در جستجوی رییس جمهور آینده
هماکنون دیدم اکبر منتخبی نوشته است «چه کسی باید کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شود؟» و لیستی هم داده است. برایش نوشتم:
اکبر جان! من در سه جا صراحت دارم. محمد خاتمی کارش را در دستگاه اجرایی کشور کرده و از دیدگاه من با سربلندی هم کرده است و پایان. هرگونه طرح کردن او بیجاست. چرا باید کاری کرد که او به خود پشت پا بزند. خاتمی را برای دستگاه اجرایی برای همیشه فراموش کنید.
علی لاریجانی تازه به مجلس میرود. او باید در مجلس بماند و مجلس هم به او نیاز دارد. نباید گذاشت علی لاریجانی همان خطای نوری و خانم کدیور را بکند که هنوز اعتبارنامه شورای تهرانشان خشک نشده آنجا را رها کردند و با آن کار هم به خود و هم به شورای تهران بسیار آسیب رساندند. مباد علی لاریجانی چنان خطایی بکند، آن هم با مجلس. چون این خطا دیگر شناخته شده است.
از میان آن دیگران غلامحسین کرباسچی تنها کس است که اگر بپذیرد نامزد شود من با همه توان و قدرت استدلال خود از نامزدی او با نام و نشان پشتیبانی خواهم کرد. اگرچه این کار من نیست و در باره هیچ کس دیگر چنان نمیکنم. او شایستگی معاونت خاتمی یا ریاست جمهوری پس از او را در گذشته هم داشت. تواناست، وفادار است. همه آنچه را که احمدینژاد دارد او هم داشت و دارد هنوز هم. اما قدرش را ندانستند. او توانایی رقابت متمدنانه با احمدینژاد را دارد. رقابت متمدنانه او با احمدینژاد به هر نتیجهای برسد به سود کشور است. ایران رییس جمهوری توانا خواهد داشت اگر او بیاید. و اگر احمدینژاد بماند ریس جمهوری با تجربه.
با روح چنین استدلالی من در رقابت کرباسچی با احمدینژاد یک تصحیح رفتار سیاسی در کشور میبینم. ایران به آن رفتاری که با کرباسچی کردند نیاز نداشت. رفتار خود او هم پس از آن استواری لازم برای اعتماد به او را داشت. انتخابات آینده ریاست جمهوری باید صراحت برنامهای بیشتری داشته باشد. اگر احمدینژاد بماند به سود جمهوری است و اگر برود و کرباسچی بیاید به سود جمهوری بیشتر است. هر کس دیگری هم جز محمد خاتمی و علی لاریجانی میتواند خود را با این استدلال جای کرباسچی بگذارد. نامزدهای من بسیار بیش از اینهایی است که شما نوشتهای اگر کرباسچی نپذیرد. اما کرباسچی تنها کس است که من شخصا به او میگویم بیا، به سود کشور است و برای آن هم دلیل دارم. ترکیب کرباسچی رییس جمهور و لاریجانی رییس مجلس میتواند همه طیفهای اجتماعی کشور را نمایندگی کند. ترکیب احمدینژاد و لاریجانی را هم اگر مبارزه انتخاباتی برنامهای باشد میتوان وادار به انجام برخی کارها کرد. پس میبینی که در انتخابات آینده ریاست جمهوری کشور میتوان کاری کرد که از هر سو امید بزاید.

دیدگاه خوانندگان (5)
خاتمی هم مقبوليت داخلی دارد و هم خارجی اگر او بيابد همچون رنگين کمانی به همه طيف های موجود در کشور بها می دهد او همه را دوست دارد و همه او را از ياد نبريم جهان مردان صلح رامی ستايد نه مردان جنگ را به نظر من احمدی نژاد و بوش خيلی شبيه همند البته از اين جهت که هر دو تفکرات متعصبانه دارند و فاشيستند ولی محمد خاتمی يک استثناست
May 9, 2008 5:52 PM | نویسنده: محمد
درباره ی شخص مهندس کرباسچی هم انتقادات بسیاری در حوزه ی کاری ایشان در شهرداری دارم اما می توان آن را به مدیریت ایشان بخشید ....
در باره جناب محمد خاتمی هم اعتقاد ندارم که ایشان تمام شده اند. بگذارید ما تمامشان نکنیم...
از شما و دوستان هم می خواهم دیالوگ انتخاب کاندیدای ریاست جمهوری را تمام نکنید و تا انتخاب یک شخص و فقط یک شخص مناسب ادامه یابد، بی آن که قرار باشد نظر همه لزوما تامین شود. بلکه همه حرفشان را زده باشند...
درود بر شما.
May 7, 2008 1:14 PM | نویسنده: آرمین
ترکیب کرباسچی رییس جمهور و لاریجانی رییس مجلس میتواند همه طیفهای اجتماعی کشور را نمایندگی کند.
