بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶

چگونه بنویسیم، نوشته‌ای بی‌پایان

بخش نخست این نوشته بی‌پایان

چگونگی رابطه زبان و زندگی اجتماعی موضوعی کهن اما همواره یک موضوع روز بوده است. چون زندگی اجتماعی پویا و بالنده است و زبان نیز بایستی با آن پویایی و بالندگی همراه شود یا با آن سازگار گردد. در همه دوران‌ها کسانی که نگاه انتقادی به مناسبات اجتماعی و زندگانی سیاسی داشته‌اند به آن رابطه نیز پرداخته‌اند. پیش من پرداختن به زبان برای نظریه‌پردازی یا یافتن قاعده‌های همگانی برای آن نبوده و نیست، بلکه دعوتی است به توجه به زبان، دعوتی برای کاربرد دلسوزانه آن. دعوت به مسوولیت در برابر زبان. زبان وسیله ارتباط است، وسیله تفاهم، وسیله فهمیدن، وسیله فهماندن و نیز آسان کردن همه آنها برای انسان‌ها. در نگاه من زبان بایستی به احساس همنوعی میان انسان‌ها نیز یاری رساند. و در چگونه نوشتن هم آن را دنبال می‌کنم.

از نوشتن چه کسی و در کجا سخن می‌گوییم؟ من از گورکی گفتم که نویسنده بود و تابوتش بر دوش رهبران سیاسی کشورش به آرامگاه رفت. و رهبران سیاسی زمان مرگ او از آن اعتبار گرفتند، و از اعتبار گورکی زمانی که من با نوشته‌های او آشنا شدم هیچ نکاست. فردوسی شاعر را هم داریم که بایستی در همان رده نویسندگان به او نگریست و می‌دانیم که رفتار رهبران سیاسی زمانه‌اش با او چه بود و چه بدنامی تاریخی در فرهنگ ایرانیان برای آنها به بار آورد. من با پرداختن به جایگاه ویژه نویسندگان، و در اینجا نویسندگان به زبان‌های مادری ایران، می‌خواهم جایگاه ویژه اجتماعی آنها را بپذیرم و استقلال آنها را حتی در این گفتگو هم به رسمیت بشناسم و به استقلال آنها احترام گذارم و پس از آن به کار خویش بپردازم. نویسنده صاحب سبک است. سبک چیست و رابطه نویسنده با آن چیست؟ پاسخ آن را می‌توان به خود نویسندگان واگذار کرد که خوشبختانه در ایران شناخته شده هستند و به استقلال حرفه‌ای هم رسیده‌اند و شناختن آزادی عقیده و بیان را در ایران مدیون آنها هستیم. کانون نویسندگان هم جایگاه استقلال حرفه‌ای آنها بوده است. نویسنده ما اگر سبک را تا چگونه نوشتن هم گسترش داده باشد، و در چگونه کنار هم گذاشتن الفبا هم ویژگی شخصی و فردی از خود نشان دهد، و آن را یکی از شاخص‌های نوشتاری خود بداند، من از او خواهم پذیرفت. کسی که یک یا چندین کتاب چند هزار سطری یا چند هزار صفحه‌ای روانه بازار کتاب کرده باشد بی‌شک با دشواری‌هایی در نوشتن هم کلنجار رفته است و برای آن راهی یافته است. عرق‌ریزان جسم و جان نویسنده برای نوشتن عرق‌ریزانی فردی و شخصی و جانفرساست هر چند هم با عشق به نوشتن همراه بوده و برای او لذتبخش باشد.

