ما را به جای زرافشان روانه زندان كنيد!
ریاست قوه قضائیه ایران
از آنجا که ما امضاء کنندگان زیر تنها جرم ناصر زرافشان را دفاع از حقوق قربانیان قتل های سیاسی موسوم به زنجیره یی، و دفاع از حقوق حقه شهروندی و امنیت و آزادی مردم میدانیم؛ و از آنجا که برآنیم هر جرمی که ایشان مرتکب شده باشد لابد ما نیز در همان جرم شریکیم، بنابراین با اجازه ایشان اعلام آمادگی میکنیم که به جای ایشان روانه زندان شده و بقیه مدت زندانشان را تحمل کنیم.
سیمین بهبهانی – علی اشرف درویشیان -- فریبرز رئیس دانا – مهین خدیوی – اکبر معصوم بیگی – فرزانه آقاییپور – سیدعلی صالحی – علی صداقتی خیاط – کامران جمالی – حسینعلی نوذری – جاهد جهانشاهی – علی ایرانلو – رضا مرادی اسپیلی – علیرضا جباری – فاطمه سرحدی زاده -- پرویز بابایی – انور خامه ای – محمد زندی – اسداله عمادی – هوشنگ عاشورزاده – هما شهیار (زرافشان) – اسد عظیم زاده – محترم فقائی – عباس قزوانچاهی – مسعود مولانا – مهدی محسنزاده – جلال لیدیمیان – حیدر علی بنائیان – فتح اله ملکی – اصغر شکوری – محسن اسداللهی – علی رحیمی پور – ناصر وحدتی – فروغ تاجبخش – محمدحسین عبدل ملکی – سیاوش مختاری – داود محمدی – آذر عباسیزاده – دکتر پرویز ورجاوند – مهدی فراحی شاندیز – ستار امینی – محمد علی عمویی – کریم قربانزاده – فاطمه میلانی – مادر معینی – سمانه صبوری – سهیلا تفرشی – فاطمه شاه نظری – نجف رحیمی – رضا عابد – بهروز ذبیحیان – شهره رضوی – سروش ثابت – راحله رحیمی پور مقدم – کاظم فرج الهی –سیف اله اکبری -- بهروز صفری – مهدی موید محسنی – حسین میرکریمی – حسین نیکو منش فرد – سبحان سالاری – حامد دانشور – روزبه نبی زاده – بهزاد درازهی – مهدی علمیه – علی زعفری – یاسر زعفری – محمد تقی بدری – امیر حسین حاجی قنبری – احسان مهاجری – کیا گلزاری – علی تمیزی – کامبیز جوانشیر – طاهر مهدی پور شیرازی – صابر اخوان راد – حمید نوری – محمد امین نوری – راهیل ابوعلی – سارا منافی – مریم حاجی بابایی – فرخنده حاجیزاده – محمد حاجی زاده – روشندخت شاکری – پرارین حاجی زاده – پوریا حاجی زاده – پردیس حاجی زاده – ایرج سلطانی – پژمان سلطانی – پیمان سلطانی – سهیل آصفی – ناهید خیرابی – مهدی شهیدی
پ.ن:
عباس معروفی: برمیگردم
در چند روز اخير و به دنبال در خطر مرگ قرار گرفتن ناصر زرافشان بسياری از نويسندگان و آزادیخواهان در بيانيهای خطاب به رييس قوهی قضاييه خواستهاند که در قبال آزادی او مدت زندانش را تحمل کنند.
چندی پيش به دنبال محکوميت من، هشت نويسنده خطاب به قاضی پرونده خواستار شريک شدن در شلاق و زندان من شدند. سيمين بهبهانی يکی از آنها بود. اکنون در کنار او میايستم و اعلام میکنم:
برمیگردم تا به جای اکبر گنجی و ناصر زرافشان حبس بکشم. اگر قوهی قضاييه بپذيرد، با اولين پرواز میآيم. من نگران جان اين دو انسان هستم.
هوشنگ دودانی نيز مرا همراهی میکند تا جای آزادیخواه ديگری را در زندان پر کند. قول میدهيم که زندانهای جمهوری اسلامی را از آزادیخواه و نويسنده خالی نگذاريم.
(پیمان میبندم: من که هوشنگ هستم با وجدانی آسوده و آگاهی کامل عباس را از تبعیدگاهش تا زندان در میهنش همراهی میکنم و تا هر گاه که نیاز افتد با او میمانم.)

