با انتخابات مجلس خبرگان
سید زینالعابدین گرامی اندیشههایش را در باره مجلس خبرگان به روی کاغذ آورده و پیشنهادهایی هم دارد و آن را برای من هم فرستاده است. من از خواندن اندیشهها و پیشنهادهای ایشان بسیار لذت بردم. و از صمیم قلب سپاسگزار ایشان هستم و کار ایشان را، جدا از هرگونه بحث و گفتگوی محتوایی ضرور، ستودنی میدانم. در آن هم نگاه کارشناسانه و هم مسوولیتپذیری شهروندانه یافتم. اما نخست نیاز دارم چیزهایی جدا از اندیشههای ایشان بگویم.
مجلس خبرگان یکی از رکنهای قانون اساسی کشور است و وظایفی قانونی دارد، با ویژگیهایی که هم بحث و گفتگوی کارشناسانه و حقوقی در باره آن ضروری است و هم بحث و گفتگوی شهروندانه چون گونهای از دخالت شهروندانه در آن وجود دارد. من با علاقه هر دو را دنبال خواهم کرد و نگاه کارشناسانه زینالعابدین گرامی برای من ارزشمند و آموختنی است.
اما انتخابات مجلس خبرگان این بار ویژگیهایی دارد که گمان میکنم بهتر است نگاهی هم به آن بیاندازیم. یکی شرایط عمومی کشور و همسایگان آن و سیاستی که آمریکا در پیش گرفته است که آشناست و هر روزه در باره آن میخوانیم یا مینویسیم و هنوز بایستی نوشت و گفتگو کرد.
و دیگر زمانهای که به سر بردیم و به سر میبریم و دگرگونیهای کشوری و جهانی سرسامآور در سهدههای که عالمان دینی به کشورداری نیز پرداختند و میتوان گفت وظیفه دوگانهای به دوش داشتند، بدون آمادگی پیشین. هم وظیفه همیشگی تاریخی آنها و هم کشورداری در سالهای طوفانی سپری شده. سه دهه کم نیست. آنها نیز یک تغییر نسلی ناگزیر را پیشاروی خود دارند این از یک سو، و از سوی دیگر تجربه این سه دهه و پیشرفتها و در جا زدنهای آن دگرگونیهایی را ناگزیر کرده است. دگرگونیهایی که مردم آن را هدایت میکنند. دوم خرداد 76 و سه تیر 84 نشان داد که مردم به هنگام احساس نیاز به دگرگونی هراسان نمیشوند و کار خود را پیش میبرند.
اگر اندکی از قیل و قالهای روزانه فاصله بگیریم و به انتخابهای مردم بنگریم خواهیم دید که بار گرانی به دوش عالمان دینی گذاردهاند. دگرگونیهای سرسامآور جهانی و کشوری و نیاز به پاسخدهی علمی به آن، نیاز به تغییر نسل پس از سه دهه کار طاقتفرسای کشورداری و دگرگونیهایی که به هر دلیل با آمادگیهای پیشین بخشهایی از عالمان دینی ما سازگار نبود، چیزهایی نیست که نادیده گرفته شود و خسران به بار نیاورد. رییس جمهور امروزی کشور ما و رییس مجلس امروزی کشور ما هر چه باشند دیگر از عالمان دینی ما نیستند. رییس و دبیر شورای امنیت کشور هم. اینها چیزهایی نیست که از چشم عالمان دینی ما پنهان مانده باشد. و من با اطمینان و دلسوزانه میتوانم بگویم که روندی طبیعی و برآمده از نیازهای کشور بوده و در آن هیچ دسیسهای یا کوششی علیه روحانیت یا موقعیت تاریخی آنها در کشور نمیبینم. اما اگر به گفتههای سالمندان روحانی ما در یک ساله گذشته توجه کرده باشیم نمیتوان گفت که آنها هم مانند من میبینند. چگونه دیدن من برای آنها هیچ تعهدی به بار نمیآورد، اما هم چگونه دیدن من و هم آنگونه که آنها میبینند گمان میکنم مسوولیتزاست برای هرکس که با آن همدلی داشته باشد. و من نیاز دارم این را بگویم.
هرگونه شکاف افتادن میان عالمان دینی ما، دستکم بیش از آنچه که هست، و هرگونه تشدید شکافهای اجتماعی میان آنها و دیگران را در انتخابات مجلس خبرگان به سود آنها و مردم و کشور نمیدانم. گمان میکنم سالمندان شیردلی که نزدیک به سیسال کشور را از طوفانها گذراندند با دیدن شور و شوق آشتیدهنده ما به شوق خواهند آمد. و آنها بهتر است ببینند که در دلهای ما جای دارند. و این بایستی در زبان و رفتار ما نیز بازتاب یابد. و ما بایستی بتوانیم این روح را در برابر آنها نمایان سازیم. برای آن خیال میکنم بایستی گفتگوهای آنها را با حوصله دنبال بکنیم و همواره آماده کمک کردن باشیم. آنها به شیوه خود، و ما هم به شیوه خود. اما انکشاف خواستها و نیازها در میان خود آنها بایستی بر خواستهای ما پیشی داشته باشد. وضعیت کشور و نیازهای مردم بگونهای است که انتخابات آینده شوراها و مجلس بایستی برای بازتوزیع قدرت بوسیله مردم باشد و باز توزیع آشتی دهنده قدرت در مجلس خبرگان بایستی در خدمت آن گذاشته شود، تا امنیت خاطر اجتماعی ضرور برای عالمان دینی ما از یک سو و مردم از سوی دیگر فراهم آورده شود. پس بحث و گفتگو در باره اندیشهها و پیشنهادهای سید زینالعابدین گرامی را به آینده واگذار میکنم و جدا از آن نیاز دارم بگویم:
همه آنهایی که زبان، نگاه و رفتار آشتی دهنده و اطمینانبخش دارند به پیش. برای آن دیگران هم جا هست، شتاب نکنیم، انتخابات شوراها و مجلس نیز در راه است.
