همراه با برگزیدگان مردم ایران
با تصویب اعتبارنامههای بیش از دو سوم نمایندگان، دوره هشتم مجلس جمهوری هیات رییسه خود را برگزید. برای یک سال آینده علی لاریجانی رییس، محمد حسن ابوترابی فرد و محمدرضا باهنر نایبان رییس شدند که با همکاری شش منشی و سه کارپرداز مجلس را اداره خواهند کرد.
علیه اکثریت نمیتوان حکومت کرد. بر این پایه است که رییس مجلس را نیروی سیاسی اکثریت دار در مجلس پیشنهاد میکند، و چون در میان نمایندگان اکثریت دارد میتواند خواست خود را با رای اکثریت نمایندگان به کرسی بنشاند. نزدیکان سیاسی علی لاریجانی با نام اصولگرایان 229 تن از نمایندگان را گرد آوردند و با خواست 161 تن از آنها علی لاریجانی را به مجلس پیشنهاد کردند. و مجلس او را با رای 237 نماینده به ریاست برگزید.
مجلس مستقل از قوای دیگر کشورداری است و ساماندهی ساختار آن نیز با خود مجلس است. آیین نامه اجرایی آن را خود نمایندگان مینویسند و هیات رییسه مجلس بر پایه آن برگزیده میشود. هیات رییسه مدیریت مجلس را بر عهده دارد و برپایی و نگهداری نظم مجلس نیز با آن است. سازماندهی مجلس برای انجام کارهای خود با خود مجلس است و برای آن از گروهبندیهای ثابت یا موقت نمایندگان سود میبرد. چگونگی آنها را خود نمایندگان در آیین نامه مجلس تعیین میکنند. مجری آیین نامه هیات رییسه مجلس است. و بدینگونه است که میتوان گفت نمایندگان مردم در مجلس به هیچ دستور یا سفارشی بسته یا پایبند نیستند و در تصمیمهای خود در مجلس تنها از وجدان خود پیروی میکنند. و علی لاریجانی پیش از آنکه رییس مجلس باشد نماینده مجلس است و برای آن است که توانسته است رییس مجلس نمایندگان شود.
علی لاریجانی پس از گشایش مجلس به ریاست موقت آن نیز برگزیده شده بود و تا تصویب دو سوم اعتبارنامههای نمایندگان مجلس را اداره میکرد. او در نخستین چالش میان نمایندگان پاسخی نمایندهوار به یکی از همکارانش داد که میتواند نویدبخش روزگار خوشی برای مجلس باشد، اگرچه علی لاریجانی خود در نمایندگی مجلس تازه کار است.
در هیاهوی کشاکش بر سر اعتبارنامهها نمایندهای فریاد دادرسی از آقای خامنهای را بلند کرد. لاریجانی به درستی کشاکش را برآمده از کاستی آیین نامه کنونی مجلس دانست و پاسخ داد باید به خود، یعنی نمایندگان، شکایت ببریم و آیین نامه را درست کنیم. و کاستی آنجاست که هر نمایندهای میتواند با اعتراض به اعتبارنامه نمایندگان دیگر دست کم آغاز به کار آنها را به تاخیر اندازد حتی اگر نتواند مانع از نمایندگی آنها بشود. و خندهدار آنکه هیات رییسه دایمی مجلس پیش از تصویب اعتبارنامه همه نمایندگان برگزیده میشود، با آنکه هیات رییسه موقت نیز برگزیده خود مجلس است. روشن است که آیین نامه از روزگاران سپری شده بر جای مانده و نمایندگان مجلس تاکنون توانایی یا اراده سازگار کردن آن با زمانه خود را نداشتهاند.
اگرچه علی لاریجانی در نمایندگی مجلس تازه کار است اما او پشتوانهای غنی از مدیریت در سی ساله گذشته دارد و از دانش آن نیز برخوردار است. همکاران آینده او در مدیریت مجلس نیز پشتوانه خوبی از مدیریت درون مجلس دارند. و این برای کسانی که با دلسوزی کار مجلس و نمایندگان مردم را پی میگیرند میتواند نوید بخش باشد.