دیدگاه خوانندگان (13)
salam
December 25, 2005 5:00 PM | نویسنده: امید
این خود نه سرنوشت که انتخاب است :تا پنجه در پوزه ی کفتار افکنی...هم از این قرار است که مردان آسمان آزاد از مادر می زایند
به ریشه های سست اعتماد کن تا تندباد وهنی بیش نباشد
این خود نه سرنوشت که ندای بلند نور است
هم از این قرار است که پرندگان آزاد در قفس به آزادی می اندیشند
November 1, 2005 10:11 AM | نویسنده: بامداد
سلام به همگی امیدوارم همه خوب باشید
September 18, 2005 3:29 AM | نویسنده: هوشنگ
به نام خدا
رياست محترم دادگاه لاهه- سازمان ملل متحد - سازمان حقوق بشر ملل متحد:
اينجانب اكبر اميرزاده ايراني فرزند محمود به شماره شناسنامه 10312 متولد تهران - ايران سال 1348 ؛ دارنده سهام بانگ صبا و شركت خدمات اداري مشاوران كه هم اكنون در زندان اوين ،اندرز گاه 8 سالن 8 ، به سر ميبرم از تاريخ 1381/12/14
با تشكيل پرونده اي كذب و به طور كاملا خلاف قانون دستگير و به سلول انفرادي برده شدم و 14 ماه بدون تلفن و ملاقات تحت شرايط انفرادي نگهداري شدم. با توجه به تنگي شديد دستگاه تنفسي و ناراحتي قلبي و حمله هاي مكرر خفيف قلبي و فشارهاي روحي و رواني كه بر من وارد ساختند، بدون پايبندي به هيچ اصولي و عدم رعايت كمترين حقوق يك انسان و حتي عدم رعايت قوانين اساسي چه رسد به قوانين بين المللي با ايجاد رعب و وحشت و با ورود به حريم خصوصي و زناشويي بنده به گونه اي كه حتي نتوانسته ام تنها فرزند خود را به نام فاطمه ملاقات نمايم ؛ موجبات هر گونه بي عدالتي و بي حرمتي را فراهم نمودند و تمام اين موارد فقط به خاطر محبوبيت اجتماعي بنده و ايجاد اقتصادي پايدار توسط بنده بود كه هزاران نفر را به كار مشغول كرده و وضعيت زندگي و معيشتي آنان را بهبود مي بخشيد و بخشي از اقتصاد را از مافيايي بودن و حول محور يك گروه خاص چرخيدن نجات داده بودم و از درون جامعه وبراي جامعه خدمت نمودم.
لذا تقاضا دارم نسبت به موارد زير رسيدگي و اقدام فرماييد:
1- صدها تخلف از قانون اساسي و قانون قوه قضائيه توسط بازجويان وقاضي پرونده.
2- نگهداري 14 ماه در سلول انفرادي و عدم توجه به اعتصاب هاي مكرر و دوختن لبهايم كه نامه اي نيز با خون خود نوشته بودم.
3-عدم ارائه تظلم ها و شكايت هاي متعدد از جانب من به مراجع دولتي وانتظامي.
4- عدم اعزام به بيمارستان با توجه به تاثير گذاري انفرادي و شرايط سخت زندان با عنايت به تاكيد پزشك متخصص مغز و اعصاب زندان.
5- عدم اجازه اختيار وكيل و عدم تدوين قرار وثيقه در زمان مقرر و عدم توجه به لوايح و مدارك قانوني ام و عدم الصاق آنها به پرونده.
6- امحا كردن مدارك پرونده توسط قاضي و بازجويان بدون حضور وكيل و يا نماينده قانوني ام و عدم كارشناسي در خصوص اموالم بعد از 26 ماه بلا تكليفي.
در خاتمه تقاضاي رسيدگي داشته و خواستار پيگيري مصرانه شكايتم را وارائه پاسخ از آن مرجع محترم دارم.
والسلام
اكبر امير زاده ايراني
مورخ 1384
July 9, 2005 12:18 AM | نویسنده: اميرزاده
سلام آقای دودانی عزیز!
واقعاً به شهامت همهتان افتخار میکنم. به این که واقعاً هنوز هم هستند کسانی که به فکر آزادی و آزادی آزادی هستند، افتخار میکنم.
موفق باشید.
June 19, 2005 4:23 PM | نویسنده: مهرداد
هوشنگ عزيزم، سلام!
گاه آنست كه فرصتي تاريخي را پاس بداريم.
شكستي اتفاق نيفتادهاست.
بنظر من اين يك پيروزي است كه بفهميم بايد بموقع و متحد عمل كنيم. وقتي شرايط تغيير ميكند بايد تصميمي منطبق با شرايط مربوطه اتخاذ كرد.