این امکان وجود دارد که میان فرد نویسنده و چگونگی نوشتن او رابطه‌ای شخصی و فردی پدید آید. و تا آنجا که به فرد برمی‌گردد ما هر نظر یا داوری به سبک یا شیوه نگارش و چگونگی نوشتن نویسنده داشته باشیم بایستی آن را از او پذیرفته و به آن احترام گذاریم. با احترام به نویسندگانی که در عرق‌ریزان روزان و شبان نوشتن‌ها به شیوه نوشتاری ویژه خود رسیده‌اند و می‌خواهند از آن پاسداری کنند، نویسندگان از دایره هدف این نوشته بی‌پایان کنار گذاشته می‌شوند با گوش شنوای همیشگی برای دیدگاه‌های آنها. آنها می‌توانند آنچه را که با نام خود منتشر می‌کنند با انتشار دهندگان آن به گفتگو گذارند. با پذیرش اینکه ما به هر راهی برویم و نتیجه چنین گفتگوها به هر جا برسد من از استقلال آنها دفاع خواهم کرد. از استقلال فردی فرد نویسنده و شاعر و هنرمند در آفرینش هنری خویش، و از استقلال حرفه‌ای آنها در رابطه با حرفه‌های دیگر در زندگانی اجتماعی. مسوولیت در برابر زبان بخشی از مسوولیت اجتماعی است و نویسنده اگر به چنان استقلال فردی و چنین استقلال حرفه‌ای رسیده باشد بخوبی از دیگران نیز خواهد پذیرفت که به مسوولیت‌های فردی و اجتماعی خویش بپردازند. هیچ یک از اینها اما مانع گفتگو نیست. و بویژه گفتگوهای روشنگرانه. ارتباط زبانی زنده و جاندار از پیش نیازهای زندگی اجتماعی امروزین است. و روشنگری نیز بخشی جدایی ناپذیر از آن است. و زبان بایستی در خدمت گذر از مانع‌ها یا از میان برداشتن مانع‌ها باشد.

انسان با آغاز زندگی اجتماعی زبان را برای همفکری، بیان همدردی و شرکت در غم و شادی دیگران به کار برده است. انسان بسیار پس از سخنگویی و زبان گفتاری به نوشتن و زبان نوشتاری پرداخته است و زبان نوشتاری هم در همان راستا گسترش می‌یافته است. اما جایی که انسان دخالت ارادی یا آگاهانه و هدفمند در روند رشد و گسترش زبان داشته است نمی‌توان گفت همواره به آن آگاه بوده، یا به آگاهی خود وفادار مانده، یا هدف‌هایش را به درستی در آن راستا برگزیده است. چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی زبان از ساده به پیچیده سیر کرده است. اما گاه پیچیدگی راه کج کرده و سد راه پیشرفت گشته و انسان ناگزیر بوده است برای ساده کردن و زدودن پیچیدگی‌های دست و پا گیر تلاش کند. نگاهی به زبان پیش از مشروطیت ایران و زبان امروزی ما چه در گفتار و چه در نوشتار گواه درستی گفته‌های بالاست.

گسترش فزاینده رسانه‌های گروهی و همگانی هم در خدمت گسترش زبان بوده است، و هم چه در گفتار و چه در نوشتار زبان را هم دگرگون کرده است. به هنگام اندیشیدن در باره زبان به چگونگی رشد رسانه‌ها و چشم‌اندازهای آینده آن نیز بایستی اندیشید. بی‌توجهی به آن بی‌توجهی به چگونگی رشد زبان خواهد بود و تلاش‌ها را به بیراهه خواهد کشاند.

اگر امروز بخواهیم در باره زبان، بویژه در باره چگونه نوشتن آن بیاندیشیم، بایستی بدانیم که رسانه‌ها در دوران رشد پرشتاب چند رسانه‌ای شدن و همزمان با آن چند رسانه‌ای کردن رابطه‌های اجتماعی هستند. دوران چندرسانه‌ای یا همان مولتی مدیا آغاز شده و به زندگی اجتماعی نیز راه یافته است. گذشته از قیل‌ و قال‌های سیاست، که بویژه در ده ساله گذشته رسانه‌ها و تلاشگران و زحمتکشان رسانه‌ای هم در کوران آن بوده‌اند، رسانه‌های ما هم آن را دریافته‌اند و گام‌های چند رسانه‌ای شدن هم برداشته شده است. اگر چه می‌توان گفت ذهن ایستای برآمده از روان و فرهنگ ایستای بخشی از گروه‌های اجتماعی اینجا هم در جا زدن را خوش دارد و در آن جا خوش می‌کند، و آنچه را که می‌یابد و در خدمت سیاست‌های خود در می‌آورد کار خود را پایان یافته می‌داند. اما اینها همه حاشیه است و قلب زندگانی در جای دیگر می‌تپد. رسانه‌های ما چند رسانه‌ای شدن را پذیرفته و به دوران آن پا گذاشته‌اند.

