تجربه ایرانیان، در خدمت صلح
هماکنون دیدم خانم جمیله کدیور با عنوان «گوارای وجودتان» در وبلاگ خود شادمانه در باره انتخابات فلسطین و پیروزی حماس نوشته است. واکنش من به نوشته ایشان نوشته کوتاه زیر بود که به زیر نوشته خانم کدیور افزودم و اینجا هم میگذارم:
حماس دیگر نه یک سازمان خیریه و نه یک سازمان مسلح بلکه یک نیروی سیاسی است. سیاستمدارانش بهتر است به این واقعیت سیاست آگاه گردند که امکان سازندگی سیاست نامحدود نیست همچنانکه امکان تخریب جنایت هم هرگز نامحدود نبوده است. خوشبختانه در کشور ما کسانی هستند که با آرمانهای حماس آشنا هستند و با محدودیتهای سیاست نیز آشنا شدهاند. همه دلسوزان مردم فلسطین بهتر است بیدرنگ حماس را به واقعبینی فرابخوانند. حماس بهتر است راه حل دو کشور را در فلسطین بپذیرد و از ترور دوری گزیند. تجربه نشان داد که شناسایی یکجانبه اسراییل هنوز به معنی راه حل دو کشور نبود، اما راه را برای آن هموار کرد که امروزه میوهاش را حماس نیز میچیند. بدون شناسایی راه حل دو کشور بنبستی بیش در انتظار آنها نخواهد بود. و اما مبارزه علیه اشغال میهن خود نیز در چارچوب هنجارها و قانونهای بینالمللی پذیرفته شده است و با کشتار مردمان و ترور روانی و جسمانی آنها بسیار تفاوتها دارد. پس موضوع حماس ترور است که باید از آن دوری گزیند و نه مبارزه مسلحانه با اشغالگران تا بن دندان مسلح. بنلادن و بنلادنیها جنایتکارند. حماس اما چیز دیگری است. ترور و تهدید جنایتکارانه تن و جان انسانها یک چیز است و مبارزه با اشغالگران و جنایتکاران چیزی دیگر. جنبش آزادیبخش فلسطین، و الفتح هم، هنوز مبارزه مسلحانه در برابر اشغالگران مسلح را کنار نگذاشته است. حماس بهتر است به تجربه همه مردم فلسطین روی آورد و نه اینکه تنها با تجربه خود ادامه دهد. حماس با دوری گزیدن از ترور و تروریستها بایستی راه گفتگو برای صلح را باز نگهدارد. من شادمانی شما را درک میکنم و خود نیز شادمانم. اما ما بهتر است واقعیتها را نیز بر زبان آوریم.
8 بهمن 84
