بایگانی ماهانه
July 2010
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آمار
  • یادداشت‌ها: 657
  • دیدگاه خوانندگان: 1344
  • بازتاب از خوانندگان: 49
February 4, 2005

ترس نه، صلح

ترس هم انسانی است، یعنی انسان‌ها می‌ترسند. و شاید انسانی‌تر از آن برای هم میهن من یافت نشود به هنگامی که جمله‌های زیر را می‌خواند:

"واقعش اين است که جنگيدن کلی اسباب تفريح است. می دانيد مثل يک هلهله درست و حسابی است. من از دعوا راه انداختن خوشم می آيد. اين خودش تفريحی است که آدم به بعضی از مردم شليک کند."

آن چه آمد از گفته‌های مالیخولیایی یک ژنرال آمریکایی است به نام جيمز ماتيس که دقیقه‌هایی پیش در بی‌بی‌سی خواندم و دست به نوشتن بردم. همزمانی آن با تلاش‌های ایرانیان ضدجنگ مرا بر آن داشت که این یادداشت را بنویسم. نوشته‌های صلح‌جویان و یا ضدجنگ‌های ایرانی را من با شوق می‌خواندم و نمی‌خواستم چیزی بنویسم. حل صلح‌آمیز اختلاف‌های سیاسی می‌تواند بر چندین و چند راه حل اختلاف‌ها استوار بوده و تنها یگانگی آنها رد جنگ برای حل اختلاف‌ها باشد، و همه آنها زیر چتر خواست صلح و جستجوی راه حل‌های صلح‌آمیز برای اختلاف‌ها یگانه شوند. اما خواندن جمله‌های بالا چیزی در روان انسان جاری می‌سازد که فراتر از جستجوی راه حل برای دشواری‌های سیاسی و اجتماعی است. و آن ترس، ترس از بربریت نهفته در آن جمله‌هاست. ترسی که نشانه‌ای انسانی از آدمیت ماست.

اما آن ترس ترسی انسانی است و هر انسانی در هر جای کره خاکی ما با شنیدن اینگونه سخنان و بربریت نهفته در آن از همزمانی با چنین ژنرالی بر خود خواهد لرزید. نیازی نیست ما از همزمانی آن با گفته‌های دشمنانه حکومتی‌های ما و آمریکا بیش از دیگران بترسیم. از نگاه دموکراسی و نیز ارزش ارجمند آزادی، جرج بوش به حکومت امروزی ما بیش از دموکراسی در کشور و آزادی ما نیاز دارد. نه به خاطر جایگاه تاریخی و توان انسانی آن که تازه نیست و چهارراه حادثه‌ها همه چیز دارد که با دموکراسی و آزادی به چهارراه دوستی‌ها بدل شود، اما نخست بایستی دستانی برای دوستی وجود داشته باشد. دولت‌های دست نشانده افغان و صدام چنین دست‌هایی نبودند و یکی از علت‌های ناتوانی ما در این واقعیت تاریخی نهفته بود که کشور ما جزیره‌ای در خشک‌سالی‌های فرهنگی و سیاسی منطقه ما نمی‌توانسته است باشد. هنوز بهار آزادی به پاییز نگراییده بود که افغانسان را ارتش شوروی اشغال کرد و داستان صدام هنوز به پایان نرسیده است، اگر چه هرگونه پیروزی مردم عراق یک پیروزی تاریخی برای مردم ما نیز خواهد بود، و آن برآمده از سرنوشت مشترک دو ملت در فاجعه صدام است. پیروزی مردم عراق بر دستگاه مخوف صدام پیروزی ماست، اگر چه بازی تاریخ چنان است که دست جرج بوش در آن پیروزی تاریخی به کار افتاده است. و باز اگرچه پیش از انتخابات عراق، که انجام آن یک پیروزی برای مردم عراق بود، جنگ لفظی با حکومت ایران به راه افتاد تا شادی این پیروزی از ایرانیان دریغ داشته شود، اما آن جنگ لفظی بود و بیش از آن هم کارایی نداشت. از فردای انتخابات عراق تا لحظه‌های نگارش شتابناک این نوشته لحن و محتوای سخن سیاستمداران آمریکایی ملایم‌تر شده و حتی دیروز یک سخنگوی رسمی گفت که دولت آمریکا درصدد تغییر حکومت ایران نیست. آری ما نباید پابه‌پای همسایگان شیعه و کرد عراقی خویش در ایران شادمانی می‌کردیم. احساس پیروزی از ما دزدیده شد.

آزادی را در سخنان جرج بوش نبایستی دست‌کم گرفت. اما آزادی که او می‌گوید در ایران آزموده نخواهد شد. او و سیاستمداران آمریکایی خوب می‌دانند که گفته‌های او در فلسطین و فاجعه بی‌پایان فلسطینی‌ها محک زده خواهد شد نه در ایران. در منطقه ما بدون حل مناقشه فلسطین و اسراییل از آزادی و دموکراسی خبری نخواهد بود. آیا بوش می‌خواهد یک دولت فلسطینی ایجاد شود، دولتی که با اسراییل در مناسباتی صلح‌آمیز به سر برد. آزادی بوش در آنجاست که سنجیده می‌شود نه در ایران. مساله اصلی ایران نیست، در فلسطین مساله اصلی صلح و آزادی نهفته است. در آنجاست که تروریسم بازپرورده می‌شود.

