ترکیه: دموکراسی یا روسری
نامزدی ریاست جمهوری آقای گول ترکیه را به بحران سیاسی چشمگیری کشاند. دولتمردان و سیاستمداران ترکیه راه برون رفت از بحران را در تلاش بر پایه قانون یافتند. قانون اساسی و قانونهای کشوری چنان راهی را باز گذاشته بود. با انتخابات پیشرس مجلس نمایندگان مردم بحران سیاسی مهار شد. با برگماری گول به ریاست جمهوری از سوی مجلس تازه بحران سیاسی ترکیه خوابید بدون آنکه دموکراسی ترکیه و عنصرهای بحران ساز درون آن به خواب رفته باشد. بحران سیاسی ترکیه به بحران فرد و خانواده گول، رییس جمهور تازه، فرو کاسته شد. نظام حکومتی ترکیه آزمونی دشوار را از سر گذراند. آزمون دشوار برای گول و نظام سیاسی ترکیه اما تازه آغاز شده است.
گول عضو حزب عدالت و توسعه است که پیش از انتخابات در مجلس، همچون نظرسنجیهای پیش از انتخابات مجلس، اکثریت داشت و در انتخابات نیز چنان شد و اکثریت پارلمانی در مجلس تازه را هم به دست آورده است. آقای اردوغان یار و همراه دیرین گول پیش از انتخابات مجلس نخست وزیر بود و پیشنهاد او به مجلس تازه برای نخست وزیری نیز از نخستین کارهای ریاست جمهوری گول بود. رییس مجلس نیز از میان اکثریت پارلمانی برگزیده میشود. بر پایه قانون مجلس پیشین نیز میتوانست در دور سوم رای گیری گول را رییس جمهور کند. در نگاه نخست همه چیز همان است که پیش از برآمد بحران سیاسی بود یا میتوانست باشد. با نگاهی ژرفتر اما دگرگونی در فرهنگ سیاسی ترکیه چشمگیر است و چشمهای کنجکاو را از هر سو به خود کشیده است.
گول و اردوغان گذشتهای اسلامگرایانه دارند. آنها این بار با پشتوانه نزدیک به پنج سال فرمانفرمایی محافظهکارانه و با برنامه اقتصادی لیبرال حزب عدالت و توسعه به میان مردم ترکیه رفتند و پشتیبانی بیشتر شهروندان ترکیه را از آن خود دیدند. کامیابی آنها شناسانی سیاسی دگرگونی اجتماعی ژرفی است که این بار لایههای سنتی، مذهبی و فرودست ترکیه را بر آورده و به هماوردی با لایههای اجتماعی فرادست پیشین کشانده است. فرادستان پیشین مردم را از اسلامخواهی پوشیده گول و اردوغان و حزب عدالت و توسعه میترساندند و گوش شنوای بیشتر از پیش نیافتند.
اسلامخواهی و اسلامیگری از دیرباز در سرزمین ترکیه نمودی برجسته داشته است. آغاز، فرازیابی و فروپاشی امپراتوری عثمانی نیز با اسلامیگری و اسلامخواهی همراه بوده است و ترکیه امروز بازمانده کوچکی از آن امپراتوری است. اسلام با پیروزی ترکمانان سلجوقی در نیمه دوم سده یازده میلادی در آناتولی نمودار میشود. پس از آن تاریخ عثمانی تاریخ گسترش سرزمینی و اسلامخواهی بوده است تا آنجا که سلطان عثمانی را از سال 1517 خلیفه مسلمین کرده و به پاسداری از اماکن مقدس مکه و مدینه نیز میگمارد. با پیشروی تا وین در سال 1683 و ناکامی از تسخیر آن نیروی امپراتوری عثمانی رو به پژمردگی گذاشته و دوران فرود آن فرا میرسد. با آغاز سده بیست میلادی روند فراپاشی امپراتوری عثمانی آغاز میشود و با نخستین برآمد تاریخی اصلاح طلبان لیبرال و اسلامگرای عثمانی برای پیشگیری از آن همراه میشود. اصلاح طلبی لیبرال پان اسلامیستی «ترکان جوان» به رهبری انور پاشا و طلعت پاشا نیز نتوانست از سستی امپراتوری بکاهد و از فروپاشی آن باز دارد، اگر چه آنها در سال 1909 سلطان عثمانی را بر کنار کردند بدون آنکه نظام سلطانی را براندازند.
