ایران، خانه مشترک ما
احساس میکنم
در چشم من
به آبشر اشگ سرخگون
خورشید بیغروب سرودی کشد نفس،
احساس میکنم
در هر رگم
به هر تپش قلب من
کنون
بیدار باش قافلهئی میزند جرس.
در خبری خواندم که بخشی از عزیزترین یادگاران زنده زمین ما، بازماندگان هولوکاست، اعلام کردهاند که میخواهند به ایران بروند و از آنچه بر آنها رفته است با ایرانیان سخن بگویند.
قدمهایتان بر روی چشمهای من. ایران، میهن من، خانه شماست.
رواق منظر چشم من آستانه توست،
کرم نما و فرود آ، که خانه خانه توست.