مجلس اگرچه خود ساختار خود را بسته به نیازهای خود سازمان میدهد اما کارکردهای آن در قانون اساسی آمده است و تنها در چارچوب آن میتواند به کار پردازد. مجلس تنها نهاد قانونگذاری در قانون اساسی کنونی کشور است و قانونگذاری یکی از کارکردهای آن است. سامان کشوری و سامانبخشی همزیستی شهروندان در جامعه با قانون و قانونگذاری مجلس است. این وظیفه مجلس است چون از سوی مردمان کشور برای آن برگزیده میشود. گذشته هر چه بود اکنون مجلس تنها نهاد قانونگذاری کشور است و چون و چرای چندانی در این باره در میان ایرانیان نیست، اما چگونگی انجام آن پیش از هر چیز به توانایی و اراده نمایندگان مجلس در انجام وظیفههای بنیادی خود بستگی دارد که قانونگذاری یکی از آنهاست.
نظارت کارکرد دیگر مجلس و یکی دیگر از وظیفههای بنیادی آن است. و تا آنجا که به مجلس کنونی ایران برمیگردد میتوان کارکردها و وظیفههای بنیادی آن را در قانونگذاری و نظارت بیان کرد. تا سال 1368 چنان نبود و برگماری هم کارکرد سوم و یکی دیگر از وظیفههای بنیادی مجلس بود. برگماری همچون کارکرد سوم مجلس در گذشته آن بود که رییس دولت را تا سال 1368 مجلس تعیین میکرد. و نظارت و برگماری در هم تنیده بود و نظارت مجلس بر دولت تا برکناری رییس دولت و آوردن کسی دیگر نیز پیش میرفت. و این چشم اسفندیار دموکراتهای کنونی ایران است. چرا که ایرانیان امروزی فهم یکسانی از آن ندارند و شکاف در دیدگاههای آنها در مجلس نیز بازتاب مییابد.
گذشته از شیفتگان خودکامگی، که بی هیچ پرده پوشی در میان ایرانیان هستند و شاید همان شیفتگی بود که در نخستین کشاکش نمایندگان پای آقای خامنهای را به میان میکشید، آرزومندان دموکراسی و مردم سالاری هم از کارکردهای مجلس فهم یکسان برآمده از واقعیتهای کنونی کشور ندارند. کارکرد برگماری مجلس از نخستین مجلس قانونگذاری ایران تا سال 1368 با مجلس بود و با تغییر قانون اساسی در سال 1368 این کارکرد برچیده شد. برگماری آنگونه بود که نخست وزیر رییس دولت را مجلس تعیین میکرد. امروزه اما رییس جمهور برگزیده مردم رییس دولت هم هست و برگمارده مجلس نیست.
نه تنها در ده ساله نخست جمهوری بلکه در همه دورههای مجلس مشروطه هم مجلس همواره دارای سه کارکرد قانونگذاری، برگماری و نظارتی بود. با برچیدن برگماری اما کارکرد نظارتی برچیده نشد بلکه چند و چون دیگری یافت. و فهم آن چند و چون در میان ایرانیان یکسان نیست. آن کس که دل به مجلسهای مشروطه بسته و دستاوردها و تجربههای آن را چراغ راه خویش میسازد و ناکامیهای آن را نادیده میگذارد، آن کس که حتی با داشتن رییس جمهور اقتدار بی چون و چرای مجلس را در رفتار با دولت و رییس آن تا سال 1368 به یاد میآورد و در حسرت آن به سر میبرد، اگر کوششی آگاهانه نداشته باشد به دشواری توانایی فهم چارهگریهای مهدی کروبی را به هنگام ریاست مجلس خواهد داشت.
مهدی کروبی نخستین رییس مجلس در تاریخ ایران است که مجلس بدون کارکرد برگماری را اداره کرده است. او برای نخستین بار مجلسی را اداره میکرد که خود برگمارنده رییس دولت نبود و بایستی آن را کنترل کرده و بر کار آن نظارت میکرد. شاید برای آن است که گرایش به توازن و هماهنگی یکی از جلوههای برجسته مهدی کروبی در سیاست ایران بوده است. علی لاریجانی کامیاب خواهد بود اگر آن گرایش به توازن و هماهنگی را، هم در مجلس و هم بیرون آن، کارکرد ویژه رییس مجلس دانسته و توان و دانش خود را در آن راستا به کار اندازد. چنان باد.

انتخابات رياست جمهوری در ايران در ميان چپ نما نتيجه اش از هم اکنون روشن است.
اما چپ واقعی هنوز در کمند عبور از مصادرات انقلاب است.
وگرنه چپ های واقعی در ايران هنوز آبروی خود را حفظ کرده اند.
احمدی نژاد راه سوسيال دموکراتيک را در ايران هموار کرد.
البته به گونه ای که خود را بيمه ای برای دو دوره ی رياست جمهوری کند.
رياست جمهور آينده بايستی احمدی نژاد باشد.