بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۲۵ آبان ۱۳۸۴

شعر، آتش است

منوچهر آتشیتو مثل لاله‌ی پیش از طلوع دامنه‌ها
- که سر به صخره گذارد،
غریبی و پاکی
ترا، ز وحشت توفان، به سینه می‌فشرم
عجب سعادت غمناکی!

«شعر، آتش است» از سخنان منوچهر آتشی است. اما عنوانی برای این شعر او نیست. آن را من برای به سینه فشردن شاعر بر آن بالا گذاشته‌ام. او خود نوشته است:
«شعر واقعی از رنج روح مایه می‌گیرد نه از تفنن. و روح رنجیده هم نعره می‌زند و هم می‌نالد و هم سکوت می‌کند و ...هم همه را با هم.»

و من نعره و ناله و سکوت را، همه را با هم، در شعر شاعر گذاشته و او را به آغوش می‌کشم. عجب سعادت غمناکی!

و این هم چرایی رنجش روح من: شكرالله عطارزاده، نماینده بوشهر در مجلس، منوچهر آتشی را به ضديت با دين و انقلاب متهم كرده و او را عامل ساواك خواند.

دیدگاه خوانندگان (1)

براي من موضع راهيافته بوشهر قابل درك است. بنده خدا همچنان در دوره پرتاب اتوبوس به سر مي برد و ژستهاي «چهره هاي ماندگار» را نمي تواند درك كند. آخر، نمي داند كه كشتيبان را سياستي ديگر آمده و پوپوليسم هم به ابزارهاي ديكتاتور افزوده شده است.