بایگانی ماهانه

January 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

آمار

یادداشت‌ها: 489

دیدگاه خوانندگان: 1299

تا روز: ۱۵ خرداد ۱۳۸۶

سازش ناپذیری و سازش

خانم چری بلر همسر تونی بلر نخست‌وزیر کنونی بریتانیا وکیل دادگستری است. حقوق بشر و جامعه مدنی هم میدان کاری اوست. این روزها که زمان کناره‌گیری تونی بلر از نخست‌وزیری بریتانیاست روزنامه‌نگاران به سراغ همسر او می‌روند و با او هم گفتگو می‌کنند. خانم بلر در یک گفتگوی کوتاه چیز بسیار جالبی گفته بود. پیش از پرداختن به آن، برای اینکه خیال لیبرال فاشیست‌ها را راحت کرده باشم و آنها هم از این نوشته بی‌بهره نمانده و چیزی برای بدنام کردن چری بلر داشته باشند، بهتر است بگویم همین خانم چری بلر ما‌ه‌ها پیش سیاه سوار مترو شده بود، یعنی بلیط نخریده سوار شده بود. ماموران مترو سر رسیده و او را جریمه کرده بودند. عکس و خبر آن نیز به روزنامه‌ها کشید. لیبرال فاشیست به سیاست پیشه‌ای گفته می‌شود که در امور اقتصادی لیبرال و در امور انسانی فاشیست است. و فاشیست چه لیبرال باشد و چه نباشد خوشنامی مخالفان سیاسی خود یا خوشگویی از آنها را تاب نمی‌آورد. و خانم بلر هم مانند همسرش سوسیال دموکرات است. هم سوسیال و هم دموکرات و از دو سو مخالف جناب لیبرال فاشیست. اکنون که پنبه خانم بلر زده شد بروم سراغ آن نکته جالب.

خبرنگار پرسیده است آیا دفاع سازش ناپذیر خانم بلر از حقوق بشر، همسر او را که سیاستمدار است و ناچار از سازش، آزار نمی‌داد. خانم بلر پاسخ داده است ما باید به این ویژگی سیاست احترام بگذاریم.

همین جای آن گفتگو برایم بسیار جالب بود. سازش ناپذیری در دفاع از حقوق انسان‌ها، سازش در سیاست و در پیشبرد برنامه‌های سیاسی. کوشنده حقوق بشر آنگاه که حقوق بشر را ابزار سیاسی می‌کند، ناچار از سازش بر سر آن، یعنی بر باد دادن آماج و آرمان خود و پایمال کردن حقوق انسان‌ها خواهد بود. چون سیاست جای سازش است. سیاست بایستی همگان و همه چیز را با هم ببیند. سیاست بی سازش وجود ندارد. و سازش ناپذیری در دفاع از حقوق انسان‌ها بایستی به سازش در سیاست احترام بگذارد. چرا که سازش ناپذیری در دفاع از حقوق انسان‌ها خود یک ارزش و ارزشی والا و همواره شایسته احترام است. سیاست پیشگان کم توان یا کم تاب و تشنه احترام از همین احترام برآمده از ارزش دفاع از حقوق انسان‌ها فریب می‌خورند و به دام سیاسی کردن دفاع از حقوق انسان‌ها می‌افتند. چنان سیاستمداری دیر یا زود ناگزیر از انسان‌ستیزی خواهد بود.

آنچه این روزها در بریتانیا می‌گذرد، از هر سو که نگاه کنیم، برای ایران و ایرانی‌ها بسیار مهم است. خانم تاچر نخست‌وزیر دهه هشتاد سده گذشته بریتانیا محافظه‌کاری سختکوش بود. تاچر که بانوی آهنین نام گرفته بود نتوانست از آسیب عادت به قدرت و چسبیدن به صندلی در امان بماند و کار به شورش درون محافظه‌کاران آن روزهای بریتانیا کشید. مایکل هازلتاین، از یاران خانم تاچر، چهره برجسته شورشیان محافظه‌کار آن روزها بود. خانم تاچر آسیب دیده از عادت به قدرت و چسبیدن به صندلی نیاز به دگرگونی را درنیافت و به درگیری با شورشیان پرداخت و هدف خود را شکست مایکل هازلتاین گذاشت. تاچر برای آنکه کار خود پیش برد تکنوکراتی به نام جان میجر را پر و بال داد. تاچر با اشگ و آه کناره‌گیری کرد و جان میجر جانشین او و نخست‌وزیر شد. دولتمردی بی فروغ که رکود دوره نخست‌وزیری او به شکست سخت محافظه‌کاران انجامید و تونی بلر با درخششی کم مانند در سیاست و دولتمداری بریتانیا نخست‌وزیر شد. این‌ها را از حافظه و از یادمان‌های آن سال‌ها می‌نویسم و ممکن است چندان هم دقیق نباشد و یا دیگران آن را بگونه‌ای دیگر دیده باشند. اما کسی که جای بلر می‌آید کیست و چه می‌خواهد و چگونه کار می‌کند و با میراث بلر چه خواهد کرد. این مهم است.

برای اینکه خیال انسان‌دوستان دموکرات، از لیبرال تا سوسیال، را هم راحت کرده باشم بهتر است بگویم آن خطای انسانی چری بلر، وکیل دادگستری و مدافع سخت‌کوش حقوق انسان‌ها، از او هیچ نکاست. او مانند هر شهروند رشید و دلیر بریتانیا جریمه را پرداخت. گیرم که او همسر نخست‌وزیر بود و خبرنگاران رفتند سراغ او. خانم شهروند رشید و دلیر هم مانند دیگر شهروندان رشید و دلیر از بخت بد و سر رسیدن ماموران به آنها گفت. اگر به لندن رفتید بلیط مترو را فراموش نکنید. و دیگر اینکه نخست‌وزیر آینده را بشناسید و به ما هم بشناسانید، خواهش می‌کنم.

به گفته خبرنگار خانم بلر از سازمان‌های مدنی روسیه پشتیبانی می‌کرده است و پوتین رییس جمهور روسیه چنان چیزها را دخالت در امور داخلی کشورش می‌داند. خبرنگار پرسیده است آیا مناسبات روسیه و بریتانیا از آن آسیب نمی‌دید. خانم بلر پاسخ داده است آنچه در روسیه می‌گذرد موضوع مردمان آن است و من گمان نمی‌کنم آنچنان مهم باشم که بتوانم بر رخدادهای روسیه تاثیر بگذارم.

و چنین است حتی اگر او همسر نخست‌وزیر بوده باشد. مهم آن است که سیاست و مناسبات با روسیه را تونی و کاخ نخست‌وزیری پیش می‌برد، و نه چری و وکالتخانه او. گیرم که استقلال حرفه‌ای و تلاش‌های چری و وکالتخانه‌اش کار تونی را در کاخ نخست‌وزیری سخت کرده باشد.