شهروند و انتخابات
انتخابات در میان ما به روند گزینش دورهای نمایندگان مردم گفته میشود. حق انتخاب کردن مهمترین حق قانونی مردم است که در قانون اساسی تضمین شده است، و در کنار حق شرکت در همهپرسی، تنها امکان شرکت بیواسطه شهروندان در روند تصمیمگیری سیاسی است. حق انتخاب کردن با رسیدن به سن قانونی انتخاب کردن آغاز میشود و نشاندهنده شهروندی انسان ایرانی است. سن قانونی انتخاب کردن هم اکنون هیجده سال است و قانون اساسی تعیین آن را به مجلس نمایندگان مردم واگذار کرده است. هر ایرانی با رسیدن به هیجده سالگی حق انتخاب کردن دارد و چگونگی کاربرد آن حق نیز برابر با قانون با خود اوست. حق تصمیمگیری چگونگی شرکت در روند سیاسی با شهروند است.
انتخابات و حق انتخاب کردن در تاریخ ایران گذشتهای دیرین ندارد و نخست در سالهای پایانی سده سیزده خورشیدی و با انقلاب مشروطیت آغاز شده است. تا دهه چهل سده چهارده خورشیدی زنان حق انتخاب کردن نداشتند و شهروند شمرده نمیشدند. تاریخچه شرکت بیواسطه زنان ایرانی در روند تصمیمگیری سیاسی هنوز به پنجاه سال نرسیده است، و در باره مردان اندکی بیش از دو برابر آن است. تاریخ کهنسال ایرانیان و یادمانهای آن در این باره یاور شهروندان ایران نیست، و میتوان گفت روان و بازماندههای فرهنگی و ادبی تاریخی ایرانیان با آن بیگانه و چه بسیار که ناسازگار با آن است.
انتخابات در ایران هنوز بیشتر تصمیم شهروندی در باره کسان تصمیمگیرنده در سیاست است تا تصمیمگیری مستقیم سیاسی شهروندان. کمتر موضوعها یا گرهگاههای سیاست ایران به رای مردم گذاشته میشود و بیشتر کسانی که در ریاست جمهوری، مجلسها و شوراها حق تصمیمگیری خواهند داشت برگزیده میشوند. و این با روند جهانی انتخابات نیز سازگار است. اگرچه سپردن تصمیمگیری به شهروندان در گرهگاههای سیاسی نیز در روند جهانی انتخابات جای گرفته است و بهتر است نمایندگان مردم ایران نیز با سپردن برخی تصمیمگیریها به شهروندان، بویژه تصمیمهای دیرپا یا با پایندگی و دوام بیش از چند دوره مجلس، در پرورش شهروندان آگاه و آماده تصمیمگیری کوشا باشند.
واقعیتهای کشور و همسایگان آن بگونهای است که همواره ممکن است به تصمیمگیریهایی با برد دراز مدت یا ماندگار و پایدار نیاز افتد. نمایندگانی که به مجلس میروند بایستی هم توان تصمیمگیری و هم توانایی واگذار کردن آن به شهروندان را داشته باشند. یعنی آنها نیز خود را شهروند ایران با حق و وظیفه شهروندی بدانند و نه مالک کشور یا صاحب دیگران. با این روش میتوان از تبدیل رقابتهای کوتاه مدت سیاسی به کینهها و دشمنیهای همه عمری پرهیز کرد. این در گذشته تاریخی ایران شدنی نبوده است، چون ساز و کار نمایندگی مردم یا واگذاری حق تصمیمگیری به خود مردم وجود نداشته است. و برای آن است که تاریخ ایران مالامال از کینه و دشمنی و تلخکامی کین خواهی و انتقام و انتقام جویی است. نماینده مردم بایستی دریابد که نماینده برای مدتی کوتاه است و بتواند بی دغدغه آن را واگذار کند، حتی اگر ناچار از تصمیمگیریهای با برد بلند نیز باشد.
در انتخابات نمایندگان مردم آنچه ویژگی ایرانی دارد کم شناخته بودن این حق شهروندان از سویی و رفتار حق ناشناسانه تشنگان قدرت سیاسی از سوی دیگر است. هنوز هم هر گاه که هر ایرانی بکوفت زیر نعلین خویش میخی چند، آستینش گفت سرهنگی، که بیا نعل بر ستورم بند. هنوز هم شناساندن حق شهروندی انتخاب کردن، و استقلال شهروند در انتخاب نماینده خویش، روشنگری مهم زمان انتخابات میتواند باشد. تنها شهروندانی که به ارزش استقلال فردی خویش پی برده باشند توانایی تشخیص کسانی را خواهند داشت که توان تصمیمگیری مستقلانه به نمایندگی از سوی آنها را دارند. و نمایندگان مردم بایستی هم توانایی تصمیمگیری و هم توانایی استقلال در تصمیمگیری را داشته باشند تا بتوانند از میان راه حلهای گوناگون دشواریهای سیاسی و اجتماعی بهترینها را برگزینند. تنها آن کس که توانایی تصمیمگیری مستقلانه دارد از سنجش راه حلهای گوناگون و شنیدن دیدگاههای بسیار هراس نخواهد داشت، و تنها آن کس که به آزادی خویش در تصمیمگیری پایبند است میتواند به آزادی دیگران در بیان دیدگاهها و جستجوی راه حل بهتر از میان چندین و چند راه حل میدان باز کند. و انتخابات هم میدان رقابت تصمیمگیرندگان آینده و هم میدان ارزیابی دیدگاههای سیاسی و اجتماعی آنها و راه حلهای آنها برای دشواریهای پیش رو در سه چهار سال آینده است.
باری، در انتخابات نه سخن از سیرت پادشاهان است و نه گفتگو از اخلاق درویشان. شاید از عشق و جوانی در آن نشانهای باشد و در رقابتها نیز از آن بهره گیرند. اما از خاموشی فایدهای نخواهد بود. نه از خاموشی کسانی که خود را شایسته تصمیمگیری در مجلس میدانند و راه به مجلس ندارند، و نه از خاموش کردن شهروندانی که حق انتخاب کردن، هنوز که هنوز است، تنها راه شرکت بیواسطه آنها در روندهای سیاسی است.

دیدگاه خوانندگان (1)
ای داد از این همه بیداد
خواهم که ز غم شوم آزاد
از جور و ستم همه فریاد
چون هستی من شده بر باد...
January 17, 2008 12:26 PM | نویسنده: Elham