بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶

شکافی ژرف بر چهره تاریخی تونی بلر

تونی بلر، نخست وزیر بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی، با انرژی و شور همیشگی خود در میان شادی و رقص هواداران حزبش روز 27 ژوئن امسال را زمان کناره‌گیری خود اعلام کرد. او کامیابترین رهبر حزب خود از زمان تاسیس آن تاکنون بوده است و توانست سه بار پیاپی حزبش را به قدرت برساند. بلر جوانترین نخست وزیر تاریخ بریتانیا بوده است و پس از خانم تاچر بیشترین زمان زمامداری را داشته است. و تاچر با اصلاحات بیرحمانه اقتصادی و چسبندگی دردناک به قدرت راه را برای پیروزی چشمگیر بلر و اصلاحات اجتماعی او هموار کرده بود. ده سال پس از روی کار آمدن بلر بریتانیا دیگر همانی نیست که او تحویل گرفته بود. داده‌های اجتماعی و اقتصادی نشان از کامیابی او در پرداختن به رویاهای خویش به هنگام زمامداری دارد. از پویایی اقتصادی، نرخ بهره پایین، بازار کار گسترده تا بهبود زندگی فقیران و کم درآمدها و بازنشستگان که می‌تواند همچون رویاهای تحقق یافته یک رهبر حزب کارگران و زحمتکشان در صفحه‌های تاریخ بنشیند و از او چهره‌ای ماندگار بسازد. چهره‌ای که با دستاوردی تاریخی در ایرلند شمالی همواره ناآرام و خونین، همچون یک صلح‌آور نامدار می‌توانست همین امروز نیز تاریخی گردد اگر همراهی بی‌چون و چرای او با رییس جمهور آمریکا در اشغال عراق چون و چرا بر آن نمی‌نهاد.

دستاوردهای دوره نخست وزیری بلر انکارناپذیر و دیدنی است و قله تابناک آن روز سه‌شنبه همین هفته در ایرلند شمالی بود که برای نخستین بار دشمنان خونریز دیروز در کنار هم و با هم حکومت آشتی را تشکیل دادند. چون و چرا در آنچه که او در عراق کرد اما راه به آینده می‌برد و در آینده پاسخ داده خواهد شد اگر چه همین امروز هم بسیاری پاسخ آن را یافته می‌دانند و بلر واقع‌بین و واقع‌گرا در سیاست را هم به سادگی می‌توان قانع کرد که پیامدهای اشغال عراق را به درستی ارزیابی نکرده بوده است. اما حتی پس از آن نیز چون و چراها پایان نخواهد یافت. دشواری داوری در واقعیت‌های زمانه‌ای پایه دارد که او را پروراند و رویاهایی که پدید آورد و مسوولیت تصمیم‌گیری و اجرای آنها را به دوش بلر نهاد.

بلر امروز در همانجایی که سیاست را آغاز کرده بود کناره‌گیری از قدرت را اعلام کرد. جا همان جا بود اما زمانه دیگر شده بود. میان آغاز و پایان دوران زندگی سیاسی بلر 11 سپتامبری هست که با انسان‌ستیزی و تمدن‌ستیزی بی‌مانندش جهان و نگرش انسان‌ها به آن را نیز دگرگون کرد. هواپیمای مسافربری همچون سلاحی برای کشتن خود و دیگران به کار گرفته شد با نابودی هدفی که نظامی نبود و با فروریختن آن هزاران انسان نیز جان می‌باختند. در آن روز هیچ کس در سیاست یا سربازی آمادگی شلیک به هواپیمای مسافری ربوده شده را نداشت. بلر اما بیشتر از بوش رییس جمهور آمریکا آمادگی رویارویی با آن فاجعه را داشت. و او در رویارویی با پیامدهای آن فاجعه آنچنان با بوش همراهی کرد که نلسون ماندلا با ریشخند او را وزیر خارجه بوش نامید.

