بایگانی ماهانه

May 2008
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

آمار

یادداشت‌ها: 503

دیدگاه خوانندگان: 1318

تا روز: ۱۷ اسفند ۱۳۸۶

جایگاه زنان در مجلس‌های قانونگذاری جهان

فرا رسیدن روز جهانی زن، روز یادآوری دگرباره مبارزه برای برابر حقوقی زنان و مردان در سراسر جهان را شادمانه شادباش می‌گویم.

در این روز می‌توان از خواست فرصت‌های برابر در آموزش و پرورش برای زنان و مردان از کودکستان تا دانشگاه، از خواست فرصت‌های برابر در بازار کار برای زنان و مردان، از خواست دستمزد یکسان برای کار یکسان هم برای زنان و هم برای مردان در کشور سخن گفت. و از بسیاری خواست‌های دیگر که حقوق زنان را همان حقوق بشر می‌سازد.

اما ایران پیش از هر چیز به قانون برابری زنان و مردان در زندگانی اجتماعی و سیاسی نیاز دارد. و آن به دست نخواهد آمد مگر زنان ایران خود به مجلس نمایندگان مردم رفته و قانون کشوری را آیینه نیازهای خود سازند. همزمانی روز جهانی زن امسال با انتخابات مجلس فرصتی است برای نگاهی به چگونگی مشارکت زنان در مجلس‌های جهان و جایگاه مجلس قانونگذاری ایران در میان آنها.

در آمار مجلس‌های جهان تا پایان سال 2007 میلادی درسد زنان نماینده در مجلس‌های قانونگذاری 188 کشور جهان در 135 پلکان پشت سر هم جای گرفته ‌است، چون درسد‌ زنان نماینده در مجلس‌های برخی کشورها یکسان است، اگرچه زنان نماینده یا همه نمایندگان آن مجلس‌ها با هم برابر نیستند.

نگاهی به آمار مجلس‌های قانونگذاری کشورهای جهان نشان می‌دهد برای برابری راستین زنان و مردان در سیاست و جامعه هنوز راه درازی در جهان بایستی پیموده شود. در هیچ کشوری هنوز زنان نیمی از نمایندگان مجلس نیستند. تنها در چهار کشور رواندا، سوئد، فنلاند و آرژانتین زنان بیش از چهل درسد نمایندگان مجلس هستند.

رواندا با 39 زن از 80 نماینده مجلس، با نزدیک به چهل و نه درسد، جایگاه نخست را در جهان دارد. جایگاه دوم تا نهم از آن سوئد، فنلاند، آرژانتین، هلند، دانمارک، کوستاریکا، اسپانیا و نروژ است. کوبا با 219 زن از 609 نماینده مجلس، با سی و شش درسد، در جایگاه دهم جهان است.

از هشت کشور صنعتی جهان آلمان در پله 17، کانادا 50، بریتانیا 60، فرانسه 64، ایتالیا 68، ایالات متحده آمریکا 71، روسیه 84 و ژاپن در پله 105 ایستاده‌اند. هند با 49 زن از 541 نماینده در پله 107 و چین در پله 54 جهانی جای گرفته‌اند. یعنی تا آنجا که به حقوق زنان برمی‌گردد آشفتگی در جهان چشمگیر است.

جایگاه دهم کوبا نشان می‌دهد که دیکتاتوری فیدل کاسترو زن ستیز نبوده است. جایگاه‌های 17 آلمان و 105 ژاپن و این همه فاصله از یکدیگر بر افسانه دموکراسی صادراتی آمریکایی دستکم در باره مشارکت زنان مهر باطل می‌زند، و جایگاه 71 ایالات متحده آمریکا، که بسیار پایین‌تر از میانگین جهانی درسد مشارکت زنان در مجلس‌های قانونگذاری است، جلوه‌ای زن ستیزانه به دموکراسی تا به امروزی آمریکایی می‌دهد. پله‌های 54 چین و 84 روسیه نشان می‌دهد که زن دوستی دستگاه دولتمداری کاسترو را نمی‌توان به پای سوسیالسم خواهی آن گذاشت.