من اما بر خلاف دوستاني مثل شبح كه ميگويند انگشتشان را آلوده نكرده اند و راي دهندگان اپوزيسيون رابه باد انتقاد و توهين گرفته است ميگويم: من اما شناسنامهام را براي آرمانهاي آزاديخواهي آلودم و به اين انتخاب خويش افتخار هم ميكنم. چرا كه با منطقي معنامند و عملي به موضوع نگريستم نه خيالپردازانه.
از آلودن ميگويد اما من پيش از توهين او در پست دو روز پيش خود به آلودن اقرار كرده ام.
اما اكنون، فرصتي پيش آمده براي اپوزيسيون و كسانيكه دير عمل ميكنند؛ هنوز فرصتي براي جبران مافات هست.
راي مخدوش !
يادمان نرود هر سحن جايي و هر نكته مكاني دارد. اين ادعا كه بگوييم حرف مرد يك كلام است منطبق با دگماتيسم است.
حالا كه معين نيست بايد كاري كرد تا نه هاشمي راه يابد نه احمدي نژاد. يعني راي مخدوش بيشتر از راي به هاشمي و احمدي نژاد شود.
پيرو طرح قبليام(راي مخدوش=راي به جمهوري) و نيز موقعيت جديد براي دور دوم انتخابات غيردموكراتيك با حضور هاشمي ۲۰۰۵ و احمدي نژاد ۱۴۰۰سال پيش، فرصتي دوباره پيش آمده تا با راي مخدوش مشروعيت مورد ادعاي نظام را رد نماييم.
در اين باره حتما خواهم نوشت.
اميدوارم اين بار اپوزيسيون و طرفداران معين قدر اين فرصت تاريخي را بدانند.
اينهم آخرين آمار راي خوانده شده در ساعت ۹ شب:
راي مخدوش: راي۱.۲۲۱.۹۴۰
هاشمي:۶،۱۵۹،۴۵۳راي.
احمدي نژاد:۵،۷۱۰،۳۵۴راي.
كروبي:۵،۰۶۶،۳۱۶راي.
قاليباف:۴،۰۷۵،۱۸۹راي.
لاريجاني:۱،۷۴۰،۱۶۳راي.
مهرعليزاده:۱،۲۸۹،۳۲۳راي.
جمعا:۲۹،۳۱۷،۰۴۲راي.
تا فرصت هست.
همه با هم براي اتحاد اپوزيسيون بكوشيم.
June 18, 2005 10:11 PM | نویسنده: سينا هدا
سلام
من با ازاه شما اين متن را در وبم گذاشتم
June 17, 2005 3:31 PM | نویسنده: مردی به نام هيچ کس
من اين عمل شجاعانه شما رو تحسين مي كنم و به اين همه شهامت و شرافت شما غبطه مي خورم .
پيروز باشيد .
پيروز باشيم .
June 17, 2005 11:54 AM | نویسنده: ساروي كيجا
درود بر شما.
June 17, 2005 6:04 AM | نویسنده: Saeid
هوشنگ جان برایت احترامی فوقالعاده قائلام. پاینده باشی.
June 17, 2005 5:57 AM | نویسنده: هاله
سلام / وبلاگ شعر گروهی چکش را بخوانید / منتظریم
June 17, 2005 4:43 AM | نویسنده: چکشعر
سلام. لینک داده شد.
June 17, 2005 4:26 AM | نویسنده: خبرچین
هوشنگ عزيزم!
از حضور خلوت انس به نام زيبايت برخوردم و خود را رساندم:
براي معروفي عزيز جيزي را نوشتم كه مخاطبشان هم تو و هم ديگر عزيزان ميتواند باشد؛ پس عينا آنرا تكرار ميكنم:
سلام دوستان!
سلام عباس معروفي عزيزم!
درود بر شما ، و درود بر هوشنگ دوداني عزيزم!
بر آستان روح بزرگ شما تعظيم ميكنم، و خاك پايتان را مي بوسم.
نميدانم چه بايد كرد؟
اما گويا بايد كاري كرد...
براي خود، براي خود بايد كاري كرد...
ما هم بايد كاري كنيم،
نميدانم چه كاري؟!
اما بايد كاري كرد،
اين حس دارد در درونم قوي ميشود،
بايد به آن پاسخ دهم،
بايد كاري كرد...
اما نميدانم چه بايد كرد...
زنده باد روح آزاد شما كه در هيچ بندي نميگنجد و قرار نمي گيرد...
و ميخواهد پرواز كند،
پرواز...
آري! بايد پرواز كرد...
شايد كار ما هم همين باشد...
پرواز...
June 16, 2005 9:37 PM | نویسنده: سينا هدا