بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۲۰ شهریور ۱۳۸۵

هفته خوب، یا هفته خوبی‌ها

می‌توانم بگویم این هفته برای من هفته خوبی بوده است. جرج بوش رییس جمهور آمریکا گفته است که می‌خواهد حکومت ایران را بشناسد. اگرچه حکومتیان آمریکا به جز آن چیزهای دیگری هم گفته‌اند، اما همین گفته جرج بوش نشانه‌ای از این واقعیت دارد که حکومتیان آمریکا حکومت ایران را نمی‌شناسند. و اینکه جرج بوش می‌خواهد آن را بشناسد خوب است. سالیان سال وابستگی حکومت ایران به آمریکا پرچم استقلال دولتی را در میان ایرانیان چشمگیرانه برافراشته است، و سالیان سال سوء استفاده از قدرت دولتی، و آن هم نه تنها در زمانی که آمریکا مهمترین شریک حکومت ایران بوده است، شوق رهایی و آزادی را در میان ایرانیان دامن می‌زده است. نه تنها استقلال به معنی نادیده گرفتن واقعیت‌های جهان هم‌بسته و پیوسته امروز نیست، بلکه تازاندن شوق آزادی فراتر از آزمون تاریخی مردمان آزادیخواه نیز اگر به هرج و مرج نرسد به حکومت‌های آمرانه امنیت‌آور خواهد انجامید. جرج بوش و دستیارانش نه تنها حکومت ایران، بلکه سرزمین، فرهنگ و مردمان ایران را نیز بخوبی نمی‌شناسند و آزمون تاریخی آنها را نادیده می‌گذارند. و شاید ناگفته‌های این هفته را نیز.

علی لاریجانی و خاویر سولانا روز شنبه به گفتگو نشستند. و از آن چیزی نگفتند جز اینکه گفتگوها خوب، سازنده و مثبت بوده است و روز یک‌شنبه نیز ادامه خواهد یافت. و این یعنی آنها گوش شنوا برای سخنان همدیگر پیدا کرده‌ بودند. گفتگوهای روز یکشنبه انجام گرفت و پس از آن گفتند که پیشرفت‌هایی به دست آورده‌اند، و برخی سوء تفاهم‌ها را از میان برداشته‌اند. و مهمتر اینکه گفتگوها ادامه خواهد یافت. بیش از این چیزی نگفته‌اند، اما به همین گفته‌های اندک و کردار دیپلمات‌ها می‌توان امیدها بست و این خوب است. خانم گلدا مایر سیاستمدار اسراییلی، که نخست‌وزیر هم بوده است، زمانی گفته بود پس از آنکه دیپلمات شده بوده نخستین چیز که باید می‌آموخته چیزی نگفتن بوده است و آن هم به چند زبان. و اکنون ما می‌توانیم امیدوار باشیم که با دیپلمات‌های جدی و مسوولیت‌شناس سروکار داریم، هم از سوی ایران و هم از سوی اروپا و این خوب است. اما موضوع چیست و جدیت و مسوولیت‌شناسی آنها در کجاست، یا بهتر بگویم در کجا بایستی باشد.

بسیار در این سال‌ها و ماه‌ها از انرژی هسته‌ای سخن رفته است، و بسیاری هم آن را با بمب اتمی یکی دانسته‌اند یا توانایی تشخیص و تمیز آن دو را از یکدیگر نداشته‌اند. دشواری یک دشواری واقعی است و کانون بحران برنامه هسته‌ای ایران هم در همین دشواری نهفته است، و از آن سوء تفاهم‌ها زاده شده و گاه سوء استفاده هم شده است. بدون شناخت آن دشواری نمی‌توان کار دشوار دیپلمات‌های ایرانی را دریافت.