جایگاه ایران را با 12 زن از 290 نماینده مجلس در پله 125 از 135 پلکان جهانی تنها می‌توان هشدار دهنده دانست. در 10 پله پس از ایران تا پایان جدول جهانی تنها 20 کشور از میان 188 کشور جهان جای گرفته‌اند. هائیتی با ایران هم پله است و مشارکت زنان در مجلس نمایندگان مردم در 166 کشور جهان بیش از ایران است. و این هشدار پیش از هر کس به زنان ایران است تا خود را اسیر تابوهایی نکنند که مردان سیاستمدار برایشان می‌سازند و همواره و همیشه خود آماده گفتگو و داد و ستد مستقیم و بی‌واسطه با دولت و حکومت ایران باشند.

در میان همسایگان ایران عراق در پله 33، ترکیه 107، ارمنستان 106، آذربایجان 98، ترکمنستان 74، افغانستان 27، پاکستان 51، امارات متحده عربی 44، پیش از ایران و بحرین 130، کویت 132، قطر و عمان و عربستان هر سه در واپسین جایگاه جهانی در پله 135 پس از ایران ایستاده‌اند. جایگاه برتر افغانستان و عراق برای مجلس‌های زمان اشغال آنهاست و کویت بسیار پیش از آنها به اشغال نیروهای آمریکایی درآمده بود و جایگاه 132 آن نشان می‌دهد که از اشغال نیز زنان کویتی نمی‌توانسته‌اند بهره‌ای ببرند. ترکیه سکولار در جایگاه 107 و پاکستان اسلامی در جایگاه 51 ایستاده‌اند. پیشینه سوسیالیستی در این زمینه دستاورد چشمگیری حتی مانند پاکستان نیز برای سه کشور ارمنستان، آذربایجان و ترکمنستان نداشته است. خطی که بحرین و کویت و قطر و عمان و عربستان را در واپسین جایگاه‌ها به هم پیوند می‌دهد از یمن در پله 134 و مصر در پله 131 نیز می‌گذرد.

همه آنچه گفته شد نشان می‌دهد که جنبش زنان خود بایستی بار خویش را به دوش گیرد تا بتواند زنان را در جایگاه شایسته اجتماعی و سیاسی آنها بنشاند. جنبش زنان بایستی مستقل از دیگر جنبش‌ها راه خویش سپارد و خواست‌های مستقل خویش را پیش نهد و رابطه خود را با دولت‌ها و حکومت‌ها مستقل از دیگر جنبش‌ها، بویژه مستقل از دسته‌های گوناگون سیاسی و ایدیولوژیک، پیش گیرد تا کامیاب گردد. زنان بایستی بتوانند اسیر تابوهایی نشوند که مردان سیاستمدار برایشان می‌سازند تا بتوانند اندیشه‌های برابری خواه خویش را خود به کرسی بنشانند. جنبش زنان برای برابر حقوقی اجتماعی و سیاسی بایستی به هر گونه میانجیگری دسته‌های سیاسی و ایدیولوژیک میان آن و دولت و حکومت دست رد بگذارد و خود مستقیم و بیواسطه با دولت‌ها و حکومت‌ها، از هر نوع آن، به گفتگو و داد و ستد پردازد.

دیدگاه خوانندگان (1)

آقای هوشنگ دودانی که نوشتی زنان به محلس بروند....

کدوم مجلس رو که ننوشتی، فقط نوشتی با انتصاب و تایید شورای نگهبانِ و التزام به سیدعلی خامنه ای به مجلس بروند.
خب پس خودت هم بنویس زنان منتصب علی خامنه ای در مجلس انتصابی جز تمجید حکومت علی خامنه ای قراره چه کاری انجام بدهند.

---

گرامی مریم!

نه، نه، نه. اگر خانم‌ها توانستند به مجلس بروند نباید گوش به فرمان بشوند. نماینده مجلس گوش به فرمان هیچ کسی نباید بشود. نماینده مردم، چه زن باشد و چه مرد، پیش از هر چیز باید استقلال رای داشته باشد و در تصمیم‌گیری به نام نماینده مردم نخست بایستی به وجدان خود پایبند بماند. هیچ تصمیم نماینده مردم در مجلس نباید وجدان او یا استقلال رای او را پایمال کند.
شیطنتی را که در باره نامگذاری مجلس کرده‌ای نادیده می‌گیرم. نام مجلس در اسناد رسمی همان است که در قانون اساسی آمده است.