بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۱۵ مهر ۱۳۸۴

جایزه صلح نوبل برای مبارزه با خطر هسته‌ای

کمیته نروژی نوبل نیمی از جایزه صلح امسال را به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و نیم دیگر را به رییس آن محمد البرادعی داد. آنها از میان 199 نامزد دریافت جایزه صلح برگزیده شده‌اند. در بیانیه کمیته نوبل آمده است که جایزه صلح برای کوشش‌های آژانس و رییس آن در جلوگیری از کاربرد نظامی انرژی هسته‌ای، و نیز تضمین ایمنی هر چه بیشتر آن در کاربرد‌های صلح‌آمیز به آنها داده شده است.

افزایش خطر گسترش سلاح‌های هسته‌ای و همزمانی آن با افزایش درگیری‌های محلی و منطقه‌ای، و بویژه جهانی شدن شبکه‌های تروریستی، و خطر دستیابی تروریست‌ها به سلاح‌های کشتار جمعی، به اهمیت کوشش‌های جهانی برای مهار آن افزوده است. با این نگاه، دادن جایزه صلح نوبل به آژانس و رییس آن هم نشاندهنده اهمیت کوشش‌های آنهاست و هم اعتبار جهانی جایزه نوبل یاری‌رسان کوشش‌های آنها خواهد بود. این جایزه جایگاه و اهمیت بحران‌ هسته‌ای حکومت ما را نیز یک بار دیگر در برابر چشم‌ها می‌گذارد که در سال‌های گذشته به کوشش آژانس و بویژه رییس آن از پیچ‌های تند گذشته و هم‌اکنون نیز بار دیگر در پیچی هولناک گرفتار آمده است.

بحران هسته‌ای حکومت ما اگر در این بستر جهانی گذاشته نشود پیامدهای هولناکی برای نسل‌های امروز و آینده ایرانیان خواهد داشت. بحران هسته‌ای حکومت ما در بستر یک بحران فرهنگی پدید آمده و به یک بحران سیاسی هولناک فراروییده و هم‌اکنون در جایی در جا می‌زند که تنها با تصمیم عالیترین مقام‌های حکومتی سرنوشت آن تعیین می‌شود بدون اینکه مردم، نمایندگان آنها، کارشناسان دانش هسته‌ای و آگاهان از رمز و رازهای آن توان تاثیرگذاری در آن تصمیم‌ها را داشته باشند. برای نخستین بار حکومت ایران در جایی گرفتار آمده است که پیش از آن تنها حکومت صدام در عراق به آن دام افتاده بود و رهایی نیافت.

در کشور ما بازیچه سیاسی شدن دین مردم آنچنان فرهنگی پدید آورده است که سخن گفتن از ماده بی‌دینی تلقی شده و سیاست‌بازان ‌مسوولیت‌ناشناس هم آن را دانسته به خدمت کوته‌بینی‌های رقابت‌های سیاسی خود درآورده‌اند، گذشته از باورهای عامیانه‌ای که همه جا هست و سخن گفتن از ماده را مادیگری دانسته و آن را هم برابر با پول گرفته‌اند و آنچه که با آن به دست می‌آید، از تجمل در زندگی تا بی‌بندوباری در رفتار فردی و اجتماعی. نتیجه آن است که حتی بسیاری از دانشگاه‌دیده‌های ما هم با ابعاد فاجعه‌ای که در بحران هسته‌ای حکومت ما نهفته است آشنایی ندارند و ناتوان از یک گفتگوی ساده بی‌پیش‌داوری و بدون تعصب‌های گروهی در باره آنند. بسیاری هنوز نمی‌دانند مساله چیست و به گمان من هسته فاجعه در اینجاست و نه در سیاستی که حکومت ما خود را در آن گرفتار کرده است. سیاست سیاست است و برای به کار افتادن خرد در آن هیچ‌گاه دیر نیست و همواره می‌توان با تصمیم‌های خردمندانه از چنین پیچ‌هایی گذشت که حکومت ما در آن گرفتار است، اما تصمیم خردمندانه به آگاهی از کار جهان و جهانیان نیاز دارد. حکومت ما با بستن دهان‌ها راه را بر آگاهی خود و مردم بسته است و این ناآگاهی بسیاری را آماده کرده است تا با تعصب‌های بی‌خبری به دام شیادی‌های آشکار و نهان بیافتند. گذشته از اطلاع‌رسانی‌های یک‌سویه، یا اطلاع‌زدایی‌های سیاسی هدفمند، بسیاری هنوز نمی‌دانند رادیواکتیویته چیست، بکرل به چه می‌گویند، و چون از چگونگی کار رآکتورهای هسته‌ای هیچ آگاهی ندارند، نمی‌توانند تصوری هم از ابعاد خطری داشته باشند که در آن نهفته است. ماده رادیواکتیو بنا بر قانون طبیعی مهارنشدنی خود تقسیم می‌شود و پرتوهای رادیواکتیو را می‌پراکند. کوچکترین خطای انسانی یا فنی در رآکتورهای هسته‌ای فاجعه‌ای پدید می‌آورد که نمی‌توان آن را تنها با کشته یا بیمار و ناتوان شدن انسان‌ها توضیح داد، چرا که پیامدهای آن به نسل‌های انسانی آینده نیز گذر کرده، و با پیش‌بینی‌ناپذیری آن، هستی نوع انسان تهدید می‌شود.

