پرواز کپرنیک
جرج بوش پسر هنگامی که روی کار آمد همه چیز را میدانست. هیچ چیز نبود که او نداند و برای آن راه حل جرج بوشی نداشته باشد. اگر هم خود چیزی در چنته نداشت، غمی نداشت، چشمها را میبست و از کشیشهای خود یاری میخواست. همکارانش هم یادشان رفت بر واقعیتها چشم بگشایند و ببیند چه میگذرد.
بحران بانکی در کشور به فلج کردن مردمان روی آورد. مردمی که با خوش بینی به وامگیری خو کردهاند و با پسانداز میانهای ندارند. باز هم چشمها در واشیگتن باز نشد. این از آن سو.
در این سوی اقیانوس هم خانم تاچر نخوابیده است و تنها چرت می زند و میتواند در انگلستان به انگلیسی ها بگوید غمی نیست و بازار خود همه چیز را رو به راه خواهد کرد.
و اگر چنان شود، زمین میماند دست به گریبان با بحران مالی، که از دهه بیست سده بیستم میلادی مانند نداشته است، و میتواند به بحرانی جهانی فرا روید، اگر چارهای یافته نشود.
چاره در پرواز روان کپرنیک است بر فراز اقیانوس ها، تا یک بار دیگر پیامبر دانش باشد و آن را بر فراز ایدیولوژی نشاند. هر ایدیولوژیی. چاره بحرانی که آغاز شده است در ایدیولوژی ها نیست. چاره در دانش کارشناسان ناوابسته و مستقل است، و به کار بستن اندرزهای آنها، در چهار سوی زمین. اقتصاد هم علم است و سیاست اقتصادی فن و هنر به کار بردن آن.
بخواب خانم تاچر خواهش میکنم، چشم بستنهای جرج بوش و دستیارانش در آمریکا ویرانگر و فاجعه بار بود، خواب تو اما آرامش بخش است، اگر چه چاره بحران مالی که سر بر آورده است در خواب تو نیست، در بیداری ما ست.
* نوشته بالا را من روز سه شنبه 9 مهر1387 پس از خواندن «لبخند مارکس و طوفان ویرانگر مالی در جهان» نوشتم.
درست پس از خواندن آن نوشته زیبا، در وبلاگ آقای آقازاده، زیر آن یک شوخی پرسپولیسی با ایشان کرده بودم، با ترانه «پرسپولیسم را بده، جای پای پروین هایم را بده» به آن لینک هم داده بودم.
امروز جمعه 12 مهر 87 پرسپولیس و استقلال در یک بازی خوب یک به یک برابر شدند. «قبل از بازي هاي پرسپوليس و استقلال حرف و حديث هميشه زياد است.»
پ.ن:
- «لازم و ضروری است که قدرتمندان و سیاست مداران امریکا و اتحادیه اروپا و ژاپن و چین برای یافتن مفید ترین راه برون رفتن از وضعیت کنونی، یک کنفرانس بین المللی فرابخوانند».
من از ایشان پرسیدهام: بدون اوپک که نفت را دارد و روسیه که گاز را، کنفرانس بینالمللی که شما فرمودهای چه میتواند بکند؟
- آقای سیف به پرسش من توجه کرده و زحمت کشیده به آن چنین پاسخ داده است:
«منظورم از این کنفرانس سامان دادن و مدیریت مفید تر مبادلات پولی و مالی است. اگرهم تا نهایت کنترل حرکت سرمایه پیش نروند حداقل نظام نظارتی و هم چنین نظام حسابداری کنترل شده ای برای نظام بین المللی درست کنند. اگر اخبار را شنیده باشید این حرف عمده ای است که حتی وزیر مالیه فرانسه می زند. که باید روشن شود که چه مسایلی باید در حساب سود وزیان شرکت ها وارد شود. البته نخست وزیر انگلیس هم برای همین موضوع به امریکا رفته است. از نتیجه سفرش خبر ندارم. درضمن در خصوص اوپک و روسیه البته توجه دارید که اوپک بیشتر از غرب به دلار های نفتی نیازمند است. یعنی اگر یک ماه از اوپک نفت نخرند و یا کم بخرند این اقتصاد های مسخره نفتی گرفتار می شوند.درست است که تقاضا برای نفت افزایش یافته است ولی فکر می کنم بخش عمده افزایش قیمت به خاطر معاملات قماری است که با نظارت بهتر برروی حرکت پول دراقتصاد جهانی که پی آمد ایجاد این سازمان بین المللی خواهد بود کنترل خواهد شد. فعلا که باید تا جمعه صبر کنیم و ببینیم که آیا کنگره امریکا آن را تصویب می کند یا خیر.»
