گل سیاه بزرگی در آفتاب شکفت
منوچهر آتشي امروز، یکشنبه 29 آبان 1384، در تهران درگذشت. زادروزش دوم مهرماه سال 1310 و زادگاهش دهرود دشتستان بود. او شعرش را پرچین نخلهای سوخته در ریگزاران جنوب ایران کرد:
ای نخلهای سوخته در ریگزاران،
حسرت میندوزید از دشنام هر باد
زیرا اگر در شعر حافظ گل نکردید
شعر من - این ویرانه - پرچین شما باد.
درگذشت آتشی شاعر همان است که در زبان شاعرانه او کسوفی در صبح بایستی گفته شود. صبح زندگانی او در دفتر روزگاران ما ایرانیان. غم از دست رفتن او تنها برای لحظههایی گل سیاه بر آفتاب زندگانی جاودانش خواهد انداخت و کنار خواهد رفت. او با ماست، و این گزینش آگاهانه زندگانی شاعرانه خود او بود که خود آن را اینگونه به یادگار گذاشت:
من، یار آنانم که زیر آسمان کس یارشان نیست.
«وقتی آزادی اندیشه وجود داشته باشد، خردمند هنرور خیلی بیش از سیاستمدار سودجوی ترسان از زوال حکومت خود میداند که باید نظم و قاعده در زندگی و هنر باشد، و چگونه نظم و قاعدهای هم باشد.» این جملهها را نیز آتشی شاعر نوشته است. او خدمتگزار نظم و قاعده در زندگی و هنر بود، چون آزادی اندیشه را شناخته و خود پاسدار خستگیناپذیر آزادی اندیشه بود.
پ.ن:
سیمین بهبهانی: «بسیار زود از دست ما رفت.»
زندگينامهی خودنوشت منوچهر آتشي: «مساله علاقمندي من به شعر و شاعري به دوران كودكيام باز ميگردد خيلي كوچك بودم كه به شعر علاقهمند شدم، اما اولين تجربه عشقي در چاهكوه اتفاق افتاد او نيز توجهي پاك و ساده دلانه به من داشت, آن دختر خيلي روي من تاثير گذاشت و در واقع او بود كه مرا شاعر كرد.»
حافظ موسوی: «بر معيارهاي مسلط اخلاقي، سياسي و اجتماعي شوريد.»
سهيل محمودی: «آتشي به يك معنا معلم همهي نسلهاي پس از خودش، نسل قبل از ما، نسل ما و جوانهاي امروز است.»
عليرضا طبايي: «شعر آتشي بيانگر محيط جنوب، تشنگي و سوختگي سرزمينش و دردهاي مردمش بود.»
شاپور جوركش: «نگاه من به آتشي نگاه عاشقانه شاگرد به استاد است.»
كاووس حسنلي: «منوچهر آتشي يكي از پايههاي اصلي شعر امروز بود.»
مهدي كروبي: «غروب نابههنگام آتشي، دلهاي ما را افسرد.»
سيمين دانشور: «به خودم هم تسليت ميگويم. حيف!»
دبيرخانهي جايزهي شعر خبرنگاران: «براي او سرنوشت شعر امروز اهميت فراواني داشت.»
عزتالله ضرغامي: «كوچ تابسوز و جانسوز شاعر توانا و چهره ماندگار شعر و ادب فارسي، استاد منوچهر آتشي، موجب تاثر و تالم فراوان شد.»
غزل تاجبخش: «انتخاب منوچهر آتشي به عنوان چهره ماندگار مرا بسيار شگفتزده كرد.» «با شنيدن اين خبر صبح زود با آتشي تماس [گرفته] و به ايشان تبريك گفتم.»
علي باباچاهي: «بيگمان اگر هر كدام از ارگانهاي دولتي يا غيردولتي ميخواستند با يك معيار سنجيده دست به انتخاب چهرههاي ماندگار بزنند در زمينه شعر منوچهر آتشي ميدرخشيد.»
شهرام رفیع زاده: «منوچهر آتشی می تواند یقین داشته باشد که دیگر هیچ آتشی نمیتواند دلش را بیشتر بسوزاند.»
برادرزاده آتشی: «همیشه می گفت مرا کنار مختاری خاک کنید!»
علی اصغر سیدابادی: «گاهی برگزیدگان به جایزهها اعتبار می دهند.»
محمدعلى سپانلو: «او، محيط بر تاريخ و زبان و آگاه از سرگذشت ملتش، نقش انكارناپذيرى در اشاعه شعر جديد، تفكر جديد، تعميم و آموزش ادبيات خلاقه، همپا با رشد ادبيات جهانى داشت.»