پس از نخستین کاربرد انفجار هسته‌ای علیه انسان‌ها، در ماه‌های پایانی جنگ جهانی دوم در ژاپن به سال 1945، تا به امروز آگاهی انسان از خطرهای آن و بویژه از خطر رادیوآکتیویته برای زیست‌بوم و زندگانی انسان‌ها فزونی فراوان یافته است، اما ابعاد هولناک فاجعه در آن است که آن آگاهی پخش نشده و در میان مردم گسترش نیافته است. امروزه برای انسان دانسته است که رادیواکتیویته در اندازه‌های بزرگتر تنها با بود و نبود انسان‌ها در سیاره ما سروکار ندارد و برای آن است که گفته می‌شود هسته اتم هرگز نباید کالایی در بازار باشد. انسان در هسته اتم مرز خود را یافته است، گذر از آن مرز هستی انسان را به بازی می‌گیرد، و دیری است که از آن مرز گذشته شده است. اما افکار عمومی از یک سو بی‌خبر گذاشته شده و کنار مانده است و از سوی دیگر زمانی که به میدان می‌آید از آگاهی لازم برای داوری و تصمیم برخوردار نیست. و چه هولناکتر که در میان شمار اندکی که براستی از ابعاد فاجعه آگاهند کسانی اسیر آوازه یا فزون‌خواهی مالی شده و به بازی با هستی انسان تن می‌دهند و هسته اتم را نه تنها به بازار بلکه به بازار سیاه نیز می‌کشانند. خطر بزرگتر از آن است که در نگاه نخست دیده می‌شود. دانستن چنین واقعیت‌هاست که بر اهمیت کار آژانس بين المللی انرژی اتمی می‌افزاید، و می‌توان به هوشیاری کمیته نروژی نوبل آفرین‌ها گفت که در زمانی مناسب با تصمیمی مناسب به یاری آژانس برخاسته است.

پ.ن:

محمد البرادعي کیست، و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي چه می‌کند.

علي آقامحمدي سخنگوي شوراي عالي امنيت ملي: پرونده‌ي هسته‌اي ايران راهي جز مذاكره ندارد.

احمد شیرزاد: نگاهي به سياست خارجي ناكام هسته‌اي در ماههاي اخير.

مهران كرمى: اعطاى جايزه صلح نوبل به آژانس جهانى انرژى اتمى و مدير كل آن محمد البرادعى به مثابه تائيدى بر عملكرد اين نهاد بين المللى كوچك اما تاثير گذار در روند صلح جهانى بوده است.

فرشاد محمودى: البرادعى طى اين دو سال آمريكايى ها را آرام، اروپايى ها را براى مذاكره با ايران دعوت و ايران را به همكارى با آژانس تشويق كرده است.

محمدجواد روح: با انتخاب «محمد البرادعي» دبير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي بعنوان برنده جايزه صلح نوبل، حكومت ايران به اولين حكومتي تبديل مي شود (پس از جنگ سرد) كه دو بار اين جايزه براي به چالش كشيدن موقعيت آن هزينه مي شود. (جايزه اول به «شيرين عبادي» داده شد). واقعا كه عجب كشور مهمي هستيم!

محمدعلی ابطحی: تشویق برادعی توسط بنیاد جایزه صلح نوبل، به دعوت مجدد دنیا به حل وفصل دیپلماتیک پرونده هسته ای ایران تعبیر میشود .