من هم برای ایشان نوشتم:
سپاسگزارم از توجه و پاسخ شما.
دیو از شیشه بیرون پریده است. گمان نمیکنم به سادگی بتوانند شیشه عمر آن را بشکنند. نخست بایستی آن را به شیشیه برگردانند.
برای آن راه حل های کوتاه مدت تا بلند مدت نیاز هست. مقصر اصلی در نیویورک است اما نمیتوان گفت که سیاستمداران بی تقصیر بودهاند. سیاستمدارانی که چشم بستند و به قمار بازارهای مالی میدان دادند، پیش از همه در کاخ سفید. اما تنها در کاخ سفید نبود که با ایدیولوژی بازار تواناست و خود همه چیز را سامان میدهد دست روی دست گذاشتند. اکنون هم همان ها سراسیمه با فریاد کنترل بیشتر، شفافیت بیشتر و نظارت بهتر بر بازارها و بنگاههای مالی همراه میشوند تا تقصیر از خود وا کنند و پس از آن کارها را نیمه کاره رها کنند.
همچنانکه شما فرمودهای هر چه زودتر بایستی چاره اندیشی جهانی بشود و ساز و کاری هم برای آن اندیشیده شود. اما به گمان من نه به دست همان سیاستمداران، بلکه از سوی بانک های مرکزی آمریکا، اروپا، چین، ژاپن، روسیه و رهبری اقتصادی اوپک. چرا که این بحران اگر مهار نشود میتواند جهانی گردد.
اما این برای هر چه زودتر است. مهار بحران کافی نیست. باید دید چرا چنین شده است و برای بی توازنی تاکنونی که کار را به اینجا رساند چارهای اندیشیده شود.
همراه با آن نیاز هست که کارشناسان ناوابسته و مستقل طرحی نو در اندازند که جهانی باشد و همگان را در بر گیرد بگونهای که شاهرگهای دیو را ببندد اگر چه ناتوان از بستن همه رگهایش باشد. آنها میدانند دیوی که از شیشه پریده است از کجا و چگونه خوراک میگیرد و شاهرگهایش به کدام جزیرههای بهشتی بند است و چگونه میتوان آن شاهرگ ها را بست.
شاد و سرفراز باشید.
در نوشته بالا من «رهبری اقتصادی اوپک» نوشتم تا بگویم شاهان و روسای دولت ها و حکومت های ولخرج اوپک درک چندانی از این چیزها ندارند. اوپک باید در چاره یابی ها باشد اما کارشناسان و دست اندرکاران اقتصادی اوپک بهتر است کار را جدی بگیرند و به روندهای چاره یابی جهانی بپیوندند. به شاهان و روسای دولت ها و حکومت های ولخرج امید چندانی نیست، نه این ور آب نه آن ور آب.
- «بازار اقتصادی ناتوان از حل بحرانی است كه عملكرد ذاتی آن به وجود آورده است.» «تزریق 700 میلیارددلار به وسیله دولت برای مدیریت این بحران كه به دنبال مباحثات طولانی و مخالفتهای وسیع اولیه كنگره آمریكا و توافق نهایی قوه مقننه امكانپذیر شد، نشانگر این واقعیت است كه سلامت، اعتبار و بقای سیاسی در وهله اول به پویایی و كاركرد مطلوب سیستم اقتصادی بستگی دارد.»
- «اين لايحه مغاير اصول کاپيتاليسم است که دست سرمايه دار را به مسووليت خودش باز گذارده است. اين لايحه، دولت را مسوول جبران اشتباهات و زياندهي و بدهکاري هاي سرمايه دار قرار مي دهد.»
- «در شرایط کاملا جهانی شده هیچ اقتصادی از بحران نمی جهد٬ به خصوص اقتصاد نفتی و به شدت مصرفی ایران.»
