شرح واقعه، نه شرح عقيده و آرزو
مقاله «انتخابات عراق، تسانومي منطقه» آقای بهنود، که من هم در نوشته کوتاه «چشمان باز برای دیدن واقعیتهای نو» هم به استقبال آن رفتم و هم در گفتگوهایش شرکت کردم، خوشبختانه پرسشهایی برانگیخت و گفتگوهایی را دامن زد. ایشان با توجه به پرسش ها و گفتگوها نوشته دیگری در سایت خود گذاشتند با تیتر «حمله آمريکا به ايران». در آنجا نوشتهاند «گزارش انتخابات عراق که آن را تسونامی منطقه خوانده بودم، شرح واقعه بود و نه شرح عقيده و آرزوی من.»
اگر چند جمله دیگرش را هم نیاورم به شوق خود از این گفتگوهای مسوولانه پاسخ مناسبی ندادهام. نوشته است «حتی تصورم اين نيست که کس از مانند من و ما با حمله نظامی خارجی به ايران موافق باشد ... اما آيا اين موافق نبودن باعث می شود که اگر می بينيم خطر نزديک است، ما هم آن را ناديده بگيريم و نگوئيم که مبادا گمان رود که با آن موافقيم. باز هم می گويم نه.» و این هم یک گفته نغز ایشان: «خاموش نشستن به تماشای نابينا – حتی وقتی که بدانی بيناست و خود را به کوری زده است – و چاه، گناه است.»
دنباله آن را از زبان خود ایشان بخوانیم.