امروزه صدا، نقاشی، عکس، حرکت و واژه‌های نوشته شده، یعنی رادیو، تلویزیون، سینما و روزنامه را همزمان و یک جا می‌توان در زندگی اجتماعی به کار گرفت. با هزینه بسیار کمتر از یک یک آنها در زمانه پیش از چندرسانه‌ها یا مولتی مدیا. دیجیتال آنی نیست که در زبان سیاستمداران ما صفر و یک نامیده می‌شود و آن را با سیاه و سفید دیدن یکی می‌دانند و در ستیزهای سیاسی به کار می‌گیرند. دیجیتال یک انقلاب فناوری است که آغاز شده است و در همین آغاز راه همه رنگ‌های طبیعت را بسیار آشکارتر و روشنتر از آنچه که تا کنون در کتاب‌ها بوده است نشان می‌دهد. چند رسانه‌ای شدن دیجیتالی به زندگی اجتماعی انسان راه یافته است و دگرگونی‌های انقلابی در آن پدید می‌آورد. آموزش در جامعه و دبستان نباید از آن دور نگهداشته شود. چون انقلابی که راه افتاده است راه خود را باز می‌کند. همچنانکه آن انقلاب به رسانه‌های گروهی و همگانی راه یافته و به یگانگی آنها یاری کرده و ساختار چند رسانه‌ای پدید آورده است، آنها را هم به خدمت خویش درآورده و به همه جای زندگانی اجتماعی انسان راه خواهد یافت. آموزش و پرورش بویژه آموزش زبان، چه آموزش همگانی و چه پرورش کارشناسان آن نمی‌تواند به آن بی‌توجه باشد، چرا که آن با زبان سر و کار داشته و در امروز و آینده زبان نقش دارد.

نقطه عزیمت امروزی ما به هنگام اندیشه و گفتگو در باره زبان، و آموزش آن، بایستی واقعیت چند رسانه‌ای شدن رابطه‌ها و نیز امکان‌ها و توانایی‌های نهفته در آن را نیز در بر داشته باشد. آسانی، توان نفوذ و بویژه توان گسترش این دستاورد سترگ انسان امروزین را هرگز نباید دست کم گرفت. هیچ یک از دستاوردهای گذشته انسان سرعت رشد و توان گسترش همگانی دیجیتالی و رایانه‌ای شدن رابطه‌ها را نداشته است. و هیچ یک از آنها به سادگی آن نیز نبوده است چرا که همه دستاوردهای آسان‌ساز گدشته را بخوبی پذیرا شده و با خود همراه می‌کند. کارشناس اگر کارشناس هر رشته‌ای از نیازهای علمی، اجتماعی، ادبی و فرهنگی بوده باشد اگر از این دستاورد سترگ دور بماند و نتواند آن را در رشته کارشناسی خود به کار گیرد بی‌سوادی بیش نخواهد ماند. چرا که با ورود این دستاورد به گستره سواد او آن را نیز دگرگون می‌کند و سواد گذشته اگر در جا بزند چیزی کمتر از بیسوادی از آن نخواهد ماند. هشدار. ساختارهای چند رسانه بایستی به آموزش و پرورش نیز راه یابد. و گفتگوی ما بایستی بر آن پایه پیش برود تا سرانجامی همراستا با دیگر تلاش‌های اجتماعی داشته باشد. سوادآموزی کلاسی و برون کلاسی چندرسانه‌ای پایه گفتگوست که در آن رایانه افزار، و ساختار چند رسانه‌ای هم بخشی از ساختار آن است. یعنی نوشته، رسم، صدا، عکس و حرکت همزمان در اختیار نوآموز، کودک یا بزرگسال، گذاشته می‌شود.

خواننده این نوشته بی پایان اگر بخواهد با خود، با من یا دیگران به گفتگو بنشیند اگر این پایه‌ها را نادیده بگیرد توان فهم طرف گفتگو را از دست خواهد داد. و این نوشته بی پایان است. من پس از رفع خستگی یا در فرصتی دیگر آن را ادامه خواهم داد.