انسان جهانی، جهان انسانی
در دهههای گذشته جستجوی چرایی عقبماندگی کشور و واپسگرایی مردمان همواره در گفتگوهای اجتماعی ایرانیان جای داشته است. این جستجو در میان کسانی که از دین و مذهب خود ابزار سیاسی و اجتماعی میساختند نیز جایگاهی ویژه داشته است و بسیار زود به جستجوی چرایی انحطاط اسلام فرامیروییده است. در میان آنها اما کمتر پیدا میشد کسانی که بتوانند از انحطاط مسلم سخن بگویند، مسلمی که خود بودند، و مسوولیت کردار خویش را بپذیرند و آن را به باورهای مردمان بار نکنند. تا اینکه آن 11 سپتامبر و آن جنایت باورنکردنی زدن هواپیمای مسافری به برجهای دوقولوی نیویورک رسید. و معلوم شد جهانیان به خواب اندر بودهاند. خوابی که دیده به کردار قربانیان بیتوجهی به کرامت انسان میبسته است. کردار کسانی که از جان انسان سلاح ساخته و در خیابانها منفجر میکردند و از خودکامگانی همچون صدام مزد آن میگرفتند.
پس از آن 11 سپتامبر اما بیداری ناگزیر بود. و ناگزیرتر از هر چیز نگاهی دیگر به خویش، به انسان، و به انسانیت خویش. هر کس در هر جایی اگر دغدغه بهبود زندگانی خود و دیگران را در سر داشت ناچار از پیوستن به آن موج بیداری نوین نیز بود. ناچار از گشتن به دنبال چرایی و چگونگی چنان ددمنشی در رفتار انسان امروزی که از جان انسان سلاح ساخته بود. پیداست که دانشمندان، از طبیعتشناس تا دینشناس، نیز میبایستی به دنبال چرایی آن ددمنشی نوین در رفتار انسانها باشند. و چون آن ددمنشی با پوشش ایمان انجام گرفته بود پیداست که بایستی به چند و چون ایمان کنونی انسانها و رابطهاش با چنان ددمنشی نیز پرداخته شود. در زمانهای که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و اردوگاه سوسیالیستی دانشمندی از پایان تاریخ سخن گفته بود، هیچ شگفتی نخواهد داشت اگر دانشمندی دیگر با فروپاشی با نام ایمان برجهای دوقلوی نیویورک از پایان ایمان سخن گفته باشد. چنین هم شده است و دانشمندی از دانشمندان دانشهای تجربی چنان کتابی نوشته است. و هیچ جای شگفتی ندارد.
نباید شگفتزده شد که دانشمندی کتابی با نام «پایان ایمان» نوشته باشد. نباید شگفتزده شد که آن کتاب در بیداری ناگزیر نوین امروزی انسانها پرفروش شده و خوانندگان بسیار یافته باشد. نباید شگفتزده شد. چرا که جهان ما پر از ایمانهای رنگارنگ است. درصد باورمندان به دینهای گوناگون، و بیباوران به دین و ایمان، و خداناشناسان در میان انسانهای کره خاکی امروزی ما چنین است:
| مسیحیان | 32,9 |
| مسلمانان | 19,8 |
| هندوان | 13,3 |
| پیروان دینهای طبیعی و قبیلهای | 13,0 |
| ناباورمندان | 12,5 |
| بوداییان | 5,9 |
| خداناشناسان | 2,4 |
| یهودیان | 0,2 |
نگاهی به جدول بالا جای شگفتی نخواهد گذاشت اگر کتابی در باره چند و چون ایمان امروزی انسانها پرفروش شده باشد. و آنجا که گفتگو از ایمان بیشترین مردمان منطقه جغرافیایی ما باشد، بیشک از شکوفایی تاریخی فرهنگ آنها در نخستین سدههای پیدایش اسلام نیز سخن گفته خواهد شد. ایمانی که از عربستان امروزی آغاز کرد، از خاورمیانه و مصر گذشت، به شمال آفریقا و نیز تا اسپانیا، پرتغال و مرزهای فرانسه امروزی رسید. فرهنگ عربی آن با فرهنگهای پارسی، یونانی و هندی همراه یا دمساز شد و پس از باختر پرشکوه یونان باستان، خاور شکوهمند را پدید آورد. فرهنگی شکوفان در خاور که تا سدهها شعر و دانش را از هر جا که مییافت به عربی ترجمه میکرد و شناخت فرهنگهای دیگر را گرفته و میپرورد. نظام دهدهی ریاضی و نوشتار آن نیز دستاورد آن دوران است که امروزه نیز به کار میرود و در حدول بالا نیز دیده میشود.