پس از آن تاریخ عثمانی تاریخ جدایی سرزمینی و سستی بیشتر امپراتوری است تا آنجا که تا سال 1922 با ناتوانی حکومت مرکزی شهرهای ازمیر و استانبول نیز به دست یونانیها میافتد. جنبش مقاومت به رهبری مصطفی کمال پاشا از سال 1919به رویارویی با پراکندگی همه جانبه نیروها و نابودی کشور برمیخیزد و میتواند یونانیها را بیرون راند. با پیمان صلح لوزان در سال 1923 حاکمیت کشوری بر بازماندههای امپراتوری عثمانی بازسازی میشود. پس از برکناری واپسین سلطان عثمانی در 29 اکتبر 1923 جمهوری ترکیه بر پا میگردد. مصطفی کمال پاشا نخستین رییس جمهور ترکیه میشود و سیاست اروپایی کردن ترکیه را با سازماندهی دولت ملی ترک پی میگیرد و سیاست خارجی متوازن با پیروزمندان جنگ جهانی و همسایگان ترکیه را به خدمت آن در میآورد.
جمهوری نوبنیاد بر شوق خلیفهگری در نظام حکومتی در دستگاه کشورداری بازمانده از امپراتوری عثمانی نقطه پایان میگذارد، دستگاه کشورداری و دولت سکولار را جانشین درهمآمیزی دین و دولت در خلیفهگری عثمانی کرده و راه بازگشت آن را سد میکند. به جز آن، اروپایی شدن ترکیه و بهبود وضعیت اجتماعی زنان و افزایش نقش اجتماعی آنها، از همان آغاز برپایی جمهوری ترکیه دو گرایش پایدار چشمگیر آن بوده است تا به امروز. زنان از سال 1930 در ترکیه حق رای یافته و از سال 1934 حق انتخاب شدن نیز داشتهاند. دولت ملی ترک با گرایش اروپایی و پرهیز از خلیفهگری با کوشش برای رهایی زنان از بندهای تاریخی پدرسالارانه با نام و یاد مصطفی کمال پاشا آمیخته است و هم اوست که در ترکیه آتاتورک نام گرفته است.
پدر ملت ترک نامی است سپاسگزارانه برای تلاشهای دوران مقاومت مصطفی کمال پاشا در برابر اشغالگران، و بنیانگزاری کشور نوین، و کوشش برای سازمان و سامان دهی ملت ترکیه. کشوری که نزدیک به یک سده پس از برپایی هنوز بر دروازه اروپا ایستاده است بدون آنکه از تلاش برای ورود دست برداشته باشد، و ملتی که نیم سدهای پس از گشودن راه زنان در زندگانی اجتماعی و سیاسی خود خانم چیلر را به نخست وزیری رساند. دگرگونیهای ژرف اجتماعی که چنین چهره آفتابی داشته است اما گاه و ناگاه خود را در بیثباتی و بحران سیاسی نیز نشان داده است که سایه دو بار کودتای نظامی و فشار گاه گاهی نظامیان بر سیاستمداران و دولتمردان، جنگ داخلی و بویژه انکار هستی و حقوق کردها را بر تاریخچه کوتاه جمهوری ترکیه افکنده است. بحران سیاسی برآمده از نامزدی گول برای ریاست جمهوری ترکیه نیز نشان دهنده دو سویه روشن و تاریک دیرین نظام سیاسی ترکیه است که توانسته است توازنی دیگر به آن بدهد و در جستجوی تعادل کمیاب در دستگاه کشورداری و نظام سیاسی ترکیه است. جستجویی که تازه آغاز شده است و از همان آغاز سایه روسری همسر آقای گول بر آن افتاده است.
این نوشته تازه آغاز شده است و دنباله دارد. در نخستین فرصت آن را پی میگیرم و در پایان همه را یک جا میگذارم.