بلر به هنگام روی کار آمدن بوش نخست وزیر بود. و بوش سرخورده از آنچه در دوره ریاست جمهوری کلینتون روی داده بود به پاشنه دیگر روان آمریکایی در سیاست خارجی چرخیده و انزواجویی پیشه کرده بود و تا 11 سپامبر نیویورک هم با آن روان زمامداری می‌کرد. بلر اما پیش از 11 سپتامبر نیویورک با انزواجویی بوش همراه نشد. بلر سیاستمدار پرورده روان روشنفکری دهه‌‌های هشتاد و نود سده گذشته میلادی است که چگونگی رویارویی با خودکامگان کانون اندیشه‌ورزی سیاسی و اجتماعی آن بود. آیا می‌توان حق‌کشی، خودکامگی و انسان‌ستیزی حاکمان را دید و کماکان دست روی دست گذاشت و خود را انساندوست و دموکرات هم نامید؟ در برابر حکومت‌هایی که مردم خویش را سرکوب می‌کنند وظیفه دولت‌های دموکرات چیست؟ فروپاشی دولت شوراها در اتحاد جماهیر شوروی نیز پیش از آنکه به ناتوانی رهبران سیاسی در سازگار کردن آن با نیازهای زمانه برآورد گردد نشانه‌ای از پیروزی دولت‌های دموکرات دانسته شد. نه تنها روشنفکران، بلکه سیاستمداران واقعگرا نیز سازوکار سازمان ملل در دفاع از حاکمیت مستقل دولت‌ها و پرهیز از مداخله در امور داخلی آنها را کهنه و سپری شده می‌دانستند. بلر از سیاستمدارانی بود که با آن روان همراهی کرد و دخالت انساندوستانه را اخلاقی و وظیفه دولت‌های دموکرات دانست. او تا آنجا پیش رفت که مداخله در دیگر کشورها را پذیرفت اگر در خدمت ارزش‌های آزادی، حقوق بشر و جامعه باز و آزاد باشد. او و بسیاری دیگر مانند او قوم‌کشی‌ها و نسل‌کشی‌های باور نکردنی، حتی در اروپای پس از جنگ سرد، را با آن پاسخ می‌دادند. امروزه هم کمتر کسی است که بلر را برای چنان اندیشه‌ای سرزنش کند یا برای آنچه در یوگوسلاوی پاره پاره شده و با صدام پیش از لشکرکشی به عراق کرد.

بلر با خود درگیری نداشت حتی پس از 11 سپتامبر نیویورک نیز. او امروز به هنگام اعلام کناره‌گیری هم شور و سرزندگی همیشگی خود را داشت. بلر سال‌ها پیش حتی از حقوق بین‌الملل نوینی سخن می‌گفت که دفاع از ارزش‌های انساندوستانه و دموکراتیک را پذیرفته باشد و در برابر جور و خودکامگی حاکمان به ملت خود سکوت نکند. با 11 سپتامبر نیویورک اما پرده انزواجویی بوش درید و از آن ضربه نظامی پیشدستانه بیرون پرید، با نادیده گرفتن حقوق بین‌الملل و سازمان ملل متحد و نه کوشش برای بهبود حقوق بین‌الملل یا سازوکار سازمان ملل متحد. آنچه را که در عراق پس از صدام گذشت تنها نمی‌توان با برآورد نادرست پیامدهای اشغال نظامی عراق توضیح داد. از دخالت انساندوستانه برای رهایی ملت رنجدیده عراق از جور صدام هم نمی‌توان سخن گفت. از سلاح کشتار جمعی و بمب اتمی صدام سخن گفته می‌شد و اشغال عراق با آن توجیه می‌شد. چیزی که با سقوط صدام یافته نشد و به جای دخالت انساندوستانه برای دفاع یا گسترش ارزش‌های دموکراتیک و حقوق بشری و جامعه آزاد، دروغ نشست، دروغی شرم‌آور. بلر متهم است که با آن دروغ همراهی کرده است به جای آنکه در برابر آن ایستادگی نماید. و چنین است که شکافی ژرف بر چهره تاریخی بلر می‌افتد و تاریخ نگاران را نیز هم امروز دوپاره می‌کند.

