بایگانی ماهانه
March 2010
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
آمار
  • یادداشت‌ها: 643
  • دیدگاه خوانندگان: 1343
  • بازتاب از خوانندگان: 49
August 13, 2008

واگویه‌های صلح‌خواهی

جنگ در قفقاز پایان یافت. هنوز نمی‌توان گفت صلح بر پا شده یا در چشم‌انداز است. هم رییس جمهور روسیه و ‏هم رییس جمهور گرجستان پایان جنگ را پذیرفتند. کسانی که جنگ ندیده‌اند، یا از بدکاری‌های حکومت‌ها به ‏تنگ آمده‌اند، بهتر است نگاهی بیاندازند به آنچه از روز گشایش بازی‌های المپیک پکن تا به امروز در قفقاز ‏گذشت، تا دریابند یا به یاد آورند جنگ چیست حتی اگر ندانند یا نخواهند بدانند صلح چیست. جنگ پایان یافت و ‏صلحی در چشم‌انداز نیست. ‏

درسنامه‌های دانشگاهی را چند روزی به کناری گذاریم و اگر ضد جنگ یا صلح‌دوست یا هر دو آن هستیم به ‏قفقاز بنگریم. به قفقاز از روز جمعه گذشته تا به امروز. تا به امروز جنگ بود، از امروز جنگ نیست و صلحی هم در ‏چشم‌انداز نیست.‏

راست است که خودکامگان دشمن دموکراسی هستند، اما دموکراسی دشمنی بزرگتر از حماقت‌های ‏دموکرات‌ها ندارد. حماقت بزرگتری هم هست و آن این است که آدمیان نبود صلح را با بودن جنگ یکی ‏دانسته و حساسیت خود به دژخویی انسان را در جنگ از دست داده و به دام جنگ‌افروزان بیافتند.‏

‏ در قفقاز جنگ بود. هزاران انسان کشته یا زخمی شدند. هزاران انسان آواره شدند. هزاران انسان داغدار شدند ‏و هزاران خانواده پاشید. هزاران خانه و کارگاه و کشتزار سوخت یا ویران شد. جنگ پایان یافت و ترس و ‏ویرانی و مرگ بر جا گذاشت. آنچه از جنگ بر جا می‌ماند صلح نیست، ترس است، ویرانی است و مرگ. صلح با ‏جنگ به دست نمی‌آید، صلح با خرد و تدبیر برای پرهیز از جنگ به دست می‌آید.‏

حماقت تاریخی و جبران ناپذیر رییس جمهور گرجستان جنگ را آغاز کرد. حکومت روسیه بخشی از درس‌هایی را ‏که در بالکان آموخته بود در قفقاز پس داد. جرج بوش رییس جمهور آمریکا هم پیش از پایان جنگ سخن‌تازی‌هایی ‏کرد. سخنان دستوری و نابخردانه دیروز جرج بوش رییس جمهور آمریکا هم تنها نشانه‌ای از افتادن سوگلی او در ‏گرجستان به دامی خود ساخته بود و ارزشی دیگر نداشت. ‏

چرا رییس جمهور گرجستان جنگ را برگزید. می‌توان بسیار چیزها گفت یا مانند من در این لحظه‌های واگویی ‏گفت نمی‌دانم. زمان هست می‌توانیم بدانیم. او چه می‌خواست و به چه رسید. ‏

رییس جمهور گرجستان اگر به هیچ یک از خواست‌ها یا آرزوهایش نرسیده باشد به یک چیز رسید. من در این ‏روزها ندانستم در بازی‌های المپیک چه گذشت و این دستاورد اوست. بسیاری در قفقاز یا دیگر جاهای زمین هم ‏ندانستند در بازی‌های المپیک چه گذشت و این دستاورد اوست. و بسیاری از هم‌میهنان او بی جان افتادند و ‏هرگز نخواهند دانست چه خواهد گذشت. و این دستاورد اوست و دیر یا زود مردمان گرجستان خواهند گفت چرا.‏

یک روزنامه‌نگار خارجی زیر بمباران‌ هواپیماهای روسی کشته شد. رفته بود خبر بدهد که در جنگ چه می‌گذرد. ‏خبرنگاری دیگر از یک بیمارستان در اوستیای جنوبی گزارش ‌داد که در زیرزمین آن به زخمی‌ها رسیدگی ‏می‌کرده‌اند و چند تن از پزشکان و کارکنان آن زیر آتش و گلوله سربازان گرجستان کشته شده بودند. گذشت ‏زمانی که سرباز با سرباز می‌جنگید. جنگ امروزه این چنین است. امروز دیگر جنگ برنده ندارد. و جنگ‌افروزان ‏نخستین بازنده آنند.‏

رییس جمهور فرانسه به مسکو رفت و توافق پایان جنگ با رییس جمهور روسیه را با خود به گرجستان برد. رییس ‏جمهور فرانسه جانبدارتر از آن است که در زبان من میانجی نامیده شود. او نیز باخته است. او نماینده باخت اروپا ‏در قمار جنگی رییس جمهور گرجستان بود. و رییس جمهور گرجستان توافق او با رییس جمهور روسیه را پذیرفت ‏با یک خواست که آن هم پذیرفته شد. هم رییس جمهور فرانسه پذیرفت و هم رییس جمهور روسیه. او خواست ‏که گفتگوی بین‌المللی در باره آینده اوستیای جنوبی و آبخازیا در توافقنامه نیاید و پذیرفته شد و جنگ پایان یافت. ‏

در جنگ امروزه تنها بازیگران آن نمی‌بازند. آنهایی که کنار می‌کشند یا سکوت می‌کنند تا جنگ‌افروزی‌ها را نادیده ‏بگذارند نیز بازنده‌اند. هر جا که تهدید جنگ باشد سکوت و کناره‌گیری نیز باخت است. آغاز جنگ پایان خرد ‏انسانی و باخت انسانیت است. ‏

دسته‌بندی

پیوند چاپ August 13, 2008 7:49 AM Wednesday