با مخالفتی که با بخش زیادی از مطلبتان داشتم که البته همه اش بر فرض تایید آقای کرباسچی چیده شده بود، این، جمله ایست که مرا عصبانی کرد. واقعا شما به این جمله اعتقاد دارید؟ جامعیت این جمله چقدر است؟ لاریجانی را غیر از یک آدم باهوش، آن هم در مقایسه چه می شمارید؟ غیر از سیاس بودن که آن هم عموما به سود مردم ما نبوده است. آقای لاریجانی را خوب خاطرم هست که در انتخابات مجلس شهر آمل دوره سوم با ژست جالب روشنفکری و لباس سراپا سفید در انتخابات این شهر شرکت کرد و به خواری رای نیاورد. می دانم. این ها ملاک نیست اما قبول کنیم که افرادی مانند لاریجانی، قالیباف و یکی دو نفر دیگر اگر گردن کلفتی داشته باشند یا بسیار هم باهوش باشند یک غلام حلقه به گوشند و بی شک اطرافیانشان هم، اما خاتمی را اگر بپذیریم که خود حلقه ی گوشش کمی هم شل بود اطرافیانی داشت که حلقه را از گوششان بیرون آوردند و بیشتر نماینده ی طیف آزادی خواه مردم شدند و عملا بی حمایت من و تو از صحنه حذف گردیدند.
و اما در مورد جناب کرباسچی که اگرچه شناخت مستقیمم از ایشان زیاد نیست اما عرضم در تایید سخن محسنی عزیز این است که ایشان تایید نمی شوند و اگر بشوند هم شک نکنید که با شعار به دزد رای ندهید ملت به ایشان رای نخواهند داد.
و اما در مورد تجربه ی احمدی نژاد که فرمودید عرض می کنم یک کارگر خوب ساختمانی که سنش دوبرابر احمدی نژاد باشد ممکن است آجر پرت کردن و دیوار چیدن را به خوبی بلد باشد اما مثل دکتر احمدی نژاد استاد دانشگاه نمی تواند طراحی سازه را انجام دهد. تجربه ی احمدی نژاد مثل دندانساز تجربی است و فکرش از پایه دچار اشکال و فایده اش در همین حد است که پول هایی که از دست من و تو فرار می کند به جیب شخص او نمی رود اما اگر در حوزه های فنی این کشور بررسی کرده باشید به وضوح پیداست که چه کسانی مجریان بزرگترین پروژه های فنی این کشور بودند و رانت های به ظاهر پاک را نزدیکان فکری ایشان تناول کرده اند.
---
گرامی آرمین!
بیشک آن جمله که شما را عصبانی کرده یک تعریف جامع و مانع علمی نیست. و نیاز هم نیست چنان باشد. اما ما، یعنی شما و من و دیگر کسانی که به آن توجه خواهند کرد، تا خود انتخابات ریاست جمهوری زمان داریم تا آن را دقیقتر بکنیم اگر کرباسچی بیاید.
هوشنگ
May 7, 2008 1:10 PM | نویسنده: آرمین
دوست ناديده هوشنگ عزيز
سلام و ارادت
من می دانستم که گزينه های ما خيلی محدود هستند اما اين نظر سنجی را گذاشتم که ببينيم ما به چه کسی نياز داريم.
من می دانم که خاتمی نمی آيد
کرباسچی نمی آيد
مير حسين موسوی نمی آيد
هاشمی نمی تواند بيايد
کروبی برای ما مفيد نسيت
رضا خاتمی تاييد نمی شود
اما می دانم که اينها به هر حال پتانسيل هايی هستند که در صورت لزوم ممکنه حکومت با تمام جهت گيری ها عليه آنها با آنها همکاری و ائتلاف کنه. مگر ر انتخابات رياست جمهوری اين گونه نشد؟ معين تاييد شد .
ما بايد بگرديم و اوبامای خودمان را پيدا کنيم. کيست؟ زمان به سرعت درحال سپری شدن است. اون کسی که مردم سابقه خوب از او دارند و می دانند اگر بيايد خيلی خوب می شود کيست
May 3, 2008 6:51 PM | نویسنده: اکبر منتجبی
هوشنگ عزيز!
نبايد زياد تخيلی هم فکر کرد. کرباسچی با محکوميتی که دارد به هيچ عنوان تاييد نمی شود. درست مثل مهاجرانی.
گزينه های ما واقعن محدودند.
انشالله که ختم به خير شود.
---
گرامی وارطان!
خیر است. محکومیت کرباسچی از آنگونهای نبود که مانع شود. تنها یک مانع وجود دارد نخواستن خود او. وجود مجلس را برای برداشتن مانعهای دیگر نباید فراموش کرد. سی سالگی انقلاب باید بگونهای نمایش بلوغ باشد. هم در مجلس و هم بیرون آن. پذیرش کرباسچی نوعی لبخند به گذشته است که نیاز نیست تنها با حسرت به آن نگاه کرد. آن سو هم احمدینژاد هست. او اگرچه خوشگل نیست ولی به گفته آقای خامنهای دستش پاک است. نمیتوانند احمدینژاد را ار رقابتها کنار بکشند چون کنار کشاندن او اعلام رسمی شکست او است. تراشیدن رقیبهای کمتوان یا ناتوان برای او هم باز همین معنی را خواهد داشت. با مجلسی که میآید و وجود احمدینژاد، آقای خامنهای دیگر دغدغههای انتخابات گذشته را نخواهد داشت، آقای رفسنجانی هم خوشبختانه در زمین است و آقای کنی در مجلس خبرگان. رقابت در انتخابات ریاست جمهوری جدیتر میشود بدون آنکه دغدغههای انتخابات گذشته به میان آید. برای آن است که باید تا آنجا که در توان بلوغ سی ساله هست برنامه کاری چهار ساله با چشمانداز هشت ساله تدارک دید.
هوشنگ
May 2, 2008 11:03 PM | نویسنده: وارطان