بایگانی ماهانه
July 2010
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آمار
  • یادداشت‌ها: 657
  • دیدگاه خوانندگان: 1344
  • بازتاب از خوانندگان: 49
October 1, 2008

آن سوی سایه خاتمی

این یکی دیگر انقلاب است. انقلابی بزرگتر از اون یکی انقلاب‌های دیگر. انقلاب انقلاب است و هر جا نیاز باشد ‏انقلاب می‌شود. چه معنی دارد آدم خودش را چنان دست و پا بسته بکند که حتی آنگاه که نیاز به یک گام به ‏پیش دارد یا در جا بزند یا هزار گام پس نشیند.‏

چه کسی می‌توانست خیالاتی شده و گمان برد که چنین انقلابی، آن هم در چنین دورانی، روی دهد. اما تا راه ‏پیشرفت بسته می‌شود شوق انقلاب را هم بر می‌انگیزد. و دیر یا زود انقلاب می‌شود. این اصل اساسی و ‏مرکزی هر انقلابی است، حتی این انقلاب بزرگتر از او یکی.‏

باور کردنش دشوار است. اما از من بشنوید و باور کنید. سیاه بر سفید نوشته شده است. ابطحی از سایه ‏خاتمی نیم وجب آن ور تر پریده است. ابطحی به خاتمی گفته بالای چشمت ابرو ست. ابطحی نوشته است: ‏‏«آقای خاتمی، شما دیگر واقع بین باشید»‏

پیدا ست که خاتمی با سکوت خود راه پیشرفت را بسته است و انقلاب می‌شود. آقای خاتمی چشم بگشا و ‏واقعیت را ببین. واقعیت آن است که برای واقع بینی در مدیریت سیاسی و اجرایی آدم کم نیست و دیگر نیاز به ‏خاتمی نیست. یکی هم ابطحی. مدیر سیاسی و اجرایی باید هم واقع بین باشد. راهنمای آرمانی و اندیشه‌ای ‏اما بایستی به آن سوی واقعیت های سرسخت نیز سری بزند تا بداند به کجا می‌رود.‏

آقای خاتمی انقلاب ابطحی را باور کن، خود را از مدیریت اجرایی دولتی کنار نگهدار، راهنمایی آرمانی و ‏اندیشه‌ای خواستی بکن، نخواستی نکن.‏

دسته‌بندی

پیوند چاپ October 1, 2008 6:48 PM Wednesday