کار عراق محکوم به پیروزی است. بدون پیروزی مردم عراق در بازسازی کشور خویش همه منطقه به آتش کشیده خواهد شد. این گفته من به جنگ خودخواسته بوش در عراق حقانیت نمی‌دهد. جنگ در عراق ناگزیر نبود اما امروزه دولت قوی و امنیت در عراق یک ضرورت ناگزیر است. انتخابات عراق نشان داد که گونه‌ای از پتانسیل برای دموکراسی در آنجا وجود دارد. بویژه پارلمان‌های محلی توان شرکت دادن مردم در روندهای دموکراتیک را خواهند داشت. تجربه مردم در کردستان بیشتر از جاهای دیگر است و می‌تواند نقش سرمشق را برای دیگر جاهای عراق داشته باشد. یعنی مردم عراق آنچنان هم دست‌خالی نیستند، اگر چه شیعه‌ها دارای تجربه سیاسی و دموکراتیک نیستند و تجربه نظامی و دولتی آموخته از ایران هم در خدمت دموکراسی نیست، مگر آنکه به شیوه لقمان رفتار کنند و ادب از بی‌ادبان بیاموزند.

ولی از پتانسیل برای دموکراسی تا عمل به آن هنوز بسیار راه است و راه پر سنگلاخ خواهد بود و دولت آمریکا به لولوی حکومت ما، که عشق لولویی با آن زاده شده است، نیازمند است. انتخابات فلسطین و عراق پتانسیل دموکراتیک خوبی را در منطقه و در میان مسلمانان نشان می‌دهد. مسلمانانی که نیاز به دگر کردن دین خود نداشتند تا پای در این راه گذارند و این درس بزرگی برای روشنفکران حکومتی ما خواهد داشت که هر گونه دگرگونی را به تغییر دین مردم گره می‌زنند. تئوری‌های خودکامگان برون حکومتی هم که خودکامگی خود خواسته را پوشش تاریخی هزاران ساله می‌پوشانند در فلسطین و عراق به چالش گرفته شده است. آنچه جرج بوش آزادی می‌نامد در فلسطین به آزمایش گذاشته خواهد شد و عراق هم دیگر موضوعی جهانی است و جهان ناگزیر از به سامان رساندن آن است. ایرانی‌ها به پیروزی تاریخی خود در عراق آگاهند. دشمنی تاریخی دینی اسلام و یهود را به دشمنی با صهیونیسم ترجمه کردن شاید شیفتگان قدرت دینی را در حوزه‌های درسی بفریبد اما با زمانه ما سازگار نیست و از دولت ایران هم پذیرفته نیست، و ایستادگی نوری در برابر خامنه‌ای نشان داد که ایرانی‌های حکومتی هم حتی در برابر فاجعه فلسطین واقع‌بینی سیاسی و تدبیر تاریخی خود را گم نکرده‌اند.

اما هرگز هیچ حکومتی از شهروندان آگاهش پیشی نخواهد گرفت. هر چه به نام ایران در بوغ‌های تبلیغی نهاده شود و هر مساله‌ای که با نام ایران همراه گردد می‌توان با اطمینان گفت مساله ایران راه حل نظامی ندارد و پرچم صلح را برافراشت. و ما اگر چه مانند هر انسانی بایستی از شنیدن سخنان مالیخولیایی آن ژنرال بر خود بلرزیم و پرچم صلح را بالا و بالاتر ببریم اما ترس ما همانی است که هر آمریکایی متمدن و هر کسی در هر جای دیگر دارد. مردم آمریکا دشمن ایرانیان نیستند و دولت آمریکا دولتی دموکراتیک و برآمده از انتخاب آزادانه مردم آنجاست و نمی‌تواند دشمن ما باشد. فاشیسم اما دشمن دموکراسی است، چه در کشور ما و چه در آمریکا و چه در عراق یا فلسطین. و ما در کشور خود فاسیست‌هایی داریم که دین مردم را به گروگان گرفته‌اند، آنها نمی‌توانند و نباید برای ما دشمن بسازند و صلح ابزاری برای مبارزه با دشمن و یا پنهان کردن فاشیست‌ها از چشم بیگانگان نیست. صلح به معنی آنست که ما مشکلات را پنهان نمی‌کنیم، بلکه راه حل‌هایی بهتر از جنگ برای آن داریم. شهروند آگاه ایرانی بایستی دلسوزانه راه حل‌های بهتر را جستجو کند و آن را دلاورانه در برابر حکومت بر زبان آورد. پیروزی مردم عراق پیروزی ماست و جشن و پایکوبی آنها حتی با حضور سربازان بیگانه هم جشن ماست. آن را از خود دریغ نکنیم. دولت ما بایستی با شناسایی دولت فلسطین، که از اراده آزاد مردم آنجا برآمده است، به یاری مردم فلسطین بشتابد، و با شناسایی دولت اسراییل مساله دینی را از مساله ملی و کشوری جدا سازد. پرچم صلح در دستان شهروند ایرانی به معنی آنست که ما راه حل‌های بهتری داریم، جستجوی راه حل را واننهیم.

16 بهمن 83

دسته‌بندی

پیوند چاپ February 4, 2005 7:03 AM Friday