بایگانی ماهانه
July 2009
Sat Sun Mon Tue Wed Thu Fri
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آمار
  • یادداشت‌ها: 616
  • دیدگاه خوانندگان: 1342
  • بازتاب از خوانندگان: 49
February 8, 2005

هویج رفسنجانی، چماق روحانی

دیروز آقای رفسنجانی گوشه هویجی به دولت آمریکا نشان داده بود که در اینجا گذاشتم و در همان مصاحبه با روزنامه آمریکایی بود. امروز هم آقای روحانی گوشه چماق را نشان داد. خوشمان آمد. مسوول به راه افتادن این جنگ لفظی دولت آمریکاست. آنها حق ندارند با دولت ایران به گونه‌ای رفتار کنند که تحقیر ملی برای ایرانیان به حساب آید. آنچه که به ما مربوط است چند روز پیش نوشته‌ام: ترس نه، صلح. و صلح به معنی آن است که ایران عراق نیست، خامنه‌ای هم خود نشان دهد که صدام نیست. از ماه‌ها پیش خردمندان به او گفته بودند که کسانی در جهان راه صدامیزه کردن او را پیش گرفته‌اند و دوستان نادان و نابخرد و کوته بین خامنه‌ای هم به خوبی به ساز آنها می‌رقصند. دست‌نشانده کردن مجلس هفتم گامی بزرگ در راه صدامی کردن خامنه‌ای بود و او ندانست. ترس نداریم. مجلس می‌تواند رای به قانون شکنانه بودن روند تشکیلش بدهد و انتخابات ریاست جمهوری و مجلس همزمان برگزار شود و آقای خاتمی، رییس جمهور برگزیده مردم ایران هم بگوید فردایی که به آن نامه نوشتم همین بود. پس هیچ مساله‌ای در ایران ما نیاز به راه حل نظامی ندارد و جهان هم بهتر است بداند که هر دشواری با ایران داشته باشد نیاز به راه حل نظامی ندارد. و صلح برای ما به معنی آن است که راه حل‌های بهتر از جنگ داریم.

همین‌جا بهتر است به آقای خامنه‌ای و آقای رفسنجانی بگویم که به میدان آوردن رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری اعلام رسمی سترونی نظام سیاسی کشور در پرورش کادرهای سیاسی نو است که نه شمس‌الواعظین و نه هیچ تحلیل‌گر دیگری پیش از بختک مجلس هفتم چنان چیزی را طرح نکرده بود. من همین امروز هم آن سترونی را نمی‌پذیرم. فرق است میان سترونی و میدان ندادن. آقای رفسنجانی تنها با اثبات سترونی نظام سیاسی در پرورش نیروهای سیاسی می‌تواند بار دیگر به میدان بیاید. پرسش این است که چگونه پس از اثبات آن از مردم رای خواهد خواست. و آیا پس از آنکه آن سترونی را پذیرفتیم نیازی هست به چنان نظام و انتخاباتش بپردازیم؟ فراموش نکنیم که آقای رفسنجانی خانه‌نشین نیست و مسوولیت در راس نظام سیاسی دارد و از همان جایگاه است که می‌گوید یکی از تصمیم‌گیرندگان چگونگی رابطه با آمریکاست و من آن را باور دارم. من دوستان دیرین آقای رفسنجانی را خوب می‌فهمم که چرا امروزه با او مهربانی می‌کنند و آتیه‌نگرانه به تعارف با او پرداخته‌اند. بسیاری حرمت‌ها با سبکسری شکسته شده است که جای گفتگویش اینحا نیست ولی آقای رفسنجانی هم خود همواره از بزرگ‌حرمت‌شکنان بوده است. کار کشور را که با انتقام و انتقام‌کشی در یک روز و جبران مافات در روز دیگر پیش نمی‌برند. همه باید از آن حرمت‌شکنی‌ها بیاموزند. با آقای کرباسچی هم بسیار بدی‌ها شد. آن شیوه‌ها بایستی از سیاست کشور رانده شود نه اینکه با آوردن دگر باره رفسنجانی همان روحیه چاکرمنشی شاهنشاهی دوام یابد. آقای رفسنجانی حتی در هویج نشان‌دادن به دولت آمریکا هم نشان می‌دهد که هنوز این 8 سال گذشته زندگی مردم ایران را به خوبی نفهمیده و پردازش نکرده است. خردمندان ما نباید همه قدرت اجتماعی را در پست‌های رسمی و اداری بیابند. همان اندازه که کاندید ریاست ‌جمهور شدن خانم عبادی یک زیان بزرگ برای شهروندان است، به همان اندازه هم رییس جمهور شدن کسانی مانند آقای رفسنجانی یک باخت بزرگ برای نظام سیاسی کشور در کشاکش با آمریکاست. من از بانوی صلح ایران پوزش می‌خواهم که نامش را در چنین جایی آوردم، می‌خواستم گفته باشم که قدرت اجتماعی را تنها در قدرت سیاسی، و قدرت سیاسی را هم تنها در پست‌های اداری رسمی نباید دید. نظام سیاسی را که خود فریاد می‌زند سترونم و قدرت پرورش مدیر و سیاستمدار نو ندارم، هیچ خردمندی جدی نخواهد گرفت. آمریکا را خردمندان اداره می‌کنند. آقای رفسنجانی خطا می‌کند جرج بوش را مغز گنجشگ می‌نامد و با بددهنی میلیون‌ها رای‌دهنده آمریکایی را که در انتخاباتی آزاد و دموکراتیک بوش را برگزیدند می‌رنجاند و آنها را علیه کشور ما می‌شوراند. اینگونه رفتار‌ها از کسی که به نام کشور و مردم ایران سخن می‌گوید نبایستی پذیرفته شود.

و این هم گوشه چماق آقای روحانی:

روحانی: «در صورت حمله، تأسيسات اتمی را به زير کوه منتقل می کنيم.
وی در عين حال تصريح کرد که ترجيح می دهد اختلاف ميان آمريکا با ايران بر سر فعاليت اتمی اين کشور با گفتگو حل شود و گفت که تهديد آمريکا در مورد حمله به ايران را جدی نمی داند.»

من هم می‌گویم دفاع در برابر زورگو، ستمگر و حتی دسیسه‌گر حیله‌گر خوش سخن هم حقی طبیعی است و گفتگوی با احترام متقابل همیشه بهتر است. با رادیکالیسم گفتاری و توهین یا تحقیر کسانی که می‌دانیم طرف گفتگو هستند، و یا می‌توانند باشند، راه گفتگو را بستن خردمندانه نیست.

آقای روحانی نشان داده که اهل گفتگوست، شایسته نیست و درست هم نیست که آقای رفسنجانی با هویج ساختگی و دروغین او را سنگ روی یخ کند، هویج او هم بایستی مانند گفتگوهای آقای روحانی راستین و شیرین باشد. خیر پیش.

جنگ‌طلبان در آمریکا، ایران و اسراییل بهتر است از چماق آقای روحانی بترسند و همان هویج آقای رفسنجانی برای آنها بهتر است. بویژه اسراییلی‌ها و دوستان و دوستداران آنها، اگر نوشته‌های مرا خوانده باشند، بی شک فهمیده‌اند که من آخرین ایرانی هستم که می‌تواند ضد اسراییل شود، مرا هم با گلوله از خود نرانند، استخوان‌های کوروش در گور خواهد لرزید اگر چنان کنند، مباد آن روز.

دسته‌بندی

پیوند چاپ February 8, 2005 7:58 PM Tuesday