلي و فعلي شوراي حكام است مساله‌اي است كه از حوزه‌ي وظايف و اختيارات آژانس و شوراي حكام خارج است. ما از ابتدا تعليق بطور داوطلبانه در چارچوب مذاكرات سياسي و بيانيه تهران پذيرفتيم و نه بر اساس قطعنامه‌هاي شوراي حكام. لذا اگر شانسي براي استمرار مساله تعليق باشد صرفا در چارچوب مذاكرات سياسي خواهد بود.

پرسش: آيا احتمال مي‌دهيد كه به علت عدم تعليق كامل، مساله ايران را به شوراي امنيت ببرند؟
پاسخ: من اين احتمال را رد نمي‌كنم. به موازات حل و فصل ابهامات مربوط به پادمان، فشار روي تعليق كامل افزايش مي‌يابد. ارجاع به شوراي امنيت هزينه سنگيني براي هشت كشور عضو گروه G8 خواهد داشت. با چنين اقدامي، ايران را به عقب گرد در سياست‌هاي هسته‌يي هم چون اجراي پروتكل و حتي فراتر از آن سوق خواهند داد. ترديدي نيست كه در چنين وضعي ايران دچار خسارت خواهد شد، اما براي من روشن است كه خسارتهاي آنها بيشتر خواهد بود و آنها به ويژه اروپايي‌ها بازنده اصلي خواهند بود.

پرسش: ايران قطعنامه‌ي اخير شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي را سياسي، غيرمنطقي و دور از گزارش البرادعي دانسته است؛ اين مساله چه تاثيري بر روابط ايران و اروپا؛ ايران و آژانس و ايران و كشورهاي عدم تعهد مي‌گذارد؟

پاسخ: با وجود اين كه از سپتامبر 2003 از هيچكدام از قطعنامه‌هاي شوراي حكام راضي نبوده‌ايم و به ويژه درخواست‌هاي قطعنامه‌ها در بخش تعليق براي ما قابل پذيرش نبود، اما سياست ايران در مورد استمرار همكاري با آژانس به قوت خود باقي مانده و ادامه پيدا كرده است، براي اين كه ما مصمم هستيم ابهامات سوالات مربوط به فعاليت‌هاي هسته‌يي ايران در چارچوب مقررات آژانس، موافقتنامه‌ي پادمان و معاهده‌ي NPT را تا به آخر با همكاري به نتيجه برسانيم و حل‌وفصل كنيم. به رغم اين كه از اين قطعنامه راضي نيستيم به اين سياست خودمان براي همكاري فعال با آژانس ادامه خواهيم داد؛ اما ما اروپايي‌ها را در اجراي تعهدات‌شان تا اينجا ضعيف يافتيم، اما اين باعث قطع مذاكرات سياسي‌مان با اروپا نخواهد شد. به تعهدات‌مان در قالب بيانيه‌ي تهران تا به امروز پايبند بوده‌ايم و مصرانه از اروپايي‌ها خواسته و خواهيم خواست كه به تعهدات‌شان عمل كنند. از ابتداي بحران هسته‌يي به شكل فوق‌العاده فعال و مستمر با كشورهاي عضو عدم تعهد رايزني فعالي داشته‌ايم، در اين اجلاس هم اين كشورها نقش فعال‌تري ايفا كردند، براي اين كه درخواست‌هاي آژانس در مورد تعليق فراتر از مقررات آژانس است و خود غيرمتعهدها هم نگران بودند كه اين رويه در آينده در مورد خودشان هم اجرا شود. تعجب كشورهاي غيرمتعهد و ما اين بود كه هر چه روند گزارش البرادعي در مورد ابهامات مثبت‌تر مي‌شود و ما به حل وفصل پرونده نزديك‌تر مي‌شويم، روند قطعنامه‌ها در جهت فشار براي توقف غني‌سازي افزايش پيدا مي‌كند، يعني به موازات حل و فصل مسايل ايران در جهت بسته شدن پرونده فشار جهان غرب و گروه هشت در مورد توقف غني‌سازي به همان ميزان افزايش پيدا مي‌كند. به نظر مي‌رسد كه كشورهاي گروه هشت تصميم گرفته‌اند، بستن پرونده و حل‌و‌فصل مسايل ايران در چارچوب پادمان را به گروگان بگيرند، تا در مورد غني‌سازي با ايران به تفاهم برسند كه اين يك حركت كاملا سياسي است. آنها در مورد گذشته‌ي فعاليت‌هاي ايران خاطرشان جمع است، اما از بابت آينده‌ي فعاليت‌هاي غني‌سازي در ايران نگراني دارند. صحت ادعاي ما ثابت شده و پرونده‌ي در آستانه بسته شدن است، براي اين كه بخواهند از نظر خودشان از آينده‌ي فعاليت‌هاي هسته‌يي ايران نيز اطمينان يابند، مي‌خواهند ايران را از غني‌سازي منصرف كنند. بر اين اساس فشار سنگيني را هم بر آژانس مي‌آورند تا روند حل‌وفصل ابهامات را كند كند و به اين ترتيب آنها بتوانند در مورد غني‌سازي با ايران به توافقي برسند.

پرسش: طبق گفته‌ي شما آنها با به گروگان گرفتن حل مساله‌ي ايران در چارچوب پادمان خواستار توافق با ايران بر سر توقف كامل غني‌سازي هستند، از سوي ديگر ايران بارها اعلام كرده كه اين كار را انجام نمي‌دهد، نتيجه‌ي اين كنش و واكنش به كجا خواهد انجاميد؟
پاسخ: در حال حاضر ما بنا نداريم مذاكرات را قطع كنيم، همانطور كه اروپايي‌ها عليرغم اين كه بر خواسته‌هاي خودشان اصرار مي‌كنند، اما اصراري هم بر قطع مذاكره ندارند. ما هم بر خواسته‌هاي‌مان مصريم، اما علاقه‌اي به قطع مذاكرات نداريم. ما علاقمنديم كه مذاكرات را ادامه دهيم تا شانس يافتن يك راه حل مرضي‌الطرفين را در مذاكرات امتحان كنيم. تا حجت بر ما و آنها تمام شود، البته اگر زماني به نتيجه نرسيم آن زمان مذاكرات را قطع مي‌كنيم.

گفتگوی سميه مومني خبرنگار ايسنا با حسين موسويان دبير كميته‌ سياست خارجی شورای عالی امنيت ملی - بخش 2