بنیاد فرهنگ درخشان یونان باستان بر اندیشه و بازاندیشی استوار بود و اندیشهورزان به کمک آن به توضیح چند و چون جهان میپرداختند. در خاور اسلامی اما دانش تجربی بر آن افزوده شد و آزمایش و نتیجهگیری از آن، شناخت تجربی انسان از جهان را گسترش داد. با آن شناخت تجربی دریانوردی را گسترش میدادند، داروهای تازه کشف کرده یا میساختند و در بیمارستانهای نوساز شهرهای شکوفان به کار میگرفتند. و نگفته نماند که همان انسانها با افسانههای عشق و شادی، همچون هزار و یک شب، بر شکوه زندگانی خود میافزودند.
و نوادگان آنها نمیدانند چه شد که زمانی چشم بر هم گذاشتند، و زمانی دیگر چشم باز کرده یا نکرده خود را عقب ماندهتر از باختر یافتند.
در مقایسه با آن دوران شکوفان پرشکوه دانش، شعر، عشق و افسانه بود که در روزگار ما کسانی از انحطاط اسلام سخن میگفتند بدون آنکه بدنبال چرایی انحطاط مسلم باشند. مسلمی که اگرچه شعر و افسانه گذشتگان را داشت اما از عشق به انسان همراه خویش و دانش زمانه به دور افتاده بود. جای شگفتی نخواهد داشت اگر اندیشهورزان ما هنوز به دنبال چرایی عقبماندگی کشور ما یا چگونگی واپسگرایی ما در سدههای گذشته باشند و هنوز پاسخی برای آن نیافته باشند. پاسخ چرایی انحطاط آینده را اما در همین امروز میتوان یافت و به سادگی هم میتوان یافت.
این روزها که انسانها در تلاش برای گسست از گذشتهای هستند که به تباهی کشیده شد، تا تباهی سلاح کردن انسان و جان او. این روزها که دانشمندی از دانشمندان دانشهای تجربی با کتاب «پایان ایمان» سهم خویش را در آن تلاش سترگ ادا میکند. این روزها که تلاشهای کوشندگان دانشهای تجربی و شناخت برآمده از آن بخشی ناگسستنی از شناخت بهبودیساز انسان است. همانی که شکوفایی گذشته پرشکوه خاور دوران گسترش اسلام برآمده از میان عربها نیز مدیون آن بود. این روزها که انسانهای تشنه آگاهی و روشنگری کتاب «پایان ایمان» را نیز میخوانند، تا آنجا که آن کتاب پرفروش شده و آن را به زبانهای چندی نیز برمیگردانند. در همین روزها که آینده سازند، نویسنده دانشمند آن کتاب اجازه نداده است آن را به زبان عربی نیز برگردانند. او گفته است ترجمه آن به زبان عربی همچون حکم اعدام برای مترجم آن خواهد بود. و زبان عربی، به خاطر گستردگی آن در میان مردمان جهان، یکی از زبانهای رسمی سازمان ملل متحد است.
خوش باش که پختهاند سودای تو دی
فارغ شدهاند از تمنای تو دی
قصه چه کنم که بی تقاضای تو دی
دادند قرار کار فردای تو دی
