بایگانی ماهانه
July 2009
Sat Sun Mon Tue Wed Thu Fri
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آمار
  • یادداشت‌ها: 616
  • دیدگاه خوانندگان: 1342
  • بازتاب از خوانندگان: 49
October 2, 2004

شگردهای ضداجتماعی، قربانیان بی‌پناه

آقای حسین شریعتمداری نماینده آقای خامنه‌ای در روزنامه کیهان روز چهارشنبه 8 مهر 83 در سرمقاله کیهان کار هولناکی کرده است. زبان و قلم من از توصیف کرده او ناتوان است. باید آن را خواند و دانست که چیست. اتهام‌های هولناکی به شماری از روزنامه‌نگاران و نویسندگان شناخته شده ما نسبت داده است. او دیری است که نقش دروغپرداز بزرگ خودخواسته را برای محفل‌های فاشیستی حکومتی ما به دوش گرفته است و نقش و کردار او برای روزنامه‌خوانان و سیاسی‌کاران و اندیشمندان اجتماعی ما آشناست. این بار اما خیالبافی‌های دسیسه‌گرانه و ناآشنایی با فضای رسانه‌های مدرن درهم آمیخته و چیزهای خنده‌آوری هم پدید آورده است. او از کسانی نام می‌برد و اتهام‌هایی به آنها نسبت می‌دهد. همه آنها خوشبختانه سردوگرم‌ها چشیده، با بسیاری از پلیدی‌ها دست و پنجه نرم کرده، نیک و بدها آزموده‌ و توانا به دفاع از خود هستند، غمی نیست. گمان ندارم که آنها بی‌نیاز از پشتیبانی ما هستند، اما توانایی آنها نوعی دلگرمی به من می‌دهد.

هولناکتر اما آنی است که با بخشی دیگر از ایرانیان شده است. با نام‌ها و حرف‌های اختصاری کسانی را نشانه رفته است که تنها می‌توانم قربانی بی‌پناهشان بنامم. نوشته و نشانه‌ها بگونه‌ای است که به سادگی و راحتی ذهن را به سوی کسان شناخته‌شده‌ای می‌برد. شگرد به کار گرفته شده کنجکاوی‌آور است و همگان را به شناختن شخصیت‌های پشت آن نام‌ها و حرف‌ها برمی‌انگیزد. شیوه‌ای زشت که قربانی را در مرکز کنجکاوی‌ها گذاشته و هرگونه حق دفاع را از او می‌گیرد. نمونه‌ای زنده از کاربرد شگرد و توان حرفه‌ای بدون پایبندی به وجدان و شرفی که نیاز است تا از توانایی‌ها سلاحی ضدانسانی ساخته نشود.

ساعتی پیش دیدم نویسنده وبلاگ الپر تاب نیاورده و خواهان اعتراض به چنان شیوه‌هایی شده است. نوشته زیر را برای همدردی و پشتیبانی به نوشته او افزودم. بی‌نیاز از دانستن نام و مسوولیت، یا مشرب سیاسی و عقیدتی شخصیت‌های نهفته در پشت آن نام‌ها و حرف‌ها، انسان‌ها و رفتار ضداجتماعی تبه‌کارانه‌ای که با آنها شده است برای من مهم بوده‌است. رفتاری که از آنها قربانیانی بی‌پناه ساخته است. در صورتی که اگر از آنها هم نام برده می‌شد، شاید به تنها چیزی که نیازمند نبودند پشتیبانی و دفاع من بود. آنچه با آن انسان‌ها شده است، ضداجتماعی و ضدانسانی است، و در خدمت هر سیاستی قرار گیرد ضداجتماع و ضدانسان خواهد بود.

نوشته آقای حسین شریعتمداری را در «گویا» می‌توان خواند. و باز در همانجا و در نوشته‌های دیگر گمانه‌زنی‌ها و جستجوی نام‌ها را هم می‌توان دید. و اما نوشته من در وبلاگ «الپر»:

از روزی که آقای شریعتمداری آن نوشته را انتشار داده است من منتظر آنم که ببینم در کشور ما چند مدیر مسوول رسانه‌ای (از روزنامه تا سایت)، چند سردبیر، چند سازمان و نهاد مدنی رسانه‌ای، مانند انجمن‌های روزنامه‌نگاران و دیگر نهادهای درگیر با رسانه‌ها، به آن اعتراض خواهند کرد.