من ایرانی اما بلر دیگری را هم می‌شناسم. بلری که به هنگام سراسیمگی جرج بوش انزواجو در آمریکا وزیر خارجه خود را روانه ایران کرد. در آن روزها بخت با ایران یار بود که خاتمی رییس جمهور ایران بود و توانست به آن ابتکار بلر پاسخی درخور بدهد. من تا به امروز ندیده‌ام خاتمی یا بلر در آن باره سخن گفته باشند. برای من آن کار بلر، نخست وزیر بریتانیای کبیر، یک ضربه رهایی‌بخش بود. و درست در روزهایی که ماندلا به تلخی می‌گفت بلر وزیر خارجه بوش شده است، من ایرانی شادمان بودم از آنکه چنان است. بلر در آن روزها توانست اسیر سراسیمگی جرج بوش و همکارانش نماند و با فرستادن وزیر خارجه بریتانیای کبیر به ایران دریچه‌ای به سوی تمدن را به روی حکومت ایران باز نگهداشت، در روزهایی که برج‌های دو قلوی نیویورک ددمنشانه فروریخته بود. آن دریچه باز ماند و در نگاه من برای ایران و رهایی‌اش از آسیب سراسیمگی زمامداران آمریکا نقشی تاریخی بازی کرد. بلر نشان داد که با واقعیت‌های ایران آشنایی بهتری دارد تا جرج بوش. و او نشان داد که توانایی و شجاعت بهره‌گیری از شناخت خود را نیز داشته است. در آن روزها جرج بوش ایران را در کنار عراق در محور شرارت می‌نشاند و با آن هرگونه شرارتی علیه ایران می‌توانست توجیه شود. و بدینگونه است که بر برداشت و نگاه تاریخی من ایرانی به بلر نیز شکاف می‌افتد. درست در جایی که او از نگاه بسیاری از مردمان خطایی تاریخی کرده و با دروغی شرم‌آور همراه شده است برای من ایرانی رهایی‌بخش بوده است. رهایی از دغدغه بسته شدن همه راه‌ها به روی ایران. افسوس خاتمی خود حتی پس از زمامداری هم از آن روزها سخن نگفت تا این چنین برداشت‌ها از آنچه در برابر دیدگان گذشته است با محک واقعیت‌های نهان و پشت پرده نیز سنجیده شود. بلر هم مانند خاتمی به نیکی و بدی روزگار خود همانند خیر و شر مذهبی می‌نگریست و بلر در تصمیم‌گیری‌هایش نیز به آن پایبند بود. «عمل کردم به آنچه که درست می‌پنداشتم»، بلر با این سوگند کناره گیری از قدرت را در حوزه نمایندگی خود اعلام کرد، در جایی که بالا رفتن از پلکان قدرت را با رای مردم آغاز کرده بود.

نظام سیاسی بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی پادشاهی مشروطه است با دموکراسی نمایندگی پارلمانی. آنگونه پادشاهی که بلر پیش از اعلام کناره‌گیری حتی برای ادای احترام به دیدار پادشاه نرفت. رهبر حزب اکثریت در مجلس عوام نخست‌وزیر می‌شود. درست آن است که گفته شود بلر از رهبری حزب خویش کناره‌گیری کرده، و برای آن نیاز نیست به دیدار پادشاه برود، و بدین ترتیب نخست‌وزیری را نیز واگذار می‌کند. نخست بایستی کسانی نامزد رهبری حزب بشوند و برای آن بایستی دست‌کم پشتیبانی 44 نمانیده حزب در پارلمان را داشته باشند. نامزدها چهار هفته در درون حزب با هم رقابت خواهند کرد. پس از آن روند گزینش آغاز می‌شود که در آن نمایندگان حزب در پارلمان کشوری و اروپایی، اعضای حزب و اتحادیه‌های کارگری رهبر تازه حزب را بر‌می‌گزینند. پس از آن روز 27 ژوئن بلر شرفیاب خواهد شد و استعفای خود از نخست‌وزیری را تقدیم پادشاه خواهد کرد. و پادشاه از رهبر تازه حزب خواهد خواست که نخست‌وزیر شده و وزیران تازه را به مجلس معرفی نماید. در همین روند جانشین رهبر تازه حزب هم تعیین شده و معاون نخست‌وزیر خواهد شد.

جانشین بلر هر که باشد تا پایان دوره کنونی مجلس عوام نخست‌وزیر خواهد بود و این فرصتی خواهد بود برای او که خود را از سایه بلر برهاند تا بتواند با رای مردم بریتانیا بار دیگر حکومت کند. با توان، شور و محبوبیتی که بلر داشت و میراثی که از او باقی می‌ماند جانشین او کار دشواری در پیش خواهد داشت.

دیدگاه خوانندگان (1)

مهرناز از تهران:

من همیشه دوستش داشتم دلم براش تنگ میشه