دو گوش برای شنیدن
دیروز در «صميمانه تر» خود «دیگر نمی پرسند» را نوشته بود. خواندم و نوشته زیر را پای آن گذاشتم. سرور خطا داشت و نوشته مرا نپذیرفت. امروز هم سرور خطا داشت و نپذیرفت. نمیدانم گذار او به اینجا میافتد یا نه. اینجا میگذارم:
من یادم نمیآید که جایی نوشتهای از جواد را دیده و با علاقه آن را نخوانده باشم. این نخستین نوشته جواد است که یک جورهایی مرا غمگین کرد. بوی نوشته مردان سی ساله را دارد. همانکه علما به آن پیری زودرس میگویند. بر من مسلم است که در پانزده بیست سال آینده جوانی شورانگیزی در پیش داری. ولی از من بشنو هر چه میخواهد دل تنگت بگو. اگر گوشهای همه جهان کر شده باشد، در سی سالگی شماها دو گوش برای شنیدن هست. و آن هم گوشهای من است. و برای آنچه در سی سالگی شماها میشنوم پیشاپیش عفو عمومی جاودان میدهم. یک. دو. سه. شروع کن.
پ.ن:
پنجاه هفتی های گرامی که پیری زودرس پیدا کرده و سی ساله میشوید. شنیدن در این واکنش من به «دیگر نمی پرسند» همان گفتگوی همیشگی ما در برابر چشمان جهانی است. اگر وبلاگ یا سایت ندارید، درست کنید خوب. برای همین بخش دیدگاه شما را در اینجا بستهام. به امید روزی که هر پنجاه هفتی یک ویلاگ داشته باشد.
