بایگانی ماهانه
July 2010
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آمار
  • یادداشت‌ها: 657
  • دیدگاه خوانندگان: 1344
  • بازتاب از خوانندگان: 49
September 24, 2008

با هشترودی تا بهار

مسوولان سرن گفته‌اند آسیب در دستگاه شتابگر پیچیده‌تر از آنی است که در نگاه نخست برآورد کرده‌اند. از آنجا ‏که دستگاه یگانه و پیچیده است بهتر دیده‌اند زمان بیشتری برای بررسی و عیب‌یابی و بازسازی آن بگذارند. تا ‏بهار سال آینده دستگاه را به کار نخواهند انداخت.‏

نمی‌توان شاد شد که دستگاه آسیب دید یا کمبودی داشته که پیشتر نیافته بوده‌اند. اما به گمان من آغاز ‏پیروزمندانه کار با دستگاه شتابگر سرن هوشیاری اجتماعی خوبی به بار آورد. ما هم می‌توانیم پاییز و زمستان را ‏با آماده کردن بیشتر و بهتر خود بگذرانیم تا در بهار آنها را بهتر درک کنیم.‏

دلم هوای پروفسور هشترودی را کرده است. چقدر به آقای رادمنش احساس نیاز می‌کنم. آقای رادمنش دبیر ‏مکانیک ما بود. جزوه می‌گفت. با کمترین واژه‌ها مکانیک را چنان در دفترهای ما می‌نشاند که بی نیاز از هر کتاب ‏درسی می‌شدیم. پرفسور هشترودی پاسخگوی کنجکاوی های برون درسی بود. انجمن فضایی، مجله فضا که ‏در پلاستیک سربسته و تمیز به ما داده می‌شد، سخنرانی‌های در فضای باز پرفسور هشترودی.‏

آرمسترانگ به ماه رفته بود و پرفسور هشترودی با فرمول‌های ریاضی برای ما ثابت می‌کرد که انسان نمی‌تواند ‏از جو زمین بیرون برود. ادبیات و فلسفه پس از آنش تماشایی بود، تا به آنجا برسد که کاستی یا کمبود در کجا ‏بوده و به راحتی پذیرفته شده بوده است، نه برای سالها بلکه برای بسیار بیش از دهه‌ها. ‏

اگر از من بپرسی سرمستی چیست. می‌گویم آنی است که پس از سخنرانی‌های پرفسور هشترودی داشتیم.‏

پرفسور عزیزم! من تو را گم نکرده‌ام، اما نمی‌دانم چرا پیدایت هم نمی‌کنم. پس کجایی تو، دلم برایت تنگ شده ‏است. من تو را دوست داشتم. در همه این سالها هیچ از شیفتگی سودایی من به سخنان تو کم نشده بود. ‏هم‌اکنون دیدم که بسیار و بسیار هم بیشتر شده است. من هنوز هم تو را دوست دارم. به یاد ندارم که حتی ‏یک بار پرسیده باشی در زمان میان دو سخنرانی چه می‌کرده‌ام. پس می‌دانستی کنجکاوی که در مغزمان ‏می‌کاشتی از ما کار خواهد کشید. نه تنها در آن روزها بلکه همه روزان و شبان سالیان سال. دلم برایت تنگ ‏شده است.‏

پروفسور عزیزم، بگم چکار کرده بودم. همین که احمدی‌نژاد رییس جمهور شد رفتم یک کتاب ششصد صفحه‌‌ای ‏خریدم که با خط قرمز بزرگ در روی جلدش نوشته شده است علوم تجربی. نام کتاب علوم تجربی است، با ‏زبانی همه فهم. همه فهم، همه دیگه، همه بچه‌های کانون فضایی که پایه‌های فهمیدن سخنرانی های تو را ‏داشتند.‏

خوش برآ با غصه، ای دل! که اهل راز
عیش خوش در بوته هجران کنند

دسته‌بندی

پیوند چاپ September 24, 2008 3:58 AM Wednesday