رضا براهنى: «درگذشت منوچهر آتشى، نيماى جنوب ايران، ضايعه اى است جبران ناپذير براى شعر فارسى. تصويرسازى بى همتا، نزديك به روح شاعرانه اشياى بومى، شاعرى عاشق، خطركننده در به كارگيرى واژه هاى جديد، شكننده وزن هاى جامد در جهت سطرهايى انعطاف پذير، و عاشق وارد كردن واژه هاى بومى به زبان شعر.»
على معلم دامغانى: «انصافاً حرفش با حكومت ها به خصوص در دوره قبل - كه تجلى ايشان در آن دوره بود - به خاطر عدالت و مردم و انسانيت بود.»
محمدرضا شفيعى كدكنى: «با نخستين كتابش در صدر شاعران نسل خويش قرار گرفت و طبيعت جنوب ايران را در شعر خويش به زيباترين صورتها تجلى داد.»
ضيا موحد: «آتشى بيش از هر شاعر معاصر ديگر لحظه هاى ناب و وحشى در شعر خود دارد.»
عليرضا قزوه: «آتشى انسانى بزرگ بود.»
مهدی محسنی: «پیرمردی شاعر که سراپا آتش بود.»
محمود کوير: «آفرين بر دل عاشقش. آفرين بر شعر تابناک و مرواريدش!»
جلال سرفراز: «کلمات اما آتشی را به جهان بر می گردانند.»
مصطفي معين: «اگر چه تلخيهاي فراوان از بيانصافيها و تنگنظريها و هنرناشناسيهاي دوران ديد اما سخنش شيرين بود، از دل برميخاست و بر دل همگان مينشست.»
عليرضا بهنام: «آتشي همواره معرف چهره شاعران نسل هاي بعد از خودش بود.»
احمد مسجدجامعي: «در گفتوگو با نسلهاي شاعران پس از خويش و با شاعران نسل انقلاب به اين مهم رهنمون شد كه “آنكه گذشته ندارد، آينده هم ندارد”»
اداره كل روابط عمومي سازمان صدا وسيما: با ابراز تاسف و تالم تسليت گفته است.
از طرف شاعران آستارايي و حلقهي ادبي فرانو: اكبر اكسير، منصور بنيمجيدي، داوود ملكزاده، آرش نصرت اللهي، احسان شفيقي، صفا شفيقي، افشين خدامرد و كانون شعر شهريار آستارا: «منوچهر آتشي آتش ناميراي آتشكده شعر ايران بود.»
ايرج شمسزاد: «حتا كساني كه شعر نو نميفهميدند، دوستدار او بودند.»
پوپك دهشهري: «منوچهر آتشي پيش از آنكه چهره ماندگار شود، يا شاعر چيرهدست باشد، “معلم” بود، پس به احترام آقاي معلم، “برپا!” »
منيرو رواني پور: «با شعر خود زندگي کرد و با شعرش مرد.»
محمد سعید حنایی کاشانی: «او ماندگاريش را از قلمش خواهد داشت.»
محمود فرجامی: «آتشي آدمي با شهامت و مسوليتپذير بود.»
بهزاد كشميرىپور، گزارشگر صداى آلمان در تهران: «آتشی در میان مذهبیان و غیرمذهبیان، در میان دستاندرکاران جمهوری اسلامی و مخالفانش، دوست و معترض بسیار داشت. دوستانش، گذشته از دوستداران شعر، مجذوبان سلوک بیآلایش و صفا و مهر او بودند و معترضانش بیشتر انگیزههای سیاسی داشتند تا دلایل اخلاقی و ادبی.»
عطاءالله مهاجرانی: «آتشی زندگی ظاهری را بدرود گفت. با شاباشی از صدا و سیما به عنوان چهرهی ماندگار و دشنامی در پی آن شاباش که در آخرین روزهای عمر هم از یاد نبرد که در کدام سرزمین زیسته است.»
مهرداد قاسمفر: «آتشى، براى نسل ما كه از اواخر دهه شصت، دل به شعرى يكسر متفاوت بست، حضورى بود كه تا سال ها تأييد و تكذيب اش، چيزى شبيه حرف آخر بود؛ گيرم بى آنكه بدان اعترافى كنيم؛ اگرچه او بسيار بيش از آنچه تكذيب كند، تأييد كرد؛ و اين بيشتر از هر چيز شايد، نمودى از روشنايى جانش بود.»
پرستو دوکوهکی: «او، واقعن، چهرهی ماندگار شعر و ادب است.»
كانون نويسندگان ايران: «درگذشت اندوهبار منوچهر آتشی، يكی از برجسنهترين شاعران ايران و عضو ديرينهی كانون نويسندگان ايران را به جامعهی ادبی ايران و جهان تسليت میگوئيم.»

دیدگاه خوانندگان (1)
چه ایدولوژی بمب گزار عرب را به خیابانهای اهواز میفرستد؟؟؟
November 29, 2005 10:38 PM | نویسنده: فرید