ايران، کشور قدرتمند و نجيب
علی لاریجانی دبیر شورایعالی امنیت ملی در یک گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری مهر گفته است: «ايران کشور قدرتمند و نجيب است و آماده است قدرت خود را براي ايجاد صلح و آرامش پايدار در منطقه بسيج کند و هميشه نگاه احترام آميزي نسبت به همه همسايگان خود داشته است.»
و درست همین را بایستی قدرتهای گفتگوکننده با ایران دریابند که هنوز آن را بخوبی درنیافتهاند. و نه تنها آن، بلکه لاریجانی بر مسوولیتپذیری ایران در نطام بینالمللی نیز تاکید کرده است. در باره جدلی که او به کار برده است میتوان چون و چرا کرد اما گزارش او از چهار دور گفتگو با سولانا مهمتر است. او میگوید:
«من صراحتا مي گويم در مذاکرات ما با آقاي سولانا ما به اموري که براي پيشبرد مذاکرات سازنده است دست يافتيم اين مسير منطقي است و برنامه روشني مي تواند هم براي رفع نگراني آنها از عدم انحراف فعاليت هاي هسته اي ايران و هم حفظ حقوق ملت ايران در توليد سوخت هسته اي و غني سازي اورانيوم براي مصارف صلح آميز ترسيم نمايد.» و از تشکیل کنسرسیومی با دیگر کشورها برای زدودن نگرانیها نیز پشتیبانی کرده است.
سولانا به دنبال چیست؟ او سیاستمداری آزموده و دیپلماتی کارآشناست. اگرچه در ایران حکومتی ایدیولوژیک به نام دین فرمان میراند اما جرج بوش نتوانست دریابد بالاتر از آقای خامنهای تنها خدا جای گرفته است و جایی برای آقای بوش در آن میان نیست. جرج بوش و دستگاه حکومتی او نتوانست دریابد نیروی نهفته در بیانیه آقای خامنهای پس از برگزاری انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری ایران از کجا آمده بود. آنها تنها خدا خداها را از ایرانیان میشنوند اما نمیدانند که فصل پنجم قانون اساسی کنونی ایران در باره «حق حاکمیت ملت و قوای ناشی از آن» است و نتیجه آن انتخابات هم در آن راستا بود. و نیرو و استواری آن بیانیه آقای خامنهای هم از آنجا آمده بود. جرج بوش و دستگاه حکومتی او هنوز حق حاکمیت ملت ایران و قوای ناشی از آن را به رسمیت نشناخته است. درک جرج بوش برای من دشوار نبوده است اگرچه حکومت آمریکا ناتوان از درک واقعیتهای کشور من بوده است. اما سولانا دیگر درک ناشدنی میشود اگرچه من همه کوشش خود را به کار خواهم برد او را نیز درک بکنم. لاریجانی اما نه تنها درک شدنی است بلکه درست میگوید آنجا که میگوید:
«مسئله کره شمالي با شرايط ايران کاملا متفاوت است. ايران همچنان عضو NPT است و همچنان بازرسي هاي آژانس در تاسيسات هسته اي ايران ادامه دارد. علاوه بر آن ما بارها بطور رسمي و متناوب گفته ايم که نه تنها به دنبال بمب هسته اي نيستيم، بلکه آماده ايم تا درچارچوب NPT در خصوص مکانيزم هايي براي حصول اطمينان بيشتر درباره عدم انحراف فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران به سمت اهداف ممنوعه به توافق متقابل برسيم. ما بارها گفته ايم مخالف توليد و تکثير سلاح هاي کشتار جمعي هستيم و اثرات مخرب چنين سلاح هايي را در جنگ صدام بر عليه ملت ايران حس کرديم هر چند همين کشورهاي بزرگي که خود را حافظ NPT مي دانند و شعار مي دهند پيش از اين سلاح هاي کشتار جمعي در اختيار صدام قرار دادند!».
بر بالای سر رهبر کره شمالی اما خدایی نیست و او سرنوشت ملتی فقیر را با بمب اتمی به بازی گرفته است و اینگونه برای جرج بوش هم جا باز میشود بر بالای سر او، چرا که از حق حاکمیت ملت و قوای ناشی از ملت نیز در کره شمالی نشانی یافت نمیشود و دسترنچ مردم نیز در مسابقه تسلیحاتی بیبهره بر باد میرود. شاید هم این همه بازی با حکومت ایران، که نه با تعلیق غنیسازی اورانیوم به جایی میرسد و نه با انجام آن، برای آن است که حکومت ایران را نیز به دام انداخته و به گرداب مسابقه تسلیحاتی بکشانند. مسابقهای که ابرقدرتی چون شوروی را به خاک سیاه نشاند اگرچه میتوانست سفینه بر کره ماه نیز بنشاند. و ایران در همسایگی ترکیهای که عضو پیمان ناتوست و افغانستانی که با ناتو اداره میشود به تنها چیزی که نیاز ندارد مسابقه تسلیحاتی است که هرگونه آغاز گردد مسابقه با ناتو خواهد بود.
اما لاریجانی دبیر شورایعالی امنیت ملی هشیار است و این هم یک بار دیگر از زبان او و پیمان او با ایرانیان: در دکترين امنيت ملي ايران، سلاح اتمي، شيميايي و بيولوژيک جايي ندارد.
پس میتوان به دنبال درک آقای سولانا و بازیهای نماینده بوش در شورای امنیت بود. آیا سولانا میداند که درک ناشدنی میشود؟ آیا اروپا میداند که از راه شورای امنیت هم اگر به جایی برسد همانی است که حکومت ایران هم نمیخواسته است. در دکترين امنيت ملي ايران سلاح اتمي جايي ندارد. و از سختگیریها هم تنها خاطره دردناک بیتوجهی به رنجهای مردم ایران بر جا خواهد ماند که تحریمهای شورای امنیت هم تنها میتواند بر آن بیافزاید و نخواهد کاست.