انرژی هسته‌ای همان بمب اتمی نیست، اما راه‌های علمی و تکنیکی رسیدن به آن دو یکسان یا موازی هم هستند. تفاوت تعیین کننده در آن است که در این یکی واکنش‌های زنجیره‌ای کنترل ناشده است و به انفجار گرما‌هسته‌ای می‌انجامد و بمب اتمی نام می‌گیرد. در آن دیگری اما واکنش‌های زنجیره‌ای کنترل می‌شود و از انرژی به دست آمده مانند دیگر انرژی‌ها برای زندگانی بهتر انسان‌ها سود برده می‌شود. تفاوت میان ویرانی، نابودی، کشتار جمعی با بمب اتمی و بهتر کردن زندگانی روزانه انسان‌هاست. فن‌آوری آن دو اما یکسان یا موازی هم است. پس هراس در سرشت پدیده نهفته است و ناامنی می‌زاید. اعتماد به خود پدیده نمی‌تواند وجود داشته باشد. گذر از این به آن دیگری شدنی است. اعتماد بایستی به کاربران و مسوولان آن باشد، یعنی همان‌هایی که کنترل واکنش‌های زنجیره‌ای به اراده سیاسی آن‌ها وابسته است. هراس‌زدایی از افکار عمومی جهانیان و اعتمادآفرینی در دیگران وظیفه سنگین دیپلمات‌های ایران است که این روزها هم در رفتار سنجیده و هم در گفتار اندک اما اطلاع‌رسان به آن پرداخته‌اند. بایستی تلاش کرد که انسان و بیم و امیدهایش در مرکز توجه دیپلمات‌های ایرانی باشد. و از آن‌ها خواست همه کار بکنند، جز آنچه که به گفتگوها و ادامه آن آسیب می‌رساند. سنگینی وظیفه و دشواری مسوولیت در سرشت پدیده است و نه در خواست یا اراده مخالفان و رقیبان دولت ایران. رفتار و گفتار این روزهای دیپلمات‌های ایران نشان از مسوولیت‌شناسی دارد.

و اما اروپا. دولت‌های اروپایی با ارزیابی نادرست از نتیجه انتخابات دوره نهم به بازیی پرداختند که فرجام نیکی نمی‌توانست داشته باشد. شاید وقت آن نباشد که به گذشته پرداخته شود اما کشاندن پرونده ایران به شورای امنیت، و آن هم بگونه‌ای که آن دولت‌ها کشاندند، گونه‌ای درگیر شدن آن‌ها با سیاست داخلی ایران بود و آن هم با ابزار پرونده هسته‌ای ایران. نه شیوه‌ای که به کار بردند با اراده مردم ایران سازگار بود و نه توسل به اولتیماتوم با استقلال دولت ایران سازگار. بویژه صبر و انتظار آنها در آستانه انتخابات و پس از آن بسیار ناگفتنی‌ها را بیان می‌کرد. در نیم سده گذشته دموکراسی در ایران از رفتار حکومتیان آمریکایی بسیار آسیب‌ها دیده است. رفتار حکومت‌های اروپا پس از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری ایران هم نشان داد که دموکراسی امروزه تنها با رفتار حکومت‌ها و گروه‌های نادموکرات تهدید نمی‌شود، بلکه هنوز بسیار بیش از آن از خود دموکراسی آسیب می‌بیند و از دموکرات‌ها. آسیب با مبالغه و افراط در تاکید بر ارزش‌های دموکراتیک و بویژه نادیده گرفتن آزمون تاریخی مردمانی که سازنده دموکراسی هستند. دولت‌های اروپایی بایستی کماکان همتای خارجی دولت ایران باقی بمانند، و مسوولیت‌شناسی دیپلمات‌های اروپایی نیز در اینجاست که سنجیده می‌شود. بازگشت به گفتگوهای هدفمند با دولت ایران، و پرهیز از تهدید یا دخالت در جایی که تنها اراده مردم ایران پاسخگوی آن است.

زمان آن است که گفتگو کنندگان به سوی هم راه سپارند و با سازش‌های هدفمند شریک‌های با اعتباری برای یکدیگر باشند. تلاش‌های لاریجانی و سولانا ارزشمند بوده است و راه گفتگو را باز کرده است. نخست وزیر فنلاند از زمان مناسب برای پیگیری گفتگوها سخن گفته است. این خوب است. و هم او گفته است که اروپا فعالانه در گفتگوها شرکت خواهد کرد. فنلاند ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد و از سوی اروپایی‌ها سخن گفته است و این نیز خوب است. برای من هم مانند بسیاری از ایرانیان امیدوار هفته خوبی است، فراموش نکنیم که هنوز بامدادان دوشنبه است.