آنچه آقای شریعتمداری کرده‌است با سرشت کار رسانه‌ای بیگانه است و پایمال کردن شرف و وجدان حرفه‌ای روزنامه‌نگاران است. چه کسی بایستی از شرف و وجدان و سرشت این حرفه دفاع کند جز کسانی که به آن سرگرمند و مسوولیت نشان دادن، آموختن، حفظ و پاسداری از آن در درجه نخست با آنهاست. اطمینان داشته باشيم بدون وجود این صدای نگهبان، حتی در جامعه‌ای باز و دموکراتیک نیز، پاسداری از سرشت و وجدان و شرف حرفه‌ای ناممکن است. آنها بایستی به مردم اطمینان بدهند، که ای مردم، پرونده‌سازی علیه فرزندان شما کار ما نیست. آنها باید به مردم بگویند بازی با حیثیت و آبرو و شخصیت فرزندان شما کار ما نیست. آنها بایستی بگویند چنین کاری با روح حرفه ما بیگانه است و به چنین بازی‌هایی حتی به بهای باخت سیاسی نیز تن نخواهیم داد، که کار ما بازی نرد سیاست نیست، و قدرت اجتماعی ما برای دفاع از شرف و حیثیت و آبرو و شخصیت انسان ایرانی است نه بر باد دادن آن.

تا آنجا که به کار رسانه‌ای برمی‌گردد نام بردن از انسان‌ها و تهمت‌زدن‌های بی‌اساس و بی‌حساب و کتاب چیزی است، و گذاشتن نام‌های مستعار و حرف‌های اختصاری بگونه‌ای که هر خواننده‌ای به سادگی شخصیت نهان در آن را بشناسد چیز دیگر.

در مورد نخست فرد هشیار می‌شود، حق شکایت دارد، حق پاسخگویی دارد، می‌تواند به قانون و یا پاسخ خود امیدوار باشد و به خوانندگان چه از راه همان نشریه و چه از راههای دیگر اطمینان دهد که از اینگونه اتهام‌ها بری است.

در مورد دوم اما با شیوه‌ای زشت و کثیف همه‌گونه راه دفاع حقوقی و قانونی و نوشتاری و رسانه‌ای از فرد سلب می‌شود. چگونه یک نفر بیاید بگوید که م.ت من هستم؟ چگونه؟ از این زشت‌تر و کثیف‌تر و ضدانسانی‌تر در کار ادب و هنر و رسانه سراغ نمی‌توان گرفت که همگان را کنجکاوانه به یافتن شخصیت نهفته در پشت نام مستعار و یا حرف اختصار برمی‌انگیزد، و چگونگی یافتنش را پوشیده یا آشکار نشان می‌دهد، و راه هرگونه دفاع را سد می‌کند. کسی که چنین کاری می‌کند با هر نگاه مدرن و یا سنتی، مذهبی و یا عرفی، مجرم است. در هیچ مکتب و مشربی بستن راه دفاع، حتی برای خطاکار، پذیرفته نیست تا برسد به کسانی که در پشت آن حرف‌های اختصار پنهان شده‌اند و هیچکس نمی‌تواند به سادگی حکم به خطاکاری آنها بدهد.

اگر دقت کرده باشیم همگان از روی آن حرف‌های اختصار، شخصیت‌های شناخته شده‌ای را حدس می‌زنند، همه اتهام‌ها در محیط زندگی و کار خود آنها و فرزندان و آشنایانشان بازتاب می‌یابد. همگان در باره آن آدم‌ها سخن می‌گویند و هر گونه راه دفاع بر آنها بسته می‌ماند. همچنان که می‌بینیم با آن شیوه پست و زشت، از زندگی خصوصی و خانوادگی، تا حرفه‌ای و اجتماعی، با بدگمانی‌ها آلوده می‌شود و قربانی بی‌پناه می‌ماند.

مالیخولیایی که آقای شریعتمداری را وادار به این کار کرده است بدون مقاومت شرافتمندانه مدیران و سردبیران و دفاع از شرف و اعتبار حرفه خویش به آدمخواری خویش ادامه خواهد داد. آن مالیخولیا پشتگرم به قدرتی مسوولیت‌ناشناس و سرمست از بی‌‌پناهی قربانیان خویش است. مدیران و سردبیران، یعنی تصمیم‌گیرندگانی که چنین نوشته‌هایی از زیردستشان می‌گذرد، با گفتن «کار ما نیست» شیشه عمر دیو فرو رفته در کالبد آن شیوه‌ها را بر زمین می‌توانند زد. چنین باد.

11 مهر 83

دسته‌بندی

پیوند چاپ October 2, 2004 7:46 AM Saturday