واگویههای صلحخواهی
جنگ در قفقاز پایان یافت. هنوز نمیتوان گفت صلح بر پا شده یا در چشمانداز است. هم رییس جمهور روسیه و هم رییس جمهور گرجستان پایان جنگ را پذیرفتند. کسانی که جنگ ندیدهاند، یا از بدکاریهای حکومتها به تنگ آمدهاند، بهتر است نگاهی بیاندازند به آنچه از روز گشایش بازیهای المپیک پکن تا به امروز در قفقاز گذشت، تا دریابند یا به یاد آورند جنگ چیست حتی اگر ندانند یا نخواهند بدانند صلح چیست. جنگ پایان یافت و صلحی در چشمانداز نیست.
درسنامههای دانشگاهی را چند روزی به کناری گذاریم و اگر ضد جنگ یا صلحدوست یا هر دو آن هستیم به قفقاز بنگریم. به قفقاز از روز جمعه گذشته تا به امروز. تا به امروز جنگ بود، از امروز جنگ نیست و صلحی هم در چشمانداز نیست.
راست است که خودکامگان دشمن دموکراسی هستند، اما دموکراسی دشمنی بزرگتر از حماقتهای دموکراتها ندارد. حماقت بزرگتری هم هست و آن این است که آدمیان نبود صلح را با بودن جنگ یکی دانسته و حساسیت خود به دژخویی انسان را در جنگ از دست داده و به دام جنگافروزان بیافتند.
در قفقاز جنگ بود. هزاران انسان کشته یا زخمی شدند. هزاران انسان آواره شدند. هزاران انسان داغدار شدند و هزاران خانواده پاشید. هزاران خانه و کارگاه و کشتزار سوخت یا ویران شد. جنگ پایان یافت و ترس و ویرانی و مرگ بر جا گذاشت. آنچه از جنگ بر جا میماند صلح نیست، ترس است، ویرانی است و مرگ. صلح با جنگ به دست نمیآید، صلح با خرد و تدبیر برای پرهیز از جنگ به دست میآید.
حماقت تاریخی و جبران ناپذیر رییس جمهور گرجستان جنگ را آغاز کرد. حکومت روسیه بخشی از درسهایی را که در بالکان آموخته بود در قفقاز پس داد. جرج بوش رییس جمهور آمریکا هم پیش از پایان جنگ سخنتازیهایی کرد. سخنان دستوری و نابخردانه دیروز جرج بوش رییس جمهور آمریکا هم تنها نشانهای از افتادن سوگلی او در گرجستان به دامی خود ساخته بود و ارزشی دیگر نداشت.
چرا رییس جمهور گرجستان جنگ را برگزید. میتوان بسیار چیزها گفت یا مانند من در این لحظههای واگویی گفت نمیدانم. زمان هست میتوانیم بدانیم. او چه میخواست و به چه رسید.
رییس جمهور گرجستان اگر به هیچ یک از خواستها یا آرزوهایش نرسیده باشد به یک چیز رسید. من در این روزها ندانستم در بازیهای المپیک چه گذشت و این دستاورد اوست. بسیاری در قفقاز یا دیگر جاهای زمین هم ندانستند در بازیهای المپیک چه گذشت و این دستاورد اوست. و بسیاری از هممیهنان او بی جان افتادند و هرگز نخواهند دانست چه خواهد گذشت. و این دستاورد اوست و دیر یا زود مردمان گرجستان خواهند گفت چرا.
یک روزنامهنگار خارجی زیر بمباران هواپیماهای روسی کشته شد. رفته بود خبر بدهد که در جنگ چه میگذرد. خبرنگاری دیگر از یک بیمارستان در اوستیای جنوبی گزارش داد که در زیرزمین آن به زخمیها رسیدگی میکردهاند و چند تن از پزشکان و کارکنان آن زیر آتش و گلوله سربازان گرجستان کشته شده بودند. گذشت زمانی که سرباز با سرباز میجنگید. جنگ امروزه این چنین است. امروز دیگر جنگ برنده ندارد. و جنگافروزان نخستین بازنده آنند.
رییس جمهور فرانسه به مسکو رفت و توافق پایان جنگ با رییس جمهور روسیه را با خود به گرجستان برد. رییس جمهور فرانسه جانبدارتر از آن است که در زبان من میانجی نامیده شود. او نیز باخته است. او نماینده باخت اروپا در قمار جنگی رییس جمهور گرجستان بود. و رییس جمهور گرجستان توافق او با رییس جمهور روسیه را پذیرفت با یک خواست که آن هم پذیرفته شد. هم رییس جمهور فرانسه پذیرفت و هم رییس جمهور روسیه. او خواست که گفتگوی بینالمللی در باره آینده اوستیای جنوبی و آبخازیا در توافقنامه نیاید و پذیرفته شد و جنگ پایان یافت.
در جنگ امروزه تنها بازیگران آن نمیبازند. آنهایی که کنار میکشند یا سکوت میکنند تا جنگافروزیها را نادیده بگذارند نیز بازندهاند. هر جا که تهدید جنگ باشد سکوت و کنارهگیری نیز باخت است. آغاز جنگ پایان خرد انسانی و باخت انسانیت است.

ضمن پوزش از شما مطلبی که در مورد عزيز عاشقی نوشته بوديد کپی برداری و در وبلاگ (تکاب تخت سليمان) قرار دادم.
با آرزوی موفقيت برای شما
---
گرامی نادر!
من هم با دیدن عکسی که گذاشتهای «سن هارلیسان» را نوشتم و به آن لینک دادم.
شاد و سرفراز باشی
